انفجار DeFi 2.0 پس از بازسازی نامنظم در سال ۲۰۲۶
عنوان اصلی: "یانگ گه گری: فوران DeFi 2.0 در بازسازی نامنظم سال ۲۰۲۶"
نویسنده اصلی: یانگ گه گری
در سه ماهه چهارم سال بیست و پنجم، با هدایت همپوشانی بازار و سیاست، امور مالی سنتی جهانی و امور مالی باز نوظهور در محیطی که به طور فزایندهای نامنظم شده بود، به شدت با یکدیگر برخورد کردند. این امر منجر به تغییرات شدیدی شد که بیشتر گرمای باقیمانده از منحنی اول (یادداشت ۱) را از بین برد و هضم ویرانههای عاطفی را در مدت کوتاه دشوار کرد. در همان زمان، امور مالی سنتی در روایت حبابگونه هوش مصنوعی و هرجومرج عصر طلایی منزوی شد و به مرحله نهایی خود رسید؛ بانکهای مرکزی در سراسر جهان مجبور شدند با سیاستهای پولی و مالی کتابدرسیوار، زیباییشناسی خشک بازار را به شکلی صلب ارضا کنند و همه را وادار کنند باور کنند که این اینرسی اقتصادی منسوخ هنوز برای مدتی قابل حفظ است.
در مقالات قبلیام، شکست مدلهای اقتصادی متعارف در تقاطع چرخه کندراتیف را به تفصیل شرح دادهام، اما تجربه آن همچنان ملموستر است. در میان این هیاهو، تنها گزارش چشمانداز بازار پایان سال کوینبیس با عنوان <چشمانداز بازار کریپتو ۲۰۲۶>، خلاصهای نسبتاً عینی و پیشبینی از وضعیت فعلی بازار و صنعت ارائه کرد. تشخیص روند کلی دشوار نیست، اما احساسات و زیباییشناسیهای نهادینه شده بیش از حد، شکاف کوتاه موجود را پنهان کردهاند. از دیدگاه فعلیام، من عمدتاً نگران سه موضوع هستم:
۱) وضعیت فعلی جهان نشاندهنده درجه بالایی از شباهت در روند رشد آنتروپی در مقایسه با دوره ۱۹۱۰-۱۹۳۵ (یادداشت ۲) است. پنجره زمانی مربوطه امروز چقدر است و چگونه میتوان در طول این فرآیند، به جای تکیه مکانیکی بر تجربیات تاریخی برای ارزیابی ریسکها و تصمیمگیری، مقایسه انجام داد؟
۲) سرعت توسعه بومی کریپتو و امور مالی باز و تضاد ناشی از برخورد آنها با امور مالی سنتی در یک بازار مثبت. کدام انرژی پتانسیل بزرگتر است و به تضاد اصلی برای مهار تضاد ثانویه دیگر تبدیل خواهد شد؟
۳) ترکیب دو موضوع اول یک مسئله غیرخطی را شکل میدهد: آیا هرجومرج در سال ۲۰۲۶ به یک نقطه عطف تبدیل خواهد شد و به یک عامل رشد مستقل تبدیل میشود که کریپتو و امور مالی باز را به سرعت وارد دنیای جریان اصلی و بازارهای مالی میکند؟
کوینبیس دادههای خوبی را در گزارش <چشمانداز بازار کریپتو ۲۰۲۶> ذکر کرده است که یکی از آنها جالبتر است: تا سه ماهه چهارم ۲۰۲۵، عرضه کلاستیبلکوین جهانی به ۳۰۵ میلیارد دلار با حجم کل معاملات ۴۷.۶ تریلیون دلار رسیده است. ما میتوانیم این دادهها را به طور تقریبی با عرضه کل M0 جهانی ۱۵ تریلیون دلار و حجم کل معاملات استفاده از ارز جهانی ۱۵۰۰ تریلیون دلار (یادداشت ۴) مقایسه کنیم. میتوان دید که عرضه استیبلکوینها ۲.۰٪ و نسبت کاربرد آنها به ۳.۲٪ رسیده است (در اینجا توجه داشته باشید که گزارش نشان میدهد میانگین فعالیت استیبلکوینها ۱۶۰٪ بیشتر از ارزهای فیات سنتی است). علاوه بر این، با اشاره گزارش به رشد مرکب سالانه مداوم ۶۵ درصدی طی ۴ سال، همراه با پیشزمینههای مختلف در سال ۲۰۲۵، دلیلی داریم که باور کنیم امور مالی باز از شکاف عبور کرده و تنها در همین سال گذشته وارد گره اکثریت اولیه شده است.
خلاصه
۱. ۱۰۱۱ نشاندهنده پایان منحنی اول کریپتو، ۲۰۲۵ نشاندهنده پایان چرخه قبلی کندراتیف
۲. آخرین سنگر زیباییشناسی اینرسی مالی سنتی و ناکارآمدی اجتماعی تحت نظارت شدید دادهها
۳. رنسانس RWA در سال ۲۰۲۵ به عنوان مسئله پشت روایت جریان اصلی
۴. اقتصادهای نوظهور و ژئوپلیتیک جهانی ۲.۰
۵. DeFi 2.0، DAT 2.0، توکنومیک ۲.۰
۶. خلاصه بازنگری ۲۰۲۵ و چشمانداز تحلیلی برای ۲۰۲۶
۱. ۱۰۱۱ نشاندهنده پایان منحنی اول کریپتو، ۲۰۲۵ نشاندهنده پایان چرخه قبلی کندراتیف
در مقاله ۲۵ ژانویه با عنوان <منحنی دوم رشد کریپتو>، به مسئله ناپایداری بازار کریپتو در گذشته در منطق سفتهبازی و روایت پرداختیم. با نگاهی به کل سال، اکنون تنها بازیگر اول میز باقی مانده است که به شیوهای متفاوت به تنهایی میجنگد، در حالی که تقریباً تمام بازیگران اصلی بازار خارج شدهاند یا تغییر شکل داده و در مسیری استوارتر شروع به توسعه کردهاند.
۱۰۱۱ بزرگترین لیکوییدیشن تکروزه تاریخ کریپتو به ارزش ۱۹۳ میلیارد دلار را رقم زد که در روزهای بعد به مجموع حدود ۴۰۰ میلیارد دلار تسویه حساب گسترش یافت. در ظاهر، این ساختار اهرمی افراطی سفتهبازی بازار منحنی اول بود که در محیطی با نقدینگی پایین به طور متمرکز لیکویید شد، اما از نظر بنیادی، این ناکارآمدی کنترلهای کاهش زیان پلتفرم به دلیل تعداد کم بازیگران در یک بازار بازی با حاصلجمع صفر بود. وقتی تنها دو بازیگر بر سر میز باقی میمانند، تمام استراتژیهای همکاری شکست میخورند و دوراهی حریف، دلیل اجتنابناپذیر پایان منحنی اول است.
مشابه برداشت بازار از کوین $TRUMP، ۱۰۱۱ اساساً سنگ بنای ایمان منحنی اول را فرسوده کرد و انتظارات باقیمانده مبتنی بر روایت محض را از بین برد، که نشان میدهد اجماع صرفاً مبتنی بر سفتهبازی قمارگونه به پایان خواهد رسید (یادداشت ۵)؛ در عوض، منحنی دوم در این فرآیند بیشتر رشد کرد و تمام شرکتهای اکوسیستم باقیمانده در حال تغییر یا نوآوری برای اتخاذ مسیر توسعه بلندمدت عملیتر هستند. بازار DeFi 2.0 مبتنی بر مدیریت داراییهای درونزنجیرهای، امور مالی RWA و توکنیزاسیون به جهت اجتنابناپذیر مرحله بعدی بازار تبدیل شده است. این شامل CEXها، بلاکچینهای عمومی و زیرساختهای برتر میشود که همگی از این روند پیروی کرده و به سمت استقرار سریع در جنبههای PayFi و RWA در حال تغییر هستند.
از سوی دیگر، تا پایان سال ۲۰۲۵، تورم اقتصادی جهانی به طور کامل به «رکود تورمی» تبدیل شده است، جایی که تعدیل سیاستهای مالی و پولی بسیاری از بانکهای مرکزی بیاثر شده و تنها نقش ارسال ارزش عاطفی باقی مانده است. انفجار نهایی اقتصاد سنتی و احساس ناتوانی در پیشبرد انتظارات هوش مصنوعی تا حد نهایی، اکنون با عصر راکفلر در ۱۹۱۰ برابری میکند و پایان کامل چرخه قبلی کندراتیف را نشان میدهد (یادداشت ۶).
در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۵، ارزش بازار انویدیا از ۵ تریلیون دلار فراتر رفت و به اولین شرکت جهان تبدیل شد که به این مقیاس میرسد. در حالی که بسیاری هنوز نسبت به اینکه این قیمت چقدر میتواند چند برابر شود خوشبین هستند، بدون اینکه حتی آن را با شرکت استاندارد اویل راکفلر در ۱۹۱۰ مقایسه کنم، فقط میخواهم اشاره کنم که کل تولید ناخالص داخلی سالانه قاره آفریقا تنها نصف این اندازه است.
با ورود به نیمه دوم سال ۲۵، تعداد بیشتری از آژانسهای رتبهبندی، صندوقهای پوشش ریسک و شرکتهای مشاوره بانکهای سرمایهگذاری شروع به نظارت دقیق بر وضعیت مالی انویدیا کردهاند. صرفنظر از ظرفیت بالادستی و پاییندستی و سودآوری آن در زنجیره صنعت، مقایسه لانگ و شورت در مورد سهم ریسک سیستماتیک انویدیا کاملاً نامتعادل شده است. به عبارت دیگر، حتی اگر اصول بنیادی همچنان بهبود یابند، حفظ این روند دشوار است؛ بهویژه با در نظر گرفتن واقعیت صنعت که هوش مصنوعی آنقدر که به نظر میرسد خوشبینانه نیست.
قابل توجه است که در ۱۹۱۱، زمانی که استاندارد اویل به دلیل اقدامات ضد انحصار به ۳۴ شرکت تجزیه شد، شناخت جهانی از تقاضای انرژی نفت در خودروها، هواپیماها و نسل بعدی صنایع خودکار بسیار روشن شده بود. با این حال، این did نتوانست از ۳۰ سال تلاطم، رکود و سازماندهی مجدد سیستماتیک که پس از ۱۹۱۱ رخ داد، جلوگیری کند. دلیل آن این است که بینظمی و هرجومرج ذاتی ناشی از شکست مرحله قبلی روابط تولید بود که در انحصارات شدید، فقر گسترده، توسعه نامتوازن، تضادهای مداوم و غیره ظاهر شد و نشاندهنده پدیده غیرقابل برگشت افزایش آنتروپی اجتماعی است.
در یک نقطه عطف چرخه بزرگ، سیاستهای اقتصادی و دانش عمومی کوتاهمدت هر دو شکست خواهند خورد. موانع توسعه اجتماعی-اقتصادی و سلامت محیطی نه به دلیل فقدان پتانسیل رشد، بلکه به این دلیل است که انسداد اینرسی اصل روابط تولید انحصاری از چرخه قبلی، یا مانع شده و یا نتوانسته از ادغام عادلانه و مؤثر مرحله بعدی بهرهوری و نیروی کار حمایت کند. با تمرکز بر امروز، توسعه هوش مصنوعی اجتنابناپذیر است، اما مکانیسم مدیریت گسترده جهانی سرمایهداری نیمهفئودالی نیمهانحصاری نمیتواند به حمایت و انطباق ادامه دهد (یادداشت ۷).
۲. آخرین سنگر زیباییشناسی اینرسی مالی سنتی و ناکارآمدی اجتماعی تحت نظارت شدید دادهها
با این وجود، یکی از شگفتیهایی که فراتر از انتظارات من بوده این است که تا به امروز، هنوز بسیاری از اقتصاددانان و کارشناسان صنعت به طور مداوم به ایده کاهش نرخ بهره چسبیدهاند. افزایش تجمعی بیش از ۴۰ درصدی در عرضه M2 ایالات متحده از فوریه ۲۰۲۰ قبل از همهگیری تا آوریل ۲۰۲۲ در اوج آن. در مواجهه با چنین عرضه عظیم پول، هر انقباض کمی (QT) و تسهیل کمی (QE) بعدی در درک من صرفاً یک ماساژ عاطفی فرمالیستی است، جایی که چه ۲۵ واحد پایه باشد چه ۱۰۰ واحد پایه، مدتهاست ارزش اقتصادی اصلی خود را از دست داده است (یادداشت ۸).
در محیط فعلی، کاهش نرخ بهره به ترکیبی کامل از انتظار زیباییشناختیِ مبتنی بر احساساتِ گیرنده و تصمیمگیری اجباری سیاستگذار تبدیل شده است. به زبان ساده، این یک ربایش روانیِ مبتنی بر اینرسی دوطرفه است، ابزاری برای تأثیرگذاری بر بازار از طریق ارزش عاطفی. شایان ذکر است که در به تعویق انداختن سقوط جهان به هرجومرج و بینظمی همهجانبه و تلاش برای استفاده از زیباییشناسی مبتنی بر اینرسی در ابزارهای مالی و سیاستی، کشورها تمام تلاش خود را کردهاند.
با این حال، فرآیند افزایش آنتروپی نمیتواند در نتیجه آن کند شود. با نگاهی به شش ماه بعد به آنچه در بخش قبلی در مورد پیشگویی گرینسپن ذکر کردم: «ما باید بپذیریم که سیاست پولی و مالی نمیتواند در حضور محدودیتهای ساختاری عمیق، رشد اقتصادی را به طور دائم تقویت کند»، میتوانیم ببینیم که بسیاری از سیاستها تحت سیستم سنتی به سرعت بیاثر شدهاند.
در اواسط دسامبر ۲۰۲۵، نزدک به طور عمومی اعلام کرد که درخواستی را به SEC برای تغییر ساعات معاملات سهام به ۲۴/۷ ارائه خواهد کرد. این حرکت اساساً نشاندهنده مقاومت امور مالی سنتی در برابر کریپتو و بازار درونزنجیرهای است که با تحول قابل توجهی روبرو است و در عین حال در یک حفاظت تدافعی، آبهای نظارتی را آزمایش میکند. در واقع، بسیاری از مؤسسات مالی سنتی در آمریکای شمالی و آسیای شرقی از زمان قانون Genius در اوایل امسال، وضعیت خود را تنظیم کردهاند و به طور مکرر بین مواجهه با چالشهای امور مالی کریپتو، پذیرش ریسکهای تغییر و تلاش برای حفظ موانع ورود قبلی خود تا حد ممکن، دست و پا میزنند.
یک پدیده جالب این است: این تضاد واکنشهای شدیدی را از سوی مؤسسات مختلف در سه ماهه دوم امسال دریافت کرد و ظاهراً تعادل بازی و خندق کارتل (یادداشت ۹) قبلی را یکباره شکست. همه احساس تهدید میکردند، میدانستند که این روند اجتنابناپذیر است و سیستم مالی سنتی در شرف تحول کامل است. با این حال، با گذشت زمان به سه ماهه سوم، همه دریافتند که واکنش بازار بیش از حد شدید بوده است. فرآیند تکرار بازار به آن سرعتی که تصور میشد نخواهد بود. فعالان مالی سنتی و سیاستگذاران به طور معجزهآسایی به یک تعادل معکوس کوتاهمدت رسیدند، با این منطق اصلی که: تغییر اجتنابناپذیر است، اما انطباق با سیاست، قرص اطمینانبخشی خواهد بود تا به همه کمک کند به آرامی به تعادل و خندق جدید منتقل شوند. تا زمانی که طرفهای گواهیشده و سیاستگذاران با هم ارتقا یابند، میتوانند با هم انتقال را کامل کنند. این مرحله از سه ماهه سوم بسیار ظریف است، معادل همه شرکتکنندگان در یک دوراهی زندانی که همه در میانه راه توافق میکنند به طور موقت تصمیمات خود را برای مقابله با فشار خارجی بزرگتر معکوس کنند. این تنها یک توهم روانی از اتحاد کارتل قبل از فروپاشی واقعی آن است. با ورود به سه ماهه چهارم، پیشرفتهترین بازیگران میدانند که با روشهایی مانند Hyperliquid و Robinhood که با آزمون و خطا پیش میروند، فروپاشی کامل اتحاد کارتل مالی سنتی همچنان به سرعت فرا خواهد رسید. بنابراین، چه نزدک باشد چه کوینبیس، آنها دوباره قدم پیش خواهند گذاشت تا حقیقت را بگویند، با مواجهه با تغییرات واقعیتر در میدان، مانند تغییر ساعات معاملات و ایجاد سیستم توکنیزاسیون RWA خود، تا در مرحله بعدی به یک مزیت واقعی دست یابند.
فرآیند توصیف شده در بالا در واقع بسیار کلاسیک است و شامل تمام بازیگرانی است که قبل از مواجهه با یک تحول بزرگ، یک محیط آزمایشی روانی منحنی گارتنر را تشکیل میدهند و در آن به بازی میپردازند.
غروب زیباییشناسی اینرسی مالی سنتی به معنای شکست اصول اقتصادی نیست. برعکس، اقتصاد کریپتو و امور مالی باز، تحولات بیشتری هستند که کاملاً بر اساس اصول اقتصادی بنا شدهاند. با این حال، گلوگاه در مسائل سیستماتیک است که در مدیریت مکانیسمهای روابط تولید اقتصادی و بازار ایجاد شده است، بهویژه پس از ورود کامل به عصر دیجیتال، جایی که سیستمهای مدیریتی موجود کاملاً قادر به آشتی دادن تعادل بین مقررات و آزادی نیستند. جهان در یک تصور غلط بزرگ از مقررات دیجیتال بیش از حد افتاده است که منجر به وخامت سریع آنتروپی در عرض یک دهه کوتاه شده است.
در طول دهه گذشته، جهان دیر یا زود در تصور غلط بزرگ «اگر دادهای در دسترس است از آن بهرهبرداری کن، از هر طریقی تنظیم کن» افتاده است. هزینههای قانون و هزینههای مانع سیستمهای منسوخ بسیار فراتر از هزینه فرصت و هزینه ریسک بوده است. صلبیت مدیریت داده نه تنها نتوانسته تکیه جزمی بر مسیرهای تاریخی را بشکند، بلکه منجر به پرداخت بهای بیشتری برای آن شده و یک اثر «قرون وسطای داده» وحشتناک ایجاد کرده است.
این پدیده به هر گوشهای از صنایع در سراسر جهان از بالا به پایین نفوذ کرده است. سوءاستفاده دیجیتال بیش از حد و محدودیتهای مالی مانع توسعه هر صنعتی شده است. برای مثال، با تجربه من در VC برای بیش از ۱۵ سال، اگر به طور جزمی از KYC بانکی یک فرد برای قضاوت در مورد اینکه آیا میتواند بودجه دریافت کند استفاده کنید، ۹۹٪ شرکتها و نوآوریهای جهان از بین خواهند رفت.
در مواجهه با شکست آنتروپی در سیستم مالی جهانی و محیط مدیریت اجتماعی، سال ۲۰۲۶ به ناچار وارد بینظمی و سازماندهی مجدد بیشتر خواهد شد، با تعداد زیادی از قوانین و صنایعی که بازنویسی میشوند. همچنین به ناچار در یک دوره انتقالی پر هرجومرج که حداقل ۱۰ سال طول میکشد، فرو خواهد رفت.
۳. احیای RWA در سال ۲۰۲۵ و مسئله پشت روایت جریان اصلی
در سال ۲۰۲۵، روایت RWA به یک دلیل ساده بازگشت چشمگیری داشت: فروپاشی اعتباری منحنی اول و غیبت موقت یک اصطلاح اجماع جدید در منحنی دوم، که به RWA اجازه داد به طور موقت وارد عمل شود و MVP امسال را برنده شود.
دو ماه پیش، در گفتگو با یک دوست OG صنعت در سیلیکون ولی، پس از اطلاع از اعلامیه IPO آتی Cicada Finance، او به من توصیه کرد که بر امور مالی RWA تمرکز کنم. من به توصیه او عمل کردم، در حالی که مدیریت دارایی درونزنجیرهای را به عنوان هسته حفظ کردم، که منجر به مدیریت دارایی درونزنجیرهای امروز برای امور مالی RWA شد. بدون شک، هم مدیریت دارایی درونزنجیرهای و هم امور مالی RWA مسیرهای اصلی در بازار ۲۰۲۶ باقی خواهند ماند.
RWA، غیر از نامش، در حال احیا نیست بلکه بازسازی از صفر است. مسئله در تفسیرهای بسیار متفاوت توسط کسانی است که از این اصطلاح استفاده میکنند. تا نیمه دوم سال ۲۵، درک در بیشتر نقاط جهان هنوز بسیار شبیه به این است: یک فعالیت جمعآوری سرمایه تامین مالی جمعی که داراییها را توکنیزه میکند.
بیشتر افرادی که درگیر RWA میشوند از ساخت صنعت شروع نمیکنند بلکه از نیازهای خود شروع میکنند، که قابل درک است. با این حال، درست مانند مسائل مواجه شده توسط P2P و تامین مالی جمعی عصر تجارت الکترونیک، یک بازار مبتنی بر تقاضا پلتفرمها، کانالها و خود بازار را مجبور میکند که یک مشکل یکجانبه نشان دهند و صنعت را به سرعت در جهت اشتباه توسعه دهند.
تفاوت بین RWA بدون ارزش منصفانه و تامین مالی جمعی سهام سالهای گذشته چیست؟ آیا برای داراییهای RWA غیرنقدشونده نیاز به توکنیزاسیون است؟ برعکس، آیا هر دارایی RWA واقعاً به نقدینگی نیاز دارد؟ این سوالات به وضوح تا سال ۲۰۲۵ در بازار کلی به طور کامل در نظر گرفته نشده یا به اجماع نرسیدهاند و برخی از مسائل عمیقتر حساس به کسبوکار را نمیتوان به طور موقت در اینجا بحث کرد.
دادههای توزیع دارایی فعلی RWA در گزارش کوینبیس با تحلیل دقیق ارائه شده است. اوراق خزانه، کالاها، صندوقهای نقد و وامهای اعتباری همچنان چهار رکن اصلی باقی ماندهاند که اهمیت داراییهای مالی قابل اندازهگیری را در RWA نشان میدهد. از نظر ما، نسبت خاصی از تغییرات در چشمانداز RWA تا سال ۲۰۲۶ وجود خواهد داشت، با داراییهای ذکر شده در بالا که همچنان حضور دارند، اما کسبوکار عملی DeFi و امور مالی کریپتو که توسط اقتصادهای نوظهور آورده شده است نیز به عنوان ارائهدهندگان دارایی وارد بازار RWA خواهند شد، با پرداخت استیبلکوین و SupplyChainFi که به جهتهای رشد سریع تبدیل میشوند.
۴. اقتصادهای نوظهور و ژئوپلیتیک جهانی
در سال ۲۰۲۵، در حالی که کشورهای توسعهیافته و مناطق در بخشهای اقتصادی و مالی جهانی با چگونگی وضع سیاستهای مدیریتی در مورد استیبلکوین و امور مالی کریپتو دست و پنجه نرم میکردند، سرعت توسعه اقتصادهای نوظهور جهانی و مناطق حیرتانگیز و فراتر از تصور بود.
«آنچه همه آنها میخواهند یک استیبلکوین است، یا یک کوین پلتفرم هم کارساز خواهد بود.» این بازخورد مداوم شرکتهای تجاری فرامرزی و شرکتهای پرداخت در سال جاری بود. علاوه بر نیجریه، هند، برزیل، اندونزی و بنگلادش، کشورهای و مناطق متعدد دیگری در آفریقا، آمریکای جنوبی، آسیای جنوبی، آسیای جنوب شرقی، اروپای شرقی و خاورمیانه نیز رشد نمایی در کاربرد استیبلکوین و امور مالی کریپتو برای سه سال متوالی نشان دادهاند، با نسبتهای واقعی آنها که بسیار فراتر از اقتصادهای توسعهیافته است، و بسیاری از آنها از حجم استفاده از ارز فیات اصلی محلی پیشی گرفته یا به آن رسیدهاند (یادداشت ۱۰).
این اقتصادهای نوظهور بسیاری از بازارهای نوظهور به سرعت به شیوهای «دارایی خارج از ترازنامه» در حال گسترش هستند و تضاد شدیدی با معضل مدیریت در محیط فعلی جریان اصلی جهان که قبلاً ذکر شد، ایجاد میکنند. با وجود تفاوتهای موقت بزرگ در قدرت اقتصادی و ظرفیت مصرف در مناطق مختلف جهان به دلیل سالها انباشت تاریخی، بدیهی است که دادههای تحلیلی اقتصاد جریان اصلی جهانی مدتهاست که کاملاً تحریف شده است. در مواجهه با رکود تورمی بیش از حد تنظیمشده و محیط جدید به سرعت در حال رشد، در کمتر از ۵ سال، چشمانداز اقتصادی جهانی بازسازی خواهد شد و روابط ژئوپلیتیک تغییرات شدیدی را تجربه خواهد کرد.
برای سوال افتتاحیه ii)، بدیهی است که من پاسخ روشنی دارم. بازسازی واقعی تعادل نش، یک شکستن و بازسازی در سیستم اقتصادی اصلی جهانی نیست، بلکه باید یک شکلگیری بازسازی جدید پیچیده باشد که توسط نیروهای خارجی در زمینه جهانی جدید شکسته شده است. سرعت توسعه بومی کریپتو و امور مالی باز بسیار فراتر از سرعت پذیرش و درک توسط سیستم اقتصادی و بازارهای سنتی خواهد بود و سال ۲۰۲۶ احتمالاً به یک نقطه عطف مهم برای این بازسازی مخرب تبدیل خواهد شد.
۵. DeFi2.0، DAT2.0، توکنومیک ۲.۰
در این گزارش، کوینبیس شروع به شرطبندی روی برخی اصطلاحات جدید میکند، از جمله DAT2.0 و توکنومیک ۲.۰، که اساساً شاخههای توسعه DeFi2.0 هستند که صنعت قبلاً با آنها آشنا است. تعاریف این مفاهیم هنوز خوب هستند، پس بیایید در اینجا به آنها بپردازیم.
در سال ۲۰۲۵، مفهوم DAT با موفقیت توسط MSTR به بازار مالی جریان اصلی جهانی منتشر شد و ماهیت آن بسیار ساده است: ضریب حق بیمه DAT = ارزش بازار سهام ÷ NAV (ارزش خالص دارایی) BTC نگهداری شده آن (یا سایر کریپتوهای اصلی)؛ با این حال، این ضریب حق بیمه به سرعت کاهش یافت و حتی از سه ماهه سوم تا چهارم معکوس شد و به سرعت موج جهانیسازی DAT1.0 امسال را پایان داد.
دلیل بنیادی کاهش ارزش DAT1.0 و پایان اثر مالی این است که ضریب اصطکاک ضریب سرمایه بسیار کوچک است، داستان ساده است، انتظار شفافیت قیمت محدود است، دوبار کلیک و دوبار کشتن دیوید بسیار مستقیم است و هنگامی که گاو-خرس معکوس شود، اعتماد به سرعت از بین میرود.
ماهیت ارزش صنعت مفهوم DAT در سال ۲۰۲۵ در این واقعیت نهفته است که مفهوم بازار سهام مالی سنتی تمام شده است، حباب بسیار بزرگ است و EV ناپایدار است. حباب منحنی اول کریپتو و فروپاشی اعتباری، دو بازار متقابلاً دیدگاه را منتقل کرده و برای گرم شدن به هم میچسبند.
چرا DAT2.0 میتواند ارزش پیوند کوین و سهام را ادامه دهد؟ به سادگی، DAT1.0 انتقال ارزش از منحنی اول کریپتو به امور مالی سنتی است، در حالی که DAT2.0 همجوشی ارزش از منحنی دوم کریپتو به امور مالی سنتی است. برخلاف اولی، ارزش دومی در بلندمدت پایدار است. در سال ۲۰۲۵، Ondo، Ethena، Maple، Robinhood و Figure در واقع نمونههای خوبی در DAT2.0 ایجاد کردهاند و شرکتهای نوظهور بیشتری در سال ۲۰۲۶ به سرعت در آن توسعه خواهند یافت.
توکنومیک ۲.۰ یک مفهوم گستردهتر است. امسال، ما محصولات مشتق مختلف مرتبط با توکنومیک را پیشنهاد کردهایم، مانند مهندسی نقدینگی و مهندسی بازده، که همگی تعمیق بیشتر مهندسی مالی هستند. در موارد مالی مختلف دنیای واقعی، توکنومیک، مانند یک مدار مالی (یادداشت ۱۱)، به طور مداوم هر سناریوی مالی را تنظیم و بهینه میکند. هر مورد متفاوت است، اما در فرآیند تکامل کلی صنعت، به تدریج پروتکلهای عمومی نوآورانه با تأثیر کلی را شکل خواهد داد، مانند PT-YT ارائه شده توسط Pendle.
در گزارش خود، کوینبیس تنها هنگام ذکر توکنومیک ۲.۰ به چند موضوع به طور مختصر اشاره کرد: جذب ارزش، بازخرید توکن، مهندسی مالی، شفافسازی نظارتی به عنوان کاتالیزور و سود و زیان پروتکل. هیچ ارتباط منطقی یا توضیح دقیقی وجود نداشت.
بیایید در اینجا آن را تجزیه کنیم:
جذب ارزش در واقع هیچ ارتباطی با توکنومیک ۲.۰ ندارد. این صرفاً یک شرط لازم برای کاربرد و ترویج منحنی دوم برای داراییها است. توکنومیک مستقل از جذب ارزش وجود دارد. به عبارت دیگر، توکنومیک بدون جذب ارزش پایدار ثابت شده است که در منحنی اول Ponzinomics بوده و پس از امسال دیگر در بازار کریپتو و امور مالی باز جریان اصلی نخواهد بود؛
بازخرید توکن یک شرط مهم برای توکنیزاسیون دارایی در RWA و DAT 2.0 است و از نظر من، آنها حتی یک شرط لازم هستند. دقیقتر، قابلیت تسویه دارایی یک شرط لازم برای تمام سرمایهگذاریهای دارایی است. توسعه خوشخیم امور مالی RWA در سال آینده تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا بازار میتواند در این مورد به اجماع برسد یا خیر؛
در مورد شفافسازی نظارتی، این نکته قبلاً در این مقاله بحث شده است. پس از فصل ۲ و فصل ۴، باید به طور عینی به عنوان مزایا و معایب بیان شود. دیدگاه بحث کوینبیس منحصر به فرد بودن خود را دارد، اما همانطور که بحث شد، انعطافپذیری جهانی بزرگتر و سریعتر در واقع در اقتصادهای در حال توسعه نوظهور و اقتصادهای نوپا است؛
علاوه بر این، فرآیند پروتکلسازی مالی توسط شفافیت نظارتی تعیین نمیشود. این با مناطق توسعهیافته مالی خاص در آمریکای شمالی و آسیای شرقی همبستگی بالایی دارد. سود و زیان امور مالی پروتکل کاملاً یک پدیده معاملاتی از یک بازار امور مالی باز ارتقا یافته است که توسط خود بازار عینی تعیین میشود.
چه DAT 2.0 باشد چه توکنومیک ۲.۰، آنها تنها اصطلاحات موقتی هستند. منحنی دوم و DeFi 2.0 نیز همینطور هستند که یک تغییر بنیادی و روند اجتنابناپذیر در بازار کریپتو فعلی و امور مالی باز پس از سال ۲۰۲۵ را توصیف میکنند.
۶. خلاصه بازنگری ۲۰۲۵ و چشمانداز تحلیلی برای ۲۰۲۶
در پایان سال ۲۰۲۵، یک خلاصه بازنگری از تحلیل پیشبینی سال گذشته:
فوریه <منحنی دوم رشد کریپتو>
«بازی با حاصلجمع صفر و ۷ غول بر سر میز»، «روند RYA/RWA و ظهور PayFi»، «عبور از شکاف: منحنی دوم رشد کریپتو»، «الگوهای توسعه کریپتو تحت مسائل انطباق و وضعیت جهانی»؛
آوریل <سیاست تعرفه ترامپ که باعث پایان همگرایی و تغییر بنیادی در بیتکوین میشود>
«سه کشتن اوراق قرضه-سهام-فارکس و شکست ساعت مریل»، «تله توسیدید و مقایسهای از مراحل پایانی ۵ چرخه همگرایی تاریخی»، «پیشگویی گرینسپن و اهمیت کریپتو در نقاط عطف چرخه همگرایی»، «همبستگی در حال تغییر بیتکوین با هرجومرج: تغییر در درک اینرسی و شباهتها با مسئله ساعت مریل»؛
مه <قانون GENIUS و پول سایه درونزنجیرهای>
«علل ریشهای کاهش کنترل دلار سنتی»، «هدف اسمی و هدف ماهوی قانون GENIUS»، «بینشهایی از DeFi Restaking به دنیای فیات و ضریب پولی پول سایه»، «طلا، دلار و استیبلکوینهای کریپتو»؛
سپتامبر <روند درونزنجیرهای شدن دارایی تحت روششناسی قیمتگذاری استیبلکوین>
«ماهیت قانون Genius تفویض حقوق صدور و تسویه ارز است، بنابراین به قدرت قیمتگذاری ارز تقویتشده دست مییابد»، «استیبلکوینها که باعث درونزنجیرهای شدن مالی جهانی و اصلاح درونزنجیرهای شدن دارایی از طریق تغییر در اشکال قیمتگذاری ارز میشوند»، «اصلاحی که به سرعت اتحادهای کارتل طولانیمدت در امور مالی را از بین میبرد و فرصتهایی برای بازسازی سود در میان هرجومرج ایجاد میکند»، «دو جهت پیوند کوین-سهام: اوراق بهادار سازی و توکنیزاسیون، همراه با ویژگیهای بازار»، «ویژگیها و مسائل صنعت استیبلکوینها، DAT، توکنیزاسیون سهام، RWA و مدیریت دارایی درونزنجیرهای».
چشمانداز سال ۲۰۲۶ به طور گسترده در این مقاله بحث شده است و به غیر از موضوع i) تمام نکات احتمالاً به اندازه کافی تحلیل شدهاند. سازماندهی مجدد نامنظم محیط کلان و حرکت متعاقب DeFi 2.0 هر دو با روندهای روشن و اجتنابناپذیری مشخص میشوند.
موضوع i) واقعاً یک سردرد است، چه در اقتصاد اجتماعی و چه در داراییهای مالی، روندها و جهتها همیشه در زمان و درجه آسانتر قضاوت میشوند. متفاوت از محیط پارادایمیک مشابه قبل از دو چرخه قرن گذشته، تفاوتهای اصلی ۳ نکته زیر هستند:
الف) سرعت تعامل اطلاعات به تکامل موقعیتی بسیار سریعتر است، با تفاوتهای ۲.۵ تا ۵ برابر از جنبههای مختلف (یادداشت ۱۲)؛
ب) فضای سرریز درگیریهای ژئوپلیتیک جهانی کاملاً متفاوت است، که اجتنابناپذیری وقوع درگیری را افزایش میدهد؛
ج) اثرات غیرخطی ناشی از هوش مصنوعی و کریپتو بسیار بزرگتر از اتوماسیون الکتریکی صنعتی است.
از سوی دیگر، جنبههای بسیاری وجود دارد که نسبت به صد سال پیش تغییر چندانی نکرده است، مانند شرایط سختافزاری مدیریت اجتماعی انسان که تغییر چندانی نکرده است، طول عمر طبیعی انسان و ظرفیت هضم عاطفی یک نسل همچنان تا حد زیادی مشابه است و چرخههای مدیریت سیاسی و اقتصادی در اشکال اجتماعی مختلف همچنان تا حد زیادی مشابه هستند.
در این پسزمینه، در دو سال گذشته مدیریت شرکت، من اغلب با شرکا بحث کردهام و به تدریج حقیقتی را پذیرفتهام، که توجه به مسائل غیرخطی، یادگیری برای مقابله و تسلط بر موقعیتهای محرک غیرخطی و گنجاندن تغییرات غیرمنتظره در برنامه است.
منابع:
یادداشت ۱: منحنی اول به ۱۶ سال توسعه کریپتو اشاره دارد که یک محیط سفتهبازی مبتنی بر انتظارات اجماع ایجاد کرد و به طور مداوم انتظارات را برای شکلگیری یک اثر ثروت افزایش داد.
یادداشت ۲: دلیل انتخاب ۱۹۳۵ به جای پایان جنگ جهانی دوم در ۱۹۴۵ این است که قیمت طلا در سال ۱۹۳۴ پس از دههها تجربه یک جهش صخرهمانند را داشت.
یادداشت ۳: <عبور از شکاف> یک پارادایم کلاسیک توسعه نوآوری است که به طور استعاری نشان میدهد کریپتو و امور مالی باز در چند سال گذشته هنوز در مرحله پذیرندگان اولیه هستند.
یادداشت ۴: برآورد ۱۵۰۰ تریلیون دلاری در اینجا از حجم معاملات سالانه بازار ارز خارجی و بازار کالاهای اوراق بهادار به عنوان یک مبنای محاسبه تقریبی برای تعیین مقیاس مالی استفاده میکند.
یادداشت ۵: بازار پیشبینی در واقع یک گسترش تحول از منحنی اول است، جایی که پس از اینکه اعتبار اجماع پشتیبانی شده توسط انتظارات سفتهبازی دیگر در جای خود نیست، یک شرطبندی کوتاهمدت عملگرایانه مبتنی بر رویداد به خاک اعتبار اجماع جدید برای این نوع اشتهای ریسک تبدیل شده است.
یادداشت ۶: مفهوم پایان و نقطه عطف چرخه کندراتیف چندین بار در مقالات قبلی ذکر شده است، مانند فصل ۲ <سیاست تعرفه ترامپ باعث پایان موج کندراتیف و تحول بیتکوین خواهد شد>، و مقایسه تله توسیدید با پایان موج کندراتیف در تاریخ. از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، جهان در نقطه عطف بین پایان چرخه قبلی کندراتیف و آغاز بعدی قرار دارد. تفاوت اصلی این بار این است که پایان در ۲۰۲۵ و پدیدههای اجتماعی-اقتصادی مرتبط، تکمیل چرخه قبلی کندراتیف را نشان میدهد.
یادداشت ۷: در <تغییر تکتونیکی در چشمانداز جهانی پس از انتخاب مجدد ترامپ> در نوامبر ۲۰۲۴، برای اولین بار ذکر شد که «تا پایان ۲۰۲۴، اکثر کشورها و ذینفعان در سطح جهان هنوز در محیطی از سرمایهداری دولتی نیمهفئودالی نیمهغیرمتمرکز هستند»، که اکنون اصلاح شده است تا به عنوان «سرمایهداری نیمهفئودالی نیمهانحصاری» توصیف شود.
یادداشت ۸: به طور عینی، ارزش عاطفی خود به یک عامل مهم در بازارهای ثانویه مالی جهانی امروز تبدیل شده است، جایی که سیاستهای اقتصادی و اعتماد بازار تحت ارتباط ارزش عاطفی، متقابلاً علی هستند.
یادداشت ۹: مسئله شکستن اتحاد کارتل در امور مالی سنتی در فصل ۳ <روند درونزنجیرهای شدن دارایی تحت مکانیسم قیمتگذاری استیبلکوین> در مه ۲۰۲۵ به تفصیل شرح داده شد.
یادداشت ۱۰: هیچ داده صریح در دسترس عموم برای دادههای اقتصادی اقتصادهای نوظهور توسعهنیافته وجود ندارد و اطلاعات مربوطه بر اساس دادههای اختصاصی شرکتهای فاشنشده است.
یادداشت ۱۱: <مدار مالی و نظریه توکنومیک Web3> در اکتبر ۲۰۲۲ نوشته شد و مکانیسم چارچوب زیربنایی سیستم مالی توکنومیک Web3 را به تفصیل شرح داد.
یادداشت ۱۲: این مضرب تنها اهمیت مرجع نسبتاً محدودی دارد: از نظر کلان، ۲.۵ برابر = ساعت ۱۰ ساله مریل لینچ / چرخه ۴ ساله بیتکوین؛ از نظر خرد، ۵ برابر = ۷x۲۴ ساعت معامله / ۵x۶.۵ ساعت معامله؛ نمیتواند به طور مؤثر تفاوتهای تولید واقعی و تکرار اجتماعی را نشان دهد.



