logo

یک سرمایه‌گذار خطرپذیر از دنیای رمزارزها گفت هوش مصنوعی خیلی دیوانه‌کننده است و آن‌ها بسیار محافظه‌کار هستند.

By: rootdata|2026/04/24 19:13:08
0
اشتراک‌گذاری
copy

متن اصلی: جای دیگر

بسیاری از افراد می‌گویند که صنعت هوش مصنوعی در برخی جنبه‌ها به طور فزاینده‌ای شبیه به صنعت رمزارزها می‌شود.

جینگ‌ون از ایمپا ونتچرز، که زمانی در صنعت رمزارزها کار می‌کرده، می‌گوید که در مقایسه با هوش مصنوعی امروزی، آن‌ها نسبتاً محافظه‌کار به نظر می‌رسند.

جینگ‌ون به خود می‌بالد که دختری متولد ۱۹۹۳ است که آرزو داشت یک VC شود اما «تصادفاً» وارد دنیای کریپتو شد و ناخواسته اولین گنجینه‌اش را به دست آورد.

در دوران اوج FBG Capital (یک صندوق رمزارزی)، او در آن دنیای شتابان رمزارزها بود. با تنها چند کلمه، میلیون‌ها دلار می‌تواند سرمایه‌گذاری شود. یک داستان می‌تواند به رشد انفجاری و سیل سکه‌ها منجر شود.

در سال ۲۰۲۴، او به همراه شیران و جیمز (لیانگ جی) شرکت سرمایه‌گذاری ایمپا ونچرز را تأسیس کرد. شیران همکار جینگ‌ون در FBG است، در حالی که جیمز همکار سابق شیران در هواچوانگ کپیتال بوده است.

جینگ‌ون می‌گوید آن‌ها یک صندوق «ابتدا مشکل» هستند—ابتدا به مشکل نگاه می‌کنند، سپس به راه‌حل.

امپا ونچرز در حال حاضر با مقیاسی معادل ۵۰ میلیون دلار، بر سرمایه‌گذاری‌های مرحله اولیه تمرکز دارد. تا کنون، ۸ پروژه از ۹ پروژه‌ای که در آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند، B2B هستند.

سه ماه پیش، لیو جینگ بخشی از این داستان را در «داستان‌های سرمایه‌گذاری چینی» به اشتراک گذاشت. در آن زمان، او با جیمز درباره دنیای درونی‌اش به‌عنوان سرمایه‌گذاری که فرصت سرمایه‌گذاری در پیندودوئو را از دست داده بود، گپ زد. ما این بخش را در پایان مقاله قرار دادیم تا به شما در درک طرز فکر تیم این صندوق جدید کمک کنیم. اخیراً ما بار دیگر با جینگ‌ون و جیمز گفتگو کردیم.

این پنجمین داستان مربوط به یک صندوق جدید است که توسط «elsewhere» ارائه می‌شود، پس از Nebulon Ventures، Source Code Rhythm، Creek Stone و Little Fund.

به نظر می‌رسد هوش مصنوعی در حال بازی کردن بازی کریپتو است.

در جای دیگر: قبل از اینکه تصمیم بگیرید یک صندوق سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی ایجاد کنید، مدت‌ها در ارزهای دیجیتال سرمایه‌گذاری کرده بودید. می‌توانید داستان آن زمان را تعریف کنید؟

جینگ‌ون: در سال ۲۰۱۷، من از برنامهٔ اسکارزمن اسکالرز فارغ‌التحصیل شدم. به طور تصادفی، پایان‌نامهٔ من به رمزنگاری مربوط بود، بنابراین با افراد زیادی صحبت کردم. برخی فکر کردند که من دنبال شغل هستم و مرا به ژو شوجی، رئیس FBG Capital، معرفی کردند.

در آن زمان، واقعاً جذب افرادی با سوابق جدی در حوزه رمزارزها بسیار دشوار بود. من از دانشگاه ملی سنگاپور در رشتهٔ علوم کامپیوتر فارغ‌التحصیل شدم و در برنامهٔ بورسیهٔ شوارزمن شرکت داشتم، بنابراین برای مصاحبه رفتم.

فرآیند به‌ویژه مضحک بود: رئیس بیش از یک ساعت دیر آمد و وقتی نشست، از من پرسید پیشنهاد فعلی‌ام چقدر است. من گفتم ۷۰۰۰ دلار سنگاپور، و او بلافاصله گفت: «پس دو برابرش را به تو می‌دهم.» در آن لحظه احساس کردم این مکان پر از آدم‌های ساده‌لوح با پول زیاد است.

در جای دیگر: اما آن حقوق هنوز هم وسوسه‌تان می‌کرد.

جینگ‌ون: پیشنهاد اولیه این بود که از سپتامبر شروع شود، و من چون در ژوئن فارغ‌التحصیل شده بودم و کاری برای انجام دادن نداشتم، فکر کردم فقط برای سه ماه آنجا بروم تا ببینم این آدم‌ها چه جور آدم‌هایی هستند.

معلوم شد که اوج رشد وحشیانه بود. در آن زمان، FBG بزرگ‌ترین صندوق بلاک‌چین در آسیا بود، با سرمایه‌گذاران اصلی (LPs) مانند Sequoia و Ribbit Capital، و رئیس آن بسیار ثروتمند بود، بنابراین سرمایه‌گذاری‌ها به‌طور نسبتاً بی‌دقت انجام می‌شد. وظیفه‌ام این بود که در سراسر جهان پرواز کنم و در رویدادهای مختلف در برلین، سان‌فرانسیسکو، توکیو و سنگاپور شرکت کنم. گاهی در دفتر، در راهرو با رئیس مواجه می‌شدم و دربارهٔ یک پروژه—صدها هزار، میلیون‌ها دلار—صحبت می‌کردم و در عرض چند جمله، پول سرمایه‌گذاری می‌شد.

در جای دیگر: این اوج چقدر دوام داشت؟

جینگ‌ون: این حدود شش ماه طول کشید. تا پایان سال ۲۰۱۸، بازار گاوی رو به پایان بود و تا سال ۲۰۱۹، کاملاً به بازار خرسی تبدیل شده بود. محتوای شغلی من نیز یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای را تجربه کرد: از پرداخت پول به درخواست پول. در اصل یک میلیون سرمایه‌گذاری کرده بودم و مجبور شدم پانصد هزار را پس بگیرم. همین‌طور بود. بعد از آن، دیگر تقریباً سرمایه‌گذاری نکردیم.

در جای دیگر: حالا که به گذشته نگاه می‌کنیم، کریپتو چه دنیایی بود؟

جینگ‌ون: کریپتو دنیایی است که گازش را تا آخر گرفته‌اند. این اساساً یک فرایند توسعه فناوری جدید از ظهور تا پیاده‌سازی است. شباهت‌های زیادی با آنچه اکنون در هوش مصنوعی رخ می‌دهد وجود دارد.

نکتهٔ دیگری که تا حدی شبیه به حال است: ساختن تیم‌ها، خلق روایت‌ها، بزرگ‌نمایی داده‌ها و سپس خروج. در بازی فعلی هوش مصنوعی، نهادها و سرمایه‌گذاران خطرپذیر دارند کنترل را به دست می‌گیرند، اما منطق بازی تغییر نکرده است.

برگردیم به دنیای رمزارزها—فکر نمی‌کنم آن دنیا تمام شده باشد. این در حال حرکت به سوی مسیری مستحکم‌تر است: کاربردهای واقعی، اصول زیرساختی زنجیره‌ای، به‌ویژه ترکیب آن با هوش مصنوعی که به باور من مسیرهای بسیار امیدوارکننده‌ای دارد.

ما فقط نمی‌خواهیم آن بازی را در هوش مصنوعی تکرار کنیم. امپا با سرمایهٔ خود آغاز می‌کند—ما در نگرش نسبت به سرمایهٔ خود و منابع مالی خارجی تفاوتی قائل نیستیم. به این ترتیب، می‌توانیم آن آلفای حقیقی را خالصانه‌تر جستجو کنیم.

ما یک صندوق هوش مصنوعی محافظه‌کار هستیم.

در جای دیگر: صندوق خود را معرفی کنید.

جینگ‌ون: از سال ۲۰۲۴، من، شیران و جیمز (لیانگ جی) این صندوق سرمایه‌گذاری در مراحل اولیه را که بر هوش مصنوعی متمرکز است، ایجاد کرده‌ایم. شیران و جیمز همکاران شرکت هواچوانگ هستند و من و شیران همکاران شرکت FBG هستیم. ما قبلاً در ۹ پروژه سرمایه‌گذاری کرده‌ایم.

«بنیان‌گذاران چینی + بازار جهانی» فرصتی بزرگ است که زمانه در اختیار ما قرار داده و هنوز در مراحل اولیه قرار دارد. روز اول جهانی بزرگ‌ترین ویژگی صندوق ماست: شیران و من معمولاً در سنگاپور مستقر هستیم، در حالی که جیمز عموماً در شانگهای مستقر است؛ از میان ۹ پروژه‌ای که در آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌ایم، ۳ پروژه در شنژن، ۲ پروژه در سنگاپور، ۱ پروژه در ایالات متحده، ۱ پروژه در سیدنی و ۱ پروژه در شانگهای قرار دارد.

در جای دیگر: چرا به آن ایمپا ونتورز می‌گویند؟

جینگ‌ون: ایمپا یک شخصیت غیرقابل بازی در بازی افسانه زلدا است. وقتی قهرمان اصلی مأموریت اصلی را آغاز می‌کند، ایمپا نقشه و راهنمایی را فراهم می‌کند. او بخش کلیدی مأموریت قهرمان است اما قطعاً خود قهرمان نیست. آنچه ما می‌توانیم انجام دهیم این است که در نخستین مرحله به آن‌ها کمک کنیم تا کارها را به انجام برسانند.

این درک در واقع نقطهٔ شروع کل روش سرمایه‌گذاری ماست—از آنجا که بنیان‌گذاران شخصیت‌های اصلی هستند، کاری که باید انجام دهیم این نیست که روی روایت شرط ببندیم، بلکه باید فردی را پیدا کنیم که واقعاً مشکل را حل می‌کند.

در جای دیگر: به‌عنوان یک صندوق جدید، حتماً افراد زیادی از شما پرسیده‌اند که چه چیزی شما را متمایز می‌کند؟

جینگ‌ون: نقطهٔ شروع ما برای بررسی پروژه‌ها کاملاً با اکثر صندوق‌ها متفاوت است؛ ما از مسئله شروع می‌کنیم، نه از مسیر. بنابراین، سرمایه‌گذاری‌های نهایی ما نیز طبیعتاً کاملاً متفاوت هستند.

ما باورمندان واقعی هوش مصنوعی هستیم و معتقدیم که هوش مصنوعی در حال بازسازی زیرساخت‌های اساسی بسیاری از صنایع است. این یک روایت نیست؛ این چیزی است که واقعاً در حال وقوع است. اما ما نیز آن دور از کریپتو را تجربه کرده‌ایم—دیده‌ایم که حباب‌ها چگونه رشد می‌کنند و چگونه می‌ترکند. پس ما تفاوت بین امواج و اقیانوس را می‌دانیم.

ما به هوش مصنوعی باور داریم، اما به بسیاری از روایت‌هایی که ادعا می‌کنند هوش مصنوعی هستند، باور نداریم.

در جای دیگر: شما دقیقاً چگونه بین امواج و اقیانوس تمایز قائل می‌شوید؟

جینگ‌ون: باورمند هوش مصنوعی، اما شکاک. در بلندمدت نسبت به صنعت خوش‌بین، اما نسبت به پروژه‌های خاص بدبین.

قضاوت در جنبه‌های مختلفی منعکس می‌شود:

  • ابتدا مشکل، نه روایت.

از مسئله شروع کنید، نه از مسیر. ما ابتدا یک موضوع «AI + X» را تعریف نمی‌کنیم و سپس به دنبال پروژه‌ها می‌گردیم؛ بلکه ابتدا یک نقطه‌ی درد واقعی و دست‌کم‌گرفته‌شده را می‌بینیم و سپس می‌پرسیم: چه کسی این مسئله را حل می‌کند؟ آیا این راه‌حل امکان‌پذیر است؟ بنیان‌گذارانی که بتوانند به خوبی به این دو سؤال پاسخ دهند، از هر پس‌زمینهٔ پرزرق‌وبرق مفیدتر هستند.

  • به‌طور پیش‌فرض جهانی، نه به‌طور طراحی‌شده جهانی.

وقتی در دانشگاه بودم، به مدت شش ماه در یک صندوق سرمایه‌گذاری جسورانه در اسرائیل کارآموزی کردم که اولین باری بود واقعاً فهمیدم سرمایه‌گذاری جسورانه چگونه کار می‌کند و با گروهی از بنیان‌گذاران آشنا شدم که به‌طور طبیعی بازار کوچک محلی‌شان را به جاه‌طلبی‌های جهانی سوق دادند. اسرائیلی‌ها با ذهنیتی جهانی از روز اول کسب‌وکار می‌کنند. آن تجربه تأثیر عمیقی بر من گذاشت و از آن زمان بود که تصمیم گرفتم در سرمایه‌گذاری خطرپذیر فعالیت کنم.

بعداً در سرمایه‌گذاری روی رمزارزها، بسیاری از پروژه‌هایی که در آن‌ها سرمایه‌گذاری کردم، تیم‌های چینی نبودند بلکه اکوسیستم‌های توسعه‌دهندهٔ واقعاً جهانی بودند—من با توسعه‌دهندگان برجستهٔ زیادی در برلین، سان‌فرانسیسکو، سوئد و غیره ملاقات کردم که بسیاری از آن‌ها به حوزهٔ هوش مصنوعی روی آورده‌اند.

  • جوان اما باتجربه

در تیم ما، جیمز تنها کسی است که در دههٔ ۸۰ متولد شده، در حالی که بقیه از دهه‌های ۹۰، ۹۵ و ۲۰۰۰ هستند. ما هیچ بار تاریخی نداریم، اما هر سه شریک چرخه‌های کامل را تجربه کرده و دارای تجربیات موفق خروج هستند. کسانی که بازارهای خرسی را دیده‌اند، قضاوت‌های متفاوتی درباره «تقاضای واقعی» و «روایت‌های حباب‌گونه» خواهند داشت.

در جای دیگر: در هوش مصنوعی، چه نوع بازی‌ای می‌خواهید انجام دهید؟

جینگ‌ون: روش‌شناسی ما را می‌توان در چهار واژه خلاصه کرد: «احترام به عقل سلیم»، به‌ویژه عقل سلیم تجاری. برخی ممکن است فکر کنند که ما بیش از حد محافظه‌کار هستیم.

اکنون بسیاری از مردم بنیان‌گذاران را از خلال «حباب رنگی» می‌بینند و فکر می‌کنند تا زمانی که آن‌ها از شرکت‌های بزرگ یا آزمایشگاه‌های معتبر دانشگاهی بیایند، موفق خواهند شد. اما واقعاً برای مشتریان چه چیزی خلق کرده‌اید؟ آیا بهبود بهره‌وری شما واقعاً هزینه‌ها را پوشش می‌دهد؟

اِمپا بیشتر بر خلق ارزش تمرکز می‌کند.

در جای دیگر: چه پروژه‌هایی جذاب نیستند اما معقول هستند؟

جینگ‌ون: ما در پروژه‌ای به نام «لایت‌یر ریچ» سرمایه‌گذاری کردیم. بنیان‌گذار با بیش از ۱۰۰ سرمایه‌گذار ملاقات کرد و همه فکر می‌کردند B2B جذاب نیست. اما پس از صحبت با او دریافتم که او به نیاز واقعی زنجیره‌های تأمین چینی برای حضور در بازارهای خارجی پرداخته است: بسیاری از کارخانه‌های کوچک فاقد توانایی بازاریابی بین‌المللی هستند و او از هوش مصنوعی استفاده می‌کند تا به آن‌ها در خودکارسازی یافتن مشتریان و انجام قراردادها کمک کند. این یک فرآیند معمول «هوش توزیع» است.

در استرالیا، ما همچنین در یک پروژه هوش مصنوعی مدیریت پزشکی سرمایه‌گذاری کردیم. این به تشخیص و درمان نمی‌پردازد، اما خسته‌کننده‌ترین فرآیندهای اداری مانند تعیین وقت ملاقات، تریاژ و تهیه خلاصه‌ها را حل می‌کند. در خارج از کشور، این فرایندها در ابتدا همگی توسط انسان‌ها و پاسخ‌گویی به تماس‌های تلفنی انجام می‌شدند، اما اکنون هوش مصنوعی می‌تواند کل فرایند را به‌صورت آنلاین انجام دهد.

ما پروژه‌هایی را ترجیح می‌دهیم که ابتدا مشکلات موجود و تأییدشده را حل کنند، نه اینکه در مورد نیازهای مبهم خیال‌پردازی کنند.

در جای دیگر: سرمایه‌گذاری خطرپذیر کسب‌وکاری است برای کسب بازده‌های مازاد. آیا این رویکرد می‌تواند به آن دست یابد؟

جینگ‌ون: برای مثال، ما در شرکتی سرمایه‌گذاری کردیم که بر انسان‌های دیجیتال سمت لبه متمرکز است و روی مسیر سه‌بعدی برای خلق انسان‌های دیجیتال بلادرنگ شرط بستیم. موضوع انسان‌های دیجیتال در بازار سرمایه ناآشنا نیست، اما منطق خوش‌بینی ما نسبت به این شرکت ساده است: آن‌ها اجازه می‌دهند دستگاه‌های خود کاربران رندرینگ را انجام دهند و تنها داده‌های رانش را از ابر منتقل می‌کنند، که در مقایسه با راه‌حل‌های ابری رایج، هزینه‌ها را تا ۹۹٪ کاهش می‌دهد.

ما تخمین می‌زنیم که تنها با ارائه خدمات به چند صد هزار کاربر فعال روزانه در خارج از کشور، می‌توان ده‌ها میلیون دلار درآمد سالانه تکرارشونده (ARR) ایجاد کرد. این تیم متشکل از برجسته‌ترین دانشمندان در زمینهٔ انسان‌های دیجیتال سه‌بعدی است که هدف آن دستیابی به اثری مشابه مدل ویدیویی Anuttacon LPM کای هاویو اما با اجرای آن در مرورگرهای موبایل و دسکتاپ است. پتانسیل‌ها برای هوش مصنوعی چندحسّی و سناریوهای سرگرمی اجتماعی قابل توجه هستند.

هدف اصلی ما یافتن مقادیر حدی در قانون توان است. ما در کسب‌وکارهایی که تنها می‌توانند تا چند صد میلیون دلار رشد کنند، سرمایه‌گذاری نخواهیم کرد.

در جای دیگر: رویای شما بزرگ است...

جینگ‌ون: وقتی در دانشگاه بودم، یک رؤیای خنده‌دار دیدم؛ می‌خواستم در فهرست میداس باشم.

در جای دیگر: این برای بسیاری از سرمایه‌گذاران خطرپذیر یک رؤیاست.

جینگ‌ون: من وقتی در دانشگاه بودم با میداس لیست آشنا شدم. این‌طور نبود که فکر کنم حضور در آن خیلی چشمگیر باشد. فکر من این بود: سرمایه‌گذاری در بازار اولیه کاری است که از انجام آن لذت می‌برم و امیدوارم در کاری که دوست دارم به یک نقطه عطف دست یابم.

با نگاهی به گذشته، آن چیزی که «رویای» نامیده می‌شد کاملاً مسخره به نظر می‌رسد، اما بارها مردم واقعاً هیچ هدفی ندارند، بنابراین داشتن چنین هدف «خنده‌داری» هنوز بهتر از نداشتن هیچ هدفی است.

سه ماه پیش، گفت‌وگویی با جیمز

@لیو جینگ

وقتی برای اولین بار شروع کردم به به‌روزرسانی مجموعه «داستان‌های سرمایه‌گذاری چینی»، دربارهٔ یک شخص نوشتم و عنوان آن بود: شخص فراموش‌شده در اسطورهٔ سرمایهٔ پیندوئدوئو.

گفته می‌شود: یک مدیر سرمایه‌گذاری Sequoia در اوایل با هوانگ ژنگ ملاقات کرد و سپس چندین بار Pinduoduo (که آن زمان Pinhui نام داشت) را به سرمایه‌گذاران خطرپذیر معرفی کرد. اما به دلایل مختلف، هرگز تصویب نشد. تا شش ماه پس از ترک او، سیکوئیا سرمایه‌گذاری کرد. این یک دور کلیدی در تاریخ پیندودوئو بود که بعدها به یک سرمایه‌گذاری افسانه‌ای برای سیکویا تبدیل شد.

چه ربطی به بازگشت صد میلیارد دلاری داشته باشد یا نه، این فقط همین تفاوت شش‌ماهه بود.

این شخص لیانگ جی است. بین سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶، او در شرکت سیکوئیا کار می‌کرد و در همین دوره بود که هوانگ ژنگ و پیندودوئو را دید.

منصفانه بگوییم، چنین داستان‌هایی در صنعت سرمایه‌گذاری چندان نادر نیستند. تا زمانی که کسی شریک نشده باشد—حتی شریک مدیریتی (GP)—۹ نفر از هر ۱۰ سرمایه‌گذار احتمالاً انبوهی از داستان‌ها درباره فرصت‌های از دست رفته دارند.

لیانگ جی، با این حال، یکی از تأثیرگذارترین افراد برای من است. این حتی تبدیل به یک روایت بلندمدت دربارهٔ او شده است.

چند سال پیش او از شانگهای برای یک سفر کاری به پکن آمد و ما در لابی هتل وستین در لیانگماچیاو با هم ملاقات کردیم. وقتی با هم ملاقات کردیم، دیگر دیر وقت شب بود؛ در اصل می‌خواستم درباره موضوعات صنعتی با او صحبت کنم، اما به‌نوعی خیلی زود به این داستان رسیدیم و او به‌طور اتفاقی گزارش مالی BP مربوط به دوره پین‌هویی را روی گوشی‌اش باز کرد. حافظه‌اش می‌توانست چیدمان و عبارت‌بندی هر صفحه را دقیقاً مشخص کند.

پس از ترک سیکوئیا، او به دو صندوق دیگر رفت و بعدها حتی صندوقی را راه‌اندازی کرد که بر گسترش در خارج از کشور متمرکز بود. اما آن سال‌ها را تنها می‌توان بی‌حاشیه توصیف کرد.

شاید به این دلیل که وقتی خودم نیز در صنعت سرمایه‌گذاری تازه‌وارد بودم و در میان انبوهی از افسانه‌ها با لیانگ جی آشنا شدم، این داستان معکوس ناگزیر یادگاری عمیق‌تر بر جای گذاشت.

حدود سال ۲۰۲۰، کل صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر چین به‌طور کامل به B2B منتقل شد. در آن زمان، لیانگ جی همچنان اصرار داشت که به B2C و پلتفرم‌ها نگاه کند. یادم می‌آید او گفت: اگر تنها فرصت‌های سرمایه‌گذاری باقی‌مانده در چین B2B باشند، او کنار خواهد کشید. این باور او نیست.

در جای دیگر: من از قبل به تو اطلاع ندادم که قرار است درباره‌ات بنویسم، و این دقیقاً یک «داستان خوب» نیست. وقتی این را می‌بینید چه حسی دارید؟

لیانگ جی: کمی متعجب اما نمی‌خواهم برچسب «بدشانس» به من زده شود.

اول از همه، من فکر نمی‌کنم شانس بتواند همه چیز را توضیح دهد. شاید انباشت خودم هنوز کافی نیست—مثل توانایی‌ام در مدیریت موقعیت‌ها و روابط، یا باورم آن‌قدر قوی نیست؛ دوم اینکه شانس مهم است، اما آن هم نیاز به انباشت دارد. برای کسانی که پشت میز پوکر نشسته‌اند، تا وقتی که نروند همیشه شانس وجود دارد.

در جای دیگر: اگر می‌توانستید ده سال به عقب برگردید، آیا اعتمادبه‌نفس بیشتری برای پیشبرد Pinduoduo (Pinhui) در IC داشتید؟

لیانگ جی: قطعاً در مقایسه با ده سال پیش، چه در درک کسب‌وکار و چه در پیشبرد امور، پیشرفت‌هایی داشته‌ام.

در جای دیگر: کسی در بخش نظرات پرسید: چون این‌قدر باور دارید، چرا بعداً در بازار ثانویه سهام Pinduoduo را نخریدید؟

لیانگ جی: در سال ۲۰۱۵ سرمایه‌گذاری در یک شرکت در مراحل اولیه و خرید سهام در بازار ثانویه پس از عرضه اولیه سهام در سال ۲۰۱۸ دو موضوع کاملاً متفاوت در دو دوره زمانی مختلف هستند.

شاید سؤال بهتر این باشد: اگر من این‌قدر خوش‌بین بودم، چرا در آن زمان به پیندودوئو نپیوستم یا خودم کمی سرمایه‌گذاری نکردم؟

راستش، آن موقع واقعاً به آن فکر نکرده بودم. یکی از دلایل این بود که وقتی ارزش‌گذاری ۶۰۰ میلیون دلاری را با پول نقدی که در آن زمان داشتم مقایسه می‌کردم، چندان قابل‌توجه به نظر نمی‌رسید. اما این همچنین نشان می‌دهد که من واقعاً به اندازه کافی درک نکرده بودم—فکر نمی‌کردم بتواند به صد میلیارد دلار برسد. پس از ترک سیکوئیا، من همچنین با کالین (هوانگ ژنگ) دربارهٔ سایر گزینه‌ها صحبت کردم؛ او مرا با LPها آشنا کرد، از من دعوت کرد تا به صندوقش بپیوندم و غیره.

در جای دیگر: آیا از ترک سکوئیا پشیمان هستی؟ برای مثال، اگر شش ماه دیگر یا یک سال دیگر می‌ماندی، شاید داستانی درباره‌ی تو می‌شد.

لیانگ جی: در اواسط سال ۲۰۱۵ یک نقطه عطف مهم رخ داد که یکی از دلایل ترک من نیز بود.

در ماه اوت همان سال، در یک جلسه خارج از دفتر شرکت Sequoia، به این نتیجه رسیدند که تمرکز سرمایه‌گذاری خطرپذیر از B2C به B2B و صنایع عمودی مانند آموزش و مراقبت‌های بهداشتی در حال تغییر است. در درونم چندان مشتاق نبودم.

منصفانه بگویم، در طول مرحلهٔ فشار من، نیل (شن نانپنگ) همچنان پاسخ مثبتی می‌داد. اما راستش را بخواهید، آیا من یقین داشتم که پیندوئودو می‌تواند موفق شود؟ احتمالاً نه. فقط احساس کردم داستان بزرگ بود، رشد سریع بود و شخصیت‌ها به‌ویژه قوی بودند.

در جای دیگر: چقدر طول کشید تا آرام شوی؟

لیانگ جی: بعد از رفتن به صندوق بعدی، در واقع خوب بود. هر مرحله پیشنهادهای مهم‌تری دارد.

لوو شیانگ یک‌بار گفت: پس از اینکه مشهور شد، انتقادات زیادی دریافت کرد و بسیار ناراحت شد. دوستی از او پرسید: از آنجا که تحسین‌های بی‌شماری دریافت کرده‌ای که با هم هماهنگ نیستند، آیا احساس شرم یا ناراحتی می‌کنی؟ او گفت نه. پس چرا ستایش‌های نامتناسب را با خوشحالی می‌پذیری اما انتقادهای نامتناسب را نمی‌پذیری؟

من فکر می‌کنم رهبران این صنعت، یا هر صنعت دیگری، تعداد اندکی از افراد هستند که هم باهوش‌اند، هم سخت‌کوش و هم خوش‌شانس؛ اگر فکر کنیم که ما احمق نیستیم، هنوز هم می‌توانیم کارها را به انجام برسانیم و خود را با آن چند نفر فوق‌العاده خوش‌شانس مقایسه کنیم، این کار بسیار طمع‌کارانه است.

در جای دیگر: در واقع، داستان‌هایی از افرادی که به استارتاپ وارد می‌شوند و شکست می‌خورند در صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر بسیار رایج است. داستان شما چرا این‌قدر به‌یادماندنی است (به‌جز اینکه من درباره‌اش نوشتم!)؟

لیانگ جی: شاید به این دلیل که بعداً مقیاس آن (Pinduoduo) اجتناب‌ناپذیرش می‌کند. دقیقاً مثل وقتی که با دختری قرار می‌گذاشتی که رابطه‌تان به نتیجه نرسید و بعداً او به یک ستاره بزرگ تبدیل شد...

در جای دیگر: یادم می‌آید که تو مهندسی خوانده‌ای. آن زمان چگونه وارد صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر (VC) شدید؟

لیانگ جی: من در مقطع کارشناسی مواد را مطالعه کردم و در مقطع کارشناسی ارشد میکروالکترونیک را. در حین تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد، کتاب «بازی بزرگ» را خواندم که به‌عنوان یک دانشجوی علوم و مهندسی برایم دریچه‌ای گشود: بازار سرمایه بسیار هیجان‌انگیز و مهم است. دانه تبدیل شدن به یک سرمایه‌گذار خطرپذیر شروع به جوانه زدن کرد.

پس از فارغ‌التحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد در سال ۲۰۰۶، تمام راه‌ها را امتحان کردم تا وارد سرمایه‌گذاری خطرپذیر شوم. اما من هرگز فرصت آن را نداشتم. در طوفان مالی سال ۲۰۰۸، یک صندوق سرمایه‌گذاری سوئیسی به نام آدوک پنج بار با من مصاحبه کرد و تقریباً به من پیشنهاد داد. بنیان‌گذارشان یک‌بار به شانگهای آمد و من هنوز گفت‌وگوی‌مان در گرند هयात را به‌وضوح به یاد دارم.

بعداً ۴۹۹ دلار هزینه کردم تا در یک دوره آموزشی مدل‌سازی مالی شرکت کنم، چون بسیاری از افراد شک داشتند که من پیش‌زمینه مالی ندارم و نمی‌دانستند چگونه مدل بسازند. من همچنین بیش از ۱۰۰ رزومه به سرمایه‌گذاران خطرپذیر چینی که می‌توانستم پیدا کنم، فرستادم. سرانجام در سال ۲۰۱۱ تنها پیشنهاد را از هوادن اینترنشنال دریافت کردم.

در جای دیگر: سپس نوبت به سکوئیا رسید.

لیانگ جی: بله البته بعد از رفتنم فهمیدم که سکوئیا از قبل مرکز جهان بوده است.

در جای دیگر: چند سال گذشته چطور بود؟

لیانگ جی: من صندوقم را با نام «اسکای‌لاین ونتورز» راه‌اندازی کردم، اما مقیاس آن رشد نکرد (نتوانستم سرمایه نهادی جذب کنم) — تمایلی نداشتم اما مجبور شدم بپذیرم — هوش مصنوعی فرا رسیده است، اما مشارکت در آن برایم دشوار بود — با شرکای هم‌فکر آشنا شدم و به میز مذاکره بازگشتم — دریافتم فرصت‌ها چشمگیرند و شرکت‌کنندگان اندکند — سپاسگزار و امیدوارم.

در جای دیگر: آیا گاهی احساس می‌کنید که فقط کمی شانس بیشتر لازم داشتید؟

لیانگ جی: بسیاری از افرادی که از من باهوش‌تر و تواناتر هستند، این صنعت را ترک کرده‌اند. من هنوز در این موج فناوری شرکت دارم؛ احساس می‌کنم خیلی خوش‌شانس هستم.

سرمایه‌گذاری‌های مرحلهٔ اولیه چرخه‌های بازخورد طولانی دارند و یک مورد برجسته می‌تواند بسیاری از نواقص را تحت‌الشعاع قرار دهد. همه چشم‌انتظار آن نوع خوش‌شانسی کم‌احتمال هستند که نه منطقی است و نه سالم.

سال گذشته به بیگ لوٹس در هانگژو رفتم تا تیم ملی فوتبال را مقابل استرالیا، و ما با نتیجهٔ ۰-۲ باختیم. وقتی بیرون آمدم، با مصاحبه‌ای از یک شبکه تلویزیونی مواجه شدم و خبرنگار پرسید چرا بعد از باخت چین هنوز لبخند می‌زدم. من گفتم هیچ‌یک از بازیکنان امروز عملکرد ضعیفی نداشتند؛ همگی طبق سطح خود بازی کردند، به‌ویژه وانگ یودونگ که بسیار خوب بازی کرد. استرالیا به‌وضوح از ما قوی‌تر بود؛ باختن با نتیجهٔ ۰-۲ چیزی بود که می‌توانستم بپذیرم.

دقیقاً مثل کودکی که در امتحان شرکت می‌کند؛ اگر سطح معمولش ۷۰ نمره باشد و ۷۵ نمره بگیرد، چه چیزی برای ناراحت شدن وجود دارد؟

در جای دیگر: وقتی او ۷۵ گرفت، شما همچنان می‌خواهید که او برای کسب ۹۰ تلاش کند.

لیانگ جی: البته اگر او هدفش ۹۰ بود، خوشحال‌تر می‌شدم. اما نباید این‌طور انتظار داشت.

در جای دیگر: به‌عنوان یک سرمایه‌گذار، آیا می‌توانید خودتان را ارزیابی کنید؟

لیانگ جی: می‌توانم از بازی فوتبال به‌عنوان یک مقایسه استفاده کنم. بازی فوتبال یکی از معدود کارهایی است که به محض اینکه خودم را در آن غرق می‌کنم، حالت جریان را تجربه می‌کنم. حتی وقتی بد بازی می‌کنم، هرگز دست نکشیده‌ام. من از دوره راهنمایی در یک شهرستان کوچک فوتبال خیابانی بازی می‌کنم و تا به حال ادامه داده‌ام.

بعد از فارغ‌التحصیلی، من بازیکن کلیدی تیم بودم (تا وقتی که مرتب حاضر می‌شدم، عملاً بازیکن کلیدی بودم)، اما هرگز کسی نبودم که بتواند نتیجهٔ یک مسابقه را تعیین کند. با این حال، با گذشت زمان، کم‌کم تبدیل به کسی شده‌ام که می‌تواند بر بازی تأثیر بگذارد.

چرا چنین است؟ اول اینکه روحیهٔ رقابتی دارم؛ دوم اینکه در وضعیتی که دیگران به‌طور قابل‌توجهی افت می‌کنند، وضعیت جسمانی من اساساً ثابت مانده یا حتی بهتر شده است؛ و سپس درک من از فوتبال عمیق‌تر شده است.

در مقایسه با سرمایه‌گذاری، فکر می‌کنم می‌توانم ادامه دهم. فرصت اینکه یک‌شبه مشهور شوم را از دست دادم، اما می‌توانم تا آخر پافشاری کنم و همچنین بر بازی تأثیر بگذارم.

در جای دیگر: در نهایت می‌خواهم از شما بپرسم: این بار ۷۵ امتیاز می‌خواهید یا ۹۰ امتیاز؟

لیانگ جی: بیشتر چیزها در زندگی‌مان از کنترل ما خارج‌اند: تولدمان، ضریب هوشی‌مان، فرصت‌هایمان. اگر واقعاً به چیزی دست یابیم، باید از چیزهایی که خارج از خودمان هستند سپاسگزار باشیم. آنچه به اصطلاح استعداد می‌نامند، از آسمان داده می‌شود و فرصت‌ها از زمان؛ ما واقعاً نمی‌توانیم آن را مطالبه کنیم، تنها باید شکرگزار باشیم و خودمان باشیم.

قیمت --

--

ممکن است شما نیز علاقه‌مند باشید

شرکت Abraxas Capital مبلغ ۲.۸۹ میلیارد دلار USDT ضرب کرد: افزایش نقدینگی یا فقط آربیتراژ بیشتر استیبل کوین‌ها؟

شرکت Abraxas Capital به تازگی ۲.۸۹ میلیارد دلار USDT تازه ضرب شده از تتر دریافت کرده است. آیا این یک تزریق نقدینگی صعودی برای بازارهای کریپتو است، یا یک روال معمول برای یک غول آربیتراژ استیبل کوین؟ ما داده‌ها و تأثیر احتمالی آن بر بیت‌کوین، آلت‌کوین‌ها و دیفای را تجزیه و تحلیل می‌کنیم.

تاریخچه تکاملی الگوریتم‌های قراردادی: یک دهه قراردادهای دائمی، هنوز پرده‌ای فرو نرفته است

تحول ده‌ساله قراردادهای دائمی: از قطع اتصال ۳۱۲ تا تنگنای فروش کوتاه‌مدت تکان‌دهنده TRB، کاوشی عمیق در ماشین قیمت‌گذاری که به‌طور متوسط روزانه ۲۰۰ میلیارد دلار معامله می‌کند، نوشته شده با انبوهی از تسویه‌ها و پول واقعی، که جزئیات خون و اشک‌های نظریه کنترل ریسک را تشریح می‌کند.

اخبار امروز ETF بیت کوین: جریان ورودی ۲.۱ میلیارد دلاری، تقاضای نهادی قوی برای بیت کوین را نشان می‌دهد

اخبار مربوط به ETF های بیت کوین، جریان ورودی ۲.۱ میلیارد دلاری را طی ۸ روز متوالی ثبت کرد که یکی از قوی‌ترین دوره‌های انباشت اخیر را نشان می‌دهد. در اینجا به بررسی آخرین اخبار مربوط به ETF بیت کوین و تاثیر آن بر قیمت بیت کوین و اینکه آیا سطح شکست ۸۰ هزار دلاری در راه است یا خیر، می‌پردازیم.

ماسک که توسط پی‌پال کنار گذاشته شده، قصد دارد در بازار ارزهای دیجیتال بازگشتی پرقدرت داشته باشد.

کَش‌تگ‌ها تنها چند روز پس از راه‌اندازی، حجم معاملاتی ۱ میلیارد دلاری ایجاد کردند که نشان‌دهنده شروع قدرتمندی برای استراتژی ابر اپلیکیشن ماسک است. برای بازار ارزهای دیجیتال، چیدمان ایکس ممکن است پس از فروکش کردن تب سکه میم، یکی از موردانتظارترین منابع رشد خرده‌فروشی باشد.

مایکل سیلور: زمستان تمام شد - آیا او درست می‌گوید؟ ۵ نکته کلیدی (۲۰۲۶)

مایکل سیلور دیروز توییت کرد: «زمستان تمام شد». کوتاه است. جسورانه است. و این باعث شده دنیای کریپتو حرف برای گفتن داشته باشد.

اما آیا او درست می‌گوید؟ یا این فقط یک مدیرعامل دیگر است که دارد کیف‌هایش را می‌کند؟

بیایید به داده‌ها نگاهی بیندازیم. بیایید خنثی باشیم. بیایید ببینیم که آیا یخ واقعاً ذوب شده است یا خیر.

اپلیکیشن WEEX Bubbles اکنون بازار ارزهای دیجیتال را در یک نگاه تجسم می‌کند

WEEX Bubbles یک برنامه مستقل است که برای کمک به کاربران در درک سریع حرکات پیچیده بازار کریپتو از طریق تجسم بصری حباب طراحی شده است.

رمزارزهای محبوب

آخرین اخبار رمز ارز

ادامه مطلب