logo

مقاله جدید a16z: بازارهای پیش‌بینی‌کننده وارد فاز شتاب‌زده می‌شوند

By: rootdata|2026/04/20 00:14:54
0
اشتراک‌گذاری
copy

عنوان اصلی: بازارهای پیش‌بینی: آنها خیلی زود بزرگ می‌شوند

نویسندهٔ اصلی: الکس ایمرمن، a16z

ترجمه‌ی اصلی: پگی، بلاک‌بی‌یتس

یادداشت ویراستار: برای مدت طولانی، بازارهای پیش‌بینی به‌عنوان یک «محصول حاشیه‌ای» در نظر گرفته شده‌اند: ابتدا به‌عنوان آزمایش‌های دانشگاهی، سپس به‌عنوان ابزاری برای سنجش افکار عمومی در فصل‌های انتخابات، و بعداً به‌عنوان نوعی گسترش شرط‌بندی ورزشی. به نظر می‌رسد آن‌ها همیشه به یک سناریوی پرمخاطب متکی هستند، اما به ندرت به‌عنوان زیرساخت مالی درک می‌شوند.

با این حال، نویسنده معتقد است که بازارهای پیش‌بینی در حال تحول از یک ابزار حاشیه‌ای «معامله رویداد» متمرکز بر انتخابات و ورزش به زیرساختی مالی هستند که می‌تواند عدم قطعیت را قیمت‌گذاری کند.

نویسنده اشاره می‌کند که تغییرات کلیدی در این صنعت در سه جنبه منعکس شده است: اول، سناریوهای کاربرد در حال گسترش هستند؛ در حالی که ورزش همچنان نقطه ورود ترافیکی است، سرگرمی، اقتصاد کلان، شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) و سایر بازارهای دم‌دراز سریع‌تر رشد می‌کنند و در حال برآورده کردن تقاضای نهادی هستند؛ دوم اینکه، بازارهای پیش‌بینی برای اولین بار یک معیار قیمت قابل معامله برای «خود رویدادها» فراهم کرده‌اند که به نهادها اجازه می‌دهد بدون اتکا به دارایی‌های مرتبط برای «شرط‌بندی‌های ثانویه»، ریسک‌های سیاسی یا کلان را مستقیماً پوشش دهند؛ سوم اینکه، مسیر پذیرش نهادی در حال پیشرفت است، از مرجع داده‌ها (مشاهده ضرایب) به یکپارچه‌سازی سیستم، و سپس به معاملات واقعی، که هنوز در مراحل اولیه است.

بازارهای پیش‌بینی در حال طی فرآیندی مشابه با مراحل اولیه «حرفه‌ای‌سازی - نهادینه‌سازی - توسعه زیرساخت» در بازار اختیار معامله هستند. زمانی که نقدینگی، اهرم مالی و مقررات بهبود یابند، آن‌ها ممکن است به ابزاری اصلی در بازار تبدیل شوند که سرمایه‌گذاران خرد و نهادی را برای پوشش ریسک و قیمت‌گذاری عدم‌قطعیت‌های دنیای واقعی به هم متصل می‌کند.

مالیه جهانی دنیایی بسیار «لایه‌لایهٔ عمودی» است، به‌طوری‌که هر زیرشاخهٔ آن «سرزمین مقدس سالانه» شناخته‌شدهٔ خود را دارد. رهبران ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی، پرداخت‌کنندگان و شرکت‌های زیست‌فناوری سالانه در سان‌فرانسیسکو برای کنفرانس بهداشت و درمان جی.پی. مورگان گرد هم می‌آیند. چهره‌های برجسته در حوزه کلان‌اقتصادی جهانی و شخصیت‌های سیاسی از کشورهای مختلف برای نشست سالانه مجمع جهانی اقتصاد (مجمع داووس) به آلپ سوئیس می‌روند. TMT، املاک و مستغلات، صنایع، خدمات مالی و تقریباً هر صنعتی که به ذهن‌تان می‌رسد نیز دارای برجسته‌ترین اجلاس‌های شاخص خود هستند.

در پایان ماه مارس امسال، بخش تحقیقات دانشگاهی و نهادی کالشی، کالشی ریسرچ، نخستین کنفرانس تحقیقاتی خود را در نیویورک برگزار کرد و در آن اساتید دانشگاه، مدیران وال‌استریت، سیاستمداران پیشین و معامله‌گرانی را که واقعاً بازار را به حرکت درمی‌آورند، گرد هم آورد. ترکیب شرکت‌کنندگان به‌وضوح گرایشی را نشان می‌دهد: این صنعت در حال «بلوغ» است.

کنفرانس با گفت‌وگویی میان بنیان‌گذاران کالشی، طارق منصور و لوآنا لوپز لارا، و کاترین دوهرتی افتتاح شد. در ادامه برخی مشاهدات صنعتی استخراج‌شده از این گفت‌وگو و میزگردهای بعدی آمده است:

بازارها و زندگی: فراتر از صرفاً انتخابات و ورزش

در چرخه‌های خبری مهم، اغلب الگوی ثابتی پدیدار می‌شود: یک رویداد بزرگ (مانند انتخابات ۲۰۲۴، سوپر بول، یا تورنمنت بسکتبال کالج «جنون مارس» که اخیراً برگزار شد) بر اکثریت تیترهای رسانه‌ای تسلط می‌یابد و متعاقباً حجم معاملات در بازارهای پیش‌بینی را افزایش می‌دهد. این به‌راحتی این تصور را ایجاد می‌کند که «ارزش بازارهای پیش‌بینی تنها در این رویدادها نهفته است.»

با این حال، علیرغم روایت‌های اولیه که اغلب بازارهای پیش‌بینی را ابزاری می‌دانستند که «فقط در دوره‌های انتخاباتی معنا دارند»، رشد کالشی در سایر حوزه‌ها نیز قابل توجه است.

در زمان برگزاری کنفرانس تحقیقاتی، حجم معاملات هفتگی مربوط به معاملات ورزشی به تازگی به حدود ۳ میلیارد دلار رسیده بود که معادل تقریباً ۸۰٪ از کل حجم معاملات کالشی بود و عمدتاً ناشی از «جنون مارس» بود. طارق و لوآنا این غلظت بالا را پدیده‌ای مرحله‌ای می‌دانند.

داده‌ای گویاتر این است که با وجود رسیدن حجم مطلق معاملات ورزشی به بالاترین حد خود، سهم آن‌ها از کل حجم معاملات در پایین‌ترین حد تاریخی قرار دارد. این بدان معناست که نرخ رشد سایر دسته‌بندی‌ها سریع‌تر است.

این دو بنیان‌گذار اشاره کردند که دسته‌بندی‌هایی مانند سرگرمی، رمزارز، سیاست و فرهنگ، رشد کاربری قوی‌تر و ساختارهای بهتری برای حفظ معامله‌گران نسبت به ورزش نشان می‌دهند. ورزش بیشتر شبیه یک «فندک» برای بازار انبوه است—با ویژگی‌های آشنایی بالا، زمان‌بندی واضح و درگیری عاطفی قوی، که آن را به یک محصول ورودی معمولی تبدیل می‌کند.

در عین حال، شرکت رشد قابل‌توجهی را در بازارهای دم بلند مشاهده کرده است. این بازارها در حال حاضر بیش از ۲۰٪ از حجم معاملات کالشی را تشکیل می‌دهند و در آینده در پوشش ریسک نهادی و بازارهای اطلاعاتی نقش مهم‌تری ایفا خواهند کرد.

میزگردهای نهادی بعدی این قضاوت را از سوی تقاضا تأیید کردند.

سیریل گادریس، هم‌رئیس بخش سهام جهانی در گلدمن ساکس، اظهار داشت که پیش‌بینی‌های مرتبط با رویدادهای کلان و داده‌های شاخص قیمت مصرف‌کننده در حال حاضر بیشترین تمرکز را در وال استریت دارند. سالی شین، معاون اجرایی ارشد رشد در CNBC، اشاره کرد که او از بازارهای پیش‌بینی برای ابزارهای روایت محتوا، مانند «سرنوشت رئیس فدرال رزرو» و «داده‌های حقوق و دستمزد غیرکشاورزی» استفاده کرده است. تروی دیکسون، هم‌رئیس بازارهای جهانی در تریدوب، سناریوی آینده‌ای را به تصویر کشید: بانک‌های سرمایه‌گذاری بزرگ بخش‌های اختصاصی معاملات بازار پیش‌بینی راه‌اندازی خواهند کرد که بر قراردادهای مالی به‌عنوان محصولات اصلی تمرکز دارند.

چرا کالشی می‌تواند توجه وال استریت را جلب کند

یکی از دلایل مهم امکان فعالیت بازارهای مالی سنتی این است که هر یک از طبقات اصلی دارایی دارای معیار شناخته‌شده‌ای هستند: شاخص S&P 500 نمایانگر عملکرد کلی ۵۰۰ سهام است و نفت خام سیستم‌های قیمت‌گذاری مرجع مانند ICE دارد.

با این حال، برای رویدادهای سیاسی و کلان اقتصادی (مانند اینکه چه کسی در انتخابات پیروز می‌شود، آیا تعرفه‌ها تصویب می‌شوند یا نتایج پرونده‌های دیوان عالی)، مدت‌هاست که «معیارهای قیمت‌گذاری» پذیرفته‌شده و به‌صورت پویا به‌روزرسانی‌شده وجود ندارد. بازارهای پیش‌بینی این وضعیت را تغییر داده‌اند—اکنون، تقریباً هر رویدادی در آینده می‌تواند یک «لنگر قیمتی» نقدشونده و لحظه‌ای داشته باشد.

وقتی یک رویداد خاص (مانند «آیا تعرفه ۳۰ درصدی تصویب می‌شود؟») قیمت قابل‌اعتمادی پیدا کند، نهادها می‌توانند مستقیماً در حوالی آن قیمت معامله کنند. این امکان را فراهم می‌کند که بر خود رویداد معامله شود و همچنین می‌توان از آن برای پوشش ریسک سایر دارایی‌های پرتفوی استفاده کرد. همان‌طور که تروی دیکسون از تریدوب گفت: «زمانی که ترامپ برای اولین بار انتخاب شد، عملیات پوشش ریسک زیادی در بازار سهام انجام می‌شد؛ منطق این بود که روی شاخص اس‌اندپی موقعیت فروش کوتاه بگیرند چون اگر ترامپ انتخاب می‌شد، بازار قطعاً سقوط می‌کرد.» اما آن معامله ناموفق بود. سؤال این است: چگونه برای این رویدادها قیمت‌گذاری می‌کنید؟ معیار کجاست؟

طارق همچنین اشاره کرد که این یکی از دلایلی بود که کالشی را تأسیس کرد. در دوران حضورش در گلدمن ساکس، میز معاملات او معاملاتی را بر اساس انتخابات ۲۰۲۴ و برگزیت توصیه می‌کرد. بدون بازارهای پیش‌بینی، نهادهایی که با استفاده از دارایی‌های مرتبط ریسک رویدادهای سیاسی یا کلان اقتصادی را پوشش می‌دادند، در واقع هم‌زمان روی دو چیز شرط‌بندی می‌کردند: اینکه آیا خود رویداد رخ خواهد داد و اینکه آیا بین آن رویداد و دارایی مورد معامله همبستگی وجود دارد یا خیر. حکم دوم به راحتی می‌تواند به تنهایی اشتباه باشد.

وقتی خود رویداد دارای یک معیار قیمت‌گذاری مستقیم باشد، این دو لایه ریسک به یک لایه فشرده می‌شوند. همان‌طور که طارق گفت: «حالا این بازار دارد برای همه‌چیز قیمت‌گذاری می‌کند.»

سه مرحله پذیرش بازارهای پیش‌بینی توسط نهادها

واضح است که هنوز برای گفتن اینکه مؤسسات بزرگ وال‌استریت در مقیاس وسیع در کالشی معامله می‌کنند، خیلی زود است. در حال حاضر، استفاده اکثر مؤسسات همچنان در سطح «منبع داده» باقی مانده است، نه «پلتفرم معاملاتی».

با این حال، لوآنا اشاره کرد که مسیر نهادها برای پذیرش این بازار روشن است و می‌توان آن را به سه مرحله تقسیم کرد:

مرحلهٔ اول یکپارچه‌سازی داده‌هاست: امکان ورود قیمت‌های پیش‌بینی به گردش کار روزانهٔ سازمان. برای مثال، وادار کردن مدیران پرتفوی گلدمن ساکس به این که به‌طور عادت داده‌های احتمال کالشی را مانند شاخص VIX بررسی کنند. این مرحله تا حدی قبلاً رخ داده است. جاناتان رایت، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و مقام سابق فدرال رزرو، اظهار داشت: «در زمینه‌هایی مانند تصمیمات فدرال رزرو، نرخ‌های بیکاری و تولید ناخالص داخلی، کالشی تقریباً تنها منبع مرجع است.»

مرحله دوم یکپارچه‌سازی سیستم است: شامل انطباق و دریافت تأییدیه‌های قانونی، اتصالات فنی و آموزش‌های داخلی—در واقع فرآیندی برای معرفی یک ابزار مالی جدید.

مرحله سوم معاملات واقعی است: نهادها شروع به پوشش ریسک به‌طور مستقیم در پلتفرم می‌کنند و به‌تدریج حجم معاملات و عمق بازار را افزایش می‌دهند. در این نقطه، افزایش تقاضا برای پوشش ریسک، سفته‌بازان را جذب می‌کند، تنگ‌تر شدن اسپردها، پوشش‌دهندگان ریسک بیشتری را جذب می‌کند و قیمت‌های معیار یک حلقه بازخورد مثبت خودتقویت‌کننده را شکل می‌دهند.

در حال حاضر، اکثر مؤسسات هنوز در مرحلهٔ اول هستند، برخی وارد مرحلهٔ دوم شده‌اند، اما تعداد بسیار کمی واقعاً به مرحلهٔ سوم رسیده‌اند. یک مانع مهم این است که معاملات فعلی در بازار پیش‌بینی مستلزم واریز کامل مارجین است. برای مثال، یک موقعیت ۱۰۰ دلاری به مارجین ۱۰۰ دلاری نیاز دارد. این برای سرمایه‌گذاران فردی قابل‌قبول است، اما برای صندوق‌های پوشش ریسک یا بانک‌هایی که به اهرم مالی و بهره‌وری سرمایه متکی هستند، این مکانیزم بسیار پرهزینه است.

همان‌طور که طارق گفت: «اگر بخواهید ۱۰۰ دلار را پوشش ریسک کنید، باید ۱۰۰ دلار را در اتاق پایاپای قرار دهید.» این برای مؤسسات خیلی گران است. شرکت‌هایی مانند سیتادل یا میلنیوم این کار را انجام نمی‌دهند. کالشی در حال حاضر مجوز خود را از انجمن ملی معاملات آتی (NFA) دریافت کرده و با کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) برای معرفی مکانیزم معاملات مارجین همکاری می‌کند.

بعد چه اتفاقی خواهد افتاد؟

مایکل مک‌دونا، رئیس نوآوری بازار در بلومبرگ، آن را به‌طور مستقیم خلاصه کرد: نشانهٔ موفقیت آن است که این امور خسته‌کننده شوند. او بازارهای پیش‌بینی را به بازار اختیار معامله دههٔ ۱۹۷۰ تشبیه کرد، بازاری که به‌طور مشابه مملو از دستکاری و عدم‌قطعیت‌های نظارتی بود اما در نهایت به زیرساختی تبدیل شد که امروزه کمتر کسی به آن فکر می‌کند.

توبی موسکویتز، شریک AQR، اظهار داشت که «پول واقعی شرط می‌بندد» بازارهای پیش‌بینی ظرف پنج سال، یا حتی زودتر، به یک ابزار نهادی قابل‌اعتماد تبدیل خواهند شد.

گرت هرن از ووت هاب وضعیت نهایی را توصیف کرد: سؤال دیگر این نخواهد بود که آیا از بازارهای پیش‌بینی استفاده کنیم یا نه، بلکه این است که چگونه از آن‌ها استفاده کنیم. وقتی سؤال به این شکل مطرح می‌شود، نشان می‌دهد که آن‌ها غیرقابل‌جایگزین شده‌اند.

در واقع، اگرچه مقیاس فعلی بازارهای پیش‌بینی هنوز محدود است، خود بازار پوشش ریسک حوزه‌ای عظیم است.

در واقع، «عادی‌سازی» بازارهای پیش‌بینی هم‌اکنون در حال وقوع است.

در میزگرد سیاسی، مندی‌یر جونز، عضو سابق کنگره، اشاره کرد که چهره‌های ارشد هر دو حزب—از جمله رئیس‌جمهور ترامپ، جفریس، رهبر اقلیت مجلس نمایندگان، و شومر، رهبر اقلیت سنا—شروع به ارجاع علنی به داده‌های شانس کالشی کرده‌اند. اسکات ترانتر از ستاد مرکزی دی‌دی همچنین تأیید کرد که داده‌های بازار پیش‌بینی اکنون به یکی از ورودی‌های استاندارد در کمیته‌های حزبی تبدیل شده است. در همین حال، «وت هب» اعلام کرد که داده‌های کالشی را مستقیماً در مدل‌های پیش‌بینی انتخابات میان‌دوره‌ای خود ادغام کرده است.

همهٔ این‌ها دو سال پیش وجود نداشت. در آن زمان، موفق‌ترین معامله‌گران در کالشی هنوز عمدتاً «بازیکنان آماتور» بودند. امروز این برچسب دیگر دقیق نیست.

در میزگرد «مردم پشت بازارها» اثر کالشی، چهار معامله‌گر مسیر حرفه‌ای خود را به اشتراک گذاشتند—این مسیرها هیچ تفاوتی با معامله‌گران حرفه‌ای سنتی ندارند: برخی ۱۱ سال را صرف مطالعهٔ جدول‌های موسیقی بیلبورد کردند، در حالی که برخی دیگر از سال ۲۰۰۶ در بازارهای پیش‌بینی مهارت‌های خود را صیقل می‌دهند، زمانی که این هنوز یک «سرگرمی نسبتاً گیکی بود که به سختی پولی درمی‌آورد.» شایان ذکر است که هیچ‌یک از این چهار مهمان از حوزهٔ مالی سنتی نیامده‌اند؛ آن‌ها از موسیقی، سیاست و پوکر آمده‌اند. اما همگی موافق‌اند که آنچه این پلتفرم واقعاً پاداش می‌دهد، دانش عمیق در حوزه است، نه رزومه‌های پرزرق‌وبرق.

بازارهای پیش‌بینی راه درازی را پیموده‌اند. از ابتدا که به‌عنوان آزمایش‌های آکادمیک دیده می‌شد، سپس در جریان انتخابات به «ابزار نوین» تبدیل شد و در ادامه به‌عنوان «محصولاتی شبیه شرط‌بندی ورزشی» طبقه‌بندی گردید؛ جایگاه‌یابی آن پیوسته در حال تغییر بوده است. پیام روشنی که این کنفرانس منتقل می‌کند این است که بازارهای پیش‌بینی در حال تبدیل شدن به زیرساختی هستند که برای قیمت‌گذاری عدم‌قطعیت به کار می‌رود و به طیف گسترده‌ای از شرکت‌کنندگان و سناریوهای کاربردی متنوع، از معامله‌گران خرد تا مؤسسات بزرگ، خدمت‌رسانی می‌کند.

قیمت --

--

ممکن است شما نیز علاقه‌مند باشید

محتوا

رمزارزهای محبوب

آخرین اخبار رمز ارز

ادامه مطلب