مدیرعامل جدید Binance، هی یی، در مصاحبهای اخیر: تحسین دوان یونگپینگ و بحث درباره انتخابهای شغلی زنان
اگر CZ نماینده نسل اول «ایدهآلگرایی تکنولوژیک» در بدو تولد Binance بود، هی یی همواره واقعبینترین و پرشورترین چهره در این ماشین عظیم بوده است. از «همبنیانگذار و مدیر ارشد خدمات مشتریان» تا «خدمات مشتریان شیائو هی» که خودش در جامعه کاربری انتخاب کرد، روایت شخصی او تقریباً با تمام فراز و نشیبهای این شرکت گره خورده است.
صبح ۳ دسامبر به وقت دبی، در صحنه اصلی هفته بلاکچین Binance، ریچارد تنگ، مدیرعامل Binance، اعلام کرد که هی یی، همبنیانگذار شرکت، رسماً نقش مدیرعامل مشترک (Co-CEO) را بر عهده گرفته است. در روزهایی که CZ در کانون توجه نیست، شاید هی یی از قبل به اتخاذ تصمیماتی که تنها یک «رهبر» قادر به گرفتن آنهاست، عادت کرده باشد. او در داخل، تیم و ریتم کسبوکار را هدایت میکند، در خارج با فشارهای نظارتی و روابط عمومی مواجه است و همچنین اعتماد را در خط مقدم جامعه کاربری حفظ میکند. تغییر عنوان امروز تنها یک اعلام رسمی و روان است که پشت آن بازنویسی بیسروصدای ساختار قدرت، مسیر سازمانی و روایت صنعتی Binance نهفته است.

این گفتگو توسط Rhythm در محل بهطور کامل پیادهسازی شد، در حالی که تلاش شد لحن و صراحت اصلی هی یی با سادهسازی و اصلاحات ساختاری ملایم حفظ شود. امیدوارم فراتر از هیاهوی اخبار ارزهای دیجیتال، بتوانید Binance را سهبعدیتر و هی یی را واقعیتر ببینید.
پرسش: چرا موقعیت مدیرعامل مشترک ایجاد شد؟ تقسیم وظایف آینده شما و ریچارد چگونه خواهد بود؟
هی یی: اول از همه، همه میدانند که ریچارد پیشینه نظارتی دارد و با فرآیندهای انطباق بسیار آشناست. او بهترین پل ارتباطی با نهادهای نظارتی است و به ما کمک کرده تا استانداردهای انطباق را به سطوح جدیدی برسانیم. در مورد خودم، من هم یک پیشکسوت (OG) این صنعت محسوب میشوم. بر این اساس، مسئولیت اصلی من اطمینان از این است که فرهنگ سازمانی کاربرمحور بهخوبی در شرکت حفظ شود.
از سوی دیگر، قبلاً گفتهام که میخواهم Binance به شرکتی ماندگار تبدیل شود. بنابراین، بیش از یک سال پیش، مدیریت بخش منابع انسانی را بر عهده گرفتم تا دائماً به این فکر کنم که چگونه سازمانی بسازیم که به افراد متکی نباشد و سیستممحور باشد.
این پیشزمینه معرفی مدیرعامل مشترک است. در امور مالی سنتی، مانند جیپی مورگان، این نقش بسیار رایج است. ما امیدواریم به اثری دست یابیم که در آن ۱+۱ بزرگتر از ۲ باشد.
پرسش: اخیراً آژانسهای واسطهای ادعا کردهاند که میتوانند توکنها را در Binance لیست کنند. آیا چنین مواردی را شنیدهاید؟ آیا تخلفات مشابهی کشف کردهاید که منجر به برکناری برخی «دستکشهای سفید» (واسطهها) و سختگیری در قوانین لیستینگ شود؟
هی یی: اول از همه، Binance هرگز چیزی به نام «دستکش سفید» نداشته است. اگرچه بسیاری وانمود میکنند که دوستان نزدیک، اقوام یا برادران من هستند، اما اگر همه از دیدگاه Binance به موضوع نگاه کنند، میبینند که ما اصلاً به چنین نقشهایی نیاز نداریم.
دلیل ظهور این واسطهها این است که الزامات لیستینگ ما بالاست. این افراد یا فقط به شما کمک میکنند فرمی را پر کنید، یا با بازی احتمالات، تور گستردهای پهن میکنند و وعده میدهند که اگر ۱۰۰ پروژه لیست نشود، هزینهای دریافت نکنند. در نهایت، وقتی پروژهای بر اساس کیفیت خودش لیست میشود، آنها اعتبار را به نام خود میزنند و پول میگیرند.
اگر با کسی برخورد کردید که ادعا میکند میتواند پروژهای را لیست کند، حتماً گزارش دهید یا حتی مستقیماً به مجریان قانون اطلاع دهید. با توجه به تعداد مجوزهایی که Binance اکنون دارد، اینجا به هیچ وجه جای بیقانونی نیست و ما قاطعانه با این نوع رفتارهای کلاهبردارانه برخورد میکنیم.
در نهایت، همه میدانند که من دومین سهامدار بزرگ Binance هستم. این «دستکشهای سفید» مثل این است که پول از جیب خودم بدزدم تا به منافع شرکت آسیب بزنم، که کاملاً غیرمنطقی است. اگر ساختار مالکیت ما را درک کنید، میدانید که من نیازی به انجام چنین کاری ندارم.
پرسش: به عنوان یک زن، با رسیدن به جایگاه مدیرعامل مشترک، آیا دیدگاه یا ایده جدیدی دارید؟
هی یی: صحبت درباره موضوعات مربوط به زنان واقعاً آسان نیست، چه در صنعت کالاهای مصرفی سریع و چه در سایر صنایع. نکته کلیدی در خود صنعت نیست، بلکه در این است که آیا برای خودتان سقف شیشهای تعیین کردهاید یا خیر. اگر ناخودآگاه احساس کنید که نمیتوانید، واقعاً نمیتوانید.
ثانیاً، بسیاری از زنان دوست دارند از مزیت جنسیتی خود در محیط کار استفاده کنند، مانند داشتن ظاهر خوب و جذابیت بالا، و فکر میکنند این باعث میشود ارتباطات روانتر و تأثیرگذاری بیشتر شود. اما این میتواند نتیجه معکوس بر تصویر حرفهای شما داشته باشد. طرف مقابل ممکن است فقط به مهارتهای ارتباطی شما احترام بگذارد، نه به تواناییهای حرفهایتان. چه در Web2 و چه در Web3، هسته اصلی همیشه ارتقای مهارتهای حرفهای است.
اگر در بازاریابی هستید، تلاش کنید بهترین در صنعت باشید؛ اگر در رشد کاربر یا روابط عمومی هستید، دادهها و مقالات را به حد کمال برسانید؛ اگر KOL هستید، محتوای خود را به سطح عالی برسانید. وقتی دیگران به تخصص شما احترام بگذارند، بحث درباره جنسیت بهطور طبیعی کنار گذاشته میشود.
در رقابت تجاری، هیچکس به خاطر زن بودن به شما تخفیف نمیدهد. در زندگی میتوانید «خانمها مقدمترند» باشید، اما در دنیای تجارت، این یک میدان نبرد بیرحمانه است که با چاقوی سفید وارد میشوید و با چاقوی قرمز خارج میشوید. هیچکس به خاطر جنسیت به شما رحم نمیکند و حتی ممکن است سختگیرانهتر از شما انتقاد کنند. گاهی آنچه فکر میکنید مزیت است، در واقع یک نقطه ضعف است. در نهایت، همه باید قدرت اصلی خود را پیدا کنند.
پرسش: جامعه کاربری همواره هسته اصلی صنعت کریپتو در نظر گرفته شده و شما اغلب خود را «خدمات مشتریان ابدی Binance» مینامید. با توجه به توسعه سریع بازار پیشبینی، آیا در تدوین استراتژی توسعه آینده Binance، استفاده از آرا و نتایج پیشبینی کاربران را به عنوان ابزاری ساختاریافته برای بازخورد عمومی جهت کمک به تصمیمگیری یا هدایت تنظیمات محصول و سیاستها در راستای خواستههای جامعه کاربری در نظر خواهید گرفت؟
هی یی: من یک درس بزرگ گرفتهام به نام «هرگز نگو هرگز». در گذشته، گفتم Binance قراردادهای آتی (Futures) را انجام نمیدهد چون در آن زمان آن را درک نمیکردم؛ بعداً به میمکوینها نه گفتم، فقط برای اینکه بفهمم به این دلیل بود که خودم آنها را درک نمیکردم.
بنابراین حالا که نوبت به بازار پیشبینی میرسد، شاید هنوز آن را کاملاً درک نکرده باشم. بنابراین، یاد گرفتهام که هوشمند باشم و عجولانه نتیجهگیری نکنم و از گفتن «هرگز» پرهیز کنم. با این حال، نمیتوانم قول بدهم که «قطعاً» انجام میدهیم. زیرا وقتی بازاری نفوذ کافی داشته باشد، حتماً صداهای متفاوتی وجود خواهد داشت و تحت تأثیر منافع قرار گرفتن آسان است.
هر کس موقعیت و منافع خاص خود را دارد و دادهها اغلب فقط بخشی از کل تصویر را منعکس میکنند. صادقانه بگویم، من هنوز بازار پیشبینی را کاملاً درک نمیکنم و زمان کافی برای تحقیق روی آن صرف نکردهام، بنابراین پاسخ قطعی دادن در این لحظه برایم دشوار است.
پرسش: Binance در حال حاضر بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر جهانی دارد و به یکی از بزرگترین شرکتها در حوزه ارزهای دیجیتال تبدیل شده است. میخواهم از دیدگاه یک مدیرعامل مشترک صحبت کنید؛ فکر میکنید Binance تا سال ۲۰۲۵ چه کارهایی را بهخوبی انجام داده است؟ در چه زمینههایی هنوز ضعف دارد؟ برای دستیابی به آنچه «شرکت ماندگار» مینامید، چه بهبودهایی در آینده انجام خواهد شد؟
هی یی: زمینههای زیادی وجود دارد که Binance باید در آنها بهبود یابد، مانند نداشتن تجربه کاربری یکپارچه، عدم کاربرپسندی در بومیسازی نسبت به صرافیهای داخلی، ثبات فنی و نحوه ایجاد تصویر مثبتتر از صنعت. دنیای خارج اغلب این صنعت را به عنوان «لانه دزدان» میبیند که همه با هم سود میبرند یا ضرر میکنند. ما باید ارزشهای مثبت را به جامعه نشان دهیم.
ما با کمال فاصله زیادی داریم؛ شاید فقط کمی بهتر از رقبایمان باشیم. نکته کلیدی این است که ما واقعاً به کاربرانمان اهمیت میدهیم. با نزدیک شدن پایگاه کاربران به ۳۰۰ میلیون نفر و ورود غولهای مالی سنتی به این فضا، بازار بسیار رقابتی شده و همگام با امور مالی سنتی حرکت میکند. وقتی نوسان بازار رخ میدهد، نهنگها ابتدا آلتکوینها و سپس بیتکوین را میفروشند؛ این یک ضرورت منطقی است.
سرمایهگذاران خرد پایه و اساس Binance هستند. من اصرار دارم که در خط مقدم باشم تا در مواجهه با چالشها، برای فرصتهای فراگیرتر برای سرمایهگذاران خرد بجنگم. برای مثال، سقوط ناگهانی ۱۱ اکتبر دقیقاً به این دلیل بود که ما در طرف مقابل کاربران قرار نمیگیریم. وقتی بازار بهشدت سقوط میکند، بازارسازان معاملات را متوقف میکنند که منجر به خلاء نقدینگی و گسست قیمت در موتور تطبیق میشود. اگر ما در قمار علیه کاربران شرکت میکردیم، این وضعیت رخ نمیداد. در مجموع، ما دائماً به این فکر میکنیم که چگونه بازاری عادلانهتر و شفافتر ایجاد کنیم.
پرسش: بزرگترین چالش Binance در حال حاضر چیست؟ و در آینده بر کدام حوزههای کسبوکار تمرکز خواهد کرد؟
هی یی: بزرگترین چالش همچنان تراکم استعدادهاست. فناوری تا این حد توسعه یافته است، نه تنها در کریپتو بلکه در هوش مصنوعی؛ تراکم استعدادها در امور مالی سنتی و غولهای اینترنتی بسیار بالاست و ما برای جذب استعدادهای برتر با کل بازار رقابت میکنیم.
با این حال، صنعت کریپتو نسبتاً بدنام است و استخر استعدادها بهطور طبیعی کوچک است. وقتی از یک داوطلب میپرسید که آیا میخواهد به امارات نقل مکان کند، قطعاً باید فکر کند. آنچه ما نیاز داریم افرادی است که محصولات مالی را درک کنند، کریپتو را بفهمند و واقعاً به این صنعت اعتقاد داشته باشند. اگر خودتان باور ندارید و فقط برای حقوق ۱۰ هزار دلاری کد مینویسید و برایتان مهم نیست چه کدی مینویسید، ساختن یک شرکت در سطح جهانی با آن طرز فکر دشوار است.
بنابراین مهمترین مسئولیت من کمک به Binance برای یافتن بهترین افراد است. اخیراً برخی از همکاران واکنشهای شدیدی نشان دادهاند، بنابراین میخواهم شفافسازی کنم که من همهجا به دنبال استعداد هستم، نه هدف قرار دادن یک شرکت خاص، بلکه جستجو در کل صنعت. اگر استعدادهای برجستهای وجود دارند که میخواهند به صنعت کریپتو بپیوندند، لطفاً معرفی کنید.
پرسش: شما در یک پخش زنده اشاره کردید که دوان یونگپینگ را که در هر دو حوزه «تجارت» و «سرمایهگذاری» بسیار موفق بوده، تحسین میکنید. اکنون که به عنوان مدیرعامل مشترک Binance خدمت میکنید، آیا در کارهای آینده خود بخشی از تلاشهایتان را بر سرمایهگذاری و پروژههای انکوباسیون پیرامون اکوسیستم Binance متمرکز خواهید کرد؟
هی یی: وقتی شروع به توصیه دوان یونگپینگ در ملاء عام کردم، او به اندازه امروز برجسته نبود. او اکنون به یک کارآفرین بسیار مورد بحث تبدیل شده است. میتوانید درک کنید که من واقعاً او را تحسین میکنم؛ ساختن یک شرکت به یک سازمان موفق و بسیار کارآمد، و سپس بنیانگذار میتواند با افتخار بازنشسته شود، در حالی که شرکت همچنان میتواند بهطور مداوم کار کند و تکرار شود.
برای من، آنچه دنبال میکنم هرگز فقط موفقیت Binance نبوده، بلکه امیدوارم در بالای اکوسیستم Binance، تعداد زیادی از کارآفرینان برجسته رشد کنند و برندهای خود را ایجاد کنند. در آینده، شرکتهای بیشتری مانند «نسخه اکوسیستم Binance از OPPO، Vivo، Xiaomi و Pinduoduo» میتوانند در صنعت کریپتو ظهور کنند.
دلیلی که دوان یونگپینگ را تحسین میکنم، بیشتر در مورد تفکر او در مورد «چگونگی ساخت یک سیستم» است تا صرفاً اعتماد به تواناییهای یک فرد خاص. وقتی امروز مردم درباره او صحبت میکنند، بیشتر بر سرمایهگذاری تمرکز میکنند زیرا صنعت کریپتو هنوز بسیار مالیمحور و سرمایهگذاریمحور است. از دیدگاه سرمایهگذاری، دوان یونگپینگ و بافت در یک تبار هستند. منطق سرمایهگذاری آنها بسیار ساده است: داراییهای برتر را برای بلندمدت نگه دارید.
چه چیزی «دارایی برتر» محسوب میشود؟ من در این مورد در شبکههای اجتماعی و فضاهای عمومی نوشتهام؛ البته این فقط یک نظر شخصی است و هیچ توصیه سرمایهگذاری نیست. اگر به چشمانداز بلندمدت یک صنعت اعتقاد راسخ دارید و باور دارید که بدون شک بزرگتر خواهد شد و آینده درخشانی دارد، پس فقط به سراغ داراییهای برتر آن صنعت بروید.
با نگاه به صنعت کریپتو، غیرمتمرکزترین دارایی برتر چیست؟ بیتکوین. از دیدگاه دیگر، اگر بخواهید شرکتی را انتخاب کنید، به این نگاه کنید که کدام یک در آن صنعت «مقاومترین، بزرگترین در مقیاس و همیشه در تلاش برای تکامل» است، و آن ممکن است Binance باشد. چه بافت صنعت کریپتو را درک کند یا نه، منطق اساسی جهان در تخصیص منابع و ارزش در واقع یکسان است.
برعکس، بسیاری از مردم ممکن است فکر کنند که یک تیم کارآفرینی کوچک متشکل از تنها سه تا پنج نفر میتواند سکه جدیدی صادر کند و شاهد رشد ده یا صد برابری آن باشد—چرا؟ کاری که ما به عنوان یک پلتفرم میتوانیم انجام دهیم این است که بحثهای جدی با تیم پروژه داشته باشیم. برای مثال، ارزشگذاری فعلی شما چقدر است، ساختار تأمین مالی شما چیست، آیا مایل هستید بخشی را اختصاص دهید و با قیمتی نسبتاً منصفانه، از طریق ایردراپ یا سایر مشوقها به کاربران واقعی اولیه بازخورد دهید؟ اگر آنها مایل باشند هزینه جذب کاربران اولیه را بپردازند، این یک توافق تجاری معقول است.
با این حال، هیچکس نمیتواند تضمین کند که آیا این پروژه در نهایت موفق خواهد شد یا خیر. تمام کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که تمام تلاش خود را بکنیم تا قضاوت کنیم که آیا این تیمی است که در مورد کار خود جدی است، آیا منطق اساسی آن خودسازگار است، آیا نمونه اولیه محصول یا پیشرفت واقعی وجود دارد، به جای اینکه فقط داستانی بدون هیچ مدرکی تعریف کنیم. در مورد قیمت آینده هر توکن، هیچکس نمیتواند آن را کاملاً کنترل کند.
برای ما، BNB بیشتر شبیه یک ناو هواپیمابر است. ما امیدواریم که از موفقیت کارآفرینان بیشتری بر اساس این ناو پشتیبانی کنیم و کل اکوسیستم را شکوفاتر کنیم. اما من نمیتوانم و به هیچکس قول نمیدهم که خرید فقط منجر به افزایش قیمت میشود و هرگز کاهش نمییابد؛ چنین چیزی در هیچ بازاری وجود ندارد.
پرسش: کاهش قیمت اخیر را چگونه میبینید؟ علاوه بر این، روند صنعت و خطرات احتمالی برای سال ۲۰۲۶ و پس از آن را چگونه پیشبینی میکنید؟
هی یی: اول، میخواهم اعلام کنم که این یک نظر شخصی است و توصیه سرمایهگذاری نیست. بیتکوین غیرمتمرکزترین دارایی کریپتو است و به اصطلاح «صعود و سقوط» به چرخه بستگی دارد. در بلندمدت، کاهش قیمت امروز ممکن است فقط یک تکان کوچک باشد.
با این حال، معتقدم که کاهش قیمت و نوسانات فعلی به اندازه گذشته شدید نخواهد بود. این به این دلیل است که از یک دارایی خاص به یک دارایی اصلی جریان اصلی تبدیل شده است. اگرچه ممکن است اخباری مبنی بر فروش داراییهای توقیفشده توسط یک کشور در بازار وجود داشته باشد، اما صندوقهای ثروت ملی و ثروتهای بیشتری در حال تخصیص به بیتکوین هستند.
بنابراین، میگویم منطق اساسی تغییر کرده است و نظریه چرخه مطلق و الگوهای نوسان در حال بازسازی هستند. استراتژیهای اساسی که در چرخههای گذشته بسیار سودآور بودند، ممکن است اکنون کارساز نباشند زیرا بازیگران تغییر کردهاند، استخر بزرگتر شده و ماهیها هم بزرگتر شدهاند. اگر هنوز در این چرخه به منطق قدیمی نشستن در گوشهای و خوردن ماهیهای کوچک و میگو چسبیدهاید، ممکن است کارساز نباشد.
پرسش: چرا Binance تصمیم گرفت سیستم مدیرعامل مشترک را در این زمان پیادهسازی کند؟ این ساختار مدیریتی جدید چه تغییرات بنیادی برای Binance به همراه خواهد داشت؟ علاوه بر این، آیا میتوانید سه موردی را که شخصاً هدایت کردهاید و برای Binance مهمترین میدانید، به اشتراک بگذارید؟
هی یی: فکر میکنم از نظر محتوای کاری روزمره، تغییر بسیار بزرگی رخ نداده است. اما از دیدگاه شخصی من، چند مورد وجود دارد که برایم مهمتر خواهد شد.
اول، ادامه فرهنگ Binance است. من همیشه معتقدم که دلیل رسیدن Binance به اینجا در نهایت در فرهنگ ما نهفته است و اصلیترین جنبه آن اولویت دادن به کاربران است. مهم نیست بازار چگونه تغییر میکند، این اصل نباید تغییر کند.
امیدوارم زمان بیشتری را صرف ترویج ساختوساز سیستمی کنم. همانطور که قبلاً اشاره کردم، آنچه بیشتر نیاز داریم ارتقای کارایی کلی کل سازمان است، نه فقط توانمندسازی یا افزایش قدرت آتش در برخی حوزههای ایزوله. چگونگی کارآمدتر کردن ماشین سازمان، جهتی است که من بر آن بسیار متمرکز خواهم بود.
اگرچه خودم پیشینه فنی ندارم و از پیشینه محصول سنتی نمیآیم، اما قویاً معتقدم که نوآوری تکنولوژیک نیروی اساسی است که جهان را به جلو میراند. با این فرض، من بهویژه به افزایش معرفی و کاربرد هوش مصنوعی در Binance علاقهمند خواهم بود. تنها با ادغام واقعی این فناوریهای جدید در کسبوکار و سازمان است که تحول تکنولوژیک میتواند به کل صنعت سود برساند و به ما اجازه دهد با ثباتتر و فراتر حرکت کنیم.
پرسش: طی دو سال گذشته، هنگکنگ فعالانه توسعه داراییهای مجازی را ترویج کرده و امیدوار است شهر را به یک مرکز جهانی داراییهای مجازی تبدیل کند و مجموعهای از سیاستهای مرتبط را پیدرپی معرفی کرده است. با توجه به موقعیت پیشرو Binance در صنعت، همه به طرحها و برنامههای خاصی که Binance در حال حاضر در هنگکنگ دارد، بسیار علاقهمند هستند. به عنوان مدیرعامل مشترک تازه منصوب شده، اولویت استراتژیک هنگکنگ را در نقشه راه جهانی Binance چگونه ارزیابی میکنید؟ علاوه بر این، رویداد ۱۱ اکتبر امسال تقریباً تمام نقدینگی صنعت را تخلیه کرد و همه آن را عمیقاً احساس کردند. به عنوان یک رهبر صنعت، شما و Binance موضوع «بازسازی نقدینگی» را چگونه میبینید؟ تحت ساختار جدید مدیرعامل مشترک، Binance چه استراتژیها یا اقدامات خاصی را برای ترویج بازسازی و احیای نقدینگی صنعت انجام خواهد داد؟
هی یی: در مورد مقررات هنگکنگ، ما به وضعیت آن به عنوان یک مرکز مالی آسیایی بسیار احترام میگذاریم. با این حال، با مشاهده گزارشهای مالی صرافیهای محلی، میتوان دید که شرایط عملیاتی آنها بسیار چالشبرانگیز است. ما رویکردی باز نسبت به بازار هنگکنگ داریم و امیدواریم پیشرفتهای چشمگیری داشته باشیم. با این حال، مشخص است که صرافیهای محلی همچنان در دسترسی به نقدینگی بینالمللی با محدودیتهایی مواجه هستند که عملیات را دشوار میکند. در حال حاضر، ما فقط میتوانیم با احتیاط پیش برویم و قدم به قدم عمل کنیم.
در مورد تخلیه نقدینگی صنعت، همه باید درک کنند که این معمولاً فقط به این معنی است که بازارسازان برتر بهطور موقت در لحظات بحرانی معاملات را متوقف کردهاند و به این معنی نیست که وجوه ناپدید شدهاند. از دادههای زنجیرهای مشخص است که کاربران کمبود بودجه ندارند؛ بلکه مقدار زیادی استیبلکوین در اختیار دارند. بنابراین، بازار کمبود نقدینگی ندارد، بلکه تعداد کافی از اهداف سرمایهگذاری خوب را ندارد.
پول شما توسط Binance گرفته نشده است؛ بلکه به دست بازیگران حرفهایتر جریان یافته است. اندازه کلی بازار در حال گسترش است، اما در دورههای نوسان، بسیاری از مردم استراتژی محافظهکارانهتری را انتخاب میکنند، مانند سرمایهگذاری در استیبلکوین یا فقط تخصیص به سکههای اصلی مانند بیتکوین. آنچه همه به دنبال آن هستند، آرامش خاطر است.
پرسش: برنامههای Binance در مورد میمکوینها چیست؟
هی یی: فکر میکنم این سوال را میتوان از چندین بعد بررسی کرد. اولاً، از دیدگاه یک پلتفرم معاملاتی، من واقعاً دوست ندارم همه روی توییتهای من تمرکز کنند تا میم بسازند. این فشار زیادی به من وارد میکند زیرا اگر بهطور اتفاقی به چیزی اشاره کنم، میتواند بالقوه به یک سکه تبدیل شود؛ اگر بالا برود، همه خوشحال میشوند، اما اگر سقوط کند، همه میآیند تا از من انتقاد کنند و باعث میشود در صحبت کردن تردید کنم. اما در نهایت، مردم اهمیت نمیدهند چه کسی میم را ساخته است، و برایشان مهم نیست که نامش هی یی، داگی یا پیگی باشد. آنچه واقعاً نیاز دارند، صرفاً داراییای است که بتواند احساسات را حمل کند و قابل معامله باشد.
اگرچه اکنون همه چیز قابل میم شدن است، اگر به بلندمدت نگاه کنیم، داراییهایی که واقعاً ارزش نگه داشتن برای بلندمدت را دارند، همچنان به منطق سرمایهگذاری ارزشی بافت بازمیگردند. شاید در این زمینه کمی قدیمیفکر هستم، اغلب احساس میکنم نمیتوانم با زمانه پیش بروم، در حالی که تلاش میکنم در حال یادگیری «موجسواری ۵G» باشم.
میمها قطعاً پدیدهای تازه هستند، اما اینکه کدام میمها در نهایت از حمایت ارزش بلندمدت برخوردار خواهند بود و ارزش واقعی را متبلور میکنند، قیمت آنها را تعیین میکند: احساسات در کوتاهمدت و ارزش در بلندمدت. هر دارایی مراحل «خرید بیش از حد» و «فروش بیش از حد» را پشت سر میگذارد — وقتی احساسات بالاست، همه به دنبال اوجگیری هستند و در هر افت، جنون فروش وجود دارد، از ترس اینکه «نفروختن منجر به ضرر میشود».
از دیدگاه Binance، ما تمام تلاش خود را میکنیم تا با تیم پروژه ارتباط برقرار کنیم، مثلاً اینکه آیا قیمتگذاری TGE میتواند پایینتر تعیین شود یا آیا میتوان بخش اضافی برای ایردراپ به کاربران اختصاص داد. سپس تیم پروژه برمیگردد و میگوید Binance «حریص است، برای ایردراپ سکههای زیادی میخواهد» و این شایعه بهسرعت به «هزینه لیستینگ نجومی» تبدیل میشود.
در واقعیت، ما با موقعیتهایی مواجه میشویم که برخی میمها اساساً تقریباً هیچ چیزی برای ارائه ندارند و من شخصاً معتقدم دیر یا زود سقوط خواهند کرد، اما کاربران مایل به خرید و معامله آنها هستند. اگر ما این نوع تقاضا را کاملاً نادیده بگیریم، سهم بازار را از دست خواهیم داد. بنابراین در نهایت، ما فقط میتوانیم تعادلی پویا بین «ارائه تعداد کافی جفتهای معاملاتی به کاربران» و «الزامات کنترل ریسک پلتفرم» ایجاد کنیم، که خود یک بازی مداوم است.
پرسش: شما به کسبوکار مدیریت مالی مرتبط با استیبلکوین اشاره کردید. آیا Binance برنامهای برای راهاندازی مجدد محصولات یا همکاریهای مرتبط با PYUSD در آینده دارد؟ علاوه بر این، آیا ملاحظاتی برای ورود کامل به بازار ایالات متحده در آینده وجود دارد؟ اگر در آینده تغییراتی در چشمانداز سیاسی ایالات متحده با بازگشت حزب دموکرات به قدرت رخ دهد، آیا فکر میکنید Binance با محیط نظارتی سختگیرانهتری در ایالات متحده مواجه خواهد شد؟
هی یی: طرز فکر فعلی من را میتوان در یک عبارت خلاصه کرد: هرگز نگو هرگز. صادقانه بگویم، نمیدانم قدم بعدی چه خواهد بود. بسیاری اوقات، ما فقط باید قدم به قدم پیش برویم، آنچه میتوانیم انجام دهیم را امتحان کنیم و اگر نتیجه نداد، باید یاد بگیریم بپذیریم زیرا آنچه انجام شده، انجام شده است.
چشمانداز سیاسی در ایالات متحده بسیار گسترده است و چیزی نیست که ما بتوانیم بر آن تأثیر بگذاریم. و صادقانه بگویم، ما آنقدرها به اصطلاح خانواده ترامپ نزدیک نیستیم. برخی رسانههای داخلی دوست دارند بیش از حد شیطانسازی کنند، یک لحظه چیزهایی درباره کارهای CZ میگویند و لحظه بعد چیزی مثل «پرداخت جریمه برای خرید عفو» میگویند که هیچکدام واقعیت ندارند. هنگام نگاه به ایالات متحده، باید واقعبینتر باشیم؛ اساساً، این یک بازی دو حزبی بسیار رقابتی است. در این زمینه نزاع حزبی، در بهترین حالت، ما فقط قربانی هستیم.
فقط فکرش را بکنید، به عنوان یک شرکت تجاری، ما در حال حاضر فقط سعی میکنیم در یک موقعیت تنگنا زنده بمانیم، بسیار دور از هر چیزی مانند «تأثیرگذاری بر یک حزب سیاسی». به زبان تند، ما هنوز لیاقت آن را نداریم. اگر روزی Binance بتواند واقعاً بر تصمیمات دولت تأثیر بگذارد، یا حتی در مبارزات حزبی مداخله کند، آنگاه ممکن است «تأثیر بزرگی» در نظر گرفته شود. اما حداقل در حال حاضر، ما واقعاً فقط یک ماهی کوچک هستیم.
پرسش: چقدر بین جهت استراتژیک و شغلی که امروز به عنوان مدیرعامل مشترک هدایت میکنید و رویایی که در ۱۸ سالگی داشتید، تغییر ایجاد شده است؟ نیروی محرکه اساسی که شما را تا به امروز حمایت کرده چیست؟ ثابتقدمترین باور شما چیست؟ اگر قرار بود به ۱۸ سالگی خود یا حتی جوانتر برگردید، فکر میکردید مهمترین هدف در زندگی چیست، ثروت، خانواده یا چیز دیگری؟
هی یی: وقتی ۱۸ ساله بودم، در واقع مفهوم روشنی از ثروت نداشتم، اما واقعاً چن چانگشنگ را در رمان وب چینی «راه انتخابها» دوست داشتم. هر بار که با چالشی روبرو میشد، میگفت: «میخواهم امتحانش کنم.» احساس میکردم این خیلی شبیه من است. اگرچه شبیه کسی نبودم که بتواند به ظاهرش تکیه کند، اما باز هم مجریگری را امتحان کردم. چون کمترین هزینه و کمترین تلاش را داشت، آرایش خودم را انجام میدادم و با هر پرداختی مشکلی نداشتم.
بعداً، کارآفرینی هم همینطور بود. اگرچه قبلاً هرگز آن را انجام نداده بودم، اما میخواستم امتحان کنم. یادم میآید وقتی جوان بودم، دوستی (لی جیایی) از من در مورد رویای زندگیام پرسید و من کمی در فاز «جوان ادبی» بودم و گفتم: «میخواهم کسی شوم که بر جهان تأثیر میگذارد.» او فکر کرد دیوانهام و در آن زمان نتوانست با من کنار بیاید.
سالها بعد، یک انتخاب شخصیت اینترنتی وجود داشت که شامل من هم میشد. او ناگهان به من پیام داد و گفت: «ببین، به آنچه درباره تأثیرگذاری بر جهان گفتی، رسیدی.» در واقع، آن انتخاب کاملاً تصادفی بود و من آن ماجرا را فراموش کرده بودم، اما با نگاه به گذشته، نیروی محرکه من همیشه همان عبارت «میخواهم امتحان کنم» بوده است. چه اهمیتی دارد اگر قبلاً آن را انجام ندادهام؟ من قبلاً مدیرعامل نبودهام، وقتی انجامش دهم، آیا نخواهم دانست چه کار کنم؟
پرسش: چگونه با احساساتی مانند ترس، اضطراب و سردرگمی کنار میآیید؟
هی یی: معتقدم همه احساسات را تجربه میکنند، چه ترس، اضطراب، عصبی بودن یا غم، ناامیدی؛ اینها همه اتفاق میافتند و من هم استثنا نیستم، بالاخره من فقط یک انسان عادی هستم. برای من، مهمترین چیز این است که ابتدا بپذیرم این احساسات بهطور طبیعی رخ میدهند؛ آنها یک واکنش انسانی بسیار عادی هستند، نه چیزی که «نباید اتفاق بیفتد».
من واقعاً یک جمله را دوست دارم — «ابرها در آسمان آبی شناورند، آب در بطری نشسته است.» اگرچه پایان داستان امپراتور جیاجینگ خوب نبود، اما این جمله به خودی خود مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار داد. باید یاد بگیرید که چیزهای خوب و بد زندگی را بپذیرید. ابرها آنجا هستند، آسمان آبی آنجا است، آب و بطری هم در موقعیتهای مربوط به خود هستند، همه چیز نظم خاص خود را دارد. قبلاً میگفتم هر چه سرنوشت به تو میدهد، آن را بهخوبی زندگی کن و از آن لذت ببر.



