Blockchain Capital Partner: The structure of on-chain dual-layer capital is still in the early stages of value discovery
نویسنده: اسپنسر بوگارت، شریک عمومی در Blockchain Capital
گردآوری: هو تائو، ChainCatcher
اقتصاد درونشبکهای دارای مجموعهای از ویژگیهای واقعاً منحصربهفرد، از جمله قابلیت برنامهریزی، ترکیبپذیری و توزیع جهانی است. این بدان معناست که هر کسی میتواند بسازد، هر کسی میتواند منتشر کند و هر چیزی میتواند آزادانه به تمام محتوای ساختهشده توسط دیگران دسترسی داشته باشد. پروتکلها در محیطهای عملیاتی با استفاده از وجوه واقعی در یک فضای رقابتی با مقیاس جهانی آزمایش خواهند شد. در نهایت، این امر منجر به ایجاد اکوسیستمی شده است که سریعتر نوآوری میکند و بازتر است، و از نظر سرعت و شفافیت از هر چیزی که قبلاً در بخش مالی دیده شده، پیشی میگیرد.
با این حال، وقتی صحبت از استخرهای سرمایه واقعاً بزرگ میشود، این ویژگیها چالشهایی را نیز ایجاد میکنند. سرمایهگذاران نهادی و کمیتههای سرمایهگذاری که مسئولیت امانی دارند، باید بتوانند ریسکهای محیط سرمایهگذاری خود را ارزیابی کنند. ماهیت بدون نیاز به مجوز (Permissionless) زیرساختهای درونشبکهای، همراه با پروتکلهای جدیدتر و آزمایشنشدهای که ممکن است نتایج غیرمنتظرهای داشته باشند، ارزیابی ریسک را نسبت به محیطهای کنترلشدهتر دشوارتر میکند.
برای اینکه اقتصاد درونشبکهای بتواند پتانسیل کامل خود را محقق کند، به نوآوری باز و سرمایه قابل توجه نیاز دارد. من معتقدم که ما در حال مشاهده مسیرهایی برای دستیابی به هر دو هستیم.
آنچه در حال حاضر شکل میگیرد، یک معماری دو لایه است.
لایه اول، محیط بدون نیاز به مجوز فعلی ما است که در آن ترکیبپذیری و نوآوری باز، توسعه اکوسیستم را پیش میبرند. این لایه از بین نخواهد رفت و نباید هم از بین برود.
لایه دوم شامل مجموعهای از زنجیرههاست، چه زنجیرههای L2، چه L1 یا انواع دیگر زنجیرهها که اکثر آنها بر پایه همان کد و زیرساخت امنیتی هستند، اما در نحوه مدیریت توزیع ریسک در لایه نهایی متفاوت عمل میکنند. مدلهای امنیتی این زنجیرهها شامل قابلیت توقف یا مسدود کردن تراکنشها در صورت بروز وقایع شدید است. برای سرمایه نهادی، این قابلیت یک ویژگی مدیریت ریسک است که کل ریسک موجود را قابل کنترل میکند.
ما امروز این موضوع را در سازمانهای ثانویه میبینیم: برخی از سازمانهای ثانویه شوراهای امنیتی با اختیارات مسدودسازی خاص ایجاد کردهاند. ما اخیراً شاهد اجرای این مکانیسم در عمل بودیم، زمانی که شورای امنیتی Arbitrum در حادثه Kelp DAO مداخله کرد و وجوه را بازیابی نمود.
این دو لایه اهداف متفاوتی را دنبال میکنند و این نکته کلیدی است. لایه بدون نیاز به مجوز، کورهای است که در آن پروتکلها تحت فشار واقعی و با استفاده از وجوه واقعی در یک محیط رقابتی ساخته میشوند. پروتکلهای حاصل، قویتر هستند. در مقابل، لایه نهادی امکان استقرار در مقیاس بزرگ وجوهی را فراهم میکند که دارای مجوزهای رسمی و الزامات انطباق هستند.
تلاقی و ادغام بین این دو بسیار مهم است.
یک پروتکل که طی سالها در یک محیط خاص صیقل یافته است، احتمالاً در برابر آزمون حوادث امنیتی واقعی مقاومت کرده، قابلیتهای عملیاتی قابل اعتمادی را در شرایط مختلف بازار نشان داده و یک سیستم حاکمیتی بالغ ایجاد کرده است. امروزه، این پروتکل مسیر مطمئنی برای گسترش نفوذ خود به سطح نهادی دارد. این پروتکل میتواند در سطح نهادی مستقر شود و به استخر سرمایه عمیقتری نسبت به آنچه محیطهای صرفاً کریپتو-بومی میتوانند ارائه دهند، دسترسی پیدا کند.
چرخه حیات به این صورت میشود: ساخت و انتشار بدون نیاز به مجوز. پذیرش آزمایش در یک محیط عمومی. اثبات قابلیتها. سپس گسترش به سطح نهادی و کسب سرمایه در مقیاسی کاملاً متفاوت.
این در واقع یک معماری عالی است. جنبه باز و تجربی اکوسیستم همچنان از مزایای خود بهره میبرد، دائماً پروتکلهای جدید را راهاندازی میکند و ریسکهای اولیه را با سرمایه کریپتو-بومی میپذیرد و مرزها را جابجا میکند. در همین حال، لایه نهادی نقدینگی و ثبات کافی را فراهم میکند و در نتیجه سقف دستاوردهای پروتکلهای موفق را بالا میبرد. در این دنیا، پاداشهای کسب اعتماد نهادی نیز به طور قابل توجهی بالاتر است. بنابراین انگیزه برای نوآوری افزایش مییابد، زیرا پاداش موفقیت غنیتر از همیشه است.
با این حال، چالش اصلی در نحوه برخورد با شروع سرد (Cold Start) نهفته است: بلاکچینی که بیشترین محبوبیت را نزد سرمایه نهادی دارد، ممکن است همان بلاکچینی نباشد که بهترین برنامهها در حال حاضر در آن قرار دارند. پروتکلهایی با بیشترین حجم و بیشترین اثبات، میتوانند اثرات شبکهای عمیقی بر بلاکچینهایی ایجاد کنند که تضمینهای امنیتی ارائه نمیدهند. نحوه حل این مسئله—اینکه آیا بهترین پروتکلها باید نمونههایی را در بلاکچینهای نهادی مستقر کنند، یا اینکه پروتکلهای جدید باید از ابتدا با هدف معماری نهادی ساخته شوند، یا اینکه آیا سرمایه نهادی در نهایت بلاکچینهای موجود را میپذیرد—یکی از پویاییهایی خواهد بود که ارزش تماشا دارد.
اما معماری کلی کاملاً منطقی به نظر میرسد. اقتصاد درونشبکهای در حال ساخت یک ساختار سرمایه واقعی است که استخرهای مختلف سرمایه به یک اکوسیستم مشترک سرازیر میشوند. پایه بدون نیاز به مجوز دائماً چیزهای جدیدی خلق میکند. لایه نهادی عمق ایجاد میکند. و ارتباط بین این دو به کل سیستم اجازه میدهد تا عمل کند.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

Morning Report | Coinbase Ventures makes its first investment in ENA; SpaceX plans to set the IPO price at $135 per share

متن کامل و تحلیل سخنرانی مدیرعامل SanDisk در چهل و دومین کنفرانس سالانه تصمیمگیری استراتژیک برنشتاین

پیشبینی قیمت بیتکوین در سال ۲۰۳۰: پیشبینی ۷۱۰ هزار دلاری Ark Invest

قیمت لحظهای SOL: قیمت زنده، نمودارها و دادههای بازار Solana

ETF بیتکوین چیست: بررسی تفاوتهای اسپات و فیوچرز

Why Is Bitcoin Dropping 15% While Nasdaq Hits Record Highs?

والاستریت ژورنال: Hyperliquid در حال تبدیل شدن به «فروشگاه رفاه» ارزهای دیجیتال در والاستریت است

سهام توکنیزه شده ایالات متحده «قاتل نقدینگی» بازار کریپتو نیستند
TradFi چیست و چرا در سال ۲۰۲۶ همه درباره آن صحبت میکنند؟

گزارش صبحگاهی | Strategy هفته گذشته ۳۲ BTC و بیش از ۸۰۰ هزار سهم MSTR فروخت؛ Binance رسماً پورتال معاملاتی سهام ایالات متحده خود را معرفی کرد؛ Polymarket به همکاری انحصاری با OneFootball دست یافت

ژو هانگ: ارزش واقعی SpaceX چقدر است؟

بوتکمپ معاملاتی WEEXPERIENCE در لهستان: چگونه WEEX و FireCrew معاملهگری ارزهای دیجیتال را برای همه در دسترس قرار میدهند

سلطنت پاریس: چگونه PSG رویای آرسنال را در فینال تاریخی و هیجانانگیز لیگ قهرمانان اروپا در هم کوبید

TaiJi با جذب سرمایه از Castrum Capital، Becker Ventures و Coinvestor Ventures، موفق به تکمیل دور تأمین مالی استراتژیک ۳.۵ میلیون دلاری شد

بیتکوین در محدوده ۷۳ هزار دلار گیر کرده است؟ معاملهگران چگونه در بازار خنثی ماه ژوئن به سود میرسند

ETF بیتکوین چیست؟ راهنمای ساده برای سال ۲۰۲۶

راهنمای گامبهگام استیک کردن Solana در سال ۲۰۲۶

