از لیبی تا ایران: سرزمین خاموشیها، سرزمین استخراجکنندگان بیوقفه بیتکوین
عنوان اصلی: «از لیبی تا ایران: داستان دو کشور؛ یکی گرفتار قطعی برق، دیگری در حال تأمین انرژی استخراجکنندگان بیتکوین»
نویسنده اصلی: Chainalysis
مقدمه: «صنعت صادراتی» کشورهای دچار خاموشی: چگونه برق، سوخت بیتکوین میشود
شبی تابستانی در تهران؛ گرمایی که همچون توری غیرقابل نفوذ، نفس کشیدن را دشوار میکند.
در میان بحرانهای مکرر برق در سالهای اخیر، تابستان ۲۰۲۵ به یکی از غیرقابلتحملترین لحظات برای این پایتخت ایران تبدیل شد؛ در آن سال، شهر یکی از شدیدترین موجهای گرما در نزدیک به نیم قرن اخیر را تجربه کرد، دما بارها از ۴۰ درجه سانتیگراد گذشت، ۲۷ استان مجبور به جیرهبندی برق شدند و بسیاری از ادارات دولتی و مدارس تعطیل گشتند. در بسیاری از بیمارستانهای محلی، پزشکان برای حفظ جریان برق مجبور به تکیه بر ژنراتورهای دیزلی بودند — اگر خاموشی بیش از حد طول میکشید، دستگاههای تنفس مصنوعی در بخشهای مراقبتهای ویژه ممکن بود از کار بیفتند.
اما در حاشیه شهر، پشت دیوارها، صدای دیگری گوشخراشتر بود: غرش کرکننده فنهای صنعتی، ردیفهایی از دستگاههای استخراج بیتکوین که با تمام توان کار میکردند؛ چراغهای نشانگر LED در اندازههای مختلف که مانند دریایی از ستارگان در شب چشمک میزدند، و برق اینجا به ندرت قطع میشد.
در کشوری دیگر در شمال آفریقا در کرانه مقابل مدیترانه، یعنی لیبی، همین صحنه هر روز تکرار میشود. ساکنان مناطق شرقی مدتهاست که به قطعیهای برنامهریزیشده برق به مدت ۶ تا ۸ ساعت در روز عادت کردهاند؛ مواد غذایی در یخچالها اغلب فاسد میشوند و کودکان باید با نور شمع مشق شب خود را بنویسند. اما در کارخانههای فولاد متروکه خارج از شهر، دستگاههای قدیمی استخراج که به صورت قاچاق وارد شدهاند، شبانهروز بدون وقفه کار میکنند و برق تقریباً رایگان این کشور را به بیتکوین تبدیل کرده و سپس از طریق پلتفرمهای معاملاتی ارز دیجیتال به دلار تبدیل میکنند.
این یکی از پوچترین داستانهای انرژی در قرن بیست و یکم است: در دو کشوری که توسط تحریمها و جنگ داخلی ویران شدهاند، برق دیگر تنها یک خدمات عمومی نیست، بلکه به عنوان یک ارز سخت تلقی میشود که میتوان آن را «صادر» کرد.

توضیح تصویر: دو مرد ایرانی که بیرون مغازه موبایلفروشی خود نشستهاند و تنها چراغهای اضطراری مغازه را روشن کردهاند، در حالی که خیابان به دلیل قطعی برق در تاریکی مطلق فرو رفته است.
فصل اول: فشار بر شبکه برق: وقتی انرژی به ابزاری مالی تبدیل میشود

ماهیت استخراج بیتکوین، بازی آربیتراژ انرژی است. در هر کجای دنیا، تا زمانی که قیمت برق به اندازه کافی پایین باشد، استخراجکنندگان میتوانند سودآور باشند. در مکانهایی مانند تگزاس یا ایسلند، اپراتورهای استخراج با دقت هزینه هر کیلووات ساعت را محاسبه میکنند و تنها نسل جدید دستگاههای استخراج کارآمد میتوانند در این رقابت دوام بیاورند. اما در ایران و لیبی، قواعد بازی کاملاً متفاوت است.
در ایران، قیمت برق صنعتی به اندازه ۰.۰۱ دلار برای هر کیلووات ساعت پایین است، در حالی که لیبی این وضعیت را به اوج رسانده است — قیمت برق خانگی آن حدود ۰.۰۰۴ دلار برای هر کیلووات ساعت است که یکی از پایینترین قیمتها در جهان محسوب میشود. چنین قیمتهای پایینی به لطف یارانههای عظیم سوخت دولتی و سرکوب مصنوعی قیمتها امکانپذیر شده است. در یک بازار عادی، چنین قیمتهایی حتی هزینه تولید برق را هم پوشش نمیدهد.
اما برای استخراجکنندگان، اینجا بهشت است. حتی دستگاههای استخراج قدیمی که از چین یا قزاقستان کنار گذاشته شدهاند — تجهیزاتی که در کشورهای توسعهیافته به زباله الکترونیکی تبدیل شدهاند — میتوانند در اینجا به راحتی سودآور باشند. طبق دادههای رسمی، در سال ۲۰۲۱، هشریت بیتکوین لیبی حدود ۰.۶ درصد از کل جهان را تشکیل میداد که از سایر کشورهای عربی و آفریقایی و حتی برخی اقتصادهای اروپایی پیشی گرفته بود.
این رقم ممکن است کوچک به نظر برسد، اما در بافت لیبی، بسیار پوچ و غیرمنطقی است. این کشوری با تنها ۷ میلیون نفر جمعیت، نرخ اتلاف ۴۰ درصدی شبکه برق و قطعیهای چرخشی روزانه است. در دورههای اوج مصرف، استخراج بیتکوین حدود ۲ درصد از کل تولید برق کشور را مصرف میکرد که معادل ۰.۸۵۵ تراوات ساعت (TWh) در سال است.
در ایران، وضعیت حتی حادتر است. با وجود اینکه ایران دارای چهارمین ذخایر بزرگ نفت و دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان است، از نظر تئوری نباید با کمبود برق مواجه باشد. با این حال، به دلیل تحریمهای ایالات متحده که دسترسی به تجهیزات و فناوری پیشرفته تولید برق را قطع کرده و همچنین به دلیل شبکه فرسوده و مدیریت ضعیف، تأمین برق ایران مدتهاست که تحت فشار قرار دارد. رشد انفجاری استخراج بیتکوین اکنون این وضعیت را به نقطه شکست رسانده است.
این یک توسعه صنعتی معمولی نیست. این فشار بر منابع عمومی است — وقتی با برق به عنوان «پول سخت» که میتواند سیستم مالی را دور بزند برخورد میشود، دیگر اولویت آن بیمارستانها، مدارس و ساکنان نیست، بلکه به سمت ماشینهایی جریان مییابد که میتوانند آن را به دلار تبدیل کنند.
فصل دوم: دو کشور، تاریخچه دوگانه استخراج
ایران: از «صادرات انرژی» تا «صادرات هشریت»

تحت فشار شدید تحریمها، ایران تصمیم گرفت استخراج بیتکوین را قانونی کند و برق ارزان داخلی را به یک دارایی دیجیتال قابل معامله در سطح جهانی تبدیل نماید.
در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ از توافق هستهای ایران خارج شد و تحریمهای «فشار حداکثری» را دوباره بر ایران اعمال کرد. ایران از سیستم پرداخت بینالمللی سوئیفت (SWIFT) اخراج شد، قادر به استفاده از دلار برای تجارت بینالمللی نبود، صادرات نفت آن سقوط کرد و ذخایر ارزیاش تحلیل رفت. در این سناریو، استخراج بیتکوین یک راه گریز راحت برای «نقد کردن انرژی» فراهم کرد: بدون نیاز به سوئیفت، بدون نیاز به بانکهای کارگزار، تنها نیاز به برق، دستگاههای استخراج و مسیری برای فروش سکهها بود.
در سال ۲۰۱۹، دولت ایران رسماً استخراج ارز دیجیتال را به عنوان یک صنعت قانونی به رسمیت شناخت و یک رژیم مجوزدهی ایجاد کرد. طراحی سیاست بسیار «مدرن» به نظر میرسید: استخراجکنندگان میتوانستند برای فعالیت در مزارع استخراج با نرخ برق یارانهای درخواست مجوز کنند، اما باید بیتکوین استخراجشده را به بانک مرکزی ایران میفروختند.
در تئوری، این یک سناریوی برد-برد-برد بود — کشور برق ارزان را با بیتکوین مبادله میکرد، سپس از بیتکوین برای دریافت ارز خارجی یا واردات کالا استفاده میکرد؛ استخراجکنندگان به سود پایدار میرسیدند؛ و بار شبکه برق قابل برنامهریزی و تنظیم بود.
با این حال، واقعیت به سرعت از برنامه فاصله گرفت: هر جا که مجوز باشد، منطقه خاکستری وسیعتری نیز وجود دارد.
تا سال ۲۰۲۱، رئیسجمهور وقت روحانی علناً اعتراف کرد که حدود ۸۵ درصد از فعالیتهای استخراج در ایران غیرمجاز است؛ مزارع استخراج زیرزمینی مانند قارچ رشد کردند، از کارخانههای متروکه تا زیرزمین مساجد، از ساختمانهای اداری دولتی تا خانههای مسکونی معمولی، دستگاههای استخراج همه جا بودند. هرچه یارانه برق عمیقتر باشد، انگیزه آربیتراژ قویتر است؛ هرچه مقررات سستتر باشد، سرقت برق بیشتر به یک «رفاه پیشفرض» تبدیل میشود.
دولت ایران در مواجهه با وخامت بحران برق و مصرف بیش از ۲ گیگاوات توسط استخراج غیرقانونی، از ماه مه تا سپتامبر همان سال، ممنوعیت موقت سراسری برای تمامی فعالیتهای استخراج ارز دیجیتال به مدت چهار ماه اعلام کرد. این شدیدترین ممنوعیت سراسری از زمان قانونیسازی در سال ۲۰۱۹ بود.
در این دوره، دولت سرکوبهای گستردهای را سازماندهی کرد: وزارت نیرو، پلیس و مقامات محلی به هزاران مزرعه استخراج غیرقانونی یورش بردند و تنها در نیمه دوم سال ۲۰۲۱، دهها هزار دستگاه استخراج را مصادره کردند.
با این حال، پس از لغو ممنوعیت، فعالیتهای استخراج به سرعت بازگشت. بسیاری از دستگاههای استخراج مصادرهشده دوباره به کار افتادند و مقیاس مزارع استخراج زیرزمینی نه تنها کاهش نیافت، بلکه افزایش یافت. این «اصلاحات» از نظر عموم به عنوان یک نمایش کوتاهمدت دیده شد: ظاهراً با فعالیتهای غیرقانونی در سطح برخورد میشد، اما در واقع در رسیدگی به مسائل ریشهای ناکام بود و در عوض به برخی مزارع استخراج متصل به قدرت اجازه گسترش میداد.
مهمتر از آن، تحقیقات و گزارشهای متعدد نشان داده است که برخی نهادهای نزدیک به مقامات، به طور قابلتوجهی در این صنعت مداخله کردهاند و «مزارع استخراج ممتاز» با منبع تغذیه مستقل و معافیت از اجرای قانون تشکیل دادهاند.
وقتی «دستهای نفوذناپذیر» پشت مزارع استخراج باشند، به اصطلاح اصلاحات به یک نمایش سیاسی تبدیل میشود؛ و روایت عمومی حتی تندتر است: «ما تاریکی را تحمل میکنیم فقط برای اینکه دستگاههای استخراج بیتکوین روشن بمانند.»

منبع: فایننشال تایمز
لیبی: برق ارزان، استخراج در سایه

شعار روی دیوارهای خیابانهای لیبی که «تجارت غیرقانونی کالاهای امدادی» را محکوم میکند، بازتابدهنده خشم اخلاقی غیرنظامیان ناشی از توزیع ناعادلانه منابع است — احساسی مشابه که در پسزمینه ربوده شدن یارانههای برق برای استخراج، به آرامی در حال جوشش است.
سناریوی استخراج لیبی بیشتر شبیه «رشد وحشیانه در غیاب نهادها» است.
لیبی، این کشور شمال آفریقا (با جمعیتی حدود ۷.۳ تا ۷.۵ میلیون نفر و مساحتی نزدیک به ۱.۷۶ میلیون کیلومتر مربع، چهارمین کشور بزرگ آفریقا است)، در ساحل جنوبی دریای مدیترانه واقع شده و با کشورهایی مانند مصر، تونس و الجزایر هممرز است. از زمان سقوط رژیم قذافی در سال ۲۰۱۱، این کشور در دوره طولانی آشوب بوده است: جنگهای داخلی مکرر، تکثیر جناحهای مسلح، شکاف شدید نهادی ملی، که حالتی از «تجزیه مدیریتشده» را شکل داده است (یعنی سطح خشونت نسبتاً قابل کنترل است، اما حکمرانی واحد وجود ندارد).
آنچه واقعاً لیبی را به کانون استخراج تبدیل کرد، ساختار پوچ قیمتگذاری برق آن است. به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده نفت آفریقا، دولت لیبی مدتهاست که یارانههای عظیمی برای قیمت برق ارائه میدهد و آن را در سطح ۰.۰۰۴۰ دلار برای هر کیلووات ساعت نگه داشته است — این قیمت حتی از هزینه سوخت تولید برق هم کمتر است. در یک کشور عادی، چنین یارانههایی برای محافظت از معیشت مردم است. اما در لیبی، این به یک فرصت آربیتراژ عظیم تبدیل شده است.
بنابراین، یک مدل آربیتراژ کلاسیک ظهور کرد:
· دستگاههای استخراج قدیمی که در اروپا و ایالات متحده کنار گذاشته شدهاند، هنوز میتوانند در لیبی سودآور باشند؛
· مناطق صنعتی، کارخانههای متروکه و انبارها به طور طبیعی برای پنهان کردن بارهای الکتریکی بالا مناسب هستند؛
· واردات تجهیزات محدود است، اما کانالهای خاکستری و قاچاق اجازه میدهد ماشینها همچنان وارد شوند؛
اگرچه بانک مرکزی (CBL) در سال ۲۰۱۸ تراکنشهای ارز مجازی را غیرقانونی اعلام کرد و وزارت اقتصاد در سال ۲۰۲۲ واردات تجهیزات استخراج را ممنوع کرد، اما خودِ استخراج به صراحت توسط قانون ملی ممنوع نشده است و اجرای آن بیشتر به اتهامات جانبی مانند «استفاده غیرقانونی از برق» و «قاچاق» متکی است. اجرای قانون در واقعیتِ تجزیه قدرت ضعیف است که منجر به گسترش مداوم منطقه خاکستری شده است.
این وضعیت «ممنوع اما نه ریشهکن» تجلی معمولی از تجزیه قدرت است — ممنوعیتهای بانک مرکزی و وزارت اقتصاد اغلب در مناطق شرقی بنغازی یا مناطق جنوبی دشوار است، جایی که گروههای مسلح محلی یا شبهنظامیان گاهی اوقات حتی مزارع استخراج را تحمل یا محافظت میکنند و اجازه میدهند استخراج به شکلی وحشیانه در مناطق خاکستری رشد کند.

منبع: @emad_badi در X
آنچه حتی پوچتر است این است که بخش قابلتوجهی از این مزارع استخراج توسط خارجیها اداره میشود. در نوامبر ۲۰۲۵، دادستانهای لیبی ۹ نفر را که مزارع استخراج را در داخل کارخانه فولاد زلیتن اداره میکردند، به سه سال زندان محکوم کردند، تجهیزات آنها را مصادره کردند و عواید غیرقانونی را ضبط نمودند. در چندین یورش قبلی، مقامات مجری قانون دهها شهروند آسیایی را که مزارع استخراج در مقیاس صنعتی با استفاده از دستگاههای قدیمی کنار گذاشته شده از چین یا قزاقستان اداره میکردند، دستگیر کردند.
این دستگاههای قدیمی مدتهاست که در کشورهای توسعهیافته سودآور نیستند، اما در لیبی، آنها هنوز یک ماشین پولسازی هستند. به دلیل قیمت پایین برق، حتی کمبازدهترین دستگاههای استخراج هم میتوانند سودآور باشند. به همین دلیل است که لیبی به محل رستاخیز «قبرستان استخراج» جهانی تبدیل شده است — جایی که زبالههای الکترونیکی کنار گذاشته شده در تگزاس یا ایسلند، در اینجا زندگی دوبارهای یافتهاند.
فصل سوم: فروپاشی شبکه برق و خصوصیسازی انرژی

ایران و لیبی دو مسیر متفاوت را در پیش گرفتند: یکی سعی کرد استخراج بیتکوین را در ماشین دولتی ادغام کند، در حالی که دیگری اجازه داد برای مدت طولانی در سایههای سیستم پرسه بزند. اما آنها به یک نقطه پایان رسیدند — کسری فزاینده شبکه برق و پیامدهای سیاسی تخصیص منابع شروع به ظهور کرد.
این صرفاً یک نقص فنی نیست، بلکه نتیجه اقتصاد سیاسی است. نرخهای یارانه برق توهم «برق ارزان» را ایجاد کرد؛ استخراج، از سوی دیگر، وسوسه «برق قابل نقد کردن» را ارائه داد؛ و ساختارهای قدرت تعیین کردند که چه کسی میتواند از این وسوسه پول در بیاورد.
وقتی دستگاههای استخراج با بیمارستانها، کارخانهها و ساکنان از یک شبکه برق مشترک استفاده میکنند، درگیری دیگر انتزاعی نیست. قطعیهای برق نه تنها به یخچالها و کولرها، بلکه به چراغهای اتاق عمل، یخچالهای بانک خون و خطوط مونتاژ صنعتی آسیب میرساند. هر خاموشی، آزمونی خاموش از تخصیص منابع عمومی است.
مشکل در ماهیت بسیار «قابل حمل» پاداشهای استخراج نهفته است. برق محلی است و هزینهها را جامعه متحمل میشود؛ بیتکوین جهانی است و ارزش آن میتواند به سرعت از مرزها عبور کند. نتیجه یک ساختار بسیار نامتقارن است: جامعه مصرف برق و خاموشیها را تحمل میکند، در حالی که عدهای معدود منافعی را که میتواند از مرزها عبور کند، تصاحب میکنند.
در کشورهایی با نهادهای سالم و انرژی فراوان، استخراج بیتکوین معمولاً به عنوان یک فعالیت صنعتی مورد بحث قرار میگیرد؛ اما در کشورهایی مانند ایران و لیبی، ماهیت مشکل تغییر کرده است.
صنعتی نوظهور یا غارت منابع؟
در سطح جهانی، استخراج بیتکوین به عنوان یک صنعت نوظهور و حتی نمادی از «اقتصاد دیجیتال» دیده میشود. با این حال، در موارد ایران و لیبی، بیشتر شبیه آزمایشی در خصوصیسازی منابع عمومی به نظر میرسد.
اگر قرار است آن را صنعت بنامیم، حداقل باید شغل ایجاد کند، مالیات بپردازد، تحت نظارت باشد و سود خالص برای جامعه داشته باشد. با این حال، در این دو کشور، استخراج بسیار خودکار است، تقریباً هیچ شغلی ایجاد نمیکند، بسیاری از تأسیسات استخراج در وضعیت غیرقانونی یا نیمهقانونی با مشارکت مالیاتی محدود هستند و حتی تأسیسات استخراج دارای مجوز نیز در توزیع درآمد خود شفافیت ندارند.
برق ارزان در ابتدا برای تضمین رفاه مردم در نظر گرفته شده بود. در ایران، یارانههای انرژی بخشی از «قرارداد اجتماعی» از زمان انقلاب اسلامی است — دولت قیمت برق را با درآمد نفت یارانه میدهد و مردم حکومت اقتدارگرا را میپذیرند. در لیبی، یارانههای برق نیز بخش اصلی سیستم رفاهی باقیمانده از دوران قذافی است.
اما وقتی این یارانهها برای استخراج بیتکوین استفاده میشوند، ماهیت آنها تغییر بنیادی مییابد. برق دیگر یک خدمات عمومی نیست، بلکه وسیلهای است که توسط عدهای معدود برای ایجاد ثروت خصوصی استفاده میشود. عموم مردم نه تنها از آن بهرهمند نمیشوند، بلکه در عوض بهای آن را میپردازند — قطعیهای مکرر برق، هزینههای بالاتر ژنراتورهای دیزلی و خدمات بهداشتی و آموزشی شکنندهتر.
مهمتر از آن، استخراج درآمد ارزی واقعی برای این کشورها به همراه نداشته است. در تئوری، دولت ایران استخراجکنندگان را ملزم میکند که بیتکوین را به بانک مرکزی بفروشند، اما اجرای واقعی آن مورد تردید است. در لیبی، اصلاً چنین مکانیزمی وجود ندارد. بیشتر بیتکوینها از طریق پلتفرمهای معاملاتی خارجی به دلار یا ارزهای دیگر تبدیل میشوند، سپس از طریق صرافیهای غیرقانونی یا کانالهای ارز دیجیتال خارج میشوند. این پول نه وارد خزانه ملی میشود و نه به اقتصاد واقعی بازمیگردد، بلکه به ثروت خصوصی عدهای معدود تبدیل میشود.
از این نظر، استخراج بیتکوین بیشتر شبیه شکل جدیدی از «نفرین منابع» است. این صنعت از طریق تولید و نوآوری ثروت ایجاد نمیکند، بلکه از طریق تحریف قیمتها و شکافهای نهادی، منابع عمومی را تصاحب میکند. آسیبپذیرترین گروهها اغلب کسانی هستند که بهای آن را میپردازند.
نتیجهگیری: هزینه واقعی یک بیتکوین

در دنیایی که منابع آن به طور فزایندهای محدود میشود، برق دیگر تنها ابزاری برای روشن کردن تاریکی نیست، بلکه به کالایی تبدیل شده است که میتوان آن را تبدیل، معامله و حتی غارت کرد. وقتی کشوری با برق به عنوان «ارز سخت» برای صادرات برخورد میکند، در واقع در حال مصرف آیندهای است که باید برای رفاه و توسعه مردم استفاده میشد.
مشکل از خود بیتکوین نیست، بلکه از این است که چه کسی کنترل تخصیص منابع عمومی را در دست دارد. وقتی این قدرت بدون نظارت باشد، به اصطلاح «صنعت» به شکل دیگری از غارت تقلیل مییابد.
و کسانی که در تاریکی نشستهاند، همچنان منتظرند تا نور دوباره بازگردد.
«همه آنچه با آن روبرو میشویم قابل تغییر نیست، اما تا زمانی که با آن روبرو نشویم، هیچ چیز تغییر نمیکند.»
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

Morning Report | Coinbase Ventures makes its first investment in ENA; SpaceX plans to set the IPO price at $135 per share

متن کامل و تحلیل سخنرانی مدیرعامل SanDisk در چهل و دومین کنفرانس سالانه تصمیمگیری استراتژیک برنشتاین

پیشبینی قیمت بیتکوین در سال ۲۰۳۰: پیشبینی ۷۱۰ هزار دلاری Ark Invest

قیمت لحظهای SOL: قیمت زنده، نمودارها و دادههای بازار Solana

ETF بیتکوین چیست: بررسی تفاوتهای اسپات و فیوچرز

Why Is Bitcoin Dropping 15% While Nasdaq Hits Record Highs?

والاستریت ژورنال: Hyperliquid در حال تبدیل شدن به «فروشگاه رفاه» ارزهای دیجیتال در والاستریت است

سهام توکنیزه شده ایالات متحده «قاتل نقدینگی» بازار کریپتو نیستند
TradFi چیست و چرا در سال ۲۰۲۶ همه درباره آن صحبت میکنند؟

گزارش صبحگاهی | Strategy هفته گذشته ۳۲ BTC و بیش از ۸۰۰ هزار سهم MSTR فروخت؛ Binance رسماً پورتال معاملاتی سهام ایالات متحده خود را معرفی کرد؛ Polymarket به همکاری انحصاری با OneFootball دست یافت

ژو هانگ: ارزش واقعی SpaceX چقدر است؟

بوتکمپ معاملاتی WEEXPERIENCE در لهستان: چگونه WEEX و FireCrew معاملهگری ارزهای دیجیتال را برای همه در دسترس قرار میدهند

سلطنت پاریس: چگونه PSG رویای آرسنال را در فینال تاریخی و هیجانانگیز لیگ قهرمانان اروپا در هم کوبید

TaiJi با جذب سرمایه از Castrum Capital، Becker Ventures و Coinvestor Ventures، موفق به تکمیل دور تأمین مالی استراتژیک ۳.۵ میلیون دلاری شد

بیتکوین در محدوده ۷۳ هزار دلار گیر کرده است؟ معاملهگران چگونه در بازار خنثی ماه ژوئن به سود میرسند

ETF بیتکوین چیست؟ راهنمای ساده برای سال ۲۰۲۶

راهنمای گامبهگام استیک کردن Solana در سال ۲۰۲۶


