گلدمن ساکس به خرید چین AI اشاره کرد: پشت ۴ تریلیون دلار ارزش بازار، تنها ۱.۲٪ از صندوقهای جهانی سرمایهگذاری شده است
TL;DR
· گلدمن ساکس پیشنهاد خرید سبد زنجیره ارزش AI چین را میدهد که شامل برق، نیمههادیها، زیرساختهای AI، مدلها و برنامهها است.
· گلدمن ساکس تخمین میزند که ارزش بازار مرتبط با AI چین حدود ۴ تریلیون دلار است و درآمد آن حدود ۱۶٪ از درآمد جهانی مرتبط با AI را تشکیل میدهد، اما تنها حدود ۱.۲٪ از سرمایهگذاریهای صندوقهای مشترک جهانی به چین اختصاص یافته است.
· هسته این معامله نه تنها به انفجار یک برنامه AI خاص مربوط میشود، بلکه به فرصتهای ارزیابی ناشی از سرمایهگذاریهای کم و نیاز به سختافزار و سیاستها مرتبط است.
· ریسک در این است که سرمایهگذاری در مراکز داده، افزایش ظرفیت ذخیرهسازی، تأمین مالی IPO و صادرات سختافزار AI همچنان نیاز به تحقق مداوم دارد.
تیم تحقیقاتی گلدمن ساکس در حال معرفی «زنجیره ارزش AI چین» به مرکز توجهات تجاری است.
طبق گزارشی با عنوان «استراتژی تجاری: خرید زنجیره ارزش هوش مصنوعی چین»، گلدمن ساکس پیشنهاد میکند که به سبد AI چین که شامل برق، نیمههادیها، زیرساختهای AI، مدلها و برنامهها است، سرمایهگذاری شود. در دو سال گذشته، معاملات جهانی AI عمدتاً توسط سهام بزرگ فناوری ایالات متحده، زنجیره تأمین انویدیا و هزینههای سرمایهگذاری ابری هدایت شده است؛ اکنون گلدمن ساکس به داراییهای AI چین که در ارزش بازار، سهم درآمد و نگهداری سرمایه جهانی دچار عدم تطابق است، توجه دارد.
طبق تخمین گلدمن ساکس، شرکتهای مرتبط با AI چین حدود ۴ تریلیون دلار ارزش بازار دارند و حدود ۱۶٪ از درآمد جهانی مرتبط با AI را تشکیل میدهند، اما تا ژانویه ۲۰۲۶، مدیران صندوقهای مشترک جهانی تنها حدود ۱.۲٪ از سرمایهگذاریهای خود را به چین اختصاص دادهاند.
این اعداد منطق تجاری مهمی را در کل گزارش تشکیل میدهند: اگر صنعت AI چین در سمت درآمد سهم دو رقمی دارد، در حالی که تخصیص سرمایه جهانی هنوز به وضوح پایین است، پس زنجیره ارزش AI چین فضای بازنگری قیمت دارد.
بزرگترین تضاد: سهم درآمد پایین، تخصیص سرمایه جهانی بسیار پایین
گلدمن ساکس تقسیمبندی داراییهای AI جهانی را به صورت مستقیم مقایسه میکند.
از پایان سال ۲۰۲۲، سهامهای مرتبط با AI جهانی حدود ۳۴ تریلیون دلار ارزش بازار ایجاد کردهاند که از این مقدار، ارزش بازار مرتبط با AI چین حدود ۴ تریلیون دلار است و حدود ۱۰٪ از ارزش بازار جهانی AI را تشکیل میدهد. از نظر درآمد، چین حدود ۱۶٪ از درآمد جهانی مرتبط با AI را تأمین میکند.
اما تخصیص سرمایه به مراتب کمتر از این نسبت است. گلدمن ساکس تخمین میزند که تا ژانویه ۲۰۲۶، مدیران صندوقهای مشترک جهانی تنها حدود ۱.۲٪ از سرمایهگذاریهای خود را به چین اختصاص دادهاند.
این نیز یکی از دلایل اصلی گلدمن ساکس برای پیشنهاد خرید زنجیره ارزش AI چین است. داراییهای AI ایالات متحده به طور مکرر توسط سرمایهگذاران جهانی خریداری شدهاند و انویدیا، شرکتهای ابری، تجهیزات نیمههادی و زیرساختهای برق در خط اصلی معاملات AI قرار گرفتهاند. در مقابل، داراییهای AI چین با وجود اینکه به یک مقیاس درآمدی رسیدهاند، هنوز در وضعیت تخصیص پایین در سبد سرمایهگذاریهای جهانی قرار دارند.
به عبارت دیگر، آنچه گلدمن ساکس بر روی آن شرط میبندد، تنها «روایت AI چین» نیست، بلکه یک شکاف تخصیص سرمایه خاصتر است: سهم درآمدی که در حال حاضر وجود دارد، اما نگهداری جهانی هنوز به آن نرسیده است.
این معاملهای نیست که به معنای سنتی KWEB باشد، سختافزار و زیرساخت در اولویت قرار دارند
گلدمن ساکس به طور خاص تأکید میکند که این معامله با مفهوم سنتی KWEB متفاوت است.
KWEB معمولاً به داراییهای اینترنت و اقتصاد پلتفرم چین مربوط میشود و سرمایهگذاران به تجارت الکترونیک، تبلیغات، سرگرمی آنلاین و زندگی محلی فکر میکنند. اما گلدمن ساکس این بار سبد GS China AI Value Chain (GSXACART) را تشکیل داده است که دامنه آن از برق، نیمههادیها، زیرساختهای AI تا مدلها و برنامهها را شامل میشود و به یک زنجیره تأمین کامل AI چین نزدیکتر است.
در این چارچوب، سختافزار و زیرساخت در اولویت قرار دارند.
چین در حال پیشبرد خودکفایی فناوری و ساخت ظرفیت محاسباتی پیشرفته است و به همین دلیل، سختافزار AI، مراکز داده، تأمین برق و بخشهای نیمههادی همزمان تحت توجه سیاستها، صنعت و سرمایه قرار دارند. گلدمن ساکس معتقد است که ارزش این بخشها هنوز به طور کامل در بازار سهام منعکس نشده است.
تحقیقات آنها تخمین میزند که سود اقتصادی بالقوهای که AI از طریق افزایش بهرهوری و ایجاد سود جدید به ارمغان میآورد، ممکن است ۵۰٪ تا ۱۰۰٪ بالاتر از سطح فعلی قیمت سهام AI باشد. این نیز دلیل قرار گرفتن برق، زیرساختهای AI و نیمههادیها در موقعیت مرکزی سبد است.
اینکه آیا مدلها و برنامهها میتوانند منفجر شوند، در نهایت به قدرت محاسبات، ذخیرهسازی، برق و تأمین تجهیزات بستگی دارد. و این بخشها، جایی هستند که چین دارای تواناییهای تولیدی، ساخت و تأمین صنعتی در مقیاس است.
صادرات، سیاست و IPO، در حال تقویت سرنخهای سختافزار AI
تغییرات در زنجیره سختافزار AI چین در حال حرکت از مفهوم به نقاط سفارش، صادرات و تأمین مالی مشخصتر است.
در سمت تقاضا، دادههای گمرک که توسط چندین رسانه نقل شدهاند نشان میدهد که صادرات چین در ماه مه نسبت به سال گذشته ۱۹.۴٪ افزایش یافته است که قویترین افزایش در سه ماه اخیر است؛ که در آن صادرات مدارهای مجتمع حدود ۱۱۱٪ افزایش یافته است، در حالی که حجم صادرات تنها به طور جزئی افزایش یافته است. تغییرات قیمت و ساختار، تقاضای سختافزار AI را به عنوان یکی از عوامل مهم محرک در نظر میگیرد. برای ذخیرهسازی، تجهیزات نیمههادی و مواد اولیه، این نوع دادهها به احتمال بهبود سفارشات و نرخ استفاده از ظرفیت اشاره دارد.
در سمت سرمایهگذاری سیاست، طبق گزارش رویترز که به بلومبرگ اشاره شده، چین در حال برنامهریزی برای حدود ۲۰ تریلیون یوان، معادل ۲۹۵ میلیارد دلار، برای ساخت شبکه ملی مراکز داده AI است. این طرح هنوز به طور رسمی اعلام نشده است، اما اگر به مرحله اجرا درآید، به طور مستقیم تقاضای داخلی برای چیپهای ذخیرهسازی، تجهیزات نیمههادی، تأمین برق و زیرساختهای مراکز داده را افزایش خواهد داد.
در سمت بازار سرمایه، گزارشهای عمومی نشان میدهد که در سال ۲۰۲۶، بازارهای سهام A، هانگ سنگ و برخی شاخصهای جهانی وزن AI و نیمههادیها را افزایش میدهند. این امر به افزایش دید سرمایهگذاریهای غیرفعال شرکتهای مرتبط کمک میکند و همچنین سرمایههای بیشتری را به سمت محاسبات پیشرفته و نیمههادیها جذب میکند.
نمونههای فردی و صنعتی نیز در حال تقویت این سرنخ هستند. درآمد چانگجیانگ ذخیرهسازی در سهماهه اول سال ۲۰۲۶ نسبت به سال گذشته حدود ۴۴۵٪ افزایش یافته و سهم بازار جهانی NAND Flash از ۸٪ یک سال پیش به ۱۳٪ افزایش یافته و به رتبه چهارم مشترک رسیده است و برنامه IPO داخلی را برای حمایت از افزایش ظرفیت پیش میبرد.
چانگسین ذخیرهسازی به عنوان یک شرکت مهم در صنعت DRAM چین شناخته میشود. برآوردهای تحقیقاتی از طرف سوم نشان میدهد که درآمد این شرکت در سال ۲۰۲۶ ممکن است از ۵۰۰ میلیون دلار فراتر رود؛ بر اساس اطلاعات ارائه شده در گزارش ثبتنام، درآمد سهماهه اول ۵۰.۸ میلیارد یوان بوده و پیشبینی درآمد نیمه اول بین ۱۱۰ تا ۱۲۰ میلیارد یوان است.
این نمونهها به این معنا نیست که شرکتهای ذخیرهسازی چین به طور کامل به غولهای خارجی رسیدهاند، اما نشان میدهد که زنجیره سختافزار AI چین در حال حرکت از «مفهوم سیاست» به درآمد، سهم، تأمین مالی و نقاط افزایش ظرفیت قابل مشاهدهتر است.
سرمایهها شروع به تغییر کردهاند، AI ایالات متحده هنوز مرجع اصلی است
گلدمن ساکس همچنین اشاره کرده است که بخش AI چین از سایر داراییهای مرتبط با چین پیشی گرفته و نشانههایی از انتقال تخصیص سرمایه را نشان میدهد. با این حال، در مقایسه با AI ایالات متحده، عملکرد داراییهای AI چین هنوز به وضوح عقبتر است.
این نیز جایی است که جذابیت معامله و مرزهای ریسک همزمان وجود دارد.
جذابیت در این است که اگر سرمایهگذاران جهانی به دنبال خطوط رشد خارج از AI ایالات متحده باشند، وضعیت تخصیص پایین AI چین ممکن است فضایی برای تغییر سرمایهگذاری فراهم کند. به ویژه در شرایطی که ارزشگذاریهای رهبران AI ایالات متحده به طور قابل توجهی بالا رفته و انتظارات هزینههای سرمایه به طور کامل مورد بحث قرار گرفته است، بازار به طور طبیعی به دنبال زنجیره تأمین و داراییهای برنامهای است که هنوز به طور کامل نگهداری نشدهاند.
ریسک در این است که این هنوز یک پیشنهاد تجاری است، نه یک نتیجه صنعتی که به تحقق پیوسته است. برنامه ۲۰ تریلیون یوانی مراکز داده AI به جزئیات سیاست و اجرای واقعی بستگی دارد؛ لیست شدن، افزایش ظرفیت و بهبود سودآوری شرکتهایی مانند چانگسین ذخیرهسازی و چانگجیانگ ذخیرهسازی نیز به زمان نیاز دارد؛ اینکه آیا دادههای صادرات و فروش چیپها میتواند ادامه یابد، به چرخه سختافزار AI جهانی و محیط تجاری بستگی دارد.
AI ایالات متحده هنوز مرجع اصلی سرمایههای جهانی است. چه از نظر توانایی مدل، هزینههای سرمایهگذاری شرکتهای ابری، اکوسیستم GPU و چه از نظر درآمد برنامههای شرکتی، بازار ایالات متحده هنوز دارای معیارهای بالغتری است. برای اینکه AI چین بتواند سرمایههای جهانی بیشتری را جذب کند، تنها اثبات «ارزشگذاری ارزان و نگهداری پایین» کافی نیست، بلکه باید به طور مداوم درآمد، سود و پیشرفتهای فناوری را ارائه دهد.
نکته جالب توجه گلدمن ساکس در خرید زنجیره ارزش AI چین این است که در مورد اعلام اینکه AI چین به ایالات متحده رسیده است، نیست، بلکه در مورد قرار دادن یک عدم تطابق بازار در مقابل چشم است: حدود ۴ تریلیون دلار ارزش بازار، حدود ۱۶٪ سهم درآمد جهانی، در حالی که تنها حدود ۱.۲٪ از تخصیص سرمایهگذاریهای فناوری صندوقهای مشترک جهانی به چین اختصاص یافته است.
اینکه آیا سرمایهها میتوانند این شکاف را پر کنند، به سرمایهگذاریهای سیاست، نیاز به سختافزار و تواناییهای سودآوری شرکتها بستگی دارد.



