پایان کار Alipay در کامبوج: ظهور و سقوط
عنوان اصلی مقاله: «ظهور و سقوط Wisepay: 'Alipay کامبوج' که دیشب نابود شد»
نویسنده مقاله اصلی: sleepy.txt، Dongcha Beating
۱ دسامبر ۲۰۲۵، پنومپن.
نسیم کنار رودخانه مکونگ همچنان گرم و شرجی بود، اما برای صدها هزار چینی ساکن این منطقه، این زمستان بسیار سردتر از همیشه بود.
این روز قرار بود در حافظه جمعی تجار چینی کامبوج حک شود.
صبح، بلوار سیهانوک. ساختمان دفتر مرکزی Wisepay، نماد مالی که زمانی مورد احترام بود و تصور میشد «هرگز نمیخوابد»، یکشبه ضربان قلب خود را از دست داد. صدای غرش خودروهای حمل پول که در رفتوآمد بودند، جای خود را به یک «اطلاعیه تعلیق برداشت» سرد چسبانده شده بر در شیشهای و صدها چهره شرقی که از ترس در مقابل ورودی اصلی خشکشان زده بود، داد.
تاریخ همیشه تکرار میشود. این صحنه گویی مردم را به آستانه فروپاشی «یوان طلا» در شانگهای سال ۱۹۴۸ یا خیابان مالی پکن که در سال ۲۰۱۸ توسط بحران P2P درنوردیده شد، بازگرداند.
این فروپاشی بدون نشانههای هشداردهنده نبود. در ۴۸ شبانهروز گذشته، شایعاتی مبنی بر سقوط قریبالوقوع این غول مالی که به «Alipay کامبوج» معروف بود، مانند طاعون در بانکهای زیرزمینی و گروههای تلگرامی پنومپن پیچیده بود. از تحریمهای مشترک آمریکا و انگلیس علیه گروه پرنس (Prince Group) گرفته تا توقیف ۱۵ میلیارد دلار دارایی رمزارزی و کاهش شدید ارزش استیبلکوین USDH صادر شده توسط Wisepay در بازار سیاه، همه نشانهها به یک نتیجه ختم میشد: خشکسالی نقدینگی.
تعطیلی Wisepay تنها مرگ ناگهانی یک شرکت نبود، بلکه پایان یک دوران تجاری منحرف بود.
در طول شش سال پرآشوب گذشته، این شرکت حیاتیترین مویرگ اقتصاد زیرزمینی کامبوج بود. این شرکت کازینوهای پنومپن، پارکهای صنعتی سیهانوکویل و حتی پایانههای کلاهبرداری در آن سوی اقیانوس را به هم متصل میکرد و یک جزیره مالی فراساحلی ایجاد کرده بود که گویی در برابر سیستم سوئیفت (SWIFT) نفوذناپذیر بود.
سقوط آن نه تنها داراییها و زندگی دهها هزار تاجر چینی را منجمد کرد، بلکه ورشکستگی کامل «منطق مردمی» را نوید داد.
این توهم که میتوان با تکیه بر مزیتهای تکنولوژیک قوانین را نادیده گرفت، یا با پنهان شدن در جنگل از گلولهها گریخت، سرانجام به سختی با دیوارهای آهنین ژئوپلیتیک و مقررات برخورد کرد.
این یک تسویه حساب دیرهنگام و همچنین یک مراسم بلوغ سیاه و خونین بود که نسل اینترنتی چینیهای مهاجر ناچار به گذر از آن بودند.
بهشت گمشده نخبگان فناوری
اگر ظهور Huiwang را بازخوانی کنیم، درمییابیم که نقطه شروع آن شرارت نبوده، بلکه پرستش افراطی کارایی بوده است.
بیایید عقربههای ساعت را به سال ۲۰۱۹ برگردانیم. آن سال، سود ترافیک اینترنت چین به اوج خود رسید و بازی با حاصلجمع صفر آغاز شد. «جهانی شدن» به روایت بزرگ نخبگان فناوری از شرکتهای بزرگ تبدیل شد که به دنبال قارهای جدید بودند. گروهی از مدیران میانی و مدیران محصول از شرکتهای بزرگ فناوری، با پیشرفتهترین معماری کد و چشمانداز مالی فراگیر، در فرودگاه پنومپن فرود آمدند.
در آن زمان، اکوسیستم مالی کامبوج هنوز در عصر ژوراسیک بود.
شعب بانکی کمیاب، کارایی عملیاتی پایین و کنترلهای ارزی سختگیرانه بود. برای صدها هزار تاجر چینی که در پنومپن به تجارت، پذیرایی و ساختوساز مشغول بودند، گردش وجوه یک کابوس بود. آنها یا پول نقد سنگین دلار آمریکا را در خیابان حمل میکردند یا نرخهای بالای صرافیهای زیرزمینی را تحمل میکردند.
این نوع عقبماندگی در نگاه چینیهای اینترنتی که به پرداختهای موبایلی عادت داشتند، نه تنها یک نقطه درد، بلکه یک جریان همهگیر و فرصت آربیتراژ قابل توجه بود.
استفاده از فناوری پرداخت موبایلی بالغ چین برای آغاز یک «حمله همهجانبه» به سیستم مالی سنتی کامبوج، به برنامه عملیاتی ناگفته آن نسل از نخبگان فناوری تبدیل شد که به خارج از کشور سفر میکردند.
آنها موفق شدند و این کار را به زیبایی انجام دادند. در ابتدای راهاندازی Huiwang Pay، از نوعی «زیباییشناسی بیرحمانه» برای تسخیر بازار با راحتی استفاده کرد: رابط کاربری کاملاً چینی، خدمات مشتریان آنلاین ۲۴/۷، تسویه حساب فوری، و بازتولید تجربه کاربری نرم و روان Alipay تا آخرین پیکسل.

با این حال، حرکت نهایی و اصلی، آستانه ورود بسیار پایین آن بود. در کشوری که در اصل نیاز به لایههایی از تاییدیه داشت، Huiwang نیازی به احراز هویت دستوپاگیر یا تاییدیه مالیاتی نداشت. تنها با یک شماره تلفن همراه، وجوه میتوانست آزادانه در شبکه زیرزمینی پنومپن جریان یابد.
این مجموعه تاکتیکها در تجارت بسیار موفق بود. تنها در دو سال، Huiwang به تمام جنبههای زندگی چینیها در پنومپن نفوذ کرد. از خرید یک فنجان چای شیر گرفته تا پرداخت هزینههای پروژه، این برنامه به «بانک مرکزی چینی» غیررسمی در کامبوج تبدیل شد.
با این حال، بیطرفی فناوری اغلب بزرگترین دروغ در دنیای تجارت مدرن است.
همانطور که این مدیران محصول که به «تجربه کاربری اول» اعتقاد داشتند در پنومپن جولان میدادند، به سرعت با وسوسهای روبرو شدند که در داخل کشور غیرقابل تصور بود؛ موج گستردهای از صنایع کلاهسیاه و خاکستری.
در دنیای تجارت قانونمند، مانع اصلی برای موسسات پرداخت، کنترل ریسک است؛ اما در پنومپن، سودآورترین مشتریان، گروههای قمار و پارکهای کلاهبرداری بودند و خدماتی که بیش از همه به آن نیاز داشتند، دقیقاً «بدون ریسک» بودن بود.
برای این غولها، نرخ کارمزد مهم نیست؛ آنچه مهم است پنهانکاری و امنیت است. آنها به یک کیف پول الکترونیکی قانونمند نیاز ندارند؛ آنچه نیاز دارند رودخانهای زیرزمینی است که بتواند فوراً میلیاردها دلار پول سیاه را پولشویی کند.
این یک دوراهی کلاسیک اخلاق تجاری است: وقتی KPI رشد با خط قرمز انطباق برخورد میکند، فناوری باید در برابر چه کسی تعظیم کند؟
Huiwang تصمیم گرفت در برابر رشد تعظیم کند.
آنها شروع به «بهینهسازی» فرآیند پولشویی با ذهنیتی اینترنتمحور کردند. برای حفظ این مشتریان نخبه، آنها فعالانه تشخیص چهره را حذف و محدودیتهای انتقال را کاهش دادند. در منطق آنها، این هنوز «خدمت به کاربران» و «رفع نقاط درد» بود. آنها از «فناوری بیگناه است» برای خودهیپنوتیزمی استفاده کردند، با این باور که فقط در حال ساخت جاده هستند و هیچ نگرانیای ندارند که آیا کامیونهای موجود در جاده در حال حمل کالا هستند یا پول کثیف.
همین بیگانگی «عقلانیت ابزار تکنولوژیک» بود که Huiwang را از یک ابزار پرداخت راحت به بزرگترین مرکز پولشویی آسیای جنوب شرقی تبدیل کرد.
آنها فکر میکردند جک ما (Jack Ma) پنومپن هستند و از فناوری برای تغییر تجارت استفاده میکنند؛ غافل از اینکه در جنگل بدون قانون، سرانجام مانند دو یوشنگ (Du Yuesheng) در کنار رودخانه مکونگ زندگی کردند.
اما این تنها آغاز سقوط آنها بود. هنگامی که کانالهای پرداخت باز شد، این افراد باهوش مسیر دیگری را یافتند که حتی سودآورتر و تاریکتر بود؛ وارد کردن مدل «تراکنش امانی تجارت الکترونیک» به زنجیره قاچاق انسان.
SKU شوم
در تمام کتابهای درسی تجارت اینترنتی، «مدل پلتفرم» به عنوان تکامل نهایی تجارت دیده میشود. پس از اینکه Huiwang زیرساختهای پرداخت را باز کرد، جاهطلبی آن به طور طبیعی به لینک تراکنش گسترش یافت.
در جنگل پنومپن که پر از کلاهبرداری و خشونت است، کمیابترین منبع دلار نیست، تعداد افراد نیست، بلکه «اعتماد» است.
این یک جنگل تاریک معمولی است که در آن قاچاقچی انسان پول را میگیرد اما فرد را تحویل نمیدهد، پارک فرد را میگیرد اما پول را نمیپردازد و واسطه پولشویی با وجوه فرار میکند. ریسکهای بالای خوردن یکدیگر، کارایی تراکنشهای صنعت تاریک را به شدت مختل میکند.
برای آن مدیران محصول، این اصلاً شر نیست؛ بلکه به وضوح یک «سناریوی بهینهسازی مکانیسم اعتماد» کامل است.
در سال ۲۰۲۱، «Huiwang Guarantee» از ناکجاآباد ظاهر شد.
منطق محصول آن به سادگی یک کپی کامل از تائوبائو (Taobao) بود؛ خریدار (پارک کلاهبرداری) وجوه را به پلتفرم میسپرد، فروشنده (قاچاقچی انسان) کالا را ارسال میکرد، خریدار پس از بازرسی دریافت را تایید میکرد و پلتفرم وام را پرداخت و کارمزد را کسر میکرد.
این ساختار که در هانگژو برای خرید مطمئن لباس توسط مصرفکنندگان استفاده میشد، در سیهانوکویل برای خرید و فروش «توسعهدهندگان فرانتاند» به کار رفت.
در هزاران گروه تلگرامی فعال Huiwang Guarantee در شبانهروز، مردم کاملاً به SKUهای سرد و سخت تبدیل شده بودند.
هر پیام عرضه و تقاضا در گروه به دقت استاندارد و بستهبندی شده بود، درست مانند صفحه جزئیات محصول در روز مجردها:
«مسلط به جاوا، دو سال تجربه در یک شرکت سطح بالا، مطیع و سازگار، پاسپورت در دست، همه برای شما با قیمت ثابت ۲۰,۰۰۰ U.»
«قصد خرید: تیم تبلیغات بازار اروپا و آمریکا، منابع شخصی، قیمت قابل مذاکره، امکان امانی وجود دارد.»
برای پرسنل فنی که سیستمها را در اتاقهای دارای تهویه مطبوع نگهداری میکنند، این صرفاً خطوط کد و داده است. آنها نیازی ندارند ببینند که چگونه افرادی که به عنوان «کالا» شناخته میشوند در ونها چپانده میشوند، نیازی ندارند فریادهای درد زیر باتوم شوکر را بشنوند؛ آنها فقط باید روی بکاند، هر سفارش و حجم تراکنش و GMV که دائماً در حال افزایش است، تمرکز کنند.
طبق دادههای شرکت تحلیل بلاکچین Elliptic، از سال ۲۰۲۱، این پلتفرم حداقل ۲۴ میلیارد دلار تراکنش از طریق رمزارز تسهیل کرده است. این فقط یک عدد نیست؛ مجموع سرنوشتهای بیشمار فردی است که به تراشه تبدیل شدهاند.
حتی ترسناکتر، تکرار دیوانهوار ویژگیهای محصول است.
برای پاسخگویی به تقاضای پارک برای تعقیب فراریان، Huibang Guarantee حتی یک کسبوکار «جایزه» ایجاد کرده است.
در آن گروههای مخفی، خشونت دیگر بربریت افسارگسیخته نیست، بلکه یک سرویس قیمتگذاری شده و ارزشافزوده است که میتوان با یک کلیک سفارش داد: «یک برنامهنویس فراری را دستگیر کنید، جایزه ۵۰,۰۰۰ USDT؛ ارائه مکان دقیق، جایزه ۱۰,۰۰۰ USDT.»
این گسترش بیحد و حصر سرانجام نگاه شکارچیان را به خود جلب کرد. در فوریه ۲۰۲۵، تحت فشار FBI آمریکا، تلگرام کانال اصلی Huibang Guarantee را بست. این باید یک ضربه ویرانگر میبود، اما تابآوری بازار سیاه از تصور همه فراتر رفت.

تنها یک هفته بعد، صدها هزار کاربر به طور یکپارچه از طریق لینکهای جایگزین مانند یک موج جزر و مدی به یک برنامه چت دیگر به نام Potato Chat مهاجرت کردند.
تلگرام در حلقه به عنوان «هواپیمای کاغذی» شناخته میشود، در حالی که Potato Chat به عنوان «سیبزمینی» شناخته میشود. در مقایسه با هواپیمایی که در آسمان پرواز میکند، سیبزمینی عمیقاً در زیر زمین دفن شده، مخفیتر است و سختتر توسط رادار نظارتی هدف قرار میگیرد.
در این مهاجرت دستهجمعی، گروه Huibang نه تنها نقش هدایتکننده داشت، بلکه در پشت صحنه نیز فعالیت میکرد. آنها نه تنها در «Potato» سرمایهگذاری کردند و به تناسخ تجاری دست یافتند، بلکه یک برنامه ارتباطی مستقل به نام ChatMe توسعه دادند و تلاش کردند یک پادشاهی دنیای زیرزمینی دیجیتال کاملاً بسته و خودکفا بسازند.

این تاکتیک جنگ چریکی خرگوشهای حیلهگر نه تنها تمسخر مقررات، بلکه یک تکبر عمیق است.
آنها قویاً معتقدند که تا زمانی که کد به اندازه کافی سریع نوشته شود، میتوانند از قانون پیشی بگیرند؛ تا زمانی که سرورها به اندازه کافی عمیق پنهان شوند، میتوانند سرزمینی بیقانون خارج از قوانین دنیای واقعی بسازند. اما فراموش میکنند که حتی سرورهای دارک وب در نهایت به برق نیاز دارند.
در حالی که آنها مشغول تغییر هویت در دنیای مجازی هستند، در دنیای واقعی، یک شبکه آهنین که زنجیره پول را هدف قرار داده، بیسروصدا در حال تنگتر شدن است.
حالت همزیستی
در بازی شطرنج مالی، بالاترین قدرت هرگز درباره این نبوده که چند تراشه دارید، بلکه درباره داشتن قدرت تعریف تراشهها بوده است.
اپراتورهای Huwang به خوبی درک میکنند که مهم نیست چند هویت تغییر میدهند، تا زمانی که هنوز از USDT استفاده میکنند، شریان حیاتی آنها همیشه توسط آمریکاییها در آن سوی اقیانوس نگه داشته میشود، زیرا Tether میتواند در هر زمان با FBI همکاری کند تا داراییهای درونزنجیرهای را با یک کلیک مسدود کند.
بنابراین، آنها تصمیم میگیرند فدرال رزرو خود را در رودخانه مکونگ تأسیس کنند.
در سپتامبر ۲۰۲۴، Huwang رسماً استیبلکوین USDH را صادر کرد.
در مطالب تبلیغاتی رسمی تحریکآمیز، نقطه فروش اصلی USDH به وضوح به عنوان «داراییها قابل مسدود شدن نیستند» و «مشمول مقررات سنتی نمیشوند» تعریف شده است. این در اصل یک فراخوان برای صنعت تاریک جهانی است؛ مکانی که در آن FBI وجود ندارد، قوانین ضد پولشویی وجود ندارد، مکانی که یک آرمانشهر مالی کاملاً آزاد است.

برای ترویج این رسید دیجیتال صادر شده توسط یک شرکت خصوصی، Huwang یک محصول مالی در پارکهای صنعتی بزرگ مختلف راهاندازی کرد که باعث شد وال استریت سرخ شود؛ سپردهگذاری در USDH با بازده سالانه ۱۸ درصد و بازده کل ۲۷ درصد در سررسید.
سپس، صحنهای بسیار کنایهآمیز آشکار شد. آن کلاهبردارانی که دیوانهوار در سراسر جهان در حال کلاهبرداری (Rug Pull) بودند، با وسوسه این نرخ بهره بالای ۱۸ درصدی، سرانجام با میل خود وجوه غیرقانونی بهسختی به دست آمده را به استخر نقدینگی Huwang بازگرداندند.
در دنیای زیرزمینی پنومپن، آن کلاهبرداران خودخوانده باهوش Rug Pull متوجه نشدند که در مواجهه با کلاهبرداری بزرگتر در Huwang، خودشان نیز به «خوکچههایی» تبدیل شدهاند که منتظر ذبح هستند.
این نوع تکبر «کشورسازی مستقل» از کجا میآید؟
اگر به هیئت مدیره Huwang Pay نگاه کنیم، یک نام برجسته به چشم میخورد: Hun To.
این نام در کامبوج به چه معناست؟ او برادرزاده نخستوزیر سابق هون سن و پسرعموی نخستوزیر فعلی هون مانی است. طبق گزارش وزارت خزانهداری ایالات متحده، این چهره که در هسته قدرت در پنومپن حرکت میکند، نه تنها مدیر Huwang است، بلکه بند نافی است که این شرکت را به بالاترین قدرت در کامبوج متصل میکند.

این مخفیترین «مدل همزیستی» در دنیای زیرزمینی جنایتکاران سایبری آسیای جنوب شرقی است.
تیم چینی مسئول ارائه فناوری است. آنها از کد غولهای فناوری برای ساخت سیستم پرداخت استفاده میکنند، از منطق تجارت الکترونیک برای مدیریت قاچاق انسان بهره میبرند و از فناوری بلاکچین برای فرار از مقررات استفاده میکنند. نخبگان محلی مسئول ارائه حقوق مجوز هستند. آنها مجوزهای بانکی قانونی ارائه میدهند، چشمان خود را بر روی مجتمعهای محافظتشده میبندند و حتی اطمینان حاصل میکنند که پلیس فریادهای کمک از داخل دیوارهای بلند را نادیده میگیرد.
فناوری کارایی را فراهم میکند، در حالی که قدرت امنیت را فراهم میکند. دقیقاً به دلیل این «چتر محافظ» سطح بالا است که آنها جرات میکنند علناً برای دستگیری افراد جایزه تعیین کنند و حتی جرات میکنند یک ارز خصوصی صادر کنند که سلطه دلار آمریکا را به چالش میکشد. برای آنها، قانون یک خط قرمز غیرقابل لمس نیست، بلکه کالایی است که میتوان آن را به صورت عمده از طریق تراکنشهای مبتنی بر منافع خریداری کرد.
این تبادل عریان منافع اغلب در زیر نقاب خیریه دلگرمکننده پنهان میشود.
در روزنامههای چینیزبان در کامبوج، اغلب میتوانید این صحنه را ببینید: یک مدیر ارشد از Huwang که با روبان تزئین شده، گواهی افتخار از نخبگان دریافت میکند، مبلغ زیادی پول به یک مدرسه فقیر اهدا میکند، در حالی که با لبخندی دلسوزانه میدرخشد.
به طور همزمان، در چت گروهی تضمین Huwang، تراکنشهای پولشویی که از آنها خون میچکد، دیوانهوار صفحه را پر میکنند.
صبح میزبان یک پلتفرم معاملاتی شیطانی است، در حالی که بعدازظهر میزبان یک ضیافت خیریه است.
این حس شدید دوگانگی ریاکاری نیست، بلکه یک وسیله ضروری برای بقا است. درست همانطور که در گذشته دو یوشنگ در شانگهای جایگاه «هنرمند اجتماعی» را از طریق تأسیس مدارس و حفظ نظم عمومی ایجاد کرد، در امتداد رودخانه مکونگ، «خیریه» یک مالیات ویژه است که به هسته قدرت پرداخت میشود، یک سفیدکننده برای پاک کردن هویت خود، و مهمتر از همه، روانکنندهای که عملیات این موجودیت همزیستی عظیم را حفظ میکند.
این شبکه با دقت بافتهشده از روابط سیاسی-تجاری زمانی برای Huwang حس امنیت را برای چندین سال به ارمغان آورد. آنها زمانی معتقد بودند که تا زمانی که روابط خود را در پنومپن تضمین کردهاند، میتوانند در لبه حاکمیت قانون فعالیت کنند.
تا اکتبر ۲۰۲۵، زمانی که پروانهای از آن سوی اقیانوس شروع به بال زدن کرد.
طوفان تحریمی که از واشنگتن آغاز شد، نه تنها چتر محافظ به ظاهر تخریبناپذیر را واژگون کرد، بلکه سنگ بنای شکننده این «بانک مرکزی سایه» را مستقیماً درهم شکست.
وقتی خرد مردمی با پرده آهنین مالی ملاقات میکند
در منطق سنتی اقتصاد سطح شهرستان چین، معمولاً دو راه برای مقابله با مشکل وجود دارد: یا پارتیبازی کنید یا هویت خود را تغییر دهید.
با شروع بحران، اپراتورهای Huwang تلاش کردند از همان ترفندهای قدیمی استفاده کنند. حتی پس از لغو مجوز بانکی آنها در مارس ۲۰۲۵، آنها به سادگی سعی کردند با تغییر نام تجاری به «H-Pay» و ادعای «گسترش به ژاپن و کانادا» حواسها را پرت کنند.
در اینرسی شناختی آنها، تا زمانی که مجسمه پاندا با لبه طلایی هنوز ایستاده است، تا زمانی که سهام خانواده هون سن باقی مانده است، این دوباره یک مسئله جزئی است که به راحتی با پول قابل حل است.

اما این بار، حریف آنها دیگر یک افسر پلیس محلی که رشوه میگیرد نیست، بلکه ماشین ملی مسلح ایالات متحده است.
در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۵، یک رویداد قوی سیاه عظیم رخ داد. وزارت دادگستری ایالات متحده توقیف ۱۵ میلیارد دلار رمزارز متعلق به چن ژی (Chen Zhi)، تحت گروه پرنس را اعلام کرد.
این موضوع امواج شوک را در سراسر آسیای جنوب شرقی فرستاد. به یاد داشته باشید که تولید ناخالص داخلی کامبوج در سال ۲۰۲۴ تنها حدود ۴۶ میلیارد دلار بود. این فقط یک توقیف دارایی نبود؛ شبیه به تخلیه مستقیم یکسوم اقتصاد زیرزمینی این کشور بود.
برای Huixiang، گروه پرنس نه تنها بزرگترین مشتری آن بود، بلکه منبع نقدینگی آن نیز بود. با خشک شدن منبع، فعالیتهای پاییندستی محکوم به نابودی بودند.
آنچه به ناامیدی آنها افزود، ماهیت ضربه بود.
برای مدت طولانی، دارک وب سوءتفاهمی نزدیک به خرافات درباره USDT داشت و آن را «غیرمتمرکز» و فراتر از کنترل قانونی میدانست. با این حال، USDT در واقع بسیار متمرکز است. اگرچه FBI نمیتواند مستقیماً به Tether دستور دهد، اما به عنوان یک نهاد تجاری که مشتاق دسترسی به سیستم مالی جریان اصلی است، Tether باید به شدت از لیست تحریمهای دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC) وزارت خزانهداری ایالات متحده پیروی کند.
هنگامی که نهادهای نظارتی ایالات متحده یک حکم قضایی با صلاحیت قضایی فرامرزی صادر میکنند، نیازی به تیمهای SWAT نیست، و نه دعاوی حقوقی طولانیمدت فرامرزی. بکاند Tether آدرسهای مرتبط را مسدود میکند. صدها میلیون دلار در زنجیره فوراً به «پول مرده» غیرقابل انتقال تبدیل میشود.
این نوعی جنگ بود که آنها هرگز درک نکرده بودند. این گروه از افراد باهوش که با بهرهبرداری از خلأهای قانونی به شهرت رسیدند، هوشمندانهترین کاری که تا به حال انجام داده بودند یافتن راهی برای دور زدن موانع بود. اما این بار، حریف آنها دیوارهای باربر را مستقیماً تخریب کرد.
در غبار ساختمان در حال فروپاشی، کسانی که اول خفه شدند همیشه مورچههای سطح پایین بودند.
در انتهای اکوسیستم Huixiang، گروه بزرگی از شرکتکنندگان وجود دارد؛ ارائهدهندگان نقدینگی. در پنومپن، آنها موتورسیکلتهای حمل پول نقد انسانی هستند؛ در سرزمین اصلی چین، آنها تیمهای اجارهخانه هستند که انتقالها را از مکانهای مبهم انجام میدهند. آنها یکدهم درصد ناچیز را از طریق تفاوت نرخ ارز به دست میآورند اما بالاترین ریسک را در کل سیستم متحمل میشوند.
در گذشته، آنها حساسترین پایانههای عصبی ماشین Huixiang بودند؛ اکنون، آنها به مستقیمترین گوشت دم توپ در عملیات مسدودسازی کارت تبدیل شدهاند.
در «گروه چت دوستان مسدود شده» تلگرام، هر روز هزاران درخواست ناامیدانه وجود دارد. کل حسابهای بانکی آنها مسدود شده است، آنها در لیست مجازات کلاهبرداری قرار گرفتهاند، حتی قادر به سوار شدن به قطار سریعالسیر یا هواپیما نیستند و حتی ممکن است با ریسک کیفری دستگیری پس از بازگشت به کشور خود مواجه شوند.
آنها که زمانی بخشی از ناوگانی بودند که در یک روز ثروت کسب میکردند، اکنون به زندانیان در یک قفس پرخطر تبدیل شدهاند. آنها USDH دارند که نمیتوانند بفروشند، حسابهای داخلیشان مسدود شده است و در یک سرزمین خارجی گرفتار شدهاند.
مراسم ترحیم یک نسل
وقتی در شیشهای دفتر مرکزی PlusToken با یک اطلاعیه پوشانده شد، این فقط یک شرکت نبود که سقوط کرد، بلکه یک دوران بود.
این مرثیهای برای دوران شرکتهای اینترنتی چینی بود که به خارج از کشور سفر میکردند، یک پانویس تاریخی پر از فانتزیها و جاهطلبیها.
در آن بازه زمانی خاص، برخی از کارآفرینانی که به خارج از کشور سفر میکردند، «ذهنیت بچه بزرگ» را به جنگل آسیای جنوب شرقی بردند. آنها هم سود بادآورده و آزادی سرزمینهای بیقانون را میخواستند و هم قوانین و امنیت دنیای متمدن را؛ آنها فقط به روابط و فناوری اعتقاد داشتند، اما هیچ احترامی برای قانون قائل نبودند.
آنها فناوری را ابزاری خنثی میدانستند، غافل از اینکه ابزاری در دست کسانی که حد و مرزی ندارند به سلاح شر تبدیل میشود؛ آنها جهانی شدن را فرار از یک قفس به بیابان میدانستند، نه اینکه متوجه شوند جهانی شدن به معنای حرکت از یک مجموعه قوانین به مجموعه قوانین سختگیرانهتر است.
ظهور و سقوط PlusToken یک افسانه مدرن درباره «ابتذال شر» است.
در ابتدا، آنها فقط میخواستند یک ابزار پرداخت کاربرپسند برای حل نقاط درد تبادل ارز ایجاد کنند؛ بعداً، برای رشد، به همدستان صنعت خاکستری تبدیل شدند؛ سپس، در تعقیب سودهای بادآورده، به معماران و شرکتکنندگان گناه تبدیل شدند.
لحظهای که فرد تصمیم میگیرد برای شر نظم ایجاد کند، محکوم به عدم بازگشت است.
سالها بعد، همانطور که نسل جدید کارآفرینان که به خارج از کشور سفر میکنند در یک دفتر جدید و درخشان در پنومپن نشستهاند و درباره ESG و لیستهای قانونمند بر سر استارباکس بحث میکنند، شاید هیچکس به یاد نیاورد که چه مقدار شر از طریق کابلهای زیرزمینی شهر جریان داشته است.
و نه کسی به یاد خواهد آورد که چند «دو یوشنگ» خودخوانده در شب در رودخانه مکونگ دفن شدند.

![EverRise [old]](https://s2.coinmarketcap.com/static/img/coins/64x64/10548.png)



