ورود به تب و تاب استیبلکوینها پس از شش سال؛ نگاهی به آینده پرداختها
عنوان اصلی: ورود به تب و تاب استیبلکوین پس از شش سال؛ مشاهده نطفه آینده پرداختها
نویسنده اصلی: Sleepy.txt, 动察 Beating
امسال در تاریخ مالی به عنوان «سال استیبلکوین» ثبت خواهد شد، بنابراین هیجان فعلی ممکن است تنها نوک کوه یخ باشد. در زیر این سطح، جریانی ششساله نهفته است.
در سال ۲۰۱۹، زمانی که پروژه استیبلکوین لیبرا (Libra) فیسبوک، دنیای مالی سنتی را مانند یک بمب صوتی تکان داد، راج پارخ در کانون این طوفان در ویزا (Visa) حضور داشت.
راج به عنوان مدیر بخش ارزهای دیجیتال ویزا، شاهد تغییر نگرش این غول مالی سنتی از تردید به مشارکت بود؛ لحظهای که در آن اجماع وجود نداشت.
در آن زمان، غرور مالی سنتی با نوپایی بلاکچین همزیستی داشت. تجربه راج در ویزا، او را به شکلی دردناک با سقف نامرئی این صنعت مواجه کرد. مشکل این نبود که موسسات مالی تمایلی به نوآوری نداشتند، بلکه زیرساختهای آن زمان به سادگی نمیتوانستند «پرداختهای جهانی» را پشتیبانی کنند.
او با حمل این دغدغه، Portal Finance را با هدف ساخت میانافزارهای بهتر برای پرداختهای ارز دیجیتال تأسیس کرد. با این حال، پس از خدمترسانی به مشتریان بسیار، دریافت که هر چقدر هم لایه اپلیکیشن بهینه شود، گلوگاه عملکردی در لایه پایه همچنان به عنوان یک سقف باقی میماند.
در نهایت، تیم Portal توسط بنیاد Monad خریداری شد و راج هدایت اکوسیستم پرداخت آن را بر عهده گرفت. از نظر ما، او نه تنها بهترین گزینه برای بررسی منطق تجاری لایه اپلیکیشن استیبلکوین است، بلکه ابعاد زیربنایی پرداختهای ارز دیجیتال را نیز عمیقاً درک میکند. هیچکس مناسبتر از او برای بازخوانی این آزمایش کارایی نیست.
اخیراً با راج درباره روند توسعه استیبلکوینها در سالهای اخیر گفتگو کردیم. ما باید شفاف کنیم که چه چیزی محرک تب و تاب فعلی استیبلکوینهاست؛ آیا مرزهای تعیینشده توسط مقررات است، یا غولهایی که بالاخره مایل به ورود به این حوزه شدهاند، و یا دفتر کل واقعبینانهتر سود و کارایی؟
مهمتر از آن، یک اجماع جدید در صنعت در حال شکلگیری است: استیبلکوینها فقط داراییهایی در دنیای کریپتو نیستند، بلکه ممکن است به زیرساختی برای نسل بعدی تسویه حساب و انتقال وجوه تبدیل شوند.
با این حال، پرسشهایی مطرح میشود: این هیجان چقدر طول میکشد؟ کدام روایتها رد خواهند شد و کدامیک به ساختارهای بلندمدت تبدیل میشوند؟ دیدگاه راج ارزشمند است زیرا او نه تنها یک تماشاگر نیست، بلکه همواره در بطن ماجرا حضور داشته است.
در روایت راج، او توسعه استیبلکوینها را «لحظه ایمیلی» ارز مینامد؛ آیندهای که در آن انتقال وجوه به ارزانی و سرعت ارسال پیام است. اما او صادقانه اعتراف میکند که هنوز کاملاً نمیداند این امر چه پیامدهایی خواهد داشت.
در ادامه، روایت شخصی راج را میخوانید که پس از بررسی دقیق توسط Beating ویرایش و منتشر شده است:
اول مسئله، نه اول تکنولوژی
اگر بخواهم آغاز همه اینها را مشخص کنم، فکر میکنم سال ۲۰۱۹ بود.
آن زمان در ویزا بودم و جو کل صنعت مالی بسیار حساس بود. فیسبوک ناگهان پروژه استیبلکوین لیبرا را راهاندازی کرد. پیش از آن، اکثر موسسات مالی سنتی، ارز دیجیتال را یا یک اسباببازی برای گیکها میدانستند یا ابزاری برای سفتهبازی. اما لیبرا متفاوت بود؛ باعث شد همه بفهمند که اگر به این بازی ملحق نشوند، ممکن است جایگاه خود را در آینده از دست بدهند.
ویزا از اولین شرکای نامبردهشده در پروژه لیبرا بود. لیبرا در آن زمان بسیار خاص بود؛ یک تلاش اولیه، بزرگمقیاس و بسیار بلندپروازانه که برای اولین بار شرکتهای مختلفی را حول موضوع بلاکچین و کریپتو گرد هم آورد. اگرچه نتیجه نهایی آنطور که همه انتظار داشتند پیش نرفت، اما واقعاً یک نقطه عطف بسیار مهم بود که باعث شد بسیاری از موسسات سنتی، کریپتو را به عنوان موضوعی که نیاز به توجه دارد جدی بگیرند، نه یک آزمایش حاشیهای.
البته فشار نظارتی عظیمی به دنبال آن آمد و بعداً در اکتبر ۲۰۱۹، شرکتهایی مانند ویزا، مسترکارت و استرایپ از آن خارج شدند.
با این حال، پس از رویداد لیبرا، نه تنها ویزا، بلکه مسترکارت و سایر اعضای لیبرا شروع به رسمیسازی تیمهای کریپتوی خود به شکلی نظاممند کردند. از یک سو برای مدیریت بهتر شرکا و شبکه روابط، و از سوی دیگر برای توسعه واقعی محصولات و ارتقای آن به یک استراتژی جامعتر.
مسیر شغلی من در واقع در تقاطع امنیت شبکه و پرداختها آغاز شد. در نیمه اول حضورم در ویزا، عمدتاً در حال ساخت یک پلتفرم امنیتی برای کمک به بانکها جهت درک و مقابله با نشت دادهها، اکسپلویتها و حملات هکری بودم و بر مدیریت ریسک تمرکز داشتم. در همین فرآیند بود که شروع به نگاه کردن به بلاکچین از منظر پرداخت و فینتک کردم و همیشه آن را به عنوان یک سیستم پرداخت متنباز میدیدم. شگفتانگیزترین چیز این بود که هرگز تکنولوژیای ندیده بودم که بتواند ارزش را در سطح جهانی، ۲۴/۷ و با چنین سرعتی به گردش درآورد.
در عین حال، به وضوح میدیدم که زیرساخت ویزا همچنان به سیستم بانکی، مینفریمها، حوالههای سیمی و سایر پشتههای تکنولوژی نسبتاً قدیمی متکی است. برای من، سیستم متنبازی که میتوانست به همین شکل «ارزش را جابجا کند» بسیار جذاب بود. در آن زمان، شهود من ساده بود: زیرساختی که سیستمهای آینده مانند ویزا بر آن متکی هستند، احتمالاً به تدریج توسط سیستمهای مبتنی بر بلاکچین بازنویسی خواهد شد.
پس از تشکیل تیم کریپتوی ویزا، برای ترویج تکنولوژی عجله نکردیم. این تیم گروهی از باهوشترین و عملیاتیترین سازندگانی است که تا به حال دیدهام. آنها هم امور مالی سنتی و هم سیستم پرداخت سنتی را درک میکنند و احترام و درک عمیقی از اکوسیستم کریپتو دارند. در هسته خود، دنیای کریپتو دارای یک «ویژگی اجتماعی» قوی است و اگر میخواهید در اینجا به موفقیت برسید، سخت است که آن را درک نکنید و با آن ادغام نشوید.
در نهایت، ویزا یک شبکه پرداخت است و ما باید انرژی زیادی را بر نحوه توانمندسازی شرکای خود مانند ارائهدهندگان خدمات پرداخت، بانکها، شرکتهای فینتک و مسائل کارایی در فرآیند تسویه حسابهای فرامرزی متمرکز کنیم.
بنابراین رویکرد ما این نیست که ابتدا یک تکنولوژی خاص را به ویزا تحمیل کنیم، بلکه بیشتر تمایل داریم ابتدا مشکلات واقعی درون ویزا را شناسایی کنیم و سپس ببینیم آیا بلاکچین میتواند برخی از آنها را حل کند یا خیر.
اگر به زنجیره تسویه نگاه کنیم، یک مشکل بسیار شهودی ظاهر میشود: از آنجا که انتقال وجوه T+1 یا T+2 است، چرا نمیتوانیم به «تسویه آنی» برسیم؟ اگر تسویه آنی ممکن باشد، چه چیزی میتواند برای تیمهای خزانهداری و مالی به ارمغان بیاورد؟ برای مثال، اگر بانک ساعت ۵ بعدازظهر تعطیل میشود، چه میشود اگر تیم خزانهداری بتواند در شب هم تسویه حساب را آغاز کند؟ یا مثلاً در حالت عادی تسویه حساب در آخر هفته وجود ندارد، اما اگر تسویه در هفت روز هفته ممکن باشد چه؟
به همین دلیل است که ویزا بعداً به سمت USDC چرخید. ما تصمیم گرفتیم با آن به عنوان یک مکانیسم تسویه جدید در سیستم ویزا برخورد کنیم که واقعاً در سیستمهای موجود ویزا ادغام شده باشد. بسیاری از مردم ممکن است درک نکنند که چرا ویزا در حال انجام آزمایش تسویه حساب روی اتریوم بود. در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱، این بسیار دیوانهوار به نظر میرسید.
برای مثال، Crypto.com یکی از مشتریان اصلی ویزا است. در فرآیند تسویه سنتی، Crypto.com باید هر روز داراییهای کریپتوی خود را بفروشد، آنها را به ارز فیات تبدیل کند و سپس از طریق SWIFT یا ACH به ویزا حواله کند. این فرآیند بسیار دردناک است، از جنبه زمانی شروع میشود—SWIFT آنی نیست و تأخیر T+2 یا حتی بیشتر دارد. برای اطمینان از تسویه بدون نکول، Crypto.com باید مقدار قابل توجهی وثیقه در بانک نگه دارد که به آن «پیشتأمین مالی» (pre-funding) میگویند.
این پول میتوانست برای کسب درآمد از طریق کسبوکار استفاده شود، اما اکنون فقط برای مقابله با آن چرخه تسویه کند، در حساب راکد مانده است. ما فکر کردیم، از آنجا که کسبوکار Crypto.com بر پایه USDC ساخته شده، چرا مستقیماً با USDC تسویه نکنیم؟
بنابراین به Anchorage Digital، یک بانک دارایی دیجیتال با مجوز فدرال، مراجعه کردیم. ما اولین تراکنش آزمایشی را روی اتریوم آغاز کردیم. وقتی آن USDC از آدرس Crypto.com به آدرس ویزا در Anchorage منتقل شد و در عرض چند ثانیه نهایی شد، احساس واقعاً شگفتانگیزی بود.
شکنندگی زیرساخت
تجربه من با تسویه استیبلکوین ویزا به شکلی دردناک باعث شد یک چیز را درک کنم: زیرساخت این صنعت بسیار نابالغ است.
من همیشه پرداختها و جریانهای مالی را به عنوان یک «تجربه کاملاً انتزاعی» دیدهام. برای مثال، وقتی به کافیشاپ میروید تا قهوه بخرید، کاربر به سادگی کارت خود را میکشد، تراکنش تکمیل میشود و قهوه را دریافت میکند؛ فروشنده پول را میگیرد، به همین سادگی. کاربران از تعداد مراحل زیرین بیخبرند: ارتباط با بانک شما، تعامل با شبکه، تأیید تراکنش، تکمیل تسویه... همه اینها باید کاملاً پنهان و برای کاربر نامرئی باشد.
بنابراین من به بلاکچین هم همینطور نگاه میکنم؛ این واقعاً یک تکنولوژی تسویه عالی است، اما در نهایت باید از طریق زیرساخت و خدمات لایه اپلیکیشن انتزاعی شود تا کاربران مجبور نباشند پیچیدگی زنجیره را درک کنند. به همین دلیل تصمیم گرفتم ویزا را ترک کنم و Portal را راهاندازی کنم تا پلتفرمی برای توسعهدهندگان بسازم که در آن هر شرکت فینتک بتواند پرداختهای استیبلکوین را به راحتیِ یک API ادغام کند.
راستش را بخواهید، هرگز تصور نمیکردم Portal خریداری شود. برای من، این بیشتر یک حس مأموریت بود، زیرا «ساخت یک سیستم پرداخت متنباز» را به عنوان کار زندگیام میبینم. در آن زمان، احساس میکردم اگر بتوانم تراکنشهای درونزنجیرهای را کاربرپسندتر کنم و واقعاً سیستمهای متنباز را به سناریوهای روزمره بیاورم، حتی اگر نقش بسیار کوچکی ایفا کنم، باز هم فرصت بزرگی خواهد بود.
مشتریان ما از غول حواله سنتی WorldRemit تا بسیاری از نئوبانکهای نوظهور متغیر بودند. اما با عمیقتر شدن کسبوکارمان، خود را در یک حلقه دیدیم.
ممکن است کسی بپرسد، چرا در آن زمان به جای توسعه اپلیکیشن، ساخت زیرساخت را انتخاب کردید، به خصوص وقتی بسیاری اکنون شکایت میکنند که «زیرساخت زیادی ساخته شده و اپلیکیشن کافی وجود ندارد.» فکر میکنم این در واقع ناشی از یک مسئله چرخهای است. به طور کلی، زیرساخت بهتر ابتدا میآید، که سپس اپلیکیشنهای جدید را پرورش میدهد؛ با ظهور اپلیکیشنهای جدید، آنها به نوبه خود دور بعدی زیرساخت جدید را هدایت میکنند. این چرخه «اپلیکیشن به زیرساخت» است.
آن زمان دیدیم که لایه زیرساخت به اندازه کافی بالغ نیست، بنابراین احساس کردم شروع از زیرساخت منطقیتر است. هدف ما اجرای دو مسیر موازی بود: از یک سو، همکاری با اپلیکیشنهای بزرگی که قبلاً توزیع، اکوسیستم و حجم تراکنش دارند، و از سوی دیگر، بسیار آسان کردن شروع کار برای شرکتهای نوپا و توسعهدهندگان.
در تعقیب عملکرد، Portal از زنجیرههای مختلفی مانند سولانا، پالیگان و ترون پشتیبانی کرده است. اما در نهایت، همیشه به همان نتیجه میرسیم: اثر شبکهای EVM (ماشین مجازی اتریوم) بسیار قوی است؛ توسعهدهندگان اینجا هستند و نقدینگی نیز همینطور.
این یک پارادوکس ایجاد میکند: اکوسیستم EVM قویترین است، اما بسیار کند و گران است؛ در حالی که سایر زنجیرهها سریعتر هستند، اکوسیستم آنها تکهتکه است. در آن زمان فکر میکردیم، چه میشود اگر روزی سیستمی ظهور کند که نه تنها با استاندارد EVM سازگار باشد، بلکه قادر به عملکرد بالا و نهاییسازی زیر ثانیه باشد، این پاسخ نهایی به پرداختها خواهد بود. بنابراین در ژوئیه امسال، خرید Portal توسط بنیاد Monad را پذیرفتیم و من نیز شروع به نظارت بر کسبوکار پرداخت در Monad کردم.
بسیاری از من میپرسند، آیا زنجیره عمومی اکنون بیش از حد اشباع نشده است؟ چرا به یک زنجیره جدید نیاز داریم؟ شاید این سوال خود اشتباه باشد، نه «چرا به زنجیره جدید نیاز داریم»، بلکه «آیا زنجیرههای موجود واقعاً مشکل اصلی پرداختها را حل کردهاند؟»
اگر از کسانی که واقعاً درگیر انتقال وجوه در مقیاس بزرگ هستند بپرسید، به شما خواهند گفت که آنچه بیش از همه برایشان اهمیت دارد این نیست که یک زنجیره چقدر جدید است یا داستان آن چقدر خوب گفته شده، بلکه این است که آیا مدل اقتصادی واحد منطقی است یا خیر. هزینه هر تراکنش چقدر است؟ آیا زمان تأیید میتواند نیازهای تجاری را برآورده کند؟ آیا نقدینگی کافی بین کریدورهای مختلف فارکس وجود دارد؟ اینها مسائل بسیار عملی هستند.
برای مثال، نهاییسازی زیر ثانیه ممکن است مانند یک معیار فنی به نظر برسد، اما پشت آن پول واقعی نهفته است. اگر یک پرداخت نیاز به ۱۵ دقیقه انتظار برای تأیید داشته باشد، از نظر تجاری غیرقابل استفاده است. اما فقط داشتن این کافی نیست، شما همچنین باید یک اکوسیستم بزرگ حول سیستم پرداخت، صادرکنندگان استیبلکوین، درگاههای ورود و خروج، بازارسازان، ارائهدهندگان نقدینگی بسازید؛ همه این نقشها ضروری هستند.
من اغلب از یک استعاره استفاده میکنم؛ ما اکنون در عصر ایمیل ارزی هستیم. آیا صحنهای را که ایمیل تازه ظاهر شد به یاد دارید؟ نه تنها نامهنگاری را سریعتر کرد، بلکه اجازه داد اطلاعات در عرض چند ثانیه به آن سوی زمین منتقل شود و در نتیجه روش ارتباط انسانها را اساساً تغییر داد.
من به استیبلکوینها و بلاکچین به همین شکل نگاه میکنم؛ این یک توانایی بیسابقه در تاریخ تمدن بشری برای جابجایی ارزش با سرعت اینترنت است. ما هنوز حتی کاملاً نفهمیدهایم که چه چیزی به ارمغان خواهد آورد؛ ممکن است به معنای بازسازی تأمین مالی زنجیره تأمین جهانی باشد، ممکن است به معنای صفر شدن هزینه حوالهها باشد.
اما مهمترین گام بعدی این است که چگونه این تکنولوژی به طور یکپارچه در یوتیوب، در هر اپلیکیشن روزمره روی گوشی شما ادغام شود. وقتی کاربران نتوانند حضور بلاکچین را حس کنند اما از جریان وجوه با سرعت اینترنت لذت ببرند، آن زمان است که ما واقعاً شروع میکنیم.
تعلق سود در گردش، تکامل مدل کسبوکار استیبلکوین
در ژوئیه امسال، ایالات متحده قانون GENIUS را امضا کرد و چشمانداز صنعت در حال تغییرات ظریفی است. نوعی مزیت خندق (moat) که زمانی توسط Circle ایجاد شده بود، شروع به محو شدن کرده است و محرک اصلی پشت این موضوع، تغییر اساسی در مدل کسبوکار است.
در گذشته، صادرکنندگان اولیه استیبلکوین مانند تتر و Circle منطق تجاری بسیار ساده و مستقیمی داشتند: کاربران پول واریز میکنند، صادرکننده از آن پول برای خرید اوراق قرضه خزانهداری آمریکا استفاده میکند و تمام سود حاصله متعلق به صادرکننده است. این فاز اول قوانین بازی بود.
اکنون، اگر به پروژههای جدیدی مانند Paxos تا M0 نگاه کنید، خواهید دید که قوانین بازی تغییر کرده است. این بازیگران جدید شروع به انتقال مستقیم درآمد بهره حاصل از داراییهای زیرین به کاربران و گیرندگان کردهاند. این فقط یک تعدیل در توزیع سود نیست؛ معتقدم این در واقع یک زبان مالی مشترک جدید ایجاد میکند که قبلاً هرگز ندیدهایم—شکل جدیدی از عرضه ارز.
در دنیای مالی سنتی، پول در بانک فقط زمانی سود میگیرد که سپرده راکد باشد. وقتی شروع به انتقال یا انجام پرداخت میکنید، آن پول معمولاً در حین گردش سود نمیگیرد.
با این حال، استیبلکوینها این محدودیت را شکستهاند. حتی زمانی که وجوه در گردش هستند، برای پرداختها استفاده میشوند یا در تراکنشهای پرسرعت درگیر هستند، داراییهای زیرین همچنان سود تولید میکنند. این امکان کاملاً جدیدی را باز کرده است که در آن وجوه نه تنها هنگام رکود، بلکه در حین گردش نیز سود کسب میکنند.
البته، ما هنوز در مرحله آزمایشی بسیار اولیه این مدل جدید هستیم. من همچنین تیمهایی را دیدهام که تلاشهای تهاجمیتری انجام میدهند، مدیریت اوراق قرضه خزانهداری آمریکا را در مقیاس بزرگ در پشت صحنه انجام میدهند و حتی قصد دارند ۱۰۰٪ سود را به کاربران منتقل کنند. ممکن است بپرسید، آنها چگونه پول در میآورند؟ منطق آنها تکیه بر سایر محصولات و خدمات ارزشافزوده ساختهشده حول استیبلکوینها برای سودآوری است، نه تکیه بر تفاوت نرخ بهره.
بنابراین، اگرچه ما فقط در آغاز راه هستیم، روند پس از قانون GENIUS بسیار روشن شده است: هر بانک بزرگ، هر شرکت فینتک بزرگ، به طور جدی در حال بررسی نحوه پیوستن به این بازی است. مدل کسبوکار آینده استیبلکوینها به سپردهگذاری ساده و جمعآوری سود متوقف نخواهد شد.
علاوه بر استیبلکوینها، نئوبانکهای کریپتو نیز امسال توجه قابل توجهی را به خود جلب کردهاند. با ترکیب تجربه خود در سرمایهگذاریهای مرتبط با پرداخت در گذشته، معتقدم یک تفاوت اساسی بین فینتک سنتی و فینتک کریپتو وجود دارد.
شرکتهای فینتک نسل اول مانند Nubank برزیل یا Chime آمریکا اساساً بر روی زیرساختهای بانکی محلی مربوطه خود ساخته شده بودند. آنها به سیستم بانکی محلی متکی بودند. این منجر به یک نتیجه اجتنابناپذیر شد که خدمات آنها به شدت محدود بود و عمدتاً به کاربران محلی خدمت میکردند.
اما وقتی محصولات را بر اساس استیبلکوینها و بلاکچین میسازید، وضعیت کاملاً تغییر میکند.
شما در واقع در حال ساخت محصولات بر روی یک ریل پرداخت جهانی هستید، چیزی که هرگز در تاریخ مالی ندیدهایم. تغییری که این امر به همراه میآورد مخرب است؛ شما دیگر نیازی ندارید برای یک کشور واحد یک شرکت فینتک بسازید. از روز اول، میتوانید یک بانک کریپتوی جهانی بسازید که به کاربران از چندین کشور، حتی در سطح جهانی، خدمترسانی کند.
این چیزی است که من به عنوان بزرگترین گشایش در کل تاریخ فینتک میبینم، ما تقریباً هرگز این سطح از «جهانیبودن از روز اول» را در تاریخ این عرصه ندیدهایم. این الگو در حال ظهور نسل جدیدی از بنیانگذاران، سازندگان و محصولاتی است که دیگر توسط مرزهای جغرافیایی محدود نمیشوند و از همان اولین خط کد نوشتهشده، بازار جهانی را هدف قرار میدهند.
آینده پرداختهای عاملی و مالی با فرکانس بالا
اگر از من بپرسید چه چیزی در سه تا پنج سال آینده بیش از همه مرا هیجانزده میکند، قطعاً ترکیب عوامل هوش مصنوعی (Agentic Payments) و مالی با فرکانس بالا است.
چند هفته پیش، ما یک هکاتون در سانفرانسیسکو با موضوع ترکیب هوش مصنوعی با ارز دیجیتال برگزار کردیم. تعداد زیادی از توسعهدهندگان در صحنه ظاهر شدند، مانند پروژهای که پلتفرم تحویل غذای آمریکایی DoorDash را با پرداختهای درونزنجیرهای ادغام کرد. ما قبلاً شروع به دیدن این روند کردهایم که عوامل (Agents) دیگر توسط سرعت پردازش انسانی محدود نمیشوند.
در سیستمهای با توان عملیاتی بالا، عوامل وجوه را جابجا میکنند و تراکنشها را با سرعتی تکمیل میکنند که ممکن است برای درک مغز انسان در زمان واقعی بسیار سریع باشد. این فقط مسئله سریعتر بودن نیست، بلکه یک تغییر اساسی در گردش کار است: ما در حال ارتقا از «کارایی انسانی» به «کارایی الگوریتمی» هستیم و در نهایت به سمت «کارایی عامل» پیش میرویم. برای حمایت از این جهش در کارایی از میلیثانیه به میکروثانیه، عملکرد بلاکچین زیرین باید به اندازه کافی قوی باشد.
در عین حال، شکل حسابهای کاربران نیز در حال همگرایی است. در گذشته، حساب سرمایهگذاری و حساب پرداخت شما جدا بودند، اما اکنون این مرز در حال محو شدن است.
این در واقع یک انتخاب محصول طبیعی است و همان چیزی است که غولهایی مانند کوینبیس (Coinbase) بیش از همه میخواهند انجام دهند. آنها امیدوارند به «اپلیکیشن همهکاره» (Everything App) شما تبدیل شوند، جایی که میتوانید پول پسانداز کنید، ارز بخرید، سهام بخرید و حتی در بازارهای پیشبینی شرکت کنید، همه در یک حساب واحد. به این ترتیب، آنها میتوانند کاربران را محکم در اکوسیستم خود قفل کنند و دادههای سپرده و تراکنش را واگذار نکنند.
به همین دلیل است که زیرساخت همچنان حیاتی باقی میماند. زیرا تنها با انتزاعی کردن واقعی آن اجزای زیرین کریپتو است که میتوان تراکنشهای دیفای (DeFi)، پرداختها، کشت سود (Yield Farming) و سایر فعالیتها را به یک تجربه واحد تبدیل کرد، به طوری که کاربران به سختی پیچیدگی پشت صحنه را احساس کنند.
برخی از همکاران من پیشینه قوی در معاملات با فرکانس بالا دارند و به انجام معاملات در مقیاس بزرگ با سیستمهای با تأخیر بسیار کم در CME یا پلتفرمهای معاملاتی سهام عادت کردهاند. اما آنچه مرا هیجانزده میکند ادامه معاملهگری نیست، بلکه انتقال این قابلیت مهندسی دقیق و فرآیند تصمیمگیری الگوریتممحور به گردشهای کاری مالی روزمره در دنیای واقعی است.
تصور کنید یک خزانهدار شرکتی که وجوه فرامرزی را مدیریت میکند، باید با مبلغ زیادی پول که در بانکهای مختلف شامل جفتارزهای متعدد پخش شده است، سر و کار داشته باشد. در گذشته، این نیاز به برنامهریزی دستی زیادی داشت، اما در آینده، با کمک LLM در کنار یک زنجیره عمومی با کارایی بالا، سیستم میتواند به طور خودکار معاملات الگوریتمی مقیاسپذیر و زمانبندی وجوه را در پسزمینه انجام دهد و کل عملیات مدیریت وجوه را قادر سازد درآمد بیشتری کسب کند.
انتزاعی کردن توانایی «معاملات با فرکانس بالا» و انتقال آن به گردشهای کاری متنوعتر در دنیای واقعی. این دیگر قلمرو انحصاری والاستریت نیست، بلکه اجازه دادن به الگوریتمها برای کار با سرعت و مقیاس بسیار بالا برای بهینهسازی هر پنی از شرکت است، که دستهبندی جدید و واقعاً مورد انتظار آینده است.



