گفتگوی نهایی گاوها و خرسها در فضای کریپتو: آیا چرخه چهار ساله کریپتو کارایی خود را از دست داده است؟
عنوان اصلی مقاله: بازارها شکست خوردهاند: توضیح بحران نقدینگی در کریپتو
نویسنده اصلی مقاله: رائول پال (Raoul Pal)، The Journey Man، یوتیوب
ترجمه: پگی، BlockBeats
یادداشت سردبیر: بازار کریپتو در سال ۲۰۲۵ در یک نقطه عطف حساس قرار دارد: تایید ETF بیتکوین، درهمتنیدگی چرخههای نقدینگی و چرخههای بازپرداخت بدهی، رونق هوش مصنوعی که سرمایهها را منحرف میکند، و شتاب گرفتن غولهای مالی و فناوری سنتی برای پذیرش بلاکچین. در این پسزمینه، ساختار بازار غیرعادی شده است، تمایلی به خرید داراییهای با دم بلند (long-tail) وجود ندارد، بلاکچینهای عمومی با کارایی بالا مانند Solana ضعف نشان دادهاند و احساسات سرمایهگذاران بین خوشبینی مفرط و وحشت در نوسان است.
در این شماره از گفتگوی «The Journey Man»، رائول پال (سرمایهگذار کلان جهانی، همبنیانگذار Real Vision) و کریس بورنیسک (شریک Placeholder) به بررسی چرخههای بازار، محرکهای نقدینگی، روانشناسی سرمایهگذاری و تغییرات ساختاری صنعت میپردازند.
آیا چرخه چهار ساله هنوز موثر است؟ نقدینگی چگونه با چارچوب کلان داراییهای کریپتو تعامل دارد؟ سرمایهگذاران چگونه باید در شرایط عدم قطعیت، شناخت و استراتژی خود را بسازند؟ از عملکرد غیرعادی Solana تا وضعیت اسفناک داراییهای با دم بلند، از اثر ETF تا تحول مدلهای سرمایهگذاری خطرپذیر (VC)، این دو مهمان نه تنها سوگیریهای خود را به اشتراک میگذارند، بلکه نشان میدهند که چگونه میتوان در مواجهه با واگرایی، یک استراتژی سرمایهگذاری قوی ایجاد کرد.
این برنامه در ۱۳ نوامبر ضبط شده است، در اینجا متن اصلی ترجمه شده آمده است:

وضعیت فعلی بازار و بحث چرخه
رائول پال: سلام به همه. من رائول پال هستم و به برنامه من، «The Journey Man» خوش آمدید. در اینجا، ما به بررسی تقاطع و درک بین اقتصاد کلان، ارزهای دیجیتال و عصر شاخصهای فناوری میپردازیم. نشستن در این جایگاه، داشتن این منابع و شبکه ارتباطی و ادغام این دانش برای من یک امتیاز نادر است.
امروز، یکی از مهمانان مورد علاقهام برای گفتگو، کریس بورنیسک را دعوت کردهام. او یکی از متفکران بسیار بصیر در این حوزه است و منبع الهام من در مورد چگونگی هدایت نوسانات بازار و تصمیمات سرمایهگذاری بوده است.
یک گفتگوی ارزشمند نه تنها در یافتن نقاط توافق، بلکه در بحث درباره تفاوتها نهفته است. کریس و من دیدگاههای متفاوتی داریم؛ او معتقد است که این چرخه ممکن است به پایان رسیده باشد، در حالی که من معتقدم هنوز ادامه دارد. هر دوی ما بر اساس چارچوبهای احتمالی فکر میکنیم، بدون قطعیت مطلق. بنابراین، ما به بررسی این تفاوتها خواهیم پرداخت و اینکه چگونه افراد میتوانند در مواجهه با دیدگاههای متفاوت، چارچوبهای شناختی خود را بسازند.
کریس درک عمیقی از روانشناسی سرمایهگذاری دارد و میداند چگونه فکر کند و چگونه یک سبد دارایی را مدیریت کند تا به بقا و شکوفایی دست یابد. در ادامه، بیایید به بینشهای کریس گوش دهیم.
کریس، از دیدن دوباره تو خوشحالم، دوست من.
کریس بورنیسک: ممنون که دوباره مرا دعوت کردی.
رائول پال: بله، امروز ۱۳ نوامبر است و حدس میزنم این قسمت یک هفته بعد پخش شود. خب، در حال حاضر، بازار، ارزهای دیجیتال، توییتر، همه چیز در هرج و مرج است، همه سعی میکنند بفهمند در چه جایگاهی هستیم. بنابراین، فکر میکنم بیایید ابتدا با این موضوع شروع کنیم و سپس به سراغ برخی چیزهای جالبتر برویم، مثل آنچه اخیراً دیدهای.
پس، نظرت درباره اینکه در کجای چرخه، در بازار یا ساختار آنها قرار داریم چیست؟
کریس بورنیسک: بسیار خب. تا به امروز، بیتکوین حدود ۲۰ درصد از اوج خود کاهش یافته است، درست است؟ در امور مالی سنتی، این یک بازار خرسی در نظر گرفته میشود، درست است؟ در حالی که در صنعت کریپتو، این یا یک «سرعتگیر» است یا میتواند عمیقتر سقوط کند، درست است؟ فکر میکنم باید احترام کافی قائل باشیم زیرا بیتکوین همیشه مرکز ثقل سایر داراییهای کریپتو بوده است.
بنابراین، راههای زیادی برای نگاه به این موضوع وجود دارد و فکر میکنم این همان جایی است که مردم احساس درد میکنند. من و تو ممکن است دیدگاههای متفاوتی را بحث کنیم و هر دو میدانیم که این دیدگاهها در ذهن ما با احتمال وزندهی شدهاند و هر دو آمادهایم بپذیریم که ممکن است اشتباه کنیم، درست است؟ و این تفاوت ظریفی است که در فضای آنلاین گم شده است، زیرا مردم یا میخواهند تو گاوی (صعودی) باشی یا خرسی (نزولی). اما فکر میکنم هر مدیر دارایی حرفهای همیشه تا حدی هم صعودی و هم نزولی است، یا صعودی و پارانوئید، یا نزولی و پارانوئید، یا ترکیبی دیگر.
رائول پال: بله، به طور کلی، اگر دیدگاه بسیار قویای داری، تمام شغل تو این است که نسبت به آن دیدگاه پارانوئید باشی. اینگونه آن را درک میکنم.
کریس بورنیسک: درست است. بنابراین، در سادهترین چارچوب، اگر از چارچوب چرخه چهار ساله پیروی کنی، بیتکوین اکنون در حال تشکیل یک سقف است، اگر به این چارچوب چهار ساله اعتقاد داشته باشی، درست است؟ و سپس انتظار داری که حدود ۱۲ ماه بعد یک کف ایجاد شود. میتوانی بگویی این به دلیل هاوینگ است؛ فکر میکنم با کاهش نرخ تورم بیتکوین، این استدلال به طور فزایندهای مشکوک میشود. به خصوص وقتی واقعاً به هسته استدلال هاوینگ و مقدار سکههای پرداخت شده به ماینرها، اثبات کار، هزینه تولید بیتکوین و غیره فکر میکنی.
بنابراین، استدلال هاوینگ وجود دارد و استدلال نقدینگی وجود دارد و تو کار فوقالعادهای در آموزش همه برای درک جنبه نقدینگی انجام دادهای. بیتکوین با یک چرخه تجاری چهار ساله همسو است و علاوه بر چرخه تجاری، یک چرخه نقدینگی وجود دارد. اما مشکل اینجاست زیرا در حال حاضر بیتکوین تا حدودی از چرخه نقدینگی منحرف شده است، درست است؟
بنابراین فکر میکنم باید بپذیریم که این نکتهای است که مرا کمی مضطرب میکند. فکر میکنم، هی، چرخه نقدینگی نشان میدهد که بیتکوین باید در مقطعی عملکرد خوبی داشته باشد، اما در حال حاضر کمی در تقلا است. با این حال، من هم در این دیدگاه خیلی مطمئن نیستم، زیرا اگر در طول یک روند صعودی تخصیص کمتری داشته باشم و پویاییهای نقدینگی ناگهان وارد عمل شوند، ممکن است غافلگیر شوم.
به طور کلی، من پس از سقوط ۱۰ اکتبر شروع به سیگنال دادن احتیاط کردم زیرا بازار برایم سنگین به نظر میرسید. کسی در توییتر کریپتو نظر داد که بازار را بیشتر به عنوان یک موجود زنده میبیند تا اینکه روی شاخصهای خاص متمرکز شود. من خودم به طور خاص روی یک نقطه متمرکز نیستم و آموزش دقیق بازار را که تو داری، نداشتهام. بنابراین سعی میکنم یک قدم به عقب برگردم، بازار را به عنوان یک کل ببینم، متغیرهای مختلف را ترکیب کنم و ببینم ترکیب این متغیرها چه چیزی را نشان میدهد.
برای من، بازار زمانی عجیب شد که Solana در آستانه عرضه ETF مورد انتظار، تمایل خرید قابل توجهی دریافت نکرد. میبینی، خرید DAT بیتکوین بازار را هدایت کرد، سپس به خرید DAT اتریوم تغییر یافت، همراه با ETFهای بیتکوین و اتریوم، که برای BTC و ETH بسیار مطلوب بودند. در تئوری، رویدادهای مشابه باید به نفع Solana نیز باشند زیرا این دارایی پرریسکی است که من برای این چرخه انتخاب کردم. اما این اتفاق نیفتاد.
رائول پال: من هم قبلاً به Solana نگاه کردهام و بعداً تغییر جهت دادم، اما منطق همان است.
کریس بورنیسک: بله، همه ما به لایه ۱های با کارایی بالا، مهندسی هسته قوی و اکوسیستمهای جالب نگاه کردهایم. اما وقتی Solana در طول دوره انتظارات دادهها و اعلام ETF ضعف نشان داد، احساس کردم چیزی درست نیست. این نشاندهنده عدم تمایل به خرید در بازار و در عوض مقدار قابل توجهی فشار فروش بود.
سپس سقوط ۱۰ اکتبر رخ داد و تنها زمانی که چیزی مشابه آن را دیدم، در طول سقوط همهگیری در مارس ۲۰۲۰ بود. آن زمان به سبد داراییام نگاه کردم و برخی داراییها در یک روز ۶۰ تا ۹۰ درصد سقوط کردند که دیوانهکننده بود. من این وضعیت را دوست ندارم زیرا در طول این چرخه، اضطرابی در بازار در مورد داراییهای با دم بلند وجود داشته است: تمایل خرید برای این داراییها کجاست؟ ارزش بنیادی آنها چیست؟ چگونه باید آنها را ارزشگذاری کنیم؟ اینها مسائلی هستند که مدتها انتظار داشتیم به آنها پرداخته شود، مانند حرفهایسازی ارزشگذاری داراییهای کریپتو، و هر دوی ما در اوایل این زمینه کاوش کردهایم. اکنون، آن حرفهایسازی در حال رسیدن است، اما داراییهای با دم بلند هنوز فاقد تمایل خرید هستند. علاوه بر این، یک حباب هوش مصنوعی وجود دارد.
و سقوط ۱۰ اکتبر سطوح واقعی تمایل خرید برای بسیاری از داراییها را آشکار کرد. نگرانی من این است که آیا باید دوباره به آن کفهای سقوط بازگردیم؟ زیرا برخی از آن کفها سطوح بازار خرسی را نشان میدهند، به ویژه در داراییهای با دم بلند.
رائول پال: بله، بستگی به این دارد که به کدام نقطه کف نگاه میکنی. اگر از نقطه کف بایننس استفاده کنی، وضعیت بسیار بد است؛ اگر از نقطه کف کوینبیس استفاده کنی، بسیاری از داراییها اکنون اساساً به آن سطح بازگشتهاند.
کریس بورنیسک: کاملاً درست است. این هم یک تفاوت ظریف است. سیگنالهای دیگری نیز وجود دارد، مانند مواردی که درباره بایننس و کوینبیس ذکر کردی. پریمیوم کوینبیس از بین رفته است و اکنون قیمت داراییها در کوینبیس به طور کلی پایینتر از بایننس است که نشان میدهد فشار خرید از سوی ایالات متحده به اندازه قبل قوی نیست. ما همچنین شاهد قیمتگذاریهای بسیار تهاجمی در معاملات سرمایهگذاری خطرپذیر هستیم، اگرچه فضای کریپتو واقعاً حباب سرمایهگذاری خطرپذیر ندارد.
رائول پال: کریس، برگردیم به آن رویداد لیکویید شدن سقوط ناگهانی، چه کسی واقعاً در آن ضربه سختی خورد؟ زیرا قطعاً کسی متحمل ضررهای سنگین شد، اما هنوز مشخص نیست چه کسی. اکثر کاربران آمریکایی اهرم بالایی ندارند.
کریس بورنیسک: بله، واضح است که مردم لیکویید شدند، اما فکر نمیکنم پاسخ کاملی برای اینکه آسیب واقعی کجاست، دیده باشیم. نمیخواهم شایعهپراکنی کنم؛ معتقدم همه شایعاتی را در توییتر کریپتو دیدهاند، اما اطلاعات دقیقی ندارم. با این حال، در واقع تردیدهایی در مورد برخی بازارسازان وجود دارد.
رائول پال: در مورد سرمایهگذاران خرد چطور؟ آیا آنها لیکویید شدند یا فقط با وحشت تماشا میکردند؟ کنجکاوم بدانم آیا این نوعی آسیب روانی برای مردم ایجاد کرده است یا فقط مثل یک سقوط ناگهانی در بازار سهام است که مردم را گیج کرده است؟
کریس بورنیسک: فکر میکنم هر کسی که از اهرم استفاده میکرد آسیب دید، به خصوص کسانی که بر اساس قیمت بایننس اهرم گرفته بودند و قطعاً متحمل ضررهای سنگین شدند. بنابراین، برخی از سرمایهگذاران خرد واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتند.
اما آسیب مهمتر این است که فشار خرید برای داراییهای با دم بلند قبلاً متوقف شده بود و این رویداد آن توقف را شدیدتر کرد. زیرا ناگهان، با وجود تفاوت قیمت بین صرافیها، مردم هنوز میپرسند: فشار خرید برای داراییهای با دم بلند کجاست؟ سپس این رویداد فاجعهبار رخ میدهد و برخی نقاط کف شدید را نشان میدهد که واقعاً باعث میشود مردم شک کنند که آیا آن نقاط کف واقعاً سطوح خرید واقعی هستند یا خیر. این یک شوک روانی است.
رائول پال: سوال دیگری وجود دارد که فکر میکنم بسیار مهم است اما بسیاری از مردم متوجه آن نشدهاند: آیا به این دلیل است که همه به «چرخه چهار ساله» اعتقاد داشتند و در نتیجه، همه با هم آن را به واقعیت تبدیل کردند؟
کریس بورنیسک: بله، این واقعاً یک سوال پیچیده است. اصل معمول من این است: «این بار متفاوت نخواهد بود مگر اینکه دلیل به اندازه کافی قوی برای متفاوت بودن وجود داشته باشد.» ما این الگو را در بسیاری از سناریوها دیدهایم زیرا طبیعت انسان تغییر نکرده است و این چیزی است که من و تو هر دو میدانیم.
اما این بار دلایل زیادی وجود دارد که میتواند وضعیت را متفاوت کند، مانند شفافسازی قوانین و مقررات در ایالات متحده، غولهای مالی و فناوری سنتی که به طور گسترده استیبلکوینها و فناوری بلاکچین را میپذیرند، ETF که برای اولین بار وارد بازار میشود و نقدینگی که به سمت ما میآید.
بنابراین، نشانههای زیادی وجود دارد که نشان میدهد ممکن است در آستانه یک نقطه عطف باشیم. من هم آمادهام، برای مثال، BTC اکنون در ۹۸۰۰۰ است، ETH به تازگی از ۳۰۰۰ عبور کرده، Solana در ۱۴۰ است. من کاملاً آمادهام که بازار از اینجا برگردد؛ این غیرممکن نیست.
رائول پال: بله، به یاد داشته باش که ۲۰۲۱ هم سال دیوانهواری بود، بیتکوین ۵۰ درصد سقوط کرد، سپس به سرعت بازگشت؛ آن آسان نبود.
کریس بورنیسک: بله، اکنون BTC از اوج ۲۰ درصد کاهش یافته، ETH حدود ۴۰ درصد کاهش یافته و Solana حدود ۵۰ درصد از اوج خود در دسامبر سال گذشته کاهش یافته است. فکر میکنم این شستشو ممکن است کافی باشد. اگر از اینجا بازگردیم، میتوانم تصور کنم که برای بسیاری بسیار دردناک خواهد بود.
این هم موضوعی است که در توییتر کریپتو دیدهام: احساسات بیش از حد افراطی است، یا همه چیز را وارد میکنند یا کاملاً نقد میکنند. در مقابل، حدود یک ماه پیش، تخصیص خود را به اشتراک گذاشتم؛ تقریباً ۳۹ درصد نقد و ۶۱ درصد داراییهای سرمایهداری با نگهداری بلندمدت، که شامل سبدی از داراییها است و ارز دیجیتال طبیعتاً بخشی از آن است.
بنابراین، من هنوز عمدتاً برای سرمایهداری موقعیت دارم، زیرا طراحی سرمایهداری رشد سرمایه است. سپس، با بهبود بازار، به تدریج نقدینگی را افزایش میدهم و زمانی که قیمت به اندازه کافی جذاب باشد، نقدینگی را به کار میگیرم. در حال حاضر، بازده صندوق بازار پول بالاتر از تورم است، بنابراین به آرامی قدرت خرید را جمع میکنم. اگرچه استراتژی پیشگامانهای نیست، اما واقعاً به همه توصیه میکنم اگر اکنون در مورد بازار احساس اضطراب دارید، به شیوهای احتمالیتر و تدریجیتر فکر کنید.
رائول پال: مشکل اینجاست که نقطه ورود تو بسیار خوب است، بنابراین میتوانی پول را زودتر خارج کنی حتی زمانی که Solana به سقف تاریخی جدید نرسیده است، که در واقع مزیت تو است. من این را به عنوان 'پارانویا' طبقهبندی میکنم زیرا به جز بیتکوین، تقریباً تمام داراییها به سقف جدید نرسیدهاند و کل بازار اساساً در ژانویه به اوج رسید، که برای امسال بسیار عجیب است.
اما مشکل این است که اکثر مردم سود قابل توجهی ندیدهاند زیرا هرگز در کف خرید نمیکنند. هم تو و هم من با صدای بلند در کف تبلیغ میکردیم، اما اکثر مردم در زمانهای ۲۰۲۳ یا ۲۰۲۴ خرید کردند و اکنون اساساً سر به سر هستند.
بله، این از نظر روانی بسیار دشوار است. زیرا وقتی سر به سر هستی، پذیرش 'کوچکسازی' از نظر روانی بسیار چالشبرانگیز است، به خصوص وقتی تمام امیدها و رویاهایت روی این معامله سوار است. میتوانم درک کنم چرا همه در تقلا هستند زیرا واقعاً سخت است.
رائول پال: بله، مردم تمایل دارند ورود سرمایهگذاری خطرپذیر تو را نادیده بگیرند، اما بسیاری از موقعیتهای تو در واقع در بازارهای عمومی خریداری شدهاند.
چگونه چارچوب سرمایهگذاری مناسب را در فضای کریپتو ایجاد کنیم؟
روانشناسی سرمایهگذار
رائول پال: درست است، برای مثال، Solana تو، در بازارهای عمومی خریداری شد و آشکارا در مقابل همه اداره میشد.
کریس بورنیسک: بله، من همیشه به کسانی که تازه وارد بازار کریپتو میشوند میگویم که اگر در پایان اولین چرخه سر به سر شوند، در واقع یک پیروزی است زیرا در طول این فرآیند چیزهای زیادی یاد گرفتهاند و نوسانات دردناکی را تجربه کردهاند.
بنابراین، اگر کسی اکنون سود نمیکند، فقط سر به سر است اما چیزهای زیادی یاد گرفته، این یک پیروزی است. البته، اگر در این نقطه قیمت سر به سر شوند، میتوانم درک کنم که چقدر میتواند ناامیدکننده باشد.
اخیراً، دوستانم را تشویق کردهام که از چارچوبی برای فکر کردن استفاده کنند. این دوستان همگی سبدهای سرمایهگذاری خود را دارند و وقتی گپ میزنیم، برخی از بهترین شیوهها را همانطور که میبینم به اشتراک میگذارم.
چارچوب به شرح زیر است: فرض کن اکنون میفروشی، اگر قیمت سقوط کند چقدر خوشحال خواهی بود؟ اگر قیمت افزایش یابد چقدر ناراحت خواهی بود؟ حالا، فرض کن نمیفروشی، اگر قیمت افزایش یابد چقدر خوشحال خواهی بود؟ اگر قیمت سقوط کند چقدر ناراحت خواهی بود؟
از این مدل چهار ربعی برای مقایسه واکنشهای عاطفی در سناریوهای مختلف استفاده کن، احساسات آینده را از قبل پیشبینی کن و از تصمیمات احمقانه پرهیز کن.
رائول پال: فکر میکنم این روش برای سرمایهگذاران منطقی بسیار مفید است، به ویژه کسانی که به طور جدی در مورد چگونگی انباشت ثروت فکر میکنند. اما مشکل اینجاست که سرمایهگذاران جوان نمیتوانند خانه بخرند؛ آنها احساس خواهند کرد که این تنها فرصت است، فرصتی برای تغییر سرنوشتشان.
این احساس بیش از حد قوی است؛ آنها تمام امیدها و رویاهای خود را روی یک معامله میگذارند، که بدیهی است راه درستی برای سرمایهگذاری نیست. اما آنها نمیتوانند درد از دست دادن صعود را تحمل کنند و نه میتوانند ریسک سقوط را تحمل کنند. این دو نیروی درهمتنیده واقعاً دیوانهکننده هستند.
کریس بورنیسک: بله، این درست است. با این حال، میخواهم نکتهای در مورد نیاز به رضایت فوری اضافه کنم. زیرا وقتی در سال ۲۰۱۴ به عنوان یک حرفهای وارد صنعت شدم، کمتر از ۱۰,۰۰۰ دلار به نام خود داشتم، هیچ پساندازی نداشتم و صنعت کاملاً متفاوت بود، با فرصتهای متفاوت.
من با خرید موقعیتهای بسیار کوچک شروع کردم، به تدریج یاد گرفتم و گام به گام انباشت کردم. بعداً، در اواخر ۲۰۱۶، به دلیل یک هک، داراییهایم تقریباً به طور کامل از بین رفت. در آن زمان، تازه شروع به نوشتن مقالات مرتبط با کریپتو کرده بودم و سپس وارد ۲۰۱۷ شدم.
رائول پال: به هر حال، چطور از نظر ذهنی با آن سازگار شدی؟
کریس بورنیسک: آن وحشتناک بود. من یکی از قربانیان اولیه حمله تعویض سیمکارت بودم. آنها ابتدا حساب مرا با یک اپراتور بستند، سپس یک حساب جدید با اپراتور دیگری باز کردند، از آن حساب برای بازنشانی جیمیل من استفاده کردند، سپس از جیمیل برای بازنشانی حساب اپل من استفاده کردند و در نهایت، تمام دستگاههای من پاک شد و من کاملاً قفل شدم.
تجربه بسیار بدی بود. اقدامات امنیتی من اکنون بسیار بهتر است و بابت آن سپاسگزارم، اما در آن زمان، واقعاً دردناک بود. احساس پاک شدن ذهنی مثل این است که بادبان تو کاملاً از بین رفته باشد. و وقتی یک حمله سایبری را تجربه میکنی، تشخیص اینکه آیا آن افراد واقعاً «خانه دیجیتال» تو را ترک کردهاند یا نه، دشوار است. اگر کسی به خانه فیزیکی تو نفوذ کند، به راحتی میدانی چه زمانی رفتهاند، اما در دنیای دیجیتال، آن حس امنیت به سختی به دست میآید.
با این حال، هر ابری یک پوشش نقرهای دارد. من چیزهای زیادی در مورد امنیت سایبری از آن یاد گرفتم.
رائول پال: پس چطور ذهنیت خود را تنظیم کردی و بازگشتی؟ زیرا فکر میکنم این یک توصیه عالی برای بسیاری از مردم است، یادگیری نحوه بازسازی پس از شکست.
کریس بورنیسک: فکر میکنم شکست بهترین معلم است و میتواند باعث شود بیشتر از موفقیت رشد کنی. برای من، هیچ انتخابی وجود نداشت. میتوانی آنجا بنشینی و شکایت کنی، دیگران را سرزنش کنی، یا میتوانی بگویی: «بله، این برای من اتفاق افتاد، وحشتناک است.»
برخی چیزها سرنوشت بود، برخی مسئولیت من بود. باید بخشی از مسئولیت خود را بهبود میبخشیدم و سپس آستینها را بالا میزدم و دوباره شروع میکردم. این چیزی است که میخواهم به جوانان بگویم: بله، دنیا اکنون سخت است و من اضطراب را حس میکنم، اما از بسیاری جهات، زندگی مدرن بسیار آسانتر از گذشته است. از نظر ذهنی واقعاً سخت است، اما باید به حرکت رو به جلو ادامه دهی.
رائول پال: تو همه چیز را از دست دادی و سپس فقط توانستی بگویی: «خب، باید به زندگی ادامه دهم.» پس از آن، آیا سبک معاملاتی خود را تغییر دادی و محافظهکارتر شدی؟ آن چگونه از نظر روانی در بازسازی ثروت بر تو تأثیر گذاشت؟ زیرا ما میبینیم بسیاری از مردم لیکویید شدن را تجربه میکنند، چه هک باشد، چه خطای سرمایهگذاری یا لیکویید شدن اهرمی. کسی ممکن است اکنون جلوی کامپیوترش نشسته باشد، ۲۶ ساله، ۵۰,۰۰۰ دلار در این چرخه از دست داده و ممکن است از خود بپرسد: «چگونه دوباره شروع کنم؟»
کریس بورنیسک: من خودم را خوششانس میدانم زیرا اتریوم در آن زمان پس از حمله DAO در رکود بود. حمله DAO در تابستان ۲۰۱۶ رخ داد، اگر درست یادم باشد، و سپس اتریوم تا پایان سال سقوط کرد. بنابراین توانستم مقدار زیادی ETH دوباره بخرم. حالا که به ارزش آن چیزها نگاه میکنم، بیشترین ضرر را روی ETH کردم زیرا ورود من به ETH بسیار زود بود، در حالی که با بیتکوین، نسبتاً به آن زودی نبود. به عنوان یک جوان، قدرت خرید من در ETH قابل توجهتر بود زیرا ETH در آن زمان فقط چند دلار بود، در حالی که بیتکوین قبلاً در صدها دلار بود. بنابراین دوباره مقداری ETH انباشت کردم که در سال ۲۰۱۷ به من کمک زیادی کرد.
سپس ما تب ICO را پشت سر گذاشتیم و من تقریباً در هر ICO سرمایهگذاری کردم، اما از نظر ETH، پول از دست دادم. احساس میکردی داری پول در میآوری، همه چیز فوقالعاده به نظر میرسید و در سال ۲۰۱۷، هر چیزی که لمس میکردی سودآور بود. با این حال، تا سال ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، همه چیز دوباره سقوط کرد. وقتی به آن معاملات نگاه میکنم، فکر میکنم: «اوه خدای من، چقدر ETH از دست دادم، فکر میکردم نابغهام، اما در واقع احمق بودم.»
بنابراین، موارد زیادی از احمق بودن و سپس بهبود یافتن را پشت سر گذاشتهام.
رائول پال: من حتی برای خودم قانونی تعیین کردم: فقط اجازه دهم حداکثر ۱۰ درصد از سبد داراییام وارد آن سرمایهگذاریهای پرریسک «احمقانه» شود، مانند میمکوینها یا سایر چیزهای بسیار پرریسک، زیرا گاهی اوقات فقط میخواهی مشارکت کنی، در غیر این صورت، به ندرت معامله کوتاهمدت انجام میدهم. اخیراً بررسی کردم و متوجه شدم که هر سرمایهگذاری در این بخش پرریسک سبد من، پول از دست داده است.
کریس بورنیسک: هاها، بله.
رائول پال: تک تک آنها ضرر است. من در واقع این کار را عمداً انجام دادم زیرا میخواستم به خودم ثابت کنم که بیشتر اوقات، این سرمایهگذاریها منجر به ضرر میشوند. اگر فقط Solana را نگه میداشتم یا مقداری تعادل مجدد معقول انجام میدادم، نتیجه بسیار بهتر میبود.
کریس بورنیسک: کاملاً موافقم. بنابراین، فرآیند دوباره بلند شدن در واقع درباره یادگیری و تنظیم مداوم است. تو فقط مقالهای از لین آلدن با عنوان «بیشتر سرمایهگذاریها سرمایهگذاریهای بدی هستند» را به یادم آوردی. اگر لیکویید شدهای، شاید فرصتی باشد تا از شر یک دسته سرمایهگذاری بد خلاص شوی، درسی بگیری و سپس وجوه خود را روی داراییهای واقعاً باکیفیت متمرکز کنی.
زیرا تاریخ سرمایهگذاری داراییهای کریپتو به ما میگوید که تنها چند برنده واقعی وجود دارد و داراییهایی که میتوانند در چرخههای متعدد به رشد خود ادامه دهند، حتی کمتر هستند. اکثر چیزهای دیگر «معجزات یکباره» هستند که در نهایت به نویز تبدیل میشوند. اگر این «معجزات یکباره» را به خوبی زمانبندی نکنی، پول از دست خواهی داد. بنابراین، در درازمدت، باید روی انباشت داراییهای برتر خود تمرکز کنی و اطمینان حاصل کنی که عملکرد آنها میتواند ثابت کند که در حال ایجاد ارزش هستند. به عبارت دیگر، نمودار باید نشان دهد که میتواند در هر بازار خرسی کفهای بالاتری را حفظ کند، با یک روند کلی صعودی.
پذیرش داراییهای با دم بلند
رائول پال: موضوع دیگر داراییهای با دم بلند است.
کریس بورنیسک: بله، دم بلند در حال طولانیتر شدن است زیرا عرضه بیش از حد است. مردم همیشه فکر میکنند داراییهای با دم بلند جایی هستند که به بازدهی صد یا هزار برابری دست خواهند یافت، اما در نهایت معاملات اصلی را از دست میدهند.
مهمترین روند در سه سال گذشته در واقع Solana بوده است و دلیل پشت آن بسیار واضح است: فعالیت زنجیرهای بالا، اکوسیستم توسعهدهنده پررونق و فرصتهای آشکار. با این حال، بسیاری از مردم به این دلیل که میخواستند در منحنی ریسک جلوتر بروند، آن را از دست دادند. اکنون داراییهای با دم بلند بیش از حد اشباع شدهاند، توکنهای زیادی وجود دارد، تا جایی که حتی یک توزیع قانون توان (power-law) نمیتواند آن را به دلیل حجم محض اندازهگیری کند.
رائول پال: کاملاً موافقم. صدور فعلی از مجتمع صنعتی VC میآید، همراه با تعداد زیادی میمکوین؛ ما به معنای واقعی کلمه غرق در توکنها هستیم.
کریس بورنیسک: اگر به کل چرخه نگاه کنیم، اکثر داراییها در حدود دسامبر ۲۰۲۲ به کف رسیدند و سپس ۲۰۲۳ تا اکتبر عملکرد نسبتاً بیصدایی داشت.
از اکتبر ۲۰۲۳ تا پایان سه ماهه چهارم، بازار شاهد یک روند صعودی قوی بود که برای اکثر توکنها «فصل آلتکوین» بود. سپس، در سه ماهه اول ۲۰۲۴، ETF بیتکوین تایید شد، بیتکوین عملکرد خوبی داشت و احساسات کلی بازار خوشبینانه بود. همه فکر میکردند: «اوه خدای من، همه چیز دوباره درست مثل دفعه قبل اتفاق میافتد.» اما آن در واقع اوج بود که در پایان سه ماهه اول ۲۰۲۴ رخ داد.
همچنین در همان زمان بود که میمکوینها محبوبیت پیدا کردند، صدور افزایش یافت و سپس مردم شروع به نگرانی در مورد FDV (ارزشگذاری کاملاً رقیقشده) و دامپینگ VC کردند. فکر میکنم این چیز خوبی است؛ نشان میدهد که مردم در حال آموزش خود هستند. در نتیجه، از اوج سه ماهه اول ۲۰۲۴، اکثر داراییها وارد یک بازار خرسی دردناک شدند و به سقوط ادامه دادند.
اکنون، معتقدم در مرحله تثبیت هستیم که در آن همه باید سبدهای دارایی خود را دوباره متعادل کنند، ضررهای لازم را بپذیرند و متوجه شوند که بسیاری از مردم فرض میکنند من و تو هرگز پول از دست نمیدهیم، اما واقعیت این است که اغلب این کار را میکنیم. نکته کلیدی این است که چگونه آن ضررها را مدیریت کنی، آنها را با سودها جبران کنی، بازده سالانه خود را تسویه کنی، مالیات خود را بپردازی و دوباره شروع کنی.
درک میکنم که بسیاری از مردم فقط با ۵۰۰، ۱,۰۰۰، ۵,۰۰۰ یا ۱۰,۰۰۰ دلار شروع میکنند که میتواند باعث شود پیشرفت کند به نظر برسد. اما میخواهم بگویم که انباشت ثروت از طریق ترکیب، فرآیندی خستهکننده است. بافت را در نظر بگیر؛ او هیجانانگیزترین فرد جهان نیست، اما به دلیل رویکرد پایدار، ثابت و گام به گام خود، یکی از ثروتمندترینهاست. در مقابل، ماسک نقطه مقابل است - ریسک بالا، جسور - بسیاری از جوانان ماسک را تحسین میکنند.
با این حال، مشکل اینجاست که بسیاری از جوانان در فرهنگ بازی و آدرنالین بزرگ شدهاند، با اینترنتی که پر از دوپامین است، بنابراین طبیعتاً جذب معاملهگران در توییتر میشوند. آن معاملهگران اسکرینشاتهایی از خرید، فروش و بازدهی ۱۰ برابری پست میکنند و باعث میشوند همه چیز بسیار هیجانانگیز به نظر برسد.
اما همه ما میدانیم که تعداد بسیار کمی از معاملهگران میتوانند در درازمدت واقعاً پول در بیاورند؛ معاملهگری بسیار دشوار است. مردم جذب میشوند زیرا میبینند کسی ۱۰ برابر سود روی یک سکه خاص به دست میآورد و آنها همان نتیجه را میخواهند. اما در واقعیت، انباشت تدریجی راه درست است. گسترش افق زمانی، انجام ندادن هیچ کاری، در واقع احتمال اشتباه کردن را کمتر میکند. به خصوص اگر یک لایه ۱ در مقیاس بزرگ داشته باشی، احتمال اشتباه بزرگ بسیار کم است.
رائول پال: کاملاً موافقم. و فکر میکنم مشکلی در فرهنگ معاملهگری وجود دارد که همه دوست دارند سود خود را به رخ بکشند، که باعث میشود مردم انتظارات سود غیرواقعی داشته باشند. حتی شک دارم که بسیاری از این نمایشها جعلی باشند؛ جعل اسکرینشات با استفاده از فتوشاپ یا هوش مصنوعی خیلی آسان است. بنابراین، این اطلاعات غلط نیز در آن مخلوط شده است. حتی میخواهم بگویم برای اکثر افرادی که تازه وارد بازار کریپتو میشوند، حداقل ۵۰ درصد از سبد دارایی آنها باید به بیتکوین اختصاص یابد و سپس ۵۰ درصد باقیمانده میتواند برای امتحان سایر داراییها استفاده شود.
اگر بیتکوین را در زمان مناسب بخری، مانند نزدیک میانگین متحرک ۲۰۰ هفتهای، اساساً میتوانی به استراتژی «هرگز نفروش» دست یابی و آن را برای بلندمدت به عنوان یک دارایی لنگر نگه داری. به این ترتیب، همیشه نسبت به صنعت صعودی خواهی بود، قادر خواهی بود آرام بمانی، نوسانات چرخه را دنبال کنی و به یادگیری ادامه دهی.
اگر بیتکوین به میانگین متحرک ۲۰۰ هفتهای بازگردد، میتوانی بیشتر بخری و سپس سایر داراییها مانند Solana، اتریوم، Sui و غیره را در نظر بگیری. وقتی بازار بیش از حد گرم میشود، میتوانی داراییهای خود را کاهش دهی، نقدینگی جمع کنی، صبر کنی تا بیتکوین دوباره به میانگین متحرک ۲۰۰ هفتهای نزدیک شود یا قبل از خرید مجدد با فشار مواجه شود.
رائول پال: من همیشه به همه اصلی را آموزش دادهام - همه چیز را خراب نکن. به طور خاص، فقط درصد کمی از داراییهای دم را نگه دار. اگر از استراتژی هالتر استفاده کنی، با ۵۰ درصد اختصاص یافته به بیتکوین، اشتباه نخواهی کرد؛ سپس ۱۰ درصد را برای آزمایش و یادگیری بردار. ممکن است یک تجربه موفق داشته باشی که باعث شود احساس کنی نابغهای، اما بیشتر اوقات، درسهای دردناکی خواهی گرفت.
سطح میانی هم نباید ریسک زیادی بپذیرد؛ میتوانی برخی داراییهای کمی پرریسکتر اما همچنان از نظر بنیادی سالم را انتخاب کنی، مانند ETH، Solana، اما خیلی دور نرو زیرا این پشیمانیهای زیادی به همراه خواهد داشت. سبد دارایی با کمترین پشیمانی این است: عمدتاً بیتکوین، کمی دم، و برخی داراییهای میانی که هم پتانسیل رشد دارند و هم ریسک بقا ندارند.
کریس بورنیسک: بله، اگر با بیتکوین لنگر بیندازی، میتوانی ذهنیت پایداری در هر چرخه حفظ کنی، بدانی کجا ایستادهای، مواجهه تو چقدر است و آیا بازار در نقطه کف است یا نقطه اوج. بنابراین، امیدوارم همه بتوانند این کار را انجام دهند. البته، بیتکوین داراییهای مکمل دیگری نیز دارد، مانند عملکرد قوی اخیر Zcash.
رائول پال: بسیار خب، بیایید به آنچه قبلاً بحث میکردیم بازگردیم. تو اکنون به ساختار بازار، احساسات کلی، تفاوتهای ظریف نگاه میکنی و احساس میکنی شرایط معاملاتی خوب نیست، برخی چیزها جور در نمیآید و حتی ممکن است نوعی اثر چرخه چهار ساله «خودمحققکننده» وجود داشته باشد که باعث میشود همه با هم این نتیجه را هدایت کنند. ما میبینیم برخی OGها سکه میفروشند، چون چرا نه؟ آنها در ۱۰ دلار خریدند و اکنون در ۱۰۰,۰۰۰ دلار میفروشند، که یک عدد رند است و همیشه در گذشته در این زمان فروختهاند و همیشه جواب داده است. به علاوه، فروپاشی ساختاری در اکتبر ممکن است آسیب بیشتری نسبت به آنچه در حال حاضر میبینیم ایجاد کرده باشد.
کریس بورنیسک: بله، بنابراین از دیدگاه احتمالی، ممکن است نزدیک به یک سقف باشیم. در حال حاضر، نظرات در بازار تقریباً به دو نیم تقسیم شده است، نیمی معتقدند به سقف رسیدهایم و نیمی دیگر فکر میکنند نرسیدهایم.
رائول پال: بله، و این یک سقف سرخوشی نیست، بیشتر شبیه یک 'سقف توزیع' است.
کریس بورنیسک: دقیقاً.
رائول پال: جنبه عجیبی هم وجود دارد، اگر به آنچه تو به عنوان 'نقطه پارانویا' ذکر کردی بازگردیم، برایم بسیار جالب است. دیدگاه مخالف دیدگاه تو این است: ما سقفهای تاریخی جدید ندیدهایم، طلا در حال افزایش است، نقدینگی در حال کاهش است، اما اکثر داراییها در ژانویه به اوج رسیدند، نه در پایان سال. اینها چیزهایی هستند که مرا نسبت به دیدگاه تو پارانوئید میکند.
کریس بورنیسک: بله، این هم نگرانی من است. با وجود اینکه بیتکوین در نیمه دوم سال به سقفهای جدید رسید، اولین باری است که این سناریو بازی میشود که بازارهای دیگر از آن پیروی نکردند.
رائول پال: اگر این درست باشد، این اولین باری است که این واگرایی ساختاری رخ داده است.
کریس بورنیسک: بله، اما باید به یاد داشته باشیم که هر چرخه برخی قوانین قدیمی را میشکند. برای مثال، در بازار خرسی قبلی، بیتکوین برای اولین بار بالاتر از سقف بازار گاوی قبلی شکست، که هرگز در تاریخ اتفاق نیفتاده بود. بنابراین، همیشه تفاوتهای ظریفی وجود دارد که الگوهای قدیمی را باطل میکند.
وقتی فکر میکنم آیا ETH و Solana میتوانند به سقفهای قبلی خود بازگردند، نتیجهگیری من این است که کل بازار اکنون روی 'بنیادها' متمرکز است. در اینجا، منظورم از بنیادها، ارزشگذاری نیست، بلکه جریان نقدی، بازخریدها و ساختار حمایتکننده از ارزشگذاری داراییها است.
بنابراین، وسواس فعلی بازار به بنیادها باعث شده پروژههایی مانند Hype به دلیل پتانسیل بازخرید و درآمد قوی خود عملکرد خوبی داشته باشند. اما مردم متوجه نمیشوند که این وسواس نه تنها به داراییهای با دم بلند آسیب میزند، بلکه بر ETH و Solana نیز تأثیر میگذارد. در ۲۰۲۱، ETH و Solana کاملاً از ملاحظات بنیادی معاف بودند، اما اگر اکنون به ETH نگاه کنی، از نظر مضارب کارمزد، بسیار گرانتر از ۲۰۲۱ است.
رائول پال: قبلاً در این مورد بحث کردهایم. معتقدم لایه ۱ میتواند معاف باشد زیرا آنها از قانون متکالف پیروی میکنند، جایی که ارزش از جریان نقدی لایه پروتکل نمیآید بلکه از فعالیت اقتصادی در شبکه میآید. وقتی این منطق را به عقب اعمال میکنم، ارزشگذاری را معقولتر مییابم. اما برای DeFi، اندازهگیری با مضارب کارمزد کاملاً توجیهپذیر است.
کریس بورنیسک: فکر میکنم در نهایت همه چیز به بازدهی ختم میشود. این داراییهای استیک شده در نهایت مانند معادل دیجیتالی اوراق قرضه یک کشور خواهند بود؛ بازار بازده بر اساس کارمزدهای واقعی قیمتگذاری خواهد شد نه پاداشهای تورمی. معتقدم با استفاده گسترده از استیبلکوینها، این مدل پایدارتر خواهد شد و نوسانات چرخهای شدید را کاهش میدهد.
انتظار من این است که اگر اتریوم، به عنوان یک شبکه بالغتر و پرکاربردتر، بتواند ۵ درصد بازده استیکینگ واقعی (از کارمزدها، نه تورم) ارائه دهد، امیدوارم Solana حداقل ۷ درصد و Sui حداقل ۹ درصد ارائه دهد. قیمت داراییها برای مطابقت با این سطوح بازدهی دوباره تنظیم خواهد شد. این سادهترین منطق است؛ در نهایت، ارزش دارایی توسط انتظارات بازدهی دارندگان تعیین میشود و این دارندگان در همه موارد استیککنندهها هستند.
رائول پال: این منطقی است، اما به نظر میرسد هنوز در آن مرحله نیستیم؛ بازار هنوز قادر به تثبیت قیمتگذاری نیست.
کریس بورنیسک: فکر میکنم به آن مرحله نزدیک میشویم. اگر واقعاً وارد یک بازار خرسی شویم، این نوعی «حسابرسی» خواهد بود؛ داراییهای با ارزش پایین از سه ماهه اول ۲۰۲۴ برای مدت طولانی در بازار خرسی بودهاند. این قناری در معدن زغالسنگ است. معتقدم فشار ارزشگذاری به سرعت به داراییهایی مانند ETH، Solana، BNB، Sui و دیگران منتقل خواهد شد. هرچه دارایی بالغتر باشد، بیشتر به عنوان یک «اوراق قرضه حاکمیتی دیجیتال» قیمتگذاری خواهد شد که بازدهی به طور فزایندهای مهم است.
رائول پال: اگر واقعاً وارد یک بازار خرسی شویم، فکر میکنی احتمال آن چقدر است؟ برای مثال، به طور معمول، ممکن است یک چرخه رکود ۱۲ ماهه را پشت سر بگذاریم؛ چه احتمالی برای این سناریو قائل هستی؟
کریس بورنیسک: حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد.
رائول پال: بسیار خب، پس تو اساساً این احتمال را کاملاً بالا میدانی. در چارچوب تو، آیا این بازار خرسی به اندازه قبل عمیق خواهد بود؟
کریس بورنیسک: نه.
رائول پال: اوه، این بسیار جالب است.
کریس بورنیسک: بله، این چیزی است که وضعیت را پیچیدهتر میکند. اگر به بیتکوین نگاه کنم، میانگین متحرک ۲۰۰ هفتهای آن حدود ۵۵,۰۰۰ دلار است که سطح شدیدی است که از نزدیک زیر نظر دارم. بیتکوین در ۲۰۱۵، ۲۰۱۹ و در طول سقوط همهگیری به این میانگین احترام گذاشت. در طول سقوط FTX به طور مختصر به زیر آن رفت، اما به طور کلی، میانگین ۲۰۰ هفتهای نقطه مرجع خوبی است.
اگر به ۵۵,۰۰۰ دلار سقوط کند، به این معنی است که ۵۶ درصد اصلاح از سقف ۱۲۵,۰۰۰ دلاری، بسیار کمتر از اصلاحهای قبلی. اصلاحهای قبلی حدود ۸۰ و ۸۵ درصد بودند. بنابراین، این بار میتواند کمعمقتر باشد؛ حتی میتوانم اصلاح ۵۰ درصدی را ببینم، حدود ۶۲,۵۰۰ دلار، یا ۷۰,۰۰۰ تا ۷۵,۰۰۰ دلار، که اساساً کف محلی قبلی را حفظ میکند. اگر آن سطح را حفظ کند، فقط ۴۰ درصد اصلاح است که به سختی یک بازار خرسی برای کریپتو است.
رائول پال: بله، فراموش نکن، در چرخههای گذشته، هفت عقبنشینی ۳۰ درصدی را تجربه کردهایم.
کریس بورنیسک: درست است، اگر از این سطح بازگردیم، حتی میتوانی بگویی بیتکوین هنوز در یک بازار گاوی است. بخش ناامیدکننده این است که صعودی یا نزولی بودن تو واقعاً به بازه زمانی بستگی دارد.
اگر بازه زمانی ۱۰ ساله به من بدهی، قطعاً صعودی هستم. اما اگر از من درباره فرصت از ماه گذشته تا ۳ تا ۹ ماه آینده بپرسی، کمی محتاطتر خواهم بود، اما این بدان معنا نیست که کاملاً نزولی هستم.
بنابراین، از نزدیک اقدامات کفسازی ETH و Solana و عملکرد آنها نسبت به کفهای قبلیشان را زیر نظر دارم.
رائول پال: این چرخه جنبه عجیبی هم دارد، تسلط بیتکوین آنطور که معمول است تغییر نکرده است.
کریس بورنیسک: بله، این هم یک عامل گیجکننده است. این مورد «این بار متفاوت است» نیست، اما تفاوتهای ساختاری زیادی وجود دارد. در حالی که منطق چرخه چهار ساله هنوز پابرجاست، بیشتر ساختار تغییر کرده است که آن هم ممکن است. ما همیشه با این موقعیتها مواجه میشویم، اما واقعاً باعث میشود احساس عجیبی داشته باشم.
تنظیمات فعلی من این است: ۲۰۲۱ را به یاد داری؟ آن زمان، همه میگفتند بیتکوین «سنگ خانگی» است، هیچکس به دلیل عملکرد نسبتاً ضعیفش در ۲۰۲۱ به آن اعتقاد نداشت.
از سقف ۲۰۱۷ تا سقف ۲۰۲۱، بیتکوین فقط ۳ برابر افزایش یافت، در حالی که از کف بازار خرسی تا سقف ۲۰۲۱، حدود ۲۰ برابر افزایش یافت. اما این بار متفاوت است، بیتکوین اکنون بسیار محبوب است و ممکن است در چرخه بعدی حتی عملکرد ضعیفتری داشته باشد. اگر از یک کانال لگاریتمی تدریجیتر پیروی کند، بازدهی به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
نگرانی من این است که مردم در این بازار خرسی بیش از حد به بیتکوین تخصیص دادهاند زیرا فکر میکنند «بیتکوین انتخاب امن است.» من هنوز معتقدم اگر در بازار کریپتو هستی، باید مقدار قابل توجهی بیتکوین نگه داری، اما باید احتمال دیگری را در نظر بگیریم: اینکه MicroStrategy یا برخی ساختارهای مرتبط با بیتکوین مشکلاتی داشته باشند، که منجر به عملکرد ضعیفتر بیتکوین نسبت به ETH، MicroStrategy یا سایر داراییها شود.
بنابراین، فکر میکنم احتمالی وجود دارد که بیتکوین از «عزیز بازار» به «محبوب سقوطکرده» تبدیل شود و بازدهیهای بالای واقعی ممکن است از برخی داراییهای کریپتوی غیرمنتظره حاصل شود.
رائول پال: اجازه بده چارچوبم را به اشتراک بگذارم، که یکی از مهمترین درسهای من است: هر بار که اجازه دادم احساسات بر چارچوب کلان من غلبه کنند، نتایج بسیار بد بوده است. ۲۰۰۹ بدترین سال من بود زیرا این اشتباه را مرتکب شدم. بنابراین یک چارچوب بسیار قوی به نام «کد همه چیز» ساختهام که آن هم احتمالی است زیرا میپذیرم نتایج ممکن دیگری وجود دارد.
با این حال، پدیده جالبی کشف کردم: ISM (موسسه مدیریت عرضه)، که همیشه از یک چرخه چهار ساله کامل پیروی میکرد، اخیراً ناگهان از کار افتاد. فکر کردم، چه اتفاقی افتاد؟ چرا این چرخه دیگر موثر نیست؟ بعداً، پس از محاسبه مجدد، متوجه شدم که این یک چرخه سررسید بدهی است.
پس از بحران مالی ۲۰۰۸، ما یک «بازنشانی» بدهی را پشت سر گذاشتیم، جایی که همه پرداختهای بهره را برای سه تا پنج سال به تعویق انداختند و بدهی خود را بازسازی کردند، که یک چرخه سه تا پنج ساله ایجاد کرد. این منشأ چرخه هاوینگ بیتکوین است. سپس ناگهان متوقف شد.

پس از محاسبه مجدد، متوجه شدم که در ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲، به دلیل بازگشت نرخ بهره به صفر، چرخه به حدود ۵.۴ سال افزایش یافت. بنابراین وقتی آن را دوباره در یک مدل موج سینوسی قرار دادم، همه چیز دوباره منطقی شد. ما در حال حاضر هنوز در کف چرخه هستیم و باید به زودی وارد مرحله انبساط چرخه تجاری شویم زیرا هنوز رشد واقعی را ندیدهایم.


سپس از نقدینگی به عنوان عامل محرک اصلی استفاده کردم زیرا تامین مالی بدهی را تعیین میکند. در اینجا سررسید پرداختهای بهره است و در اینجا نقدینگی است که با آن مطابقت دارد. این کل نقدینگی ایالات متحده است، شامل نقدینگی خالص فدرال رزرو، بانکها و M2. متوجه شدم که شرایط مالی (USD، نرخ بهره، کالاها) نقدینگی کل را با شش ماه پیش میاندازد و نقدینگی کل، به نوبه خود، ISM را با سه تا شش ماه پیش میاندازد. بنابراین ما یک شاخص پیشرو نه ماهه داریم که نشان میدهد نقدینگی باید افزایش یابد و چرخه تجاری نیز افزایش خواهد یافت. این چارچوبی است که همیشه استفاده کردهام و بسیار موثر است.

وقتی روند بیتکوین را با ISM مقایسه کردم، آنها تقریباً به طور کامل همسو شدند. این به ما میگوید که بیتکوین در حال حاضر ضعیف است زیرا چرخه تجاری ضعیف است. و دلیل ضعیف بودن چرخه تجاری این است که امسال سال بازنشانی بدهی نیست، اما سال آینده است. بنابراین، سال بازنشانی بدهی عامل کلیدی است.
سپس به نقدینگی جهانی نگاه کردم که با ارزش بازار کل بازار کریپتو (به استثنای بیتکوین) همبستگی بالایی دارد، با همبستگی ۹۰ تا ۹۷.۵ درصد. این بدان معناست که نقدینگی قویترین عامل کلان تاریخی است که عمدتاً توسط چرخه بازپرداخت بدهی هدایت میشود و چرخه تجاری تنها یکی از اجزای آن است.
بنابراین سوال این است: آیا نقدینگی به دلیل بازنشانی بدهی افزایش خواهد یافت؟ اگر افزایش یابد، نادیده گرفتن این عامل به معنای نادیده گرفتن قویترین محرک کلان تاریخی است که هر پیشبینی را بیاثر میکند. همراه با محرکهای مالی، عوامل انتخاباتی، جایی که دولت نیاز دارد پول «خیابان اصلی» را بسازد، نه فقط وال استریت، به این معنی است که چرخه تجاری باید بهبود یابد، سود شرکتها و درآمدهای خانوار باید افزایش یابد، نه فقط «هفت بزرگ».
به همین دلیل است که برایم سخت است از این چارچوب دست بکشم، حتی اگر ساختار ضعیف بازار، معاملات ضعیف و مسائلی که ذکر کردی را هم میبینم.
کریس بورنیسک: بله، این «نقطه اعتقاد» توست و نقطه اعتقاد من دقیقاً برعکس است.
رائول پال: به همین دلیل است که میخواستم با تو گپ بزنم زیرا باید آن صدایی را بشنوم که در ذهنم زمزمه میکند: «رائول، ممکن است اشتباه کنی.» این مهمترین صداست.
کریس بورنیسک: فکر میکنم ممکن است حق با تو باشد، فقط کمی در زمانبندی زود هستی. برای مثال، چارچوب تو بر اساس چرخه بازپرداخت بدهی است و اوج واقعی بازپرداخت بدهی در ۲۰۲۶ است.
رائول پال: بله، این دیدگاه من است. بنابراین، برایم سخت است باور کنم که وارد یک بازار خرسی عمیق خواهیم شد مگر اینکه تمام نقدینگی مکیده شود، مثلاً به حوزههای دیگر مانند حباب هوش مصنوعی.
کریس بورنیسک: متوجه منظور تو هستم. مشکل اینجاست که سرعت توییتر کریپتو خیلی زیاد است، که یکی از دلایلی است که اخیراً استفادهام از توییتر را کاهش دادم. این نه تنها برای شخص من ناسالم است، بلکه بر قضاوت سرمایهگذاری من نیز تأثیر میگذارد زیرا وقتی به نظر میرسد «اشتباه» میکنی، حتی اگر فقط یک عدم تطابق زمانبندی باشد، فشار بسیار زیاد است. من این را در ۲۰۲۱ تجربه کردم وقتی بازار دیوانهوار بود، اما ریسکپذیری زیادی نکردم زیرا احساس میکردم ارزشگذاریها خیلی بالاست. در نتیجه، فشار زیادی را تحمل کردم و برخی حتی سوال کردند که آیا هنوز در بازار هستم، آیا هنوز «نفوذ» دارم.
اما در واقعیت، انتخاب من درست بود، فقط تا پایان ۲۰۲۲، یعنی دو سال کامل، نشان داده نشد. و وقتی آماده بودم در پایان ۲۰۲۲ Solana بخرم، کسانی که در ۲۰۲۱ مرا زیر سوال بردند، شجاعت خرید در کف را نداشتند. این مشکل است، توییتر بدترین است زیرا هر کسی میتواند هر طور که میخواهد نظر دهد و این فشار میتواند تو را از تصمیمگیریهای درست بلندمدت دور کند.
رائول پال: بله، واقعاً سخت است. من اغلب به دلیل تلاش برای کمک به دیگران مورد حمله قرار میگیرم. میبینی، حدس میزنم سبک سرمایهگذاری تو ترجیحی دارد، که احتمال بیشتری دارد داراییهای خود را زودتر کاهش دهی اما در کف هم زودتر بخری زیرا کف راحتتر از سقف قابل درک است. احساس میکنم این سوگیری ساختاری توست.
کریس بورنیسک: حق با توست.
رائول پال: در واقع انجام این کار آسان نیست. برای من، در خرید در کف بهتر هستم تا فروش در سقف. درک سقف واقعاً دشوار است، بنابراین ترجیح میدهم داراییهایم را زودتر کاهش دهم تا فشار روانی را کاهش دهم.
کریس بورنیسک: متوجه منظور تو هستم، من برخی سوگیریهای ساختاری دارم. برای مثال، دو دوست دارم که معاملهگران بسیار ماهری هستند و استراتژی آنها فقط تعقیب «بالای شانه بازار گاوی» و «زیر زانوی بازار خرسی» است.
به عبارت دیگر، به جای تلاش برای زمانبندی سقف و کف، کافی است در یک موقعیت نسبتاً بالا در طول بازار گاوی بفروشی و در یک موقعیت نسبتاً پایین در طول بازار خرسی بخری. اگر بتوانی ETH را بین ۳۵۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار بفروشی و بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار خریده باشی، این از قبل بسیار خوب است و این منطق را میتوان برای سایر داراییها نیز اعمال کرد.
مثال دیگر زمانی است که شریکم جوئل به من یادآوری کرد که زمانی از جیپی مورگان پرسیده شد: «چگونه در زندگی به چنین موفقیتی دست یافتی؟» پاسخ او این بود: «با خیلی زود فروختن.» این جمله تأثیر عمیقی بر من گذاشت زیرا او رونقها و سقوطهای بازار زیادی را پشت سر گذاشت. مطمئنم وقتی فروخت، با سوالات زیادی مواجه شد، دیگران میگفتند: «من خیلی پول در آوردم، چرا تو مشارکت نکردی؟» اما او در طول شور و شوق دیگران به نقد کردن ادامه داد، نقدینگی جمع کرد تا وقتی بازار ترش شد، وجوهی برای تخصیص مجدد داشته باشد. این در واقع یک استراتژی بسیار ساده اما موثر است.
من خودم تجربیات مشابهی داشتهام. برای مثال، در طول جهش دیوانهوار قیمت ETH وقتی تام لی یک تسهیلات معاملاتی OTC ۲۰۰ میلیارد دلاری اعلام کرد، تابستان گذشته بود، زمان بسیار شلوغی بود. من یک قدم به عقب برمیداشتم و به خودم یادآوری میکردم: «وای، احساس عالی دارم، اطرافیانم احساس عالی دارند و مردم در توییتر حتی هیجانزدهتر هستند.» این سیگنالی است که زمان برداشت سود است. البته، اگر این دیدگاه را در توییتر به اشتراک میگذاشتم، مردم به من فحش میدادند و میگفتند: «احمقی؟ ETH به ۲۰,۰۰۰ دلار میرسد!» اما باید آن فشار را تحمل کنی.
چرخش دارایی: Zcash و سکههای حریم خصوصی
رائول پال: اگر در آن زمان به نمودار نقدینگی نگاه میکردی، به همان نتیجه میرسیدی: نقدینگی به سرعت در حال افزایش نبود و بازار نمیتوانست به شتابگیری ادامه دهد.
کریس بورنیسک: بله، این همان نقطه عطفی است که نشان دادی، جایی که قیمت از حمایت نقدینگی فراتر رفت.
رائول پال: دقیقاً، زیرا از ژوئیه، نمودار M2 جدا شد، همه شاخصها جدا شدند. در آن زمان، فکر میکردیم: «چه خبر است؟» بعداً متوجه شدیم که توضیح این است که خزانهداری شروع به بازسازی TGA (حساب عمومی خزانهداری) کرد که نقدینگی را مکید و ریپوی معکوس فضایی برای آزاد کردن بیشتر نداشت. بنابراین ناگهان یک رویداد قابل توجه رخ داد، همراه با تعطیلی دولت، که باعث شد بازار شتاب خود را از دست بدهد.
شهود تو در آن لحظه بسیار دقیق بود زیرا قیمت به سقف محدوده رسیده بود اما سوختی برای ادامه صعود نداشت، که منجر به سقوط شد، مشابه آنچه برای Solana اتفاق افتاد. اگر این عوامل نبود، ممکن بود فقط به چرخش در بازار کریپتو ادامه دهیم، مثل بازی صندلیهای موزیکال. اکنون کنجکاوم که آیا افزایش Zcash فقط بخشی از این چرخش است یا یک سیگنال واقعاً معنادار؟ قضاوت در مورد آن واقعاً دشوار است.
کریس بورنیسک: جهش اخیر Zcash در واقع جالب است، اما فقط Zcash نیست؛ سکههای حریم خصوصی قدیمی مانند Dash، Monero و Decred نیز در حال افزایش هستند، با Zcash که از نظر سود پیشتاز است. این نشان میدهد که مزیت تمایز خاصی دارد، اما به طور کلی، بخش سکههای حریم خصوصی فعال است. شنیدهام برخی از OGهای بیتکوین میگویند که برخی نهنگها ممکن است از این سکههای حریم خصوصی در پایان یک چرخه برای پنهان کردن سود یا جستجوی سود اضافی استفاده کنند. اگرچه دادههای دقیقی از چنین شایعاتی ندارم و مشارکت نمیکنم، این ممکن است توضیح دهد که چرا پایان هر چرخه شاهد جهش دستهجمعی در سکههای حریم خصوصی است.
با این حال، سیگنال واقعی تنها زمانی مشخص خواهد شد که بازار خرسی فرا برسد. اگر سکههای حریم خصوصی مانند Dash، Monero و Decred همگی در طول یک بازار خرسی به کفهای قبلی خود عقبنشینی کنند و Zcash موفق شود یک کف به طور قابل توجهی بالاتر را حفظ کند، این یک سیگنال مثبت قوی خواهد بود. آنچه در حال حاضر زیر نظر دارم میانگین متحرک ۵۰ هفتهای آن است که حدود ۵۰ دلار است.
رائول پال: اگر فرض تو اشتباه باشد و چرخه پایان نیافته باشد اما به صعود ادامه دهد، چه میکنی؟ برای مثال، اگر قاطعانه معتقد باشی که Zcash یک فرصت بزرگ بلندمدت است، جایی که سهم ارزش بازار آن باید با افزایش تقاضا برای حریم خصوصی به تدریج افزایش یابد، منطقی که کاملاً درک میکنم. اما اگر بازار به صعود ادامه دهد، چگونه عمل میکنی؟ آیا به نگهداری بلندمدت ادامه میدهی یا استراتژی خود را تنظیم میکنی؟
کریس بورنیسک: کاری که انجام میدهم این است: بخشی از داراییهای Zcash دارم که «هرگز نمیفروشم»، درست مثل نگرشم نسبت به بیتکوین. تاریخ به ما میگوید که فقط کسانی که بیتکوین را در ۱، ۱۰، ۱۰۰ دلار خریدند و بلندمدت نگه داشتند به بازدهی حیرتانگیز دست یافتند. بنابراین، بخشی از Zcash خود را به عنوان یک نگهداری بلندمدت در نظر میگیرم که هرگز فروخته نمیشود. در مورد سایر داراییها، بر اساس روند بیتکوین تصمیم میگیرم. اگر بیتکوین یک کف را تایید کند، خرید بیشتر در موقعیتهایم در سایر داراییهای باکیفیت، از جمله Zcash را در نظر میگیرم.
بر اساس روند بیتکوین تصمیمگیری خواهم کرد. این هم به منطق «لنگر انداختن در بیتکوین» که قبلاً ذکر کردم برمیگردد. بیتکوین جزر و مد است؛ جزر و مد باید ابتدا برگردد قبل از اینکه سایر داراییها پیروی کنند. شاید قیاس بهتر جریانهای اقیانوسی باشد: محیط کلان مانند جریانهای اعماق دریا است، بیتکوین جریان اصلی است که صخرهها را میبرد و ریزساختار بازار شامل آن گردابها و جریانهای زیرین کوچک است. بنابراین، ابتدا باید روی کلان تمرکز کنی، سپس تغییرات بیتکوین در آن را مشاهده کنی و در نهایت فرصتهای سایر داراییها را در نظر بگیری.
همچنین برخی ریسکها را زیر نظر دارم، مانند اهرمی که عمدتاً پاک شده اما هنوز وجود دارد. برای مثال، قبلاً درباره تراستهای دارایی دیجیتال (DATs) بحث کردیم و نمیدانیم در یک بازار خرسی چگونه عمل خواهند کرد، به خصوص وقتی با تخفیف شدید معامله میشوند. ریسک دیگر آن «استیبلکوینهای دارای بازده» است. ما قبلاً شاهد از دست دادن پگ آنها در بایننس بودهایم که مرا نگران میکند زیرا قبلاً این داستان را دیدهایم. تخمین میزنم که بازیگران اصلی در مجموع ممکن است مقیاسی در حدود ۱۸ میلیارد دلار داشته باشند که اساساً به عنوان صندوقهای آربیتراژ ریسک عمل میکنند، اما در بازار برجسته نیستند که مرا محتاط میکند. اگر کسی از نظر تئوری اهرم یا موقعیتهای زیادی داشته باشد اما در بازار قابل مشاهده نباشد، این یک پرچم قرمز است.
رائول پال: بله، ما قبلاً این وضعیت را دیدهایم.
کریس بورنیسک: من اکنون حتی بیشتر تمایل دارم آنها را «ابزارهای بازده» بنامم تا استیبلکوین. فکر میکنم اگر صنعت بتواند به جای «استیبلکوین» به آنها «ابزارهای بازده پایدار اما پرریسک» بگوید، بهتر خواهد بود زیرا این ریسک درگیر را نشان میدهد.
رائول پال: بسیار خب، یک سوال آخر. استدلال من این است که ما به سختی شاهد هیچ جریان ورودی سرمایه از VCها یا صندوقهای پوششی به فضای کریپتو بودهایم؛ تنها جریان ورودی از ETFها بوده، با تقریباً هیچ کانال دیگری. چرا اینطور است؟ میدانم تب هوش مصنوعی سرمایه زیادی را جذب کرد، اما چرا کریپتو نتوانست مثل گذشته سرمایه جذب کند؟ شما بچهها در فضای VC قبلاً همیشه غرق بودید، اما اکنون به سختی کسی در حال جذب سرمایه است.
کریس بورنیسک: اول از همه، حباب در واقع در هوش مصنوعی شکل گرفت که تمام پول داغ را جذب کرد. فکر میکنم این برای کل صنعت کریپتو سالم است. در عین حال، قبلاً در مورد مسئله عرضه بیش از حد توکن بحث کردهایم. فکر میکنم «مجتمع صنعتی توکن» به حد خود رسیده است و مردم شروع به درک نحوه عملکرد آن و مشکلاتش کردهاند. من هم قبلاً کمی سادهلوح بودم و اکنون باید آن تفکر را تنظیم کنم.
اکنون، زنگ خطر ارزشگذاری به صدا درآمده است و همه چیز باید عقلانیت خود را ثابت کند. این فقط یک مسئله ارزشگذاری نیست بلکه شامل جریانهای مالی نیز میشود. برای مثال، اغلب با تیم Celestia بحث میکنم؛ آنها باید این کار را انجام دهند: همانطور که بازگشاییها تکمیل میشود و تورم کاهش مییابد، نرخ تورم آنها میتواند به ۰.۲۵ درصد برسد. اگر تقاضا برای در دسترس بودن داده به اندازه کافی قابل توجه باشد، میتواند فشار خرید ساختاری ایجاد کند. BNB در چرخههای متعدد عملکرد خوبی داشته است زیرا فشار خرید ساختاری دارد، همانطور که Hype، بیتکوین و اتریوم داشتهاند. بنابراین، تمرکز در آینده جستجوی داراییهایی با جریانهای مالی ساختاری است.
بازگشت به VC، بسیاری از VCهای کریپتو در گذشته روی مفاهیم جدید و مدلهای جدید شرطبندی میکردند، اما اکنون این مدلها به دلیل مسائل توزیع توکن با فشار فروش ساختاری مواجه هستند. بنابراین، همه باید به تخته رسم برگردند و مدلها را بازنگری کنند. برای مثال، آیا صدورها باید با ارزشگذاریهای پایینتر انجام شود؟ من همیشه از صدورها با ارزشگذاریهای پایینتر حمایت کردهام. یا، در یک محیط نظارتی بهتر، آیا میتوان ۱۰۰ درصد عرضه را از روز اول در گردش قرار داد، همانطور که Solana در پایان ۲۰۲۰ انجام داد؟ آنها حدود ۸۰ درصد عرضه را در یک روز باز کردند و از آن زمان، Solana سال دیوانهواری داشته است زیرا بازار به کشف قیمت واقعی دست یافت.
به طور کلی، معتقدم مدل VC توکن کریپتو که در دهه گذشته محبوب بوده اکنون تحت فشار است و همه باید دوباره طراحی کنند. ما سرمایهگذاریهای بیشتری در «شرکتهای واقعاً سودآور» خواهیم دید، مانند بخش استیبلکوین، یا در بخشهای «توکنیزه شده» بالغتر، یا در سرمایهگذاریها در مقیاس ارزشگذاری کوچکتر و پایینتر. روند مهم دیگر این است که کانالهای توزیع فناوری بلاکچین توسط شرکتهای بزرگ فناوری و مالی بزرگ در حال انحصار است زیرا آنها دهها میلیون یا حتی صدها میلیون کاربر دارند که میتوانند مستقیماً به این پروتکلها جریان یابند.
ما در ابتدا انتظار توزیعکنندگان بومی کریپتو را داشتیم، اما در واقعیت، تنها تعداد کمی مانند کوینبیس، رابینهود، متامسک، فانتوم و غیره با مقیاس محدود وجود دارند. اکنون، مزیت توزیع به سمت فناوری بزرگ و مالی بزرگ در حال تغییر است و فرصتها را برای VCهای کریپتو محدود میکند.
رائول پال: پس، آیا این پروژههای واسطه خریداری خواهند شد؟ برای مثال، تو در ابتدا با ارزشگذاری ۲۰ میلیون دلاری سرمایهگذاری میکنی و در نهایت، ممکن است با ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیون دلار خریداری شوند، نه دهها میلیارد دلار همانطور که قبلاً دیده میشد. درست مثل اینکه کوینبیس اخیراً پروژه کوبه را خریداری کرد.
کریس بورنیسک: بله، این سناریو اتفاق خواهد افتاد. اخیراً دیدم آرتور هیز صندوقی را جمعآوری میکند که به نظر میرسد صندوقی مخصوصاً برای خرید داراییهای تحت فشار است. مطمئن نیستم، اما حدس میزنم منطق او این است که شرکتهای متوسط زیادی در بازار وجود دارند که پول کافی در نمیآورند، میتوانند ارزان خریداری شوند و سپس برای امور مالی سنتی ادغام یا بستهبندی مجدد شوند. این ممکن است نوعی «نسخه کریپتوی سهام خصوصی» را معرفی کند که در خرید داراییهای تحت فشار تخصص دارد.
بدون شک، فصل تغییر کرده است و استراتژی نیز همینطور. من اکنون بیشتر به سمت ایجاد موقعیتهای بزرگ در داراییهای کریپتوی نقد و با عملکرد بالا تمایل دارم. سرمایهگذاری خطرپذیر در واقع میتواند مضارب شگفتانگیزی به همراه داشته باشد، اما از نظر بازده نقدی، بزرگترین سودها اغلب از خرید و فروش داراییهای نقد بزرگ در زمان مناسب، متمرکز در یک بازه زمانی بسیار کوتاه حاصل میشود. دیدگاه بلندمدت من همیشه این بوده است که اگر بتوانی زمانبندی را درست انجام دهی، بازده داراییهای نقد میتواند حتی بالاتر از سرمایهگذاری خطرپذیر باشد و چرخهها کوتاهتر هستند.
رائول پال: کاملاً موافقم و این فرصت برای همه باز است. اما مشکل اینجاست که مردم باید یک واقعیت را بپذیرند: این استراتژی کاملاً «خستهکننده» است. برای مثال، بیتکوین در حال حاضر برای کسانی که بخشی از نسل Z یا نسل هزاره نیستند، یک دارایی پرریسک است. بنابراین، نگهداری بیتکوین و چند دوست آن برای ترکیب تدریجی ارزش در طول زمان، بهترین استراتژی است.
فکر میکنم نکته کلیدی همیشه حفظ مواجهه با بیتکوین در حین تنظیم پویا نسبت نقدینگی بر اساس فرصتهای بازار برای ایجاد یک بافر نقدی است که میتواند در هر زمان تنظیم شود.
من هر دو راه را امتحان کردهام. قبلاً کل چرخه را پشت سر گذاشتهام. برای مثال، در چرخه ۲۰۱۳، تا سقف نگه داشتم، سپس سقوط به کف، و تا ۲۰۱۷ به نگهداری ادامه دادم. آن زمان، موقعیت خود را خیلی زود کاهش دادم، واقعاً خیلی زود - وقتی بیتکوین ۲۰۰۰ دلار بود فروختم و به ۲۰,۰۰۰ دلار ادامه داد. در چرخه قبلی، به ندرت موقعیت خود را کاهش دادم و در عوض به طور تهاجمی در نقطه کف خرید کردم که این بار خیلی خوب جواب داد.
این چرخه، ممکن است بخشی از موقعیتم را کاهش دهم، اما هرگز بیشتر آن را نخواهم فروخت زیرا بازه زمانی من طولانی است و معتقدم بیتکوین بهترین ابزار ترکیب ثروت است که نباید خراب شود.



