آرژانتین زیرزمینی: رباخواران یهودی، سوپرمارکتهای چینی، جوانان بیخیال و طبقه متوسطی که دوباره به فقر دچار شده است
عنوان اصلی مقاله: «آرژانتین زیرزمینی: رباخواران یهودی، سوپرمارکتهای چینی، جوانان بیخیال و طبقه متوسطی که دوباره فقیر شده است»
نویسنده مقاله اصلی: Sleepy.txt, Dynamic Observation Beating
در آرژانتین، حتی دلار آمریکا هم دچار اختلال شده است.
پابلو هویت نسبتاً منحصربهفردی دارد. ده سال پیش، او کارمند اعزامی هواوی در آرژانتین بود و دو سال در این کشور آمریکای جنوبی زندگی کرد؛ ده سال بعد، او به عنوان توسعهدهنده Web3 برای شرکت در کنفرانس Devconnect به این مکان بازگشت.
این چشمانداز یک دههای، او را به شاهد یک آزمایش اقتصادی بیرحمانه تبدیل کرد.
وقتی او آن زمان کشور را ترک کرد، هر ۱ دلار آمریکا تنها با حدود دوازده پزو قابل تعویض بود؛ اکنون نرخ ارز بازار سیاه آرژانتین به ۱:۱۴۰۰ رسیده است. طبق سادهترین منطق تجاری، این یعنی اگر دلار در جیب داشته باشید، باید قدرت خرید سلطنتی در این کشور داشته باشید.
با این حال، این «عقده برتری دلار» تنها تا اولین ناهار دوام آورد.
پابلو به یاد میآورد: «من عمداً به محله معمولی که قبلاً در آن زندگی میکردم برگشتم، یک رستوران کوچک که قبلاً زیاد به آن میرفتم را پیدا کردم و یک کاسه نودل سفارش دادم که با کمال تعجب، با تبدیل ارز، ۱۰۰ یوان هزینه داشت.»
اینجا یک منطقه ثروتمند با گردشگران زیاد نبود، بلکه یک «رستوران پر از مگس» و سرزنده بود. ده سال پیش، صرف یک وعده غذا در اینجا حدود ۵۰ یوان برای هر نفر هزینه داشت؛ و حالا، در این مکانی که رسانههای جهانی آن را «کشور شکستخورده» مینامند، قیمتها مستقیماً با قیمتهای مرکز تجاری شانگهای یا پاریس در اروپای غربی برابری میکند.
این یک مورد کلاسیک از «رکود تورمی» است. اگرچه پزو بیش از ۱۰۰ برابر ارزش خود را از دست داده، اما قیمت کالاهایی که با دلار آمریکا قیمتگذاری میشوند، در واقع بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است.
وقتی اعتبار یک کشور کاملاً فرو میپاشد، تورم مانند سیلی بیامان گسترش مییابد؛ حتی اگر بر کشتی بهظاهر محکم دلار آمریکا نشسته باشید، سطح آب همچنان از مچ پایتان بالاتر خواهد رفت. به شکلی جادویی، این کشور هزینه فروپاشی ارز را به همه، از جمله کسانی که ارز سخت در دست دارند، منتقل کرده است.
بسیاری فکر میکردند که در چنین تلاطم شدیدی، مردم به احتکار وحشتزده دلار آمریکا روی میآورند یا همانطور که علاقهمندان به فناوری پیشبینی میکردند، به ارز دیجیتال روی میآورند. اما همه ما در اشتباه بودیم.
در اینجا، جوانان نه پسانداز میکنند و نه خانه میخرند، زیرا لحظهای که حقوق دریافت میشود، ارزش آن شروع به تبخیر میکند؛ در اینجا، کنترلکنندگان واقعی شریان مالی، بانک مرکزی نیستند، بلکه یک شبکه مالی سایه است که توسط رباخواران یهودی از منطقه Once و بیش از ۱۰,۰۰۰ سوپرمارکت چینی در سراسر آرژانتین بافته شده است.
به آرژانتین زیرزمینی خوش آمدید.
جوانانی که جرئت ندارند آیندهای داشته باشند
برای درک اقتصاد غیررسمی آرژانتین، ابتدا باید منطق بقای گروه خاصی را درک کرد: جوانان لذتجو.
اگر شبهنگام در خیابانهای بوئنوس آیرس قدم بزنید، دچار ناهماهنگی شناختی شدیدی خواهید شد. کافهها پرجنبوجوش هستند، سالنهای تانگو در تمام طول شب موسیقی پخش میکنند و جوانان در رستورانها همچنان سخاوتمندانه ۱۰ درصد انعام میدهند. این شبیه کشوری که در حال گذر از بحران «شوکدرمانی» است به نظر نمیرسد؛ بیشتر شبیه یک عصر طلایی است.
با این حال، این نماد رفاه نیست، بلکه نوعی «عیاشی روز قیامت» است که به ناامیدی نزدیک میشود. در نیمه اول سال ۲۰۲۴، نرخ فقر کشور به ۵۲.۹ درصد رسید؛ حتی پس از اینکه میلی به شدت اصلاحات را پیش برد، در سه ماهه اول ۲۰۲۵، ۳۱.۶ درصد از مردم همچنان زیر خط فقر دستوپنج نرم میکردند.
در روایت بزرگ جامعه Web3، آرژانتین اغلب به عنوان یک «آرمانشهر رمزارزی» توصیف میشود. دنیای خارج تصور میکند که در این کشور با ارز در حال فروپاشی، جوانان به محض دریافت حقوق، فوراً USDT یا بیتکوین را به عنوان پوشش ریسک خریداری میکنند.
با این حال، در طول بازدیدهای میدانی پابلو، او صراحتاً حباب این دیدگاه نخبگان را ترکاند.
پابلو با سردی اشاره کرد: «این در واقع یک تصور غلط است. اکثر جوانان به معنای واقعی کلمه 'از حقوق تا حقوق' زندگی میکنند و پس از پرداخت اجاره، قبوض و هزینههای روزمره، چیزی برایشان باقی نمیماند تا به دلار یا استیبلکوین تبدیل کنند.»
موضوع این نیست که آنها نمیخواهند ریسک خود را پوشش دهند؛ موضوع این است که آنها در موقعیتی نیستند که بتوانند این کار را انجام دهند.
آنچه مانع پسانداز میشود، فقط فقر نیست، بلکه «کاهش ارزش نیروی کار» است.
از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳، دستمزد واقعی آرژانتینیها ۳۷ درصد کاهش یافت. حتی با افزایش اسمی دستمزدها تحت رهبری میلی، قدرت خرید دستمزدهای بخش خصوصی در سال گذشته همچنان ۱۴.۷ درصد کاهش داشت.

این به چه معناست؟ یعنی برای یک جوان آرژانتینی در سال جاری نسبت به سال گذشته، حتی با کار سختتر، نان و شیر کمتری دریافت میکند. در این محیط، «پسانداز» به یک شوخی مضحک تبدیل میشود. بنابراین، نوعی «مصونیت تورمی» تقریباً عقلانی در میان این نسل گسترش مییابد.
از آنجایی که هر چقدر هم سخت کار کنند، نمیتوانند برای پیشپرداخت خانه پسانداز کنند، و از آنجایی که سرعت پسانداز هرگز نمیتواند به سرعت تبخیر ارز برسد، تبدیل پزویی که در دست دارند و هر لحظه ممکن است به کاغذ بیارزش تبدیل شود، به لذت آنی، تنها انتخاب منطقی اقتصادی میشود.
یک نظرسنجی نشان داده است که ۴۲ درصد از آرژانتینیها دائماً احساس اضطراب میکنند و ۴۰ درصد احساس خستگی عمیق دارند. با این حال، در عین حال، ۸۸ درصد از مردم اعتراف میکنند که برای مقابله با این اضطراب به «خرج کردن احساسی» روی میآورند.
این تضاد در روانشناسی جمعی، دقیقاً تصویری کوچک از فراز و نشیبهای صدساله این کشور است. آنها از گامهای رقص تانگو برای مقابله با عدم قطعیت آینده استفاده میکنند و حس درماندگی عمیق درونی خود را با کباب و آبجو بیحس میکنند.
اما این تنها سطح آرژانتین زیرزمینی است. میلیاردها پزویی که بیمحابا توسط جوانان خرج میشود، در نهایت به کجا میرود؟
آنها ناپدید نمیشوند. در پناه شبهای بوئنوس آیرس، این پول نقد، مانند رودخانههای زیرزمینی، در نهایت به دست دو گروه بسیار خاص میرسد.
آنها، یکی به عنوان بزرگترین «جاروبرقی پول نقد» در کل آرژانتین و دیگری که کنترل شریان نرخ ارز را در دست دارد، منحصربهفردترین هستند.
سوپرمارکتهای چینی و رباخواران یهودی
اگر بانک مرکزی آرژانتین فردا ناگهان اعلام تعطیلی کند، سیستم مالی کشور ممکن است دوره کوتاهی از هرجومرج را تجربه کند؛ اما اگر آن ۱۳,۰۰۰ سوپرمارکت چینی همزمان تعطیل شوند، جامعه آرژانتین میتواند بلافاصله به حالت توقف درآید.
در بوئنوس آیرس، قلب واقعی مالی در ساختمانهای پر زرقوبرق بانک نمیتپد، بلکه در صندوقهای پول خیابانها و عمارتهای منطقه Once پنهان شده است.

این یک اتحاد مخفیانه است که توسط دو گروه از خارجیها ایجاد شده: یکی صاحبان سوپرمارکت از چین و دیگری تأمینکنندگان مالی یهودی که یک قرن است در اینجا ریشه دواندهاند.
در آرژانتین، هیچچیز مانند «سوپرمارکتهای چینی» (Supermercados Chinos) در بافت شهر نفوذ نکرده است. تا سال ۲۰۲۱، تعداد سوپرمارکتهای چینی در آرژانتین از ۱۳,۰۰۰ فراتر رفته و بیش از ۴۰ درصد از کل تعداد سوپرمارکتهای سراسر کشور را تشکیل میدهد. آنها ممکن است به بزرگی کارفور نباشند، اما همهجا حضور دارند.
برای اقتصاد زیرزمینی آرژانتین، این سوپرمارکتها فقط مکانی برای فروش شیر و نان نیستند؛ اساساً، آنها «نقاط جذب پول نقد» هستند که بهصورت شبانهروزی کار میکنند.
بیشتر سوپرمارکتهای چینی سعی میکنند مشتریان را وادار به پرداخت نقدی کنند، برخی رستورانها به شما یادآوری میکنند که برای دریافت تخفیف، نقدی پرداخت کنید و برخی حتی مستقیماً اطلاعیههایی نصب میکنند: «تخفیف پرداخت نقدی ۱۰ تا ۱۵ درصد.»
این در واقع برای فرار از مالیات است. مالیات بر فروش آرژانتین تا ۲۱ درصد است و برای جلوگیری از اینکه دولت سهمی از این کیک بردارد، کسبوکارها مایلند به مصرفکنندگان تخفیف بدهند تا حجم عظیمی از گردش مالی را خارج از سیستم مالی رسمی نگه دارند.
پابلو در مصاحبه گفت: «مقامات مالیاتی قطعاً میدانند، اما به شدت با آن برخورد نمیکنند.»
گزارشی در سال ۲۰۱۱ نشان داد که فروش سالانه هزاران سوپرمارکت چینی در آن زمان به ۵.۹۸ میلیارد دلار رسیده بود. امروز، بیش از یک دهه بعد، این عدد فقط بزرگتر خواهد بود. با این حال، یک مشکل مرگبار در اینجا وجود دارد: پزو «داغ» است. در محیطی با تورم سهرقمی، هر لحظه در حال کاهش ارزش است.

پابلو گفت: «تاجران چینی مقدار زیادی پول نقد پزو به دست میآورند و نیاز دارند آن را به یوان تبدیل کنند تا به چین بازگردانند، بنابراین راههای مختلفی برای تبدیل پول پیدا میکنند. بنابراین، برای گردشگران چینی، راحتترین و بهترین کانال مبادله، سوپرمارکتهای چینی یا رستورانهای چینی هستند، زیرا آنها برای پوشش ریسک پزوهایی که در دست دارند، فوراً به یوان نیاز دارند.»
با این حال، گردشگران پراکنده نمیتوانند چنین حجم عظیمی از پول نقد را خرج کنند. سوپرمارکتهای چینی به خروجی دیگری نیاز دارند و در بوئنوس آیرس، تنها بانکهای زیرزمینی که توسط یهودیان منطقه Once نمایندگی میشوند، ظرفیت مدیریت این مقیاس از پول نقد را دارند.
پابلو توضیح داد: «از نظر تاریخی، یهودیان در یک منطقه عمدهفروشی به نام Once جمع شدند. اگر فیلمهایی درباره یهودیان آرژانتین دیده باشید، برخی صحنهها در Once فیلمبرداری شدهاند. آنجا آنها کنیسه خود را دارند و همچنین تنها جایی در آرژانتین است که یک حمله تروریستی در آن رخ داده است.»

او به بمبگذاری AMIA در ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۴ اشاره میکند.
آن روز، خودرویی مملو از مواد منفجره به مرکز جامعه یهودیان AMIA کوبید و انفجاری ایجاد کرد که ۸۵ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشت و یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ آرژانتین را رقم زد. پس از آن واقعه، دیوار بزرگی در خارج از کنیسه ساخته شد که با کلمه «صلح» به زبانهای مختلف پوشانده شده است.
این فاجعه فلسفه بقای جامعه یهودی را کاملاً تغییر داد. از آن زمان، کل جامعه بسیار بسته و هوشیار شده است. این دیوارها نه تنها بمبها را دفع میکنند، بلکه یک حلقه بسیار منزوی و با انسجام بالا تشکیل دادهاند.
با تغییر زمان، تاجران یهودی به تدریج از تجارت عمدهفروشی فیزیکی خارج شده و به حوزه تخصصی خود یعنی امور مالی روی آوردهاند.
آنها بانکهای زیرزمینی معروف به «Cuevas» را اداره میکنند و با استفاده از ارتباطات عمیق در حوزههای سیاسی و اقتصادی، یک شبکه مالی موازی مستقل از سیستم رسمی ایجاد کردهاند. امروزه، برخی از آنها از منطقه Once خارج شدهاند و گروههای قومی متنوعتری، از جمله چینیها، نیز وارد تجارت بانکداری زیرزمینی شدهاند.
تحت کنترلهای ارزی طولانیمدت آرژانتین، زمانی تفاوت قیمت عظیمی بیش از ۱۰۰ درصد بین نرخ ارز رسمی و نرخ ارز بازار سیاه وجود داشت. این بدان معنا بود که هر کسی که صادقانه از طریق کانالهای رسمی ارز مبادله میکرد، نیمی از ارزش دارایی خود را فوراً از دست میداد. این موضوع هم کسبوکارها و هم افراد را مجبور کرد که به یک شبکه مالی زیرزمینی که توسط جامعه یهودی ساخته شده بود، تکیه کنند.
سوپرمارکتهای چینی هر روز مقدار زیادی پول نقد پزو تولید میکردند که نیاز مبرمی به تبدیل به ارز سخت داشت؛ صرافیهای یهودی ذخایر دلار آمریکا و کانالهای انتقال وجه جهانی داشتند، اما برای حفظ گردش وامهای با بهره بالا و عملیات مبادله روزانه خود به مقدار زیادی پول نقد پزو نیاز داشتند. تطبیق دقیق نیازهای دو طرف، یک حلقه تجاری کامل ایجاد کرد.
بنابراین، در آرژانتین، کامیونهای حمل پول نقد اختصاصی (یا چند وسیله نقلیه خصوصی نامحسوس) هر شب بین سوپرمارکتهای چینی و منطقه Once تردد میکردند. جریان نقدی جامعه چینی، خونرسانی مداومی برای شبکه مالی یهودی فراهم میکرد، در حالی که ذخایر دلار آمریکا جامعه یهودی، تنها راه فرار برای ثروت جامعه چینی بود.
بدون نیاز به بررسیهای انطباق دستوپاگیر یا ایستادن در صف بانک، با تکیه بر این درک و اعتماد متقابل بیناجتماعی، این سیستم دهههاست که به طور کارآمد عمل کرده است.

در دورانی که ماشینآلات کشور دچار اختلال شد، این سیستم زیرزمینی غیرمنطبق بود که از اساسیترین نیازهای بقای خانوادهها و تاجران بیشمار حمایت میکرد. در مقایسه با پزوی رسمی در حال فروپاشی، سوپرمارکتهای چینی و صرافیهای یهودی به وضوح قابل اعتمادتر بودند.
فرار مالیاتی همتا به همتا (P2P)
اگر سوپرمارکتهای چینی و صرافیهای یهودی شریانهای اصلی اقتصاد زیرزمینی آرژانتین بودند، پس ارز دیجیتال رگهای مخفیتر آن است.
طی چند سال گذشته، جامعه جهانی Web3 اسطورهای را تبلیغ کرده است: آرژانتین سرزمین مقدس ارز دیجیتال است. دادهها به نظر میرسد این موضوع را تأیید میکنند - مالکیت ارز دیجیتال در این کشور ۴۶ میلیون نفری به ۱۹.۸ درصد میرسد که در آمریکای لاتین رتبه اول را دارد.
با این حال، وقتی مانند پابلو به این سرزمین عمیق میشوید، متوجه میشوید که حقیقت پشت این اسطوره چندان پر زرقوبرق نیست. افراد زیادی در اینجا درباره آرمانهای تمرکززدایی صحبت نمیکنند و بسیاری هم به نوآوریهای تکنولوژیک بلاکچین اهمیت نمیدهند.
تمام اشتیاق در نهایت به یک فعل صریح اشاره دارد: فرار.
پابلو گفت: «خارج از حوزه کریپتو، دانش آرژانتینیهای عادی درباره کریپتو بالا نیست.» برای اکثر کاربران ارز دیجیتال آرژانتینی، این یک انقلاب برای آزادی مالی نیست، بلکه صرفاً یک نبرد دفاع از خود برای حفظ دارایی است. آنها به اینکه Web3 چیست اهمیت نمیدهند؛ آنها فقط به یک چیز اهمیت میدهند: آیا USDT میتواند از کاهش ارزش پولی که در دست دارم جلوگیری کند؟

این توضیح میدهد که چرا استیبلکوینها ۶۱.۸ درصد از حجم معاملات ارز دیجیتال آرژانتین را تشکیل میدهند. برای فریلنسرها، عشایر دیجیتال و ثروتمندانی که در خارج از کشور کسبوکار دارند، USDT دلار دیجیتال آنهاست.
در مقایسه با پنهان کردن دلار زیر تشک یا ریسک کردن برای تبدیل پول در بازار سیاه، کلیک کردن روی ماوس برای تبدیل پزو به USDT ظریفتر و امنتر به نظر میرسد.
با این حال، امنیت تنها ملاحظه نیست؛ انگیزه عمیقتری در حریم خصوصی نهفته است.
برای مردم عادی، «ارز دیجیتال» آنها پول نقد است.
چرا سوپرمارکتهای چینی پرداخت نقدی را ترجیح میدهند؟ زیرا تراکنشهای نقدی میتوانند از صدور فاکتور جلوگیری کنند و مستقیماً ۲۱ درصد در مالیات صرفهجویی کنند. برای طبقه کارگری که تنها چند صد دلار در ماه درآمد دارد، آن اسکناس مچاله پزو «بهشت مالیاتی» آنهاست. آنها نیازی به درک بلاکچین ندارند؛ فقط باید بدانند که پرداخت با پول نقد میتواند ۱۵ درصد برایشان صرفهجویی کند.
برای طبقه متوسط، فریلنسرها و عشایر دیجیتال، استیبلکوینهایی مانند USDT نقش مشابهی را ایفا میکنند. مقامات مالیاتی آرژانتین نمیتوانند تراکنشهای درونزنجیرهای را ردیابی کنند. یک فعال محلی Web3، ارز دیجیتال را به عنوان یک «بانک سوئیسی دیجیتال» توصیف کرد. یک برنامهنویس محلی که روی پروژههای خارجی کار میکند، اگر پرداختها را از طریق بانک دریافت کند، نه تنها باید با نرخ رسمی تبدیل کند، بلکه باید مالیات بر درآمد شخصی بالایی نیز بپردازد. با این حال، اگر آنها پرداخت را به صورت USDT دریافت کنند، آن پول کاملاً نامرئی میشود.
این منطق «فرار مالیاتی همتا به همتا» در تمام سطوح جامعه آرژانتین جریان دارد. چه تراکنشهای نقدی فروشندگان خیابانی باشد و چه انتقالهای USDT توسط نخبگان، اساساً بازتابدهنده عدم اعتماد به اعتبار کشور و تمایل به حفاظت از مالکیت خصوصی است. در کشوری با مالیات بالا، رفاه پایین و ارز دائماً در حال کاهش ارزش، هر «تراکنش خاکستری» مقاومتی در برابر غارت نهادی است.
پابلو یک وباپلیکیشن به نام Peanut را توصیه کرد که بدون نیاز به دانلود قابل استفاده است، نرخهایی نزدیک به بازار سیاه ارائه میدهد و حتی از تأیید هویت چینی پشتیبانی میکند. این برنامه به سرعت در آرژانتین در حال رشد است که نشاندهنده تمایل بازار به یک «دریچه فرار» است.
اگرچه ابزارها در دسترستر شدهاند، این کشتی نوح همچنان تنها دو نوع مسافر را حمل میکند: کسانی که کاملاً زیرزمینی هستند (فقرا با استفاده از پول نقد و ثروتمندان با استفاده از کریپتو) و آن عشایر دیجیتالی که درآمد خارجی دارند.
در حالی که فقرا از پول نقد برای فرار از مالیات و ثروتمندان از کریپتو برای انتقال دارایی استفاده میکنند، چه کسی تنها بازنده این بحران شده است؟
پاسخ دلخراش: همان «مردم صادق» قانونمدار.
مردم صادقِ گرفتار در چنبره انطباق
ما معمولاً فکر میکنیم که داشتن یک شغل محترمانه، مطیع قانون و مالیاتدهنده، بلیط ورود به طبقه متوسط است. اما در کشوری با سیستم دو ارزی و تورم افسارگسیخته، این «بلیط انطباق» به یک غل و زنجیر سنگین تبدیل شده است.
معضل آنها از یک مسئله ریاضی غیرقابل حل ناشی میشود: درآمد متصل به نرخ ارز رسمی، هزینهها متصل به نرخ ارز بازار سیاه.
فرض کنید شما یک مدیر عالیرتبه در یک شرکت چندملیتی هستید که حقوق ماهانه ۱ میلیون پزو دریافت میکنید. در گزارشهای رسمی، با محاسبه نرخ ارز رسمی ۱:۱۰۰۰، حقوق ماهانه شما معادل ۱۰۰۰ دلار است. اما در زندگی واقعی، وقتی به سوپرمارکت میروید تا شیر بخرید، به پمپ بنزین میروید تا باک را پر کنید، تمام قیمتها به نرخ ارز بازار سیاه (۱:۱۴۰۰ یا حتی بالاتر) متصل هستند.
با این حساب، قدرت خرید واقعی شما در لحظهای که حقوق به حسابتان واریز میشود، نصف میشود.
بدتر اینکه، شما امتیاز «نامرئی بودن» را ندارید. شما نمیتوانید مانند صاحب سوپرمارکت چینی برای فرار از مالیات تخفیف نقدی بدهید، و نمیتوانید مانند عشایر دیجیتال برای پنهان کردن دارایی، پرداختها را به صورت USDT دریافت کنید. هر سنت از درآمد شما در دسترس مقامات مالیاتی (AFIP) است، کاملاً شفاف و بدون راه فرار.
بنابراین، یک پدیده جامعهشناختی بیرحمانه ظهور میکند. از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳، آرژانتین شاهد موجی از «فقرای جدید» بوده است.
آنها در اصل افراد محترم طبقه متوسط، تحصیلکرده و ساکن محلههای مناسب بودند. اما گرفتار بین افزایش هزینههای زندگی و درآمدی که دائماً ارزش خود را از دست میداد، درمانده شاهد لغزش خود به سمت خط فقر بودند.
این یک جامعه «انتخاب معکوس» است. کسانی که در اقتصاد زیرزمینی مهارت دارند - صاحبان سوپرمارکتهای چینی، رباخواران یهودی، فریلنسرهایی که USDT میپذیرند - آنها کلیدهای بقا را در میان ویرانهها در دست دارند. و کسانی که سعی میکنند «صادقانه کار کنند» در سیستم رسمی، در نهایت هزینه سیستم را پرداخت میکنند.
حتی باهوشترین افراد در این گروه، تمام تلاشهایشان چیزی جز یک مبارزه «تدافعی» نیست.
پابلو در مصاحبه به خرد مالی طبقه متوسط آرژانتین اشاره کرد. برای مثال، استفاده از پلتفرمهایی مانند Mercado Pago برای دستیابی به بازده سالانه ۳۰ تا ۵۰ درصد برای حفظ ارزش.

به نظر زیاد میرسد؟ اما پابلو محاسبات را انجام داد: «با در نظر گرفتن فرسایش نرخ ارز ناشی از تورم، چنین نرخ بازده سالانهای (APY) تنها میتواند پزوهای آنها را در صورت ثبات نرخها به ارزش دلاری یکسان نگه دارد، اما نرخها اغلب ناپایدار هستند؛ در مجموع، چنین بازدهی نمیتواند با سرعت کاهش ارزش پزو همگام شود.»
علاوه بر این، بسیاری از آرژانتینیهای زرنگ، قبل از احساس کاهش ارزش شدید پزو، بیدرنگ از طریق کارتهای اعتباری پول نقد دریافت میکنند، سپس به دلار تبدیل میکنند و از تفاوت زمانی تورم برای آربیتراژ استفاده میکنند.
با این حال، همه اینها صرفاً اقدامات «تدافعی» هستند، نه «تهاجمی». در کشوری که با فروپاشی ارز و اعتبار مواجه است، تمام برنامهریزیهای مالی و آربیتراژ، اساساً تلاشهایی برای «نباختن» یا «کمتر باختن» هستند، نه رشد واقعی ثروت.
فروپاشی طبقه متوسط اغلب بیصدا است.
آنها مانند طبقه پایین در خیابانها لاستیک آتش نمیزنند و مانند ثروتمندان مستقیماً مهاجرت نمیکنند. آنها فقط بیسروصدا دورهمیهای آخر هفته را لغو میکنند، مدارس خصوصی فرزندانشان را عوض میکنند و سپس هر شب دیرهنگام با اضطراب صورتحسابهای ماه آینده را محاسبه میکنند.
آنها مطیعترین مالیاتدهندگان کشور هستند و همچنین گروهی که بیش از همه مورد بهرهکشی قرار میگیرند.
قمار سرنوشت یک ملت
در این بازگشت به آرژانتین، پابلو تصویری کوچک از تغییر کشور را روی یک پریز در گوشهای دید.
زمانی، آرژانتین یک حمایتگرایی تجاری تقریباً مضحک را اجرا میکرد، جایی که تمام لوازم خانگی باید با «استاندارد آرژانتینی» مطابقت میداشتند و بهطور اجباری سرِ دوشاخههای سهشاخه جهانی را حذف میکردند، در غیر این صورت فروش ممنوع بود. این فقط یک مسئله دوشاخه نبود؛ نمادی از موانع مرکانتیلیستی بود که با دستورات اجرایی، کشور را مجبور میکرد هزینه صنعت داخلی بیکیفیت و گرانقیمت را بپردازد.

امروز، میلی در حال برچیدن این دیوار است. رئیسجمهور «دیوانه»، پیرو مکتب اتریش، یک آزمایش اجتماعی را انجام داد که جهان را به تماشا واداشت: کاهش ۳۰ درصدی هزینههای دولت، لغو کنترلهای ارزی چندین ساله.
با این یک حرکت، اثر آن فوری بود. خزانهداری مازادی را دید که سالها دیده نشده بود، نرخ تورم از ۲۰۰ درصد دیوانهوار به محدوده ۳۰ درصد کاهش یافت و شکاف ۱۰۰ درصدی نرخ ارز رسمی-بازار سیاه به حدود ۱۰ درصد فشرده شد.
با این حال، بهای اصلاحات سنگین بود.
وقتی یارانهها قطع شد و نرخ ارز آزاد شد، فقرای جدید و کسانی که از حقوق تا حقوق زندگی میکردند، بیشترین ضربه را متحمل شدند. با این حال، آنچه پابلو را شگفتزده کرد این بود که با وجود سختیها، اکثر افرادی که با آنها تعامل داشت، همچنان از میلی حمایت میکردند.
تاریخ آرژانتین داستانی چرخهای از فروپاشی و بازسازی است. از ۱۸۶۰ تا ۱۹۳۰، این کشور یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان بود؛ اما سپس به زوال طولانیمدت افتاد و بین رشد اقتصادی و بحرانها در نوسان بود.
در سال ۲۰۱۵، ماکری به قدرت رسید و کنترلهای ارزی را لغو کرد و تلاش کرد اصلاحات لیبرالی انجام دهد که در نهایت شکست خورد و منجر به برقراری مجدد کنترلها در سال ۲۰۱۹ شد. آیا اصلاحات میلی نقطه عطفی برای شکستن این چرخه خواهد بود؟ یا پس از یک درخشش کوتاه امید، دوباره با ناامیدی عمیقتری مواجه خواهد شد؟
هیچکس پاسخ را نمیداند. اما آنچه میتوان مطمئن بود این است که دنیای زیرزمینی، که توسط صرافان یهودی، سوپرمارکتهای چینی و افراد بیشمار دارای «مصونیت تورمی» ساخته شده، دارای اینرسی و سرزندگی قدرتمندی است. این دنیا زمانی که نظم رسمی فرو میپاشد، پناهگاه فراهم میکند و زمانی که نظم رسمی بازسازی میشود، انتخاب میکند که پنهان بماند و سازگار شود.
در پایان مقاله، بیایید به ناهار پابلو برگردیم.
پابلو به یاد میآورد: «در ابتدا فکر کردم با این قیمتهای بالا، پیشخدمت باید درآمد زیادی داشته باشد، بنابراین فقط ۵ درصد انعام گذاشتم. بعداً توسط یک دوست آموزش دیدم و متوجه شدم که باید ۱۰ درصد انعام بدهم.»
در کشوری با قیمتهای سرسامآور و فروپاشی ارز، مردم همچنان عادت انعام دادن را حفظ کردهاند، همچنان در سالنهای رقص تانگو میچرخند، همچنان در کافهها گپ میزنند و میخندند. این سرزندگی وحشیانه، جوهر واقعی این کشور است.
به مدت صد سال، کاخ رز در بوئنوس آیرس صاحب پس از صاحب دیده و پزو کاهش ارزش پس از کاهش ارزش را تجربه کرده است. اما با تکیه بر تراکنشهای زیرزمینی و خرد خاکستری، مردم عادی توانستهاند راهی برای خروج از بنبست پیدا کنند.
تا زمانی که عطش این کشور برای «ثبات» کمتر از اشتیاقش برای «آزادی» باقی بماند؛ تا زمانی که اعتماد مردم به دولت کمتر از اعتمادشان به فروشگاه چینی سر نبش باشد، آنگاه آرژانتین زیرزمینی برای همیشه وجود خواهد داشت.
به آرژانتین زیرزمینی خوش آمدید.

