پس از محاصره تنگه هرمز، جنگ چه زمانی پایان خواهد یافت؟
عنوان اصلی: عاقلانهترین حرکتی که کار نخواهد کرد
نویسندهٔ اصلی: گارِت
ترجمه: پگی، بلاکبییتس
یادداشت ویراستار: در ۱۲ آوریل، پس از ۲۱ ساعت مذاکرات مداوم میان آمریکا و ایران که به بنبست رسید، ترامپ اعلام کرد که نیروی دریایی آمریکا تمامی کشتیهای ورودی و خروجی تنگه هرمز را محاصره خواهد کرد. در پی آن، فرماندهی مرکزی ایالات متحده تأیید کرد که این اقدام از ساعت ۱۰:۰۰ صبح به وقت شرق آمریکا در روز دوشنبه اجرایی خواهد شد، تمام بنادر ایران را در بر میگیرد و شامل همه کشورها میشود. در آن لحظه، حیاتیترین نقطهی تنگنای انرژی جهان دچار یک جابهجایی قدرت شد.
از نظر تاکتیکی، این یک حرکت «هوشمندانه» بود: بدون نیاز به اشغال یا تخریب، آمریکا مستقیماً مؤثرترین ابزار ایران در شش هفته گذشته—کنترل تنگه هرمز—را از بین برد و آن را به ابزاری برای فشار معکوس تبدیل کرد. این محاصره بدین ترتیب روایت را بازتنظیم کرد و کنترل را دوباره به دست آمریکا سپرد.
با این حال، این جنگی نیست که بتوان آن را با یک «حرکت هوشمندانه» حل کرد. تحریمها، در حالی که درآمد ایران را تضعیف میکردند، فضای مذاکره را نیز محدود کردند. با کاهش مهرههای چانهزنی قابل معاوضه، احتمال تشدید درگیری افزایش مییابد.
یک تغییر عمیقتر در سطح نظم نهفته است. در چند دههٔ گذشته، ایالات متحده بر پایهٔ «حفظ خطوط دریانوردی آزاد» اعتماد در نظام جهانی تجارت و انرژی را به دست آورده است؛ و این بار تصمیم گرفت بهطور فعال این کانال را ببندد. وقتی «نگهبان» شروع به تسلیح خطوط دریایی میکند، منطق قیمتگذاری ریسک بین بازارها و دولتها نیز تغییر میکند.
بنابراین، اگرچه محاصره ممکن است بتواند دستاوردهای کوتاهمدت را تغییر دهد، اما دست زدن به محدودیتهای بنیادین درگیری دشوار است. احتمال بیشتری وجود دارد که نتیجه، فرسایش طولانیمدت و انباشت مداوم ریسکهای دم باشد.
متن اصلی به شرح زیر است:
ترامپ تنگه هرمز را «تصرف» کرده است.
نه از طریق توافق صلح و نه از طریق بازگشایی آبراهه، بلکه کاملاً برعکس، او تصمیم گرفت آن را با دستان خودش مسدود کند.
یکشنبه شب، پس از آنکه ۲۱ ساعت مذاکره در اسلامآباد به شکست انجامید، ترامپ در تروث سوشال پست کرد: از این پس، نیروی دریایی ایالات متحده اقدام به محاصرهٔ تمامی کشتیهایی خواهد کرد که قصد ورود یا خروج از تنگهٔ هرمز را دارند. فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) سپس تأیید کرد: این تدابیر از ساعت ۱۰:۰۰ صبح به وقت شرقی روز دوشنبه به اجرا درمیآیند، تمامی بنادر ایران را در بر میگیرند و بدون استثنا شامل همه کشورها میشوند.
این حیاتیترین نقطهی تنگنای انرژی جهانی بدین ترتیب دست به دست شده است.
در شش هفته گذشته، تنگه هرمز سلاح ایران بوده است. تهران برای هر کشتی عبوری دو میلیون دلار دریافت میکرد، به متحدان اجازه عبور میداد و دشمنان را مسدود میکرد. در حالی که صادرات همسایگان با ۸۰ درصد سقوط مواجه شد، ایران روزانه ۱۳۹ میلیون دلار از نفت درآمد کسب کرد.
و اکنون، آن نقطهٔ گلوگاهی تحت کنترل ایالات متحده است. کنترل نیروی دریایی.
این هوشمندانهترین حرکت ترامپ در این جنگ است، اما تقریباً قطعی است که مؤثر نخواهد بود.
انتقال سلاح
مفهومی وجود دارد که میتواند دقیقاً همهٔ آنچه همین حالا اتفاق افتاد را توضیح دهد: «اثر نقطهی تنگ». در یک شبکهٔ جهانی، هر کس که یک گرهٔ حیاتی را کنترل کند، قدرت اعمال فشار بر همهٔ وابستگان آن را در اختیار دارد.
پیش از جنگ، ایالات متحده از تنگه هرمز محافظت میکرد. از زمان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده ناوگان نیروی دریایی تنگه را باز نگه داشته است و جریان نفت و فعالیت اقتصادی جهانی را ممکن ساخته است. این نقش سنگبنای «پکس آمریکانا» را تشکیل میداد، به همین دلیل کشورهای جنوب شرق آسیا به عملیات «آزادی ناوبری» واشنگتن در دریای چین جنوبی اعتماد کردند و پادشاهیهای خلیج فارس نیز مایل بودند ثروتهای حاکمیتی خود را در بدهیهای آمریکا سرمایهگذاری کنند.
ایران این قوانین را در ۲۸ فوریه بازنویسی کرد. وقتی ایالات متحده به خاک اصلی ایران حمله کرد، تهران تصمیم گرفت تنگه را ببندد—نه بهطور کامل، بلکه بهصورت استراتژیک و گزینشی. این آبراه ۲۱ مایلی گرانترین «جاده عوارضی» جهان شد.
در طول این شش هفته، ایران این گره حیاتی را کنترل کرد و بدین ترتیب قدرت اجباری بهدست آورد.
و ترامپ همین حالا آن را پس گرفته است.
در مقایسه با تصرف مستقیم جزیره خارگ (مرکز صادرات نفت ایران)، این انتخاب هوشمندانهتر است. از نظر تئوری، محموله نفت توقیفشده را میتوان در بازار آزاد مجدداً به فروش رساند و بدین ترتیب تهران را از زنجیره درآمدزاییاش محروم کرد. کل استراتژی را میتوان اینگونه خلاصه کرد: محاصره، رهگیری، فشار.
روی کاغذ، این استراتژی کاملاً واضح است: ایران در جنگ بیش از پیش از آن درآمد کسب میکند، در حالی که همسایگانش خون میریزند. برای تبدیل کردن مزیت اقتصادی ایران به باری بر دوشش، تنها راه گرفتن «سلاح» اوست.
پس، ترامپ دقیقاً همین کار را کرد.
چرا این یک شاهکار است
بهطور عینی، این حرکت از نظر تاکتیکی در دو جنبه کلیدی درخشان است.
اولاً، ساختار اقتصادی ایران را معکوس میکند.
پیش از تحریم، ایران روزانه حدود ۱.۷ میلیون بشکه نفت صادر میکرد. با قیمتهای بالای نفت در دوران جنگ، این به معنای درآمد روزانه ۱۳۹ میلیون دلار بود، که حتی از سطوح پیش از جنگ نیز بالاتر بود. در همین حال، صادرات عراق با ۸۰ درصد سقوط مواجه شد و عربستان سعودی مجبور شد محمولهها را از طریق خطوط لولهای که ظرفیتشان تقریباً تکمیل شده بود، مسیریابی کند.
در سراسر منطقه خلیجفارس، ایران تقریباً تنها کشور تولیدکننده نفت بود که بهطور مداوم از این جنگ منتفع میشد. اگر محاصره اجرا شود، این درآمد مستقیماً به صفر کاهش خواهد یافت.
ثانیاً، هزینهٔ آن کمتر از تهاجم است.
اگر تصمیم به تصرف جزیرهٔ هارونالرشید گرفته شود، به این معناست که نیروهای زمینی باید برای مدت طولانی در سرزمین خصمانه و در برد موشکهای ایرانی مستقر بمانند. یک محاصره دریایی، از سوی دیگر، میتواند از طریق «عملیات دوربرد» حفظ شود. در حال حاضر، ارتش ایالات متحده سه گروه ضربت ناو هواپیمابر و بیش از ۱۸ ناوچه موشکی را در منطقه مستقر کرده است، در حالی که زیرساختهای لازم از مدتها پیش فراهم بوده است.
بنابراین، به نظر میرسد این استراتژی تقریباً هیچ عیبی ندارد. اما عجله نکنید و زود قضاوت نکنید.
تغییر واقعی
پیش از پرداختن به این مسئله، لازم است ابتدا تغییری را در سطحی بالاتر از تاکتیکها به رسمیت شناخت.
در شش هفتهٔ گذشته، ایالات متحده بهطور مداوم در وضعیت منفعل بوده است. ایران تنگه هرمز را بست، آمریکا خواستار مذاکره شد؛ ایران عوارض تعیین کرد، آمریکا نارضایتی خود را ابراز کرد؛ ایران تصمیم گرفت چه کسانی میتوانند عبور کنند و چه کسانی نمیتوانند، و آمریکا تنها میتوانست تماشا کند. چارچوب آتشبس توسط ایران تعیین شد، محل مذاکرات در پاکستان نیز ترجیح ایران بود و «طرح دهنکتهای» شرط اولیه تهران بود.
با این حال، این محاصره این الگو را شکسته است.
از ۲۸ فوریه، این اولین بار است که واشنگتن بهطور فعال قواعد درگیری را تعیین میکند، نه اینکه به تهران پاسخ دهد. این از آنچه به نظر میرسد حیاتیتر است.
کنترل یک «نقطهٔ تنگه» هرگز صرفاً به این مربوط نبوده که چه کسی کشتیهایی در آب دارد، بلکه مهمتر از آن، به این بستگی دارد که جهان چه کسی را در کنترل اوضاع باور دارد.
در شش هفته گذشته، تمام شرکتهای کشتیرانی، شرکتهای بیمه و معاملهگران نفت، ریسک را بر اساس یک فرض قیمتگذاری کردهاند: ایران تصمیم میگیرد چه کسانی میتوانند از تنگه هرمز عبور کنند. با این حال، از ساعت ۱۰ صبح ایالات متحدهٔ آمریکا روز دوشنبه به وقت شرقی، این «لنگر قیمتگذاری» کاملاً وارونه شد و قدرت تصمیمگیری دوباره به دست آمریکا افتاد.
اینکه آیا محاصره دارای راههای فرار خواهد بود (تقریباً مسلّم است)، در واقع مسئلهای ثانویه است. آنچه واقعاً کلیدی است، بازنشانی روایت است. بازار، متحدان و مخالفان—همه رفتارهای خود را بر اساس «چه کسی ابتکار عمل را در دست دارد» تنظیم مجدد خواهند کرد. و در این لحظه، در این جنگ، ابتکار عمل برای اولین بار به واشنگتن بازگشته است.
این نکتهای است که ارزش دارد جدی گرفته شود.
در شش هفته گذشته، ایالات متحده بیشتر شبیه یک ابرقدرت در حال جنگ بوده است اما نتوانسته است اوضاع را کنترل کند. هر دور از «چرخه تاکو» — فشار شدید، امتیاز موقت، یک «توقف درگیری» گمراهکننده — این تصور را تقویت کرده است: ترامپ به جای پیشروی استراتژیک، بداههپردازی میکند.
و این محاصره اولین بار است که بیشتر شبیه یک حرکت «استراتژیک» به نظر میرسد تا یک «واکنش». این همچنین اولین بار است که ایالات متحده رهبری را در دست گرفته است، نه اینکه منفعلانه دنبالرو باشد.
این موضوع کماهمیت نیست.
در یک درگیری که «شناخت نیز مسیر تشدید را تعیین میکند»، ابتکار عمل خود متغیری است که بر بازار تأثیر خواهد گذاشت. این موضوع استراتژیهای پوشش ریسک متحدان را تغییر خواهد داد، محاسبات چین را دگرگون میکند و همچنین بر بحثهای داخلی در تهران درباره گامهای بعدی تأثیر خواهد گذاشت.
با این حال، در دست داشتن ابتکار به معنای پیروزی در جنگ نیست. و هزینهٔ این اقدام پیشگیرانه ممکن است از خود اقدام بیشتر باشد.
چرا کار نخواهد کرد
مشکل در واقع بسیار ساده است: فرض این محاصره اقتصادی این است که فشار اقتصادی ایران را به میز مذاکره بازخواهد گرداند.
اما واقعیت این است که این اتفاق نخواهد افتاد.
ایران دارای جمعیتی ۸۸ میلیون نفری، یک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جنگآزما، تواناییهای نزدیک به هستهای و یک شبکه نیابتی از لبنان تا یمن و عراق است. این رژیمی نیست که در برابر فشار اقتصادی کوتاه بیاید.
چهار دلیل برای این وجود دارد.
یک. ایران کوتاه نخواهد آمد، تنها تشدید خواهد کرد
پژوهش اقتصاد بلومبرگ در عرض چند ساعت پس از انتشار خبر، قضاوتی انجام داد: ایران این محاصره را یک عمل جنگی خواهد دانست. به اصطلاح «توقف دو هفتهای درگیریها» در واقع از هماکنون شکست خورده است. احتمال دارد تندروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC)، حمله به کشتیهای آمریکایی را یک «گزینه غیرقابل مقاومت» بدانند.
بیانیه خود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این را تأیید میکند: هر کشتی نظامی که به هر دلیلی به تنگه هرمز نزدیک شود، نقض آتشبس تلقی خواهد شد و با «پاسخ سخت» مواجه خواهد شد. رهبر معظم انقلاب اسلامی، خامنهای، در تلگرام نوشت: ایران مدیریت تنگه هرمز را به مرحلهای جدید خواهد برد.
این زبانی نیست که یک رژیم آماده مصالحه از آن استفاده کند.
۲. چین اجازه نخواهد داد ایران «خفه» شود
چین ۸۰ درصد نفت خود را از ایران وارد میکند و توان آن را ندارد که ببیند منبع نفتی جایگزین کلیدیاش توسط آمریکا «قطع» شود. نیروی دریایی پژوهش اقتصاد بلومبرگ به مستقیمترین اقدام تلافیجویانه اشاره میکند: چین میتواند از موقعیت مسلط خود در زنجیره تأمین عناصر کمیاب برای اعمال فشار بر واشنگتن استفاده کند.
یک ارزیابی واقعبینانهتر این است: چین راههایی برای تضمین جریان نفت ایران پیدا خواهد کرد، چه از طریق ناوگان سایه، انتقال نفت از کشتی به کشتی، یا حملونقل زمینی از طریق پاکستان یا ترکیه. این روشها در هر دور قبلی تحریمها علیه ایران دیده شدهاند.
یک محاصره تنها دشواری را افزایش میدهد، نه جریان را متوقف میکند.
۳. محاصره خود دارای شکافهایی است.
حتی در ایالات متحده در بیانیه فرماندهی مرکزی، یک «راه خروج» ارائه شده است.
بیانیهٔ اصلی چنین است: نیروهای سنتکام آزادی ناوبری هیچ کشتی عبوری به یا از بنادر غیر ایرانی از طریق تنگه هرمز را ممنوع نمیکنند. این بدان معناست که یک نفتکش چینی که از بندری در عمان حرکت کرده و از تنگه هرمز به شانگهای میرود، توقیف نخواهد شد.
ایالات متحده بندرهای ایران را محاصره کرده است، نه کل تنگه را. این تفاوت حیاتی است. مسیرهای فرار، مانند کشتیهای وابسته به ایران که پرچمهای سهلالاستفاده را برافراشته میکنند، در اسکلههای غیر ایرانی بارگیری میکنند یا از طریق بنادر شخص ثالث ترانشیپ میکنند، کاملاً واقعی هستند.
صادرات نفتی اکثر کشورها بهشدت متمرکز است و در برابر اختلال آسیبپذیر است؛ نظام صادرات ایران غیرمتمرکزتر است و به مدت شش هفته در حال اجرای سیستم «بازار خاکستری» بوده است.
۴. پلکان تشدید در هر دو جهت عمل میکند
این واقعاً بخش نگرانکنندهای است. اگر تحریمها واقعاً به درآمدهای ایران لطمه بزنند، گزینههای تلافیجویانه تهران بسیار فراتر از تنگه هرمز خواهد بود.
دریای سرخ نیروهای حوثی مورد حمایت ایران در یمن پیش از این توانایی مختل کردن نقاط کلیدی گلوگاهی در انتهای جنوبی دریای سرخ—تنگه بابالمندب—را نشان دادهاند. بین سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، حملات حوثیها کشتیرانی جهانی را مجبور به دور زدن آفریقا کرد. بلومبرگ اکونومیکس هشدار میدهد: «این محاصره میتواند اقدامات حوثیها را در این منطقه برانگیزد.» و همین اخیراً عربستان سعودی خط لوله نفت دریای سرخ خود را از سر گرفته است، اقدامی بسیار نامناسب در زمانبندی.
زیرساختهای خلیج. ایران بارها تأسیسات انرژی در منطقه را هدف قرار داده است. حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات ابقیق عربستان سعودی، با استفاده از پهپادهایی که هزینه بسیار کمتری نسبت به یک موشک رهگیر پاتریوت داشتند، نیمی از ظرفیت تولید عربستان را فلج کرد. اگر ایران تصمیم بگیرد «هیچکس نمیتواند نفت بفروشد»، ابزارهایش هم ارزانقیمت و هم کاملاً صیقلخورده هستند.
خروج از انزوای هستهای این در قلب مذاکرات شکستخورده قرار دارد. ایران از تعهد به عدم ساخت سلاحهای هستهای خودداری کرده است. اگر ایران باور داشته باشد که به هر حال در معرض خفگی اقتصادی قرار دارد، آنگاه پیشروی به سوی سلاحهای هستهای ممکن است گزینه جذابتری شود.
منطق سرد اما روشن است: رژیمی که در تنگنا قرار گرفته و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، مذاکره نخواهد کرد—تنها تشدید خواهد کرد.
پارادوکس
برای بازار، آنچه واقعاً ارزش توجه دارد، منطق معکوسسازی در اینجا است.
طرح اصلی این محاصره تسریع پایان جنگ از طریق فشردهسازی اقتصاد ایران بود. اما محتملترین نتیجه کاملاً برعکس است — این کار جنگ را طولانیتر خواهد کرد، زیرا انگیزه ایران برای مذاکره را از بین برده است.
پیش از محاصره، ایران همزمان اهرم فشار (تنگه هرمز) و درآمد (صادرات نفت) را در اختیار داشت. آن توانایی مذاکره و چیزی برای مبادله داشت.
با این حال، پس از محاصره، ایران درآمد خود را از دست داد بدون اینکه اهرم فشار جدیدی به دست آورد. تنگه هرمز دیگر منبعی نیست که بتوان از آن برای مذاکره استفاده کرد. تنها اهرم مذاکرهای باقیماندهٔ آن، برنامهٔ هستهای و شبکهٔ نیابتی است.
اما این دو چیز هرگز چیزی نیستند که تهران داوطلبانه از آنها دست بکشد. فضای دیپلماتیک گسترش نیافته، بلکه تنگتر شده است.
یک پارادوکس حتی عمیقتر وجود دارد.
ایالات متحده با مسدود کردن تنگه هرمز، عملاً با اصلی که طی ۸۰ سال گذشته از آن حمایت میکرد، تناقض ایجاد کرده است.
سؤال را صریحتر مطرح کنید: اگر ایالات متحده وقتی به نفعش باشد میتواند تنگه هرمز را ببندد، پس چه چیزی مانع از پیشروی بیشتر نیروی دریایی در دریای چین جنوبی میشود؟ و چه چیزی مانع از آن میشود که کشورهای دیگر نیز همین کار را انجام دهند؟ ایالات متحده «در باز نگهداشتن تنگه هرمز ناکام نماند»، بلکه فعالانه تصمیم گرفت آن را ببندد. این دو کاملاً متفاوت هستند و پیامدهای مورد اول گستردهاند.
در گذشته، آمریکا «قفل» بود؛ اکنون، آمریکا «کلید» شده است. یکبار که جهان ببیند کشوری که مسئول حفاظت از راههای دریایی است، مایل به تسلیح آنها نیز هست، این تصور دیگر پاک نخواهد شد.
چهار سناریو
ما پیشبینی نمیکنیم؛ ما آماده میشویم. در ادامه، ماتریس تصمیمگیری این بازی آمده است.

سناریوی اول: امتیازات ایران احتمال ۱۰٪، قیمت نفت ۷۰–۸۰ دلار، سیگنالهای مشاهدهشده شامل تغییرات در رهبری ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC)، احیای کانالهای ارتباطی مستقیم ظرف ۷۲ ساعت، تدوین مکتوب امتیازات هستهای؛
سناریوی دوم: بنبست بلندمدت (سناریوی پایه). احتمال ۵۰٪، قیمت نفت ۹۵–۱۲۰ دلار، سیگنالهای مشاهدهشده شامل ظهور راههای دور زدن تحریم، ادامه خرید نفت ایران توسط چین، حفظ سطح بالای قیمت نفت بدون جهش قابلتوجه، تبدیل جنگ به «نویز پسزمینه»، مدتزمان از هفتهها تا ماهها؛
سناریوی سوم: تشدید تنش ایران (حمله به دریای سرخ + زیرساختها). احتمال ۲۵٪، قیمت نفت ۱۵۰–۲۰۰ دلار، سیگنالهای مشاهدهشده شامل حملات حوثیها در تنگه بابالمندب، حملات به زیرساختهای انرژی عربستان سعودی و امارات، تسریع در پیشرفت برنامه هستهای، تغییر منطق به «اگر ما نتوانیم نفت بفروشیم، پس هیچکس نمیتواند»؛
سناریوی چهارم: بیاثر بودن محاصره (حالت TACO). احتمال ۱۵٪، قیمت نفت ۹۰–۱۰۰ دلار، سیگنالهای مشاهدهشده شامل تضعیف اجرای مقررات در عرض ۱–۲ هفته، اعلام «پیروزی مرحلهای» توسط ترامپ، مذاکره مجدد، اما مسائل اصلی بدون حل باقی ماندهاند.
ارزیابی پایهای ما عبارت است از: سناریوی دوم - بنبست طولانیمدت.
ایران کوتاه نخواهد آمد زیرا نمیتواند. تسلیم شدن در مسئله هستهای و تنگه هرمز معادل خودتخریب رژیم است. چین از طریق روشهای دورزنی مختلف، خط حیاتی اقتصادی خود را حفظ خواهد کرد. محاصره تنها لایهای اضافی از فشار را افزایش میدهد، نه ضربهای سرنوشتساز. قیمت نفت در محدوده ۹۵ تا ۱۲۰ دلار باقی خواهد ماند، زیرا جنگ به تخلیه منابع ادامه میدهد و به درازا میکشد.
با این حال، برای موقعیتیابی، نکته کلیدی این است: سناریوی سوم، اگرچه تنها ۲۵٪ احتمال وقوع دارد، ۳ تا ۵ برابر سناریوی پایه تأثیر بر بازار خواهد داشت. همین عدم تقارن است که ما را به حفظ موقعیت خرید در نفت خام، طلا و بخشهای دفاعی وادار میکند. ارزش مورد انتظار سناریوی دم بالاتر از سناریوی پایه است.
نتیجهگیری
ترامپ همین حالا هوشمندانهترین حرکت را در این جنگ انجام داده است؛ او «سلاح» ایران را از او گرفته و علیهش استفاده میکند.
اما «هوشمند» به معنای «موثر» نیست. این محاصره تنها در صورتی مؤثر خواهد بود که شرایط زیر بهطور همزمان محقق شوند: ایران تحت فشار اقتصادی تسلیم میشود، شرایط آمریکا را میپذیرد، برنامه هستهای خود را رها میکند و تنگه هرمز را با سرعت تعیینشده توسط واشنگتن بازگشایی میکند.
با این حال، ایران کوتاه نخواهد آمد. این کشور دارای شبکهای از پروکسیها در چهار کشور، تواناییهای نزدیک به آستانه هستهای، هویت ملی انقلابی ۸۸ میلیون نفر و چین است که وقتی خفه میشود، بیتفاوت نخواهد ماند.
احتمال بیشتری این است که محاصره به مرحلهای دیگر در این جنگ تبدیل شود که پایان روشنی ندارد. قیمت نفت همچنان بالا است، واکنش زنجیرهای به گسترش خود ادامه میدهد و جهان به تدریج خود را با یک وضعیت عادی جدید وفق میدهد؛ وضعیتی که در آن کشوری که زمانی نظم حملونقل دریایی جهانی را پایهگذاری کرده بود، اکنون آن را مختل میکند.
این یک تعادل پایدار نیست. در مقطعی یک حلقه خواهد شکست، چه تحریک از سوی سپاه پاسداران باشد، چه ظهور ناوگان اسکورت چینی، چه مداخله زمینی آمریکا، چه تغییر سیاست ترامپ، یا یک دور از مذاکرات که هیچکس واقعاً نسبت به آن خوشبین نیست.
محاصره تنها یک حرکت است، نه پایان بازی. و در این جنگ، هر حرکت، تشدیدهای جدیدی را سریعتر از مورد قبلی به راه خواهد انداخت.
بازار خودِ «محاصره» را از پیش در نظر گرفته است، اما هنوز واکنش زنجیرهای پس از آن را در نظر نگرفته است.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

یک «سکه میم» پیدا کردم که فقط در عرض چند روز سر به فلک کشید. راهنمایی دارید؟

TAO ایلان ماسک است که در OpenAI سرمایهگذاری کرد و Subnet سم آلتمن است.

دوران «توزیع گسترده کوین» در زنجیرههای عمومی به پایان میرسد

قبل از استفاده از چت ایکس «WeChat غربی» ماسک، باید این سه سوال را بفهمید
X Chat این جمعه برای دانلود در اپ استور در دسترس خواهد بود. رسانهها پیش از این فهرست ویژگیها، از جمله پیامهای خود-تخریبشونده، جلوگیری از اسکرینشات، چتهای گروهی ۴۸۱ نفره، ادغام Grok و ثبتنام بدون شماره تلفن را پوشش دادهاند و آن را به عنوان «ویچت غربی» معرفی کردهاند. با این حال، سه سوال وجود دارد که به ندرت در هیچ گزارشی به آنها پرداخته شده است.
جملهای در صفحه راهنمای رسمی X وجود دارد که هنوز آنجا آویزان است: «اگر افراد داخلی مخرب یا خود X باعث شوند مکالمات رمزگذاری شده از طریق فرآیندهای قانونی افشا شوند، هم فرستنده و هم گیرنده کاملاً بیاطلاع خواهند بود.»
خیر. تفاوت در محل ذخیره کلیدها نهفته است.
در رمزگذاری سرتاسری سیگنال، کلیدها هرگز دستگاه شما را ترک نمیکنند. X، دادگاه یا هیچ شخص ثالثی کلیدهای شما را در اختیار ندارد. سرورهای سیگنال هیچ ابزاری برای رمزگشایی پیامهای شما ندارند؛ حتی اگر به آنها احضاریه هم ارسال شده باشد، همانطور که سوابق احضاریههای قبلی نشان میدهد، آنها فقط میتوانند مهرهای زمانی ثبت نام و زمان آخرین اتصال را ارائه دهند.
ایکس چت از پروتکل Juicebox استفاده میکند. این راهحل، کلید را به سه بخش تقسیم میکند که هر کدام روی سه سرور که توسط X اداره میشوند، ذخیره میشوند. هنگام بازیابی کلید با یک کد پین، سیستم این سه بخش را از سرورهای X بازیابی کرده و آنها را دوباره ترکیب میکند. مهم نیست که کد پین چقدر پیچیده باشد، X متولی واقعی کلید است، نه کاربر.
این پیشینه فنی «جمله صفحه راهنما» است: از آنجا که کلید روی سرورهای X است، X این قابلیت را دارد که بدون اطلاع کاربر به فرآیندهای قانونی پاسخ دهد. سیگنال این قابلیت را ندارد، نه به دلیل سیاست، بلکه به این دلیل که کلید را ندارد.
تصویر زیر سازوکارهای امنیتی سیگنال، واتساپ، تلگرام و ایکس چت را در شش بُعد مقایسه میکند. ایکس چت تنها مورد از این چهار موردی است که پلتفرم کلید را در اختیار دارد و تنها موردی است که فاقد Forward Secrecy است.
اهمیت Forward Secrecy در این است که حتی اگر یک کلید در یک نقطه زمانی خاص به خطر بیفتد، پیامهای قدیمی قابل رمزگشایی نیستند زیرا هر پیام یک کلید منحصر به فرد دارد. پروتکل Double Ratchet سیگنال به طور خودکار کلید را پس از هر پیام بهروزرسانی میکند، مکانیزمی که در X Chat وجود ندارد.
متیو گرین، استاد رمزنگاری دانشگاه جانز هاپکینز، پس از تجزیه و تحلیل معماری X Chat در ژوئن ۲۰۲۵ اظهار داشت: «اگر XChat را به عنوان یک طرح رمزگذاری سرتاسری در نظر بگیریم، این آسیبپذیری به نظر میرسد یک نوع بازی تمام عیار باشد.» او بعداً اضافه کرد: «من به این [پیامک/مسیج/...] بیشتر از آنچه به پیامهای مستقیم رمزگذاری نشده فعلی اعتماد دارم، اعتماد نخواهم کرد.»
از گزارش TechCrunch در سپتامبر ۲۰۲۵ تا زمان انتشار رسمی آن در آوریل ۲۰۲۶، این معماری هیچ تغییری نداشته است.
ماسک در توییتی در تاریخ ۹ فوریه ۲۰۲۶ متعهد شد که قبل از عرضه X Chat در X Chat، آزمایشهای امنیتی دقیقی روی آن انجام دهد و تمام کدها را متنباز کند.
از تاریخ راهاندازی ۱۷ آوریل، هیچ حسابرسی شخص ثالث مستقلی تکمیل نشده است، هیچ مخزن کد رسمی در GitHub وجود ندارد، برچسب حریم خصوصی App Store نشان میدهد که X Chat پنج یا چند دسته داده از جمله مکان، اطلاعات تماس و سابقه جستجو را جمعآوری میکند، که مستقیماً با ادعای بازاریابی "بدون تبلیغات، بدون ردیاب" در تضاد است.
نه نظارت مداوم، بلکه یک نقطه دسترسی مشخص.
برای هر پیام در X Chat، کاربران میتوانند انگشت خود را نگه داشته و گزینه «از گروک بپرس» را انتخاب کنند. وقتی روی این دکمه کلیک میشود، پیام به صورت متن ساده به Grok ارسال میشود و در این مرحله از حالت رمزگذاری شده به حالت رمزگذاری نشده تغییر میکند.
این طراحی یک آسیبپذیری نیست، بلکه یک ویژگی است. با این حال، سیاست حفظ حریم خصوصی X Chat مشخص نمیکند که آیا این دادههای متنی ساده برای آموزش مدل Grok استفاده خواهند شد یا اینکه Grok محتوای این مکالمه را ذخیره خواهد کرد. با کلیک فعال روی «از گروک بپرس»، کاربران داوطلبانه حفاظت رمزگذاری آن پیام را حذف میکنند.
همچنین یک مشکل ساختاری وجود دارد: این دکمه چقدر سریع از یک «ویژگی اختیاری» به یک «عادت پیشفرض» تغییر خواهد کرد؟ هرچه کیفیت پاسخهای گروک بالاتر باشد، کاربران بیشتر به آن اعتماد میکنند و این منجر به افزایش نسبت پیامهایی میشود که از حفاظت رمزگذاری خارج میشوند. قدرت رمزگذاری واقعی X Chat، در درازمدت، نه تنها به طراحی پروتکل Juicebox، بلکه به تعداد دفعات کلیک کاربران روی «از Grok بپرسید» نیز بستگی دارد.
نسخه اولیه X Chat فقط از iOS پشتیبانی میکند و در نسخه اندروید، بدون هیچ جدول زمانی، صرفاً عبارت «بهزودی» درج شده است.
در بازار جهانی گوشیهای هوشمند، اندروید حدود ۷۳٪ و iOS حدود ۲۷٪ را در اختیار دارند (IDC/Statista، ۲۰۲۵). طبق گزارش Demand Sage، از ۳.۱۴ میلیارد کاربر فعال ماهانه واتساپ، ۷۳ درصد در اندروید هستند. در هند، واتساپ ۸۵۴ میلیون کاربر را پوشش میدهد و بیش از ۹۵ درصد از کاربران آن از اندروید استفاده میکنند. در برزیل، ۱۴۸ میلیون کاربر وجود دارد که ۸۱ درصد آنها از اندروید استفاده میکنند و در اندونزی، ۱۱۲ میلیون کاربر وجود دارد که ۸۷ درصد آنها از اندروید استفاده میکنند.
تسلط واتساپ در بازار ارتباطات جهانی بر پایه اندروید بنا شده است. سیگنال، با حدود ۸۵ میلیون کاربر فعال ماهانه، عمدتاً به کاربرانی در کشورهای دارای اندروید که به حریم خصوصی اهمیت میدهند، متکی است.
ایکس چت این میدان نبرد را دور زد، با دو تفسیر ممکن. یکی از آنها بدهی فنی است؛ X Chat با Rust ساخته شده است و دستیابی به پشتیبانی بین پلتفرمی آسان نیست، بنابراین اولویت دادن به iOS ممکن است یک محدودیت مهندسی باشد. مورد دیگر یک انتخاب استراتژیک است؛ با توجه به اینکه iOS سهم بازار نزدیک به ۵۵ درصد را در ایالات متحده در اختیار دارد و پایگاه کاربری اصلی X در ایالات متحده است، اولویت دادن به iOS به معنای تمرکز بر پایگاه کاربری اصلی آنها به جای رقابت مستقیم با بازارهای نوظهور تحت سلطه اندروید و واتساپ است.
این دو تفسیر با هم تناقضی ندارند و به یک نتیجه منجر میشوند: اولین حضور X Chat باعث شد که این برنامه با میل و رغبت ۷۳ درصد از کاربران جهانی گوشیهای هوشمند را از دست بدهد.
این مطلب را برخی چنین توصیف کردهاند: ایکس چت، به همراه ایکس مانی و گروک، یک سهگانه را تشکیل میدهند که یک سیستم داده حلقه بسته موازی با زیرساخت موجود ایجاد میکند، که از نظر مفهومی شبیه به اکوسیستم ویچت است. این ارزیابی چیز جدیدی نیست، اما با عرضه X Chat، ارزش دارد که طرح کلی را دوباره بررسی کنیم.
ایکس چت، فرادادههای ارتباطی، از جمله اطلاعاتی در مورد اینکه چه کسی با چه کسی، برای چه مدت و با چه تعداد دفعاتی صحبت میکند، تولید میکند. این دادهها به سیستم هویت X جریان مییابند. بخشی از محتوای پیام از طریق ویژگی Ask Grok عبور میکند و وارد زنجیره پردازش Grok میشود. تراکنشهای مالی توسط X Money انجام میشود: آزمایش عمومی خارجی در ماه مارس تکمیل شد و در ماه آوریل برای عموم در دسترس قرار گرفت و امکان انتقال همتا به همتای فیات را از طریق ویزا دایرکت فراهم کرد. یکی از مدیران ارشد فایربلاکز برنامههای خود برای راهاندازی پرداختهای ارز دیجیتال تا پایان سال را تأیید کرد و در حال حاضر مجوزهای انتقال پول را در بیش از ۴۰ ایالت آمریکا دارد.
هر ویژگی WeChat در چارچوب نظارتی چین عمل میکند. سیستم ماسک در چارچوبهای نظارتی غربی فعالیت میکند، اما او همچنین به عنوان رئیس اداره بهرهوری دولت (DOGE) فعالیت میکند. این یک کپی از ویچت نیست؛ بلکه بازآفرینی همان منطق تحت شرایط سیاسی متفاوت است.
تفاوت این است که ویچت هرگز صراحتاً در رابط کاربری اصلی خود ادعا نکرده است که «رمزگذاری سرتاسری» دارد، در حالی که ایکس چت این کار را میکند. «رمزگذاری سرتاسری» از نظر کاربر به این معنی است که هیچکس، حتی پلتفرم، نمیتواند پیامهای شما را ببیند. طراحی معماری X Chat این انتظار کاربر را برآورده نمیکند، اما از این اصطلاح استفاده میکند.
ایکس چت سه خط داده «این شخص کیست، با چه کسی صحبت میکند و پولش از کجا میآید و به کجا میرود» را در دستان یک شرکت تجمیع میکند.
جملههای صفحه راهنما هرگز فقط دستورالعملهای فنی نبودهاند.

با ۵۰ برابر افزایش، و ارزش FDV بیش از ۱۰ میلیارد دلار، چرا RaveDAO؟

نسخه بتای جدید Noise را تجزیه و تحلیل کنید، چگونه میتوان این گرما را "زنجیرهای" کرد؟

آیا لابستر به گذشته پیوسته است؟ بررسی ابزارهای Agent Hermes که بهرهوری شما را تا ۱۰۰ برابر افزایش میدهند

اعلام جنگ علیه هوش مصنوعی؟ روایت آخرالزمانی پشت پردهی سکونت اولترامن در شعلههای آتش

آیا سرمایهگذاران خطرپذیر کریپتو از بین رفتهاند؟ چرخه انقراض بازار آغاز شده است

سفر کلود به سوی حماقت در نمودارها: هزینه صرفهجویی، یا چگونه هزینه API صد برابر شد

پسرفت لبه زمین: نگاهی دوباره به قدرت دریایی، انرژی و دلار

یک میلیارد DOT از هیچ خلق شد، اما هکر فقط ۲۳۰٬۰۰۰ دلار به دست آورد.

آخرین مصاحبه آرتور هایز: سرمایهگذاران خردهفروشی چگونه باید در درگیری ایران حرکت کنند؟

همین حالا، سم آلتمن دوباره مورد حمله قرار گرفت، این بار با تیراندازی

خلاصهای از استیبل کوینها و بلاکید تنگه | نسخه صبحگاهی Rewire News

از انتظارات بالا تا تحولی بحثبرانگیز، ایردراپ Genius واکنش شدید جامعه را برانگیخته است

کارخانه تولید خودروهای برقی شیائومی در منطقه داکسینگ پکن به اورشلیم جدید نخبگان آمریکایی تبدیل شده است.

مهار لاغر، مهارت چاق: منبع واقعی بهرهوری ۱۰۰ برابری هوش مصنوعی
یک «سکه میم» پیدا کردم که فقط در عرض چند روز سر به فلک کشید. راهنمایی دارید؟
TAO ایلان ماسک است که در OpenAI سرمایهگذاری کرد و Subnet سم آلتمن است.
دوران «توزیع گسترده کوین» در زنجیرههای عمومی به پایان میرسد
قبل از استفاده از چت ایکس «WeChat غربی» ماسک، باید این سه سوال را بفهمید
X Chat این جمعه برای دانلود در اپ استور در دسترس خواهد بود. رسانهها پیش از این فهرست ویژگیها، از جمله پیامهای خود-تخریبشونده، جلوگیری از اسکرینشات، چتهای گروهی ۴۸۱ نفره، ادغام Grok و ثبتنام بدون شماره تلفن را پوشش دادهاند و آن را به عنوان «ویچت غربی» معرفی کردهاند. با این حال، سه سوال وجود دارد که به ندرت در هیچ گزارشی به آنها پرداخته شده است.
جملهای در صفحه راهنمای رسمی X وجود دارد که هنوز آنجا آویزان است: «اگر افراد داخلی مخرب یا خود X باعث شوند مکالمات رمزگذاری شده از طریق فرآیندهای قانونی افشا شوند، هم فرستنده و هم گیرنده کاملاً بیاطلاع خواهند بود.»
خیر. تفاوت در محل ذخیره کلیدها نهفته است.
در رمزگذاری سرتاسری سیگنال، کلیدها هرگز دستگاه شما را ترک نمیکنند. X، دادگاه یا هیچ شخص ثالثی کلیدهای شما را در اختیار ندارد. سرورهای سیگنال هیچ ابزاری برای رمزگشایی پیامهای شما ندارند؛ حتی اگر به آنها احضاریه هم ارسال شده باشد، همانطور که سوابق احضاریههای قبلی نشان میدهد، آنها فقط میتوانند مهرهای زمانی ثبت نام و زمان آخرین اتصال را ارائه دهند.
ایکس چت از پروتکل Juicebox استفاده میکند. این راهحل، کلید را به سه بخش تقسیم میکند که هر کدام روی سه سرور که توسط X اداره میشوند، ذخیره میشوند. هنگام بازیابی کلید با یک کد پین، سیستم این سه بخش را از سرورهای X بازیابی کرده و آنها را دوباره ترکیب میکند. مهم نیست که کد پین چقدر پیچیده باشد، X متولی واقعی کلید است، نه کاربر.
این پیشینه فنی «جمله صفحه راهنما» است: از آنجا که کلید روی سرورهای X است، X این قابلیت را دارد که بدون اطلاع کاربر به فرآیندهای قانونی پاسخ دهد. سیگنال این قابلیت را ندارد، نه به دلیل سیاست، بلکه به این دلیل که کلید را ندارد.
تصویر زیر سازوکارهای امنیتی سیگنال، واتساپ، تلگرام و ایکس چت را در شش بُعد مقایسه میکند. ایکس چت تنها مورد از این چهار موردی است که پلتفرم کلید را در اختیار دارد و تنها موردی است که فاقد Forward Secrecy است.
اهمیت Forward Secrecy در این است که حتی اگر یک کلید در یک نقطه زمانی خاص به خطر بیفتد، پیامهای قدیمی قابل رمزگشایی نیستند زیرا هر پیام یک کلید منحصر به فرد دارد. پروتکل Double Ratchet سیگنال به طور خودکار کلید را پس از هر پیام بهروزرسانی میکند، مکانیزمی که در X Chat وجود ندارد.
متیو گرین، استاد رمزنگاری دانشگاه جانز هاپکینز، پس از تجزیه و تحلیل معماری X Chat در ژوئن ۲۰۲۵ اظهار داشت: «اگر XChat را به عنوان یک طرح رمزگذاری سرتاسری در نظر بگیریم، این آسیبپذیری به نظر میرسد یک نوع بازی تمام عیار باشد.» او بعداً اضافه کرد: «من به این [پیامک/مسیج/...] بیشتر از آنچه به پیامهای مستقیم رمزگذاری نشده فعلی اعتماد دارم، اعتماد نخواهم کرد.»
از گزارش TechCrunch در سپتامبر ۲۰۲۵ تا زمان انتشار رسمی آن در آوریل ۲۰۲۶، این معماری هیچ تغییری نداشته است.
ماسک در توییتی در تاریخ ۹ فوریه ۲۰۲۶ متعهد شد که قبل از عرضه X Chat در X Chat، آزمایشهای امنیتی دقیقی روی آن انجام دهد و تمام کدها را متنباز کند.
از تاریخ راهاندازی ۱۷ آوریل، هیچ حسابرسی شخص ثالث مستقلی تکمیل نشده است، هیچ مخزن کد رسمی در GitHub وجود ندارد، برچسب حریم خصوصی App Store نشان میدهد که X Chat پنج یا چند دسته داده از جمله مکان، اطلاعات تماس و سابقه جستجو را جمعآوری میکند، که مستقیماً با ادعای بازاریابی "بدون تبلیغات، بدون ردیاب" در تضاد است.
نه نظارت مداوم، بلکه یک نقطه دسترسی مشخص.
برای هر پیام در X Chat، کاربران میتوانند انگشت خود را نگه داشته و گزینه «از گروک بپرس» را انتخاب کنند. وقتی روی این دکمه کلیک میشود، پیام به صورت متن ساده به Grok ارسال میشود و در این مرحله از حالت رمزگذاری شده به حالت رمزگذاری نشده تغییر میکند.
این طراحی یک آسیبپذیری نیست، بلکه یک ویژگی است. با این حال، سیاست حفظ حریم خصوصی X Chat مشخص نمیکند که آیا این دادههای متنی ساده برای آموزش مدل Grok استفاده خواهند شد یا اینکه Grok محتوای این مکالمه را ذخیره خواهد کرد. با کلیک فعال روی «از گروک بپرس»، کاربران داوطلبانه حفاظت رمزگذاری آن پیام را حذف میکنند.
همچنین یک مشکل ساختاری وجود دارد: این دکمه چقدر سریع از یک «ویژگی اختیاری» به یک «عادت پیشفرض» تغییر خواهد کرد؟ هرچه کیفیت پاسخهای گروک بالاتر باشد، کاربران بیشتر به آن اعتماد میکنند و این منجر به افزایش نسبت پیامهایی میشود که از حفاظت رمزگذاری خارج میشوند. قدرت رمزگذاری واقعی X Chat، در درازمدت، نه تنها به طراحی پروتکل Juicebox، بلکه به تعداد دفعات کلیک کاربران روی «از Grok بپرسید» نیز بستگی دارد.
نسخه اولیه X Chat فقط از iOS پشتیبانی میکند و در نسخه اندروید، بدون هیچ جدول زمانی، صرفاً عبارت «بهزودی» درج شده است.
در بازار جهانی گوشیهای هوشمند، اندروید حدود ۷۳٪ و iOS حدود ۲۷٪ را در اختیار دارند (IDC/Statista، ۲۰۲۵). طبق گزارش Demand Sage، از ۳.۱۴ میلیارد کاربر فعال ماهانه واتساپ، ۷۳ درصد در اندروید هستند. در هند، واتساپ ۸۵۴ میلیون کاربر را پوشش میدهد و بیش از ۹۵ درصد از کاربران آن از اندروید استفاده میکنند. در برزیل، ۱۴۸ میلیون کاربر وجود دارد که ۸۱ درصد آنها از اندروید استفاده میکنند و در اندونزی، ۱۱۲ میلیون کاربر وجود دارد که ۸۷ درصد آنها از اندروید استفاده میکنند.
تسلط واتساپ در بازار ارتباطات جهانی بر پایه اندروید بنا شده است. سیگنال، با حدود ۸۵ میلیون کاربر فعال ماهانه، عمدتاً به کاربرانی در کشورهای دارای اندروید که به حریم خصوصی اهمیت میدهند، متکی است.
ایکس چت این میدان نبرد را دور زد، با دو تفسیر ممکن. یکی از آنها بدهی فنی است؛ X Chat با Rust ساخته شده است و دستیابی به پشتیبانی بین پلتفرمی آسان نیست، بنابراین اولویت دادن به iOS ممکن است یک محدودیت مهندسی باشد. مورد دیگر یک انتخاب استراتژیک است؛ با توجه به اینکه iOS سهم بازار نزدیک به ۵۵ درصد را در ایالات متحده در اختیار دارد و پایگاه کاربری اصلی X در ایالات متحده است، اولویت دادن به iOS به معنای تمرکز بر پایگاه کاربری اصلی آنها به جای رقابت مستقیم با بازارهای نوظهور تحت سلطه اندروید و واتساپ است.
این دو تفسیر با هم تناقضی ندارند و به یک نتیجه منجر میشوند: اولین حضور X Chat باعث شد که این برنامه با میل و رغبت ۷۳ درصد از کاربران جهانی گوشیهای هوشمند را از دست بدهد.
این مطلب را برخی چنین توصیف کردهاند: ایکس چت، به همراه ایکس مانی و گروک، یک سهگانه را تشکیل میدهند که یک سیستم داده حلقه بسته موازی با زیرساخت موجود ایجاد میکند، که از نظر مفهومی شبیه به اکوسیستم ویچت است. این ارزیابی چیز جدیدی نیست، اما با عرضه X Chat، ارزش دارد که طرح کلی را دوباره بررسی کنیم.
ایکس چت، فرادادههای ارتباطی، از جمله اطلاعاتی در مورد اینکه چه کسی با چه کسی، برای چه مدت و با چه تعداد دفعاتی صحبت میکند، تولید میکند. این دادهها به سیستم هویت X جریان مییابند. بخشی از محتوای پیام از طریق ویژگی Ask Grok عبور میکند و وارد زنجیره پردازش Grok میشود. تراکنشهای مالی توسط X Money انجام میشود: آزمایش عمومی خارجی در ماه مارس تکمیل شد و در ماه آوریل برای عموم در دسترس قرار گرفت و امکان انتقال همتا به همتای فیات را از طریق ویزا دایرکت فراهم کرد. یکی از مدیران ارشد فایربلاکز برنامههای خود برای راهاندازی پرداختهای ارز دیجیتال تا پایان سال را تأیید کرد و در حال حاضر مجوزهای انتقال پول را در بیش از ۴۰ ایالت آمریکا دارد.
هر ویژگی WeChat در چارچوب نظارتی چین عمل میکند. سیستم ماسک در چارچوبهای نظارتی غربی فعالیت میکند، اما او همچنین به عنوان رئیس اداره بهرهوری دولت (DOGE) فعالیت میکند. این یک کپی از ویچت نیست؛ بلکه بازآفرینی همان منطق تحت شرایط سیاسی متفاوت است.
تفاوت این است که ویچت هرگز صراحتاً در رابط کاربری اصلی خود ادعا نکرده است که «رمزگذاری سرتاسری» دارد، در حالی که ایکس چت این کار را میکند. «رمزگذاری سرتاسری» از نظر کاربر به این معنی است که هیچکس، حتی پلتفرم، نمیتواند پیامهای شما را ببیند. طراحی معماری X Chat این انتظار کاربر را برآورده نمیکند، اما از این اصطلاح استفاده میکند.
ایکس چت سه خط داده «این شخص کیست، با چه کسی صحبت میکند و پولش از کجا میآید و به کجا میرود» را در دستان یک شرکت تجمیع میکند.
جملههای صفحه راهنما هرگز فقط دستورالعملهای فنی نبودهاند.
