logo

پسرفت لبه زمین: نگاهی دوباره به قدرت دریایی، انرژی و دلار

By: blockbeats|2026/04/13 18:35:44
0
اشتراک‌گذاری
copy
عنوان مقاله اصلی: بازگشت ریملند
نویسنده مقاله اصلی: الکساندر کمپبل
ترجمه: پگی، بلاک بیتس

یادداشت سردبیر: از آتش‌بس گرفته تا محاصره و اکنون تا تهدیدهای تعرفه‌ای، مناقشه پیرامون ایران نه تنها فروکش نکرده، بلکه همچنان در حال تشدید است. از تنگه هرمز تا دریای سرخ، از مسیرهای انرژی تا نظم تجاری، هسته اصلی وضعیت دیگر رویارویی نظامی محلی نیست، بلکه یک بازی سیستماتیک حول محور «چه کسی جریان را کنترل می‌کند» است.

این مقاله، با استفاده از استراتژی «ریملند» به عنوان سرنخ، اشاره می‌کند که ایالات متحده در تلاش است تا با اعمال محاصره دریایی و بازسازی مسیرهای انرژی، ضمن مشارکت دادن چین، این درگیری را از یک مسئله منطقه‌ای به یک دستور کار جهانی تبدیل کند. با تشدید تحریم‌ها و اقدامات بازدارنده، رویارویی که زمانی محور آن خاورمیانه بود، در حال تبدیل شدن به یک شوک ساختاری است که بر انرژی جهانی، زنجیره‌های تأمین و سیستم مالی تأثیر می‌گذارد.

مهم‌تر از آن، بازار هنوز این «اثر دومینو» را به طور کامل هضم نکرده است. نوسان فوری قیمت نفت تنها گام اول است و سرایت آن به نقدینگی ، سرمایه‌گذاری در فناوری، مصرف خانوار و حتی عرضه محصولات کشاورزی تازه شروع به آشکار شدن کرده است. پس از ارزیابی مجدد قیمت انرژی، آزمون واقعی این است که اقتصاد جهانی چگونه در برابر تأثیر دور دوم ناشی از این امر مقاومت خواهد کرد.

این یعنی مسئله‌ی فعلی دیگر این نیست که آیا درگیری تشدید خواهد شد یا خیر، بلکه این است که تأثیر آن به کدام مسیرها گسترش خواهد یافت و چه زمانی بازار شروع به پرداخت هزینه‌ی این ریسک‌های هنوز ناشناخته خواهد کرد.

متن اصلی به شرح زیر است:

خب، الان شرایط پیش روی ماست.

تنش‌هایی که چهارشنبه گذشته مطرح کردیم، اکنون آشتی‌ناپذیر از آب درآمده است.

ایران سلاح هسته‌ای و کنترل تنگه هرمز را می‌خواهد، چیزی که ترامپ نمی‌تواند هر دو را بپذیرد. شکاف بین این دو «حلقه هدف» چقدر است؟ آنقدر بزرگ است که حتی جنگ اسرائیل با لبنان هم در بحث‌ها مطرح نشده است.

ادعا نمی‌کنم که قضاوت دقیقی کرده‌ام، اما ممکن است واقعاً وارد یک «بازی میانه» شده باشیم. این اختلافی نیست که بتوان در عرض یک بعدازظهر حلش کرد. اصل مشکل بسیار ساده است: چه کسی مهمترین آبراه جهان را کنترل خواهد کرد؟ و آیا تمایل ایران برای تهدید همسایگانش برای به دست آوردن امتیاز چانه‌زنی در مورد سلاح‌های هسته‌ای‌اش کافی است؟

کلید ماجرا همین است.

و آنچه اکنون آشکار می‌شود، مجموعه‌ای کامل از مسیرهای استراتژیک است. خوانندگانی که از «نبرد برای دلار» تا «طعمه را نگیر» و سپس تا «بیداری هژمون» و «صلح شکننده» را خوانده‌اند، باید همین الان این الگو را ببینند.

ترامپ در حال اجرای استراتژی «ریملند» است.

رهگیری حمل و نقل. تهدید به اعمال تعرفه ۵۰ درصدی بر تمام کشورهایی که به ایران سلاح می‌دهند. به جای حمله به قلب سرزمین، مسیرهای انتقال انرژی دریایی را کنترل کنید تا چین را نیز وارد بازی کنید. در ازای هر مین‌گذاری ایران و هر نفتکشی که به آن حمله می‌کنند، ده برابر پاسخ داده می‌شود - کشتی‌هایشان را توقیف می‌کنند، نفتکش‌ها را کنترل می‌کنند و مستقیماً نفتشان را می‌فروشند.

به دلار آمریکا تسویه کنید.

پسرفت لبه زمین: نگاهی دوباره به قدرت دریایی، انرژی و دلار

این تصویر عمدتاً نشان می‌دهد که ایران در تلاش است از «مسدود کردن تنگه‌ها» به عنوان یک برگ برنده استفاده کند. با این حال، این نه تنها از نظر استراتژیک برتری ایالات متحده (کنترل دریاها، نه گره‌های دریایی) را اشتباه تعبیر می‌کند، بلکه از نظر تاکتیکی کشورهای بی‌طرف بیشتری را به مخالفت سوق می‌دهد.

مورد بعدی «پیمان ابراهیم» است. نفت عربستان سعودی از طریق اردن به بندر حیفا منتقل می‌شود؛ خط لوله ترانس عربی (تاپ‌لاین) دوباره فعال شده است. یک کریدور متشکل از زیرساخت‌های فیزیکی، کشورهای ساحلی را به یک شبکه انرژی متصل می‌کند و کاملاً «قلب سرزمین» را دور می‌زند. این «اتحاد مناطق پیرامونی» است که با خطوط لوله و فولاد ساخته شده است.

به نظر من، دلیل اینکه امروز به این نقطه رسیده‌ایم، عمدتاً به دلیل خود این فرآیند است - ایران (و چین) در ۷ اکتبر از طریق حماس اسرائیل را منفجر کردند و روند عادی‌سازی این رابطه را مختل کردند. به محض اینکه این روند می‌توانست پیش برود، می‌توانست یک مسیر تجاری جایگزین با دور زدن تنگه هرمز و حتی طرح «کمربند و جاده» ایجاد شود.

خط لوله ترانس عربی (خط لوله ترانس عربی)

این همچنین اختلاف بین واشنگتن و بروکسل را توضیح می‌دهد. ایالات متحده بار مسئولیت را بر دوش می‌کشد، در حالی که به نظر می‌رسد اروپا فکر می‌کند می‌تواند از یک سو به صورت خصوصی برای مسیرهای دسترسی به انرژی خود مذاکره کند و از سوی دیگر هزینه درگیری را به «برادر بزرگتر» بسپارد. فرانسه، از یک سو، قطعنامه‌های مربوطه شورای امنیت سازمان ملل را مسدود کرد، با همه طرف‌ها در مورد ترتیبات عبور دوجانبه از تنگه مذاکره کرد و خواستار تشکیل «اتحاد کشورهای مستقل» شد. این یک طرز فکر معمول در مورد «قلب سرزمین» است: تجارت با قدرت‌های داخلی، اجتناب از درگیری مستقیم، گویی مسیرهای دریایی خود به خود حفظ خواهند شد.

ترامپ این خلأ قانونی را پر کرد و با این کار، مشکل آمریکا را به یک مشکل جهانی تبدیل کرد.

در زمان نگارش این مطلب، قیمت نفت خام بیش از ۶ درصد افزایش یافته و بازار سهام حدود ۱ درصد کاهش یافته است. به نظر می‌رسد دستاوردهای آتش‌بس هفته گذشته به سرعت از بین برود. من آخر هفته چند آپشن خرید VIX خریدم، بنابراین می‌توان گفت که کمی جانبدارانه عمل می‌کنم.

تحولات بعدی به مجموعه‌ای از سوالات اساسی‌تر بستگی دارد:

· آیا آتش‌بس می‌تواند یک هفته دیگر دوام بیاورد، یا در یک سناریوی «ضدواقعی» از هم خواهد پاشید؟

· ترامپ اشاره کرده است که کشتی‌هایی را که به ایران «هزینه ترانزیت» پرداخت کرده‌اند، توقیف خواهد کرد، آیا این شامل کشتی‌های چینی نیز می‌شود؟ وقتی سعی کنند از جزیره خارک نفت بارگیری کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

· او همچنین تهدید به اعمال تعرفه ۵۰ درصدی بر هر کشوری که به ایران سلاح بدهد را تکرار کرده است - آیا این به معنای بازگشت جنگ تجاری به روی میز است؟

سپس نوبت به انتقام ایران می‌رسد: این اقدام می‌تواند نیروهای حوثی را که هنوز توانایی ایجاد اختلال در تنگه باب المندب را دارند، فعال کند. شایان ذکر است که اکثر نفتکش‌هایی که نفت را از طریق خط لوله شرق-غرب در عربستان سعودی حمل می‌کنند، نفتکش‌های بسیار بزرگ (VLCC) هستند که نمی‌توانند از کانال سوئز عبور کنند. تشدید درگیری‌ها توسط حوثی‌ها، نه تنها بر کشتیرانی دریای سرخ تأثیر خواهد گذاشت، بلکه این نفتکش‌های غول‌پیکر حامل نفت حیاتی را مجبور خواهد کرد که مسیرهای انحرافی طولانی‌تری را طی کنند.

داستان اصلی این است: این درگیری همچنان از نظر مقیاس و دامنه سرایت در حال تشدید است.

ترامپ با تشدید اقدامات برای رهگیری تمام کشتی‌هایی که به ایران «هزینه ترانزیت» پرداخت می‌کنند و تکرار تهدید تعرفه، آشکارا چین را وارد این بازی کرده است. پکن سال‌هاست که برای مقابله با چنین سناریویی، نفت ذخیره می‌کند. اما در مقابل رکود اقتصادی ناشی از بازار املاک و مستغلات، بازارهای چین تا چه مدت می‌توانند «آرامش» خود را حفظ کنند؟ چقدر احتمال دارد که آنها برای تضمین تامین انرژی خود، تشدید رویارویی را انتخاب کنند؟

از ونزوئلا تا ایران، توالی این اقدامات، بیشتر و بیشتر شبیه یک استراتژی از پیش طراحی‌شده به نظر می‌رسد.

«ریملند» دوباره در حال بازگشت است.

در مرحله بعد، مسائل به هم پیوسته در سطح بازار وجود دارد:

افتتاحیه دوشنبه چقدر بد خواهد بود؟ دور اول فروش عمدتاً از سوی صندوق‌های کوتاه‌مدت و سرمایه‌گذاران خرد که اقدام به خرید اختیار فروش می‌کردند، صورت گرفت. چه زمانی صندوق‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت، نوسانات را غیرقابل کنترل می‌دانند و باعث می‌شوند که سهام خود را بفروشند یا به محدودیت‌های ریسک نزدیک شوند؟

هفته گذشته، صندوق‌های پوشش ریسک به سرعت موقعیت‌های خود را در مورد «سخت‌افزار هوش مصنوعی خرید، نرم‌افزار فروش» پوشش دادند. اما با افزایش قیمت نفت، کاهش اوراق قرضه، محدود شدن نقدینگی و خطر اختلال در زنجیره تأمین هلیوم خلیج فارس (ماده‌ای حیاتی برای تولید تراشه)، آیا قیمت‌گذاری مجدد چرخه شتاب مورد انتظار هوش مصنوعی کافی است؟

· پیش از این درگیری، اقتصاد آمریکا در سه ماهه اول تقریباً رشد صفر را تجربه کرد. با افزایش شدید قیمت انرژی، درآمد قابل تصرف ساکنان صرف بنزین، گرمایش و سوخت هواپیما می‌شود - آیا خانوارها هزینه‌های خود را کاهش خواهند داد یا بیشتر از آن استفاده خواهند کرد؟

صورتجلسه جلسه فدرال رزرو نشان می‌دهد که تصمیم‌گیرندگان در حال حاضر در حال بحث در مورد سیاست‌های انقباضی برای مقابله با فشارهای تورمی ناشی از انرژی هستند. دور جدیدی از بحث‌ها در مورد «چگونگی مدیریت شوک‌های منفی عرضه» در حال شکل‌گیری است. آیا فدرال رزرو در مواجهه با چنین شوک انرژی در مقیاس بزرگ، هنوز هم می‌تواند «تصمیم به نادیده گرفتن» بگیرد؟

در نهایت، این مسائل به یک «اثر دومینو»ی بزرگتر اشاره دارند.

استراتژی «ریملند» مسئله انرژی و دلار را حل می‌کند اما به کل سیستمی که توسط انرژی پشتیبانی می‌شود، نمی‌پردازد. بازار در حال حاضر فقط در « گره اول» قیمت‌گذاری می‌کند و هنوز به «گره دوم» منتقل نشده است. قیمت نفت می‌تواند به سرعت تحت تأثیر اخبار تغییر کند، اما چرخه‌های تولید کشاورزی این اتفاق نمی‌افتند. قیمت اوره هنوز ۷۰۰ دلار است و وزارت کشاورزی آمریکا انتظار دارد کمترین سطح زیر کشت گندم از سال ۱۹۱۹ تاکنون را تجربه کند - این وضعیت به دلیل دست دادن دو دیپلمات تغییر نخواهد کرد. کشاورزانی که در ماه مارس توانایی خرید کود را نداشتند، نمی‌توانند در ماه آوریل نیز «بازکاشت» کنند.

[ لینک مقاله اصلی ]

قیمت --

--

ممکن است شما نیز علاقه‌مند باشید

اعلام جنگ علیه هوش مصنوعی؟ روایت آخرالزمانی پشت پرده‌ی سکونت اولترامن در شعله‌های آتش

وقتی نجات بشریت تنها معیار می‌شود، مرزهای عمل شروع به محو شدن می‌کنند

آیا سرمایه‌گذاران خطرپذیر کریپتو از بین رفته‌اند؟ چرخه انقراض بازار آغاز شده است

در مواجهه با پروژه‌های باکیفیت، سرمایه‌گذاران خطرپذیر (VC) شروع به تغییر نقش خود از غربالگری‌کنندگان به کاندیداها کرده‌اند.

سفر کلود به سوی حماقت در نمودارها: هزینه صرفه‌جویی، یا چگونه هزینه API صد برابر شد

از ۳۰۰ تا ۴۰،۰۰۰ دلار

یک میلیارد DOT از هیچ خلق شد، اما هکر فقط ۲۳۰٬۰۰۰ دلار به دست آورد.

نقدینگی جان پولکادات را نجات داد.

آخرین مصاحبه آرتور هایز: سرمایه‌گذاران خرده‌فروشی چگونه باید در درگیری ایران حرکت کنند؟

در سال پرآشوب ۲۰۲۶، دارایی‌های واقعاً باارزش برای نگهداری کدامند؟

همین حالا، سم آلتمن دوباره مورد حمله قرار گرفت، این بار با تیراندازی

محل اقامت سم آلتمن دوباره مورد تیراندازی قرار گرفت، که نشان‌دهنده اضطراب عمیق و بحران اعتماد عمومی نسبت به تحول سریع هوش مصنوعی به یک "نیروی شبه‌سیاسی" و عدم وجود چک و بالانس‌های اجتماعی در پشت خشونت‌های شدید است.

رمزارزهای محبوب

آخرین اخبار رمز ارز

ادامه مطلب