چرا آتشبس بین ایالات متحده و ایران به طور حتمی ناپایدار است؟
عنوان اصلی: آتشبس که هیچیک از طرفین نمیتوانند حفظ کنند
نویسنده اصلی: توماس آلدن
ترجمه: پگی، بلاکبیست
یادداشت سردبیر: دستیابی به آتشبس به معنای پایان درگیری نیست.
در تقابل بین ایران و ایالات متحده، آنچه واقعاً تغییر کرده است، نه وضعیت در میدان نبرد، بلکه معنای "خود قرارداد" است که در حال بازنویسی است. این مقاله از آتشبس ۱۹۸۸ در ایران آغاز میشود و پیگیری میکند که چگونه خمینی بین الهیات و واقعیت یک چرخش اساسی انجام داد و این منطق را با تصمیم آتشبس در ۲۰۲۶ مقایسه میکند و به یک مسئله ساختاری عمیقتر اشاره میکند: وقتی دولت بالاتر از قوانین قرار میگیرد، هر توافقی نیروی الزامآور خود را از دست میدهد.
این مقاله استدلال میکند که آتشبس امروز نه تنها به دلیل عدم اعتماد بین هر دو طرف شکننده است، بلکه به این دلیل که این "عدم اعتماد" توسط سیستمها و مسیرهای تاریخی مربوطه آنها تحکیم شده است. از یک سو، ایران فضای "لغو تعهدات در صورت لزوم" را در الهیات سیاسی خود حفظ میکند؛ از سوی دیگر، ایالات متحده، پس از خروج از توافق هستهای ایران (برجام) و روی آوردن به فشار حداکثری و حملات نظامی، اعتبار خود را به عنوان طرف قرارداد نیز تضعیف کرده است.
در چنین پیشفرضهایی، آتشبس دیگر "مسیر به سوی صلح" نیست، بلکه شکلی است که حفظ شده است: هنوز وجود دارد، اما فاقد بنیاد اخلاقی و نهادی برای حمایت از آن است.
وقتی هر دو طرف قدرت خود را به عنوان اتکای نهایی میبینند، آیا هنوز میتوان توافقی برقرار کرد؟ این ممکن است مهمترین نقطه شروع برای درک این آتشبس باشد.
متن اصلی به شرح زیر است:
چگونه منطق ۱۹۸۸ امروز تکرار میشود
قبل از پذیرش آتشبس با عراق در سال ۱۹۸۸، روحالله خمینی reportedly به فکر استعفا از مقام رهبری عالی بود. او بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود.
در آن زمان، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس، راهحل دیگری پیشنهاد داد: بهطور یکجانبه جنگ را پایان دهد و سپس خمینی از این بهعنوان دلیلی برای زندانی کردن او استفاده کند. دو مرد در اوج قدرت دولتی تئوکراتیک باید به دنبال بهانهای برای "عقبنشینی" میگشتند—زیرا نظام الهیاتی که آنها ساخته بودند، بهطور منطقی تقریباً امکان concessions را غیرممکن کرده بود. اما واقعیت آنها را مجبور به concessions کرد.
خمینی این "عملکرد سیاسی" را نپذیرفت، اما شخصاً "زهر را نوشید." در ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۸، او پذیرش آتشبس سازمان ملل را اعلام کرد. پس از آن، دولت بهسرعت به دنبال مشروعیت دینی بود. در آن زمان، رئیسجمهور علی خامنهای به "پیمان حدیبیه" اشاره کرد—توافقی که پیامبر محمد در قرن هفتم با دشمنانش امضا کرد و در نهایت به پیروزی منجر شد.
همانطور که محمد آیتاللهی تبار در "دولتداری دینی" ثبت کرده است، تنها چند روز قبل از آتشبس، جامعه تفسیر ایرانی بهطور مداوم این تشبیه را رد کرده بود؛ اما به محض اینکه این تشبیه "مفید" شد، بهسرعت برای "نجات رژیم" به کار گرفته شد.
در عرض چند ماه، خمینی هیأتی به کرملین فرستاد و فتوای دینی علیه سلمان رشدی صادر کرد. این اقدام خارجی منعکسکننده نامههای پیامبر به پادشاهان مختلف پس از حدیبیه بود. تبار معتقد است که هر دو اساساً اقداماتی سیاسی هستند—ترمیم نظام الهیاتی قبلاً آسیبدیده با نشان دادن "تداوم" مواضع دینی. جنگ متوقف شد، اما روایت انقلابی پایان نیافت؛ بلکه در شکلی تعدیلشده ادامه یافت.
در ۸ آوریل ۲۰۲۶، شورای عالی امنیت ملی ایران توافق آتشبس دو هفتهای با ایالات متحده را پذیرفت، پس از اینکه هر دو طرف به مدت چهل روز در درگیری بودند. بیانیه رسمی آن را "پیروزی بزرگ" نامید و اعلام کرد که ایران "ایالات متحده جنایتکار را مجبور به پذیرش طرح دهمادهای خود کرد." یک عبارت، آشنا برای کسانی که ۱۹۸۸ را به یاد میآورند، این بود: "باید تأکید کرد که این به معنای پایان جنگ نیست."
رهبر جدید، همچنین پسر کسی که پیمان حدیبیه را ذکر کرد—مجتبی خامنهای، شخصاً آتشبس را دستور داد. در عین حال، کمیتهای که او رهبری میکند، "عدم اعتماد کامل به طرف آمریکایی" را ابراز کرد. پذیرش مشروط، روایت انقلابی حفظ شده. دو رهبر عالی، در طول سی و هشت سال، الگوی یکسانی را ارائه میدهند.
برای ناظران با موضع محافظهکار، این قضاوت دشوار نیست که درک کنند. "عملیات چکش نیمه شب" 14 بمب پناهگاهی و 75 مهمات هدایتشونده دقیق را بر روی سه تأسیسات هستهای انداخت. در عملیات نظامی فوریه 2026، حمله 26 استان از 31 استان ایران را پوشش داد. پذیرش نهایی ایران از آتشبس به نظر میرسد که نتیجهای را تأیید میکند: نیروی نظامی آنچه را که پنج دور مذاکرات دیپلماتیک میانجیگری شده توسط عمان نتوانسته بود، به دست آورد.
زمانی که دولت بالاتر از قرارداد است: تمام تعهدات میتوانند لغو شوند
شک و تردیدها درباره "نقض قرارداد" احتمالی ایران بیاساس نیستند. این شواهد حتی میتواند به بنیانگذار رژیم خود او برگردد. در 8 ژانویه 1988، شش ماه قبل از آتشبس، خمینی بیانیهای صادر کرد. همانطور که طبار اشاره کرد، این "ممکن است افشاگرانهترین و مهمترین بیانیه او باشد": "دولت، به عنوان بخشی از 'حکومت مطلق' پیامبر محمد، یکی از بنیادیترین احکام اسلام است، وضعیت آن بالاتر از تمام قوانین ثانویه است، حتی بالاتر از نماز، روزه و حج..." زمانی که توافقات موجود با منافع دولت و اسلام بهطور کلی در تضاد باشد، دولت حق دارد هر توافق مذهبی که با مردم انجام شده را بهطور یکجانبه لغو کند."
اینجا: دولت اسلامی بالاتر از نماز و روزه قرار میگیرد و قدرت لغو تمام توافقات را به دست میآورد. نوشتههای اولیه خمینی دولت را به عنوان ابزاری برای تحقق قانون الهی در نظر میگرفت، در حالی که این حکم آن رابطه را معکوس کرد - خود دولت به هدف تبدیل شد و حق داشت قوانین را که قرار بود به آن خدمت کند، نادیده بگیرد.
این میتواند به عنوان منطق الهیاتی اصلی رژیم دیده شود که تحت سیستم "ولایت فقیه" (جایی که رهبر عالی دارای اختیارات کامل است) ادامه دارد. همانطور که امین ساکال در "ایران در حال ظهور" اشاره کرد، این الگو تکرار میشود: هرگاه با تصمیمات مهم مواجه شود، رهبر عالی "شرطهایی" را اضافه میکند در حالی که از تصمیم حمایت میکند، بهطوری که در صورت لزوم امکان بازگشت وجود داشته باشد.
در سنت نبوی، یک نهاد محدود که ادعای وفاداری میکند باید تنها متعلق به خدا باشد، نام واضحی دارد: بتپرستی. برای پیمانها، پیامدها نیز بسیار خاص هستند—شکل تعهد باقی میماند، اما اساس واقعی برای تحقق آن ناپدید شده است، زیرا طرفی که تعهد را داده است، مدتهاست که حق خود را برای لغو آن اعلام کرده است.
حامیان "عملیات چکش نیمهشب" ممکن است این الگو را در تهران ببینند. اما سنت نبوی هرگز به مردم اجازه نمیدهد که "بتپرستی" را تنها در دشمنان خارجی تشخیص دهند.
زیر پوسته آتشبس، دیگر اعتمادی وجود ندارد
قبل از "عملیات چکش نیمهشب"، قبل از این جنگ چهلروزه، قبل از آتشبس، ایالات متحده قبلاً از توافق هستهای ایران (JCPOA) خارج شده بود. بر اساس این توافق، ایران به طور قابل توجهی ذخایر اورانیوم غنیشده خود را کاهش داد و با بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی تحت پروتکل اضافی موافقت کرد. این آژانس در گزارش به گزارش، انطباق ایران را تأیید کرد. این توافق واقعاً نقصهایی داشت: برخی محدودیتها "مادههای غروب" داشتند و در مورد مسائل موشکی خلأهایی وجود داشت؛ از منظر محتاطانه، خروج بیدلیل نبود. با این حال، سیستم تأیید خود به طور مؤثری عمل میکرد.
با این حال، واشنگتن هنوز تصمیم به خروج گرفت. صرف نظر از اینکه این تصمیم چگونه ارزیابی شود، پیامدهای ساختاری آن بسیار واضح است: کشورهایی که اکنون خواستار انطباق ایران در توافق جدید هستند، همانهایی هستند که قبلاً توافق قدیمی را پاره کردند. زمانی که تلاشهای دیپلماتیک بعدی نتوانستند تحت "حداکثر خواستههای" ایالات متحده نتیجهای به دست آورند، پاسخ به درگیریهای فزاینده تبدیل شد.
ژوئن 2025: 7 بمبافکن B-2، 14 بمبافکن پناهگاهی، 75 مهمات هدایتشونده دقیق به سه تأسیسات هستهای حمله کردند. بهطور رسمی به عنوان "یک موفقیت نظامی چشمگیر" توصیف شد. با این حال، آژانس اطلاعات دفاعی ارزیابی کرد که این حملات تنها "برنامه هستهای ایران را چند ماه به تأخیر انداخت." در هدف اصلی، فردو، آژانس IAEA هیچ آسیبی پیدا نکرد. ذخایر اورانیوم غنیشده 60% ایران (440.9 کیلوگرم) نامشخص است: یا هنوز زیر آوار است یا 13 روز قبل از اولین حمله به اصفهان منتقل شده است. پیشرفتهترین حمله هوایی در سالهای اخیر این سؤال را به وجود آورد: دقیقاً چه چیزی را هدف قرار دادیم؟
فوریه 2026: جنگ تمامعیار آغاز میشود، حملات 26 استان را پوشش میدهد، رهبر عالیقدر میمیرد. بر اساس آمار HRANA، در مجموع ۳۵۹۷ نفر جان باختند که شامل ۱۶۶۵ غیرنظامی میشود. چهل روز بعد، آتشبس برقرار شد—اما مسئله غنیسازی اورانیوم همچنان حلنشده باقی مانده و هیچ توافق کتبی در دسترس عموم نیست.
پس از حملات هوایی، ایران همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را متوقف کرد. مدیر کل رافائل گروسی به شورا اطلاع داد که این آژانس "پیوند دانش" خود را در مورد ذخایر اورانیوم ایران از دست داده و این فقدان "غیرقابل بازگشت" است. اکنون، آژانس بینالمللی انرژی اتمی "نمیتواند هیچ اطلاعاتی درباره مقیاس، ترکیب یا مکان ذخایر اورانیوم با غنای بالا در ایران ارائه دهد." ایران بهطور کامل همکاری را متوقف کرده است. اما خروج از توافق، تحمیل تحریمها و سپس حملات نظامی—این زنجیره رویدادها توسط همان طرفی آغاز شد که اکنون خواستار توافق جدید است.
یک رهبر بیاحتیاط ممکن است قضاوت نادرستی داشته باشد؛ اما یک جهتگیری ساختاری در هر نقطه تصمیمگیری همان منطق را تکرار خواهد کرد: خروج از توافق، تحمیل تحریمهای شدید، بمباران تأسیسات و سپس درخواست از کشوری که به تازگی "غیرقابل اعتماد" شناخته شده است تا دوباره توافق را امضا کند. در هر نقطه، انتخاب زور به جای قرارداد، و ویرانی به جای اعتماد است. این ثبات یک باور را فاش میکند: که قدرت نظامی ایالات متحده میتواند نظمی را به وجود آورد که باید بر اساس ساختارهای اخلاقی حفظ شود.
فرمان خمینی، دولت اسلامی را بالاتر از نماز و روزه قرار داد؛ در حالی که مدل رفتاری ایالات متحده، برتری نظامی را بالاتر از قرارداد قرار میدهد. هر دو اساساً یکسان هستند: برخورد با قدرت محدود به عنوان اتکای نهایی، "بتپرستی."
اینجاست که این دو شکل "بتپرستی" تلاقی میکنند: ایالات متحده دیگر نمیتواند اعتمادی را که خود نابود کرده است، طلب کند؛ ایران نمیتواند تعهدی ارائه دهد که سیستم خود حق لغو آن را محفوظ میدارد.
سیستم تأیید که زمانی شکاف بین دو طرف را پر میکرد، در یک سری تصمیمات توسط هر دو کشور نابود شده است. آنچه باقی مانده، پوستهای از توافق است که فرم را حفظ کرده اما از حمایت اخلاقی بیبهره است.
هر دو طرف در حال بحث درباره متنی از توافق هستند که هرگز بهطور عمومی منتشر نشده است. شورای عالی امنیت ملی ایران خواستار پایبندی به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است؛ تنها چند ساعت قبل از اعلام آتشبس، روسیه و چین قطعنامهای ملایمتر در مورد تنگه هرمز را وتو کردند.
در طرف ایرانی، نماینده ارشد در مذاکرات اسلامآباد، محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس است که همچنین عضو کمیته رهبری موقت است. او در اواخر مارس اعلام کرد که هرگز با ایالات متحده مذاکره نکرده است، اما اکنون به مذاکرهکننده اصلی تبدیل شده است—کسی که توافق را اجرا میکند و همچنین کسی که آن را تدوین میکند.
در "طرح ده مادهای" پیشنهادی ایران، نسخه فارسی شامل بیانیهای است که "غنیسازی اورانیوم" را به رسمیت میشناسد، در حالی که نسخه انگلیسی برای استفاده خارجی این جمله را حذف کرده است؛ ترامپ ادعا کرد که "اجازه هیچ غنیسازیای را نخواهد داد." تسلیم اجباری هرگز "بتپرستی" را درمان نکرده است. تاریخ از سال ۱۹۸۸ بهطور مکرر این را ثابت کرده است.
جورج ویگل، در "آرامش نظم"، این مکانیزم را "جایگزینی بینهایت" نامید—یعنی، رفتار با ترتیبات سیاسی محدود بهعنوان نهایی، و در نتیجه تخریب بنیادی که یک جامعه سیاسی منظم بر آن استوار است.
نگاه کردن به این آتشبس بهعنوان پیروزی قدرت ایالات متحده، یا به سادگی فرض کردن اینکه ایران بهطور اجتنابناپذیر قرارداد را نقض خواهد کرد، در واقع همان اشتباه است: هر دو قضاوت یک ترتیبات محدود را بهعنوان قضاوت نهایی تلقی میکنند.
کسانی که بهطور قاطع معتقدند که نیروی نظامی میتواند اطاعت را تحمیل کند، "شکارچیان"، و کسانی که بهطور قاطع معتقدند که دیپلماسی میتواند روابط را تغییر دهد، "کبوترها"، در واقع آینههایی هستند—هر دو از پذیرش یک واقعیت خودداری میکنند: هیچ ابزاری انسانی نمیتواند بهتنهایی نجات را به ارمغان آورد.
سنت هرگز چنین قطعیتی را فراهم نکرده است. آنچه که خواسته میشود، مسیری دشوارتر است.
در متون مقدس، پیامبر همیشه با اسرائیل آغاز میکند. زیرا تنها "قوم عهد" مفهوم شناسایی "بتپرستی" را در اختیار دارد؛ و زمانی که آنها از بهکارگیری این مفهوم برای خودداری میکنند، گناه آنها حتی بزرگتر است. اعلامیه عاموس در دمشق آغاز میشود، نه بهخاطر عدالت آن، بلکه بهخاطر اینکه مخاطب با محکومیت "دیگری" سر تکان میدهد—سپس به یهودا و سپس به اسرائیل میپردازد و سر تکان دادن متوقف میشود.
شناسایی الگوی مشترک دو کشور به معنای استفاده از این ابزارهای قضاوت به ترتیب است: ابتدا اشاره به "بتپرستی" خود، سپس قضاوت درباره دیگری.
این سنت "انضباط توبه" نامیده میشود و شکلی عملی و واضح دارد: چه در کلیسا، چه در میز شام، یا در چتهای گروهی پر از اخبار، هنگام بحث درباره این آتشبس، باید با "پذیرش" آغاز شود—خروج از برجام اولین نقض قرارداد توسط طرفی بود که خواستار عهد جدید بود؛ "عملیات چکش نیمهشب" اعتقادی را تجسم میکند: که تا زمانی که تخریب به اندازه کافی کامل باشد، نظم میتواند برقرار شود؛ جنگ چهلروزه، ۱۶۶۵ مرگ غیرنظامی، و ۱۷۰ کودک کشتهشده در یک حمله به مدرسه، در حالی که نقطه شروع درگیری—مسئله غنیسازی اورانیوم—هنوز حلنشده باقی مانده است. قبل از اشاره به مشکلات تهران، ابتدا این حقایق را بپذیرید. مسائل تهران کوچکتر نیستند، اما اگر قضاوتها همیشه از اشتباهات دیگری آغاز شود، دیگر صادق نیستند.
غیرقابلاعتماد بودن ایران مدتهاست که در الهیات نهادی آن نوشته شده است و بررسی شرایط آتشبس همچنان ضروری است. اما یک ارزیابی صادقانه از ایالات متحده باید در ابتدا انجام شود. فقط با شناسایی همزمان دو شکل "بتپرستی" میتوان به ماهیت واقعی این ترتیبات پی برد، نه اینکه آن را بهعنوان تأیید مواضع موجود تلقی کرد.
این آتشبس در واقع یک ویرانی است. این ممکن است تنها میز مذاکرهای باشد که هنوز وجود دارد. سنت جنگ عادلانه اولویت واقعی برای صلح دارد، که به این معناست که مردم باید در این ترتیبات توخالی شرکت کنند و نه اینکه به سادگی آن را رها کنند.
آگوستین صلح را به عنوان "آرامش نظم" تعریف کرد. و واقعیت کنونی یک وقفه دو هفتهای است که توسط پاکستان میانجیگری شده است: هیچ متن مشترکی وجود ندارد، هیچ تأیید مؤثری وجود ندارد، و هر دو طرف دیدگاههای متفاوتی در مورد محتوای توافق دارند. ویرانهها قابل تعمیر هستند، اما به شرطی که مردم آن را با یک کاتدرال بزرگ اشتباه نگیرند.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

تحقیقات ببر: تحلیل جامعی از سودآورترین کسبوکارها و مدلهای کسبوکار آنها در حوزه کریپتو

ارزش استیبل کوینها در سال ۲۰۲۶ به ۳۱۵ میلیارد دلار رسید: چرا این بزرگترین روند در حال حاضر در کریپتو است؟
بیت کوین ممکن است در حال تشکیل کف قیمتی خود در سال ۲۰۲۶، نزدیک به ۶۵ هزار دلار باشد. ببینید چگونه شوکهای تعرفهای، ورود ETFها و سیگنالهای ژئوپلیتیکی میتوانند جهش بعدی بیتکوین به سمت ۷۵ هزار دلار را شکل دهند.

آیا بیتکوین در حال شکلگیری کف خود در سال 2026 است؟ چگونه شوک تعرفه و آتشبس میتواند BTC را به سمت 75 هزار دلار سوق دهد
بیتکوین ممکن است در حال شکلگیری کف خود در سال 2026 نزدیک به 65 هزار دلار باشد. ببینید چگونه شوکهای تعرفه، ورود ETF و آتشبس ایران میتواند شکلدهندهی شکست بعدی BTC به سمت 75 هزار دلار باشد.

چرا آتشبس آمریکا و ایران محکوم به شکست است؟

سفر ۳۰ روزه هوش مصنوعی یک صاحب باشگاه سنگنوردی

از دنیای ارزهای دیجیتال که شروع کنیم، چه چیزی Hermes Agent را به بزرگترین رقیب OpenClaw تبدیل میکند؟

آیا بازیکن خاورمیانهایِ کمتر شناختهشده، ستاره بازار پیشبینی جام جهانی ۲۰۲۶ خواهد بود؟

تبدیل هوش مصنوعی به یک سیستم اجرایی فردی، جدیدترین راهنمای بهترین شیوههای عاملهای مدیریتشده کلود

انتشار امروز | فهرست کامل دموهای مهمان در «سوپر کریتور لایو»

کریپتو او جی، چرا عامل هرمس به عنوان بزرگترین رقیب اوپن کلاو ظاهر شده است؟

تاریخچه کارآفرینی هشتساله کالشی: یک بوکسور در کت و شلوار روی صحنه قدم میگذارد.

شرط 950 میلیون دلاری دولت ترامپ بر روی کاهش قیمت نفت قبل از آتشبس، بازار نفت خام را به بهشت معاملات داخلی تبدیل کرد

چرا ترامپ ایالات متحده را به جنگ با ایران کشاند؟

از تهدید تا آتشبس: چگونه ایالات متحده سلطه خود را از دست بدهد؟

اخبار صبح | یی لیهوا صندوق هوش مصنوعی OpenX Labs را تأسیس کرد؛ شبکه فاروس تأمین مالی سری A به مبلغ ۴۴ میلیون دلار را کامل کرد؛ ایران خواستار پرداخت بیتکوین به عنوان عوارض توسط نفتکشهای هرمز است

اکوسیستم اتریوم پس از راهاندازی میتوس چه مدت میتواند دوام بیاورد؟

معاملات کپی کاملاً جدید
برای ارائه یک تجربه معاملاتی امنتر و مدیریت صندوق شفافتر، WEEX در حال بهروزرسانی عمدهای در سیستم معاملات کپی خود است.

مقاله جدید ری دالیو: جهان در حال ورود به یک چرخهٔ جنگ است.
تحقیقات ببر: تحلیل جامعی از سودآورترین کسبوکارها و مدلهای کسبوکار آنها در حوزه کریپتو
ارزش استیبل کوینها در سال ۲۰۲۶ به ۳۱۵ میلیارد دلار رسید: چرا این بزرگترین روند در حال حاضر در کریپتو است؟
بیت کوین ممکن است در حال تشکیل کف قیمتی خود در سال ۲۰۲۶، نزدیک به ۶۵ هزار دلار باشد. ببینید چگونه شوکهای تعرفهای، ورود ETFها و سیگنالهای ژئوپلیتیکی میتوانند جهش بعدی بیتکوین به سمت ۷۵ هزار دلار را شکل دهند.
آیا بیتکوین در حال شکلگیری کف خود در سال 2026 است؟ چگونه شوک تعرفه و آتشبس میتواند BTC را به سمت 75 هزار دلار سوق دهد
بیتکوین ممکن است در حال شکلگیری کف خود در سال 2026 نزدیک به 65 هزار دلار باشد. ببینید چگونه شوکهای تعرفه، ورود ETF و آتشبس ایران میتواند شکلدهندهی شکست بعدی BTC به سمت 75 هزار دلار باشد.
