logo

چرا آتش‌بس آمریکا و ایران محکوم به شکست است؟

By: blockbeats|2026/04/09 20:02:14
0
اشتراک‌گذاری
copy
عنوان اصلی مقاله: خودداری از درگیری که هیچ‌یک از طرفین قادر به حفظ آن نیست
نویسندهٔ اصلی: توماس آلدرن
ترجمه: پگی، بلاک‌بی‌تس

یادداشت ویراستار: توافق آتش‌بس لزوماً به معنای پایان درگیری نیست.

در این رویارویی میان ایران و ایالات متحده، آنچه واقعاً در حال تغییر است نه وضعیت میدان نبرد، بلکه خودِ معنای «معاهده» است که در حال بازنویسی است. از آتش‌بس ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ آغاز شده، این مقاله نشان می‌دهد که چگونه خمینی چرخشی سرنوشت‌ساز میان الهیات و واقعیت ایجاد کرد و این منطق را با تصمیم آتش‌بس در سال ۲۰۲۶ مقایسه می‌کند و به مسئله‌ای ساختاری عمیق‌تر اشاره می‌نماید: وقتی یک دولت بالاتر از قوانین قرار گیرد، هر توافقی از قدرت الزام‌آور خود محروم خواهد شد.

این مقاله استدلال می‌کند که آتش‌بس امروز شکننده است، نه تنها به دلیل فقدان اعتماد میان دو طرف، بلکه به این دلیل که این «بی‌اعتمادی» خود توسط نظام‌ها و مسیرهای تاریخی هر یک از آن‌ها تثبیت شده است. از یک سو، ایران در الهیات سیاسی خود جایگاهی برای «تعهد قابل فسخ» حفظ کرده است؛ از سوی دیگر، ایالات متحده پس از خروج از توافق هسته‌ای ایران (JCPOA) و روی آوردن به فشار حداکثری و حملات نظامی، اعتبار خود را به‌عنوان یکی از طرف‌های توافق تضعیف کرده است.

در این شرایط، آتش‌بس دیگر «راهی به سوی صلح» نیست، بلکه بیشتر شبیه شکلی محفوظ است: هنوز وجود دارد، اما فاقد بنیان اخلاقی و نهادی لازم برای حمایت از آن است.

وقتی هر دو طرف قدرت خود را به‌عنوان تکیه‌گاه نهایی می‌بینند، آیا هنوز هم می‌توان به توافق رسید؟ و شاید این مهم‌ترین نقطهٔ شروع برای درک این آتش‌بس باشد.

در زیر مقالهٔ اصلی آمده است:

چگونه منطق سال ۱۹۸۸ امروز تکرار می‌شود

پیش از پذیرفتن آتش‌بس با عراق در سال ۱۹۸۸، گفته می‌شود روح‌الله خمینی در نظر داشت از مقام رهبری عالی‌رتبه کناره‌گیری کند. او بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران بود.

رئیس وقت مجلس، اکبر هاشمی رفسنجانی، راه‌حل جایگزینی پیشنهاد کرد: او به‌طور یک‌جانبه جنگ را پایان می‌داد و سپس خمینی از این موضوع به‌عنوان بهانه‌ای برای زندانی کردن او استفاده می‌کرد. دو مرد در اوج قدرت دولتی الهی‌سالاری مجبور شدند برای «پس‌نشینی» بهانه‌ای پیدا کنند، زیرا نظام الهیاتی‌ای که ساخته بودند، سازش را تقریباً ناممکن می‌ساخت. اما واقعیت آنها را مجبور به عقب‌نشینی کرد.

خمینی این «نمایش سیاسی» did-133">را نپذیرفت اما شخصاً «سم را نوشید.» در ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۸، او اعلام کرد که آتش‌بس سازمان ملل را می‌پذیرد. دولت سپس به‌سرعت به دنبال مشروعیت دینی گشت. آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت، به «معاهده حدیبیه» اشاره کردند؛ توافقی که پیامبر اکرم در قرن هفتم با دشمن امضا کردند و در نهایت به پیروزی انجامید.

همان‌طور که محمد آیت‌اللهی طبار در «دیپلماسی دینی» ثبت کرده است، در روزهای منتهی به آتش‌بس، مفسران ایرانی مدت‌ها این تشبیه را رد کرده بودند؛ اما به محض اینکه «مفید» شد، به‌سرعت برای «نجات رژیم» به کار گرفته شد.

در عرض چند ماه، خمینی هیئتی را به کرملین فرستاد و حکم دینی علیه سلمان رشدی صادر کرد. این اقدام خارجی بازتاب نامه‌های پیامبر به حاکمان خارجی پس از حدیبیه بود. تبار استدلال می‌کند که هر دو اساساً اقدامات سیاسی بودند—در پی ترمیم نظام الهیاتی آسیب‌دیده‌ای از طریق نشان دادن «تداوم» موضع دینی. جنگ متوقف شد، اما روایت انقلابی پایان نیافت؛ آن در شکلی بازسازی‌شده ادامه یافت.

در ۸ آوریل ۲۰۲۶، شورای عالی امنیت ملی ایران پس از چهل روز درگیری، توافق آتش‌بس دو هفته‌ای با ایالات متحده را پذیرفت. یک بیانیه رسمی آن را «پیروزی بزرگ» خواند و اعلام کرد که ایران «ایالات متحده جنایتکار را وادار کرده است تا طرح ده‌ماده‌ای خود را بپذیرد.» یک جمله، آشنا برای کسانی که سال ۱۹۸۸ را به یاد دارند، چنین بود: «باید تأکید شود که این به معنای پایان جنگ نیست.»

رهبر معظم تازه‌منصوب، پسر فراخوانندهٔ پیمان حدیبیه—مجتبی خامنه‌ای—شخصاً دستور آتش‌بس را صادر کرد. همزمان، شورای رهبری او «بی‌اعتمادی کامل» خود را نسبت به طرف آمریکایی ابراز کرد. یک پذیرش مشروط، یک روایت انقلابی محفوظ. دو رهبر عالی‌رتبه در طول سی‌وهشت سال، با پیروی از الگوی یکسان.

برای ناظران محافظه‌کارتر، درک این حکم دشوار نیست. عملیات «چکش نیمه‌شب» سه تأسیسات هسته‌ای را با ۱۴ بمب نفوذی به سنگر و ۷۵ سلاح هدایت‌شوندهٔ دقیق هدف قرار داد. در عملیات نظامی فوریهٔ ۲۰۲۶، پوشش حمله به ۲۶ استان از ۳۱ استان ایران گسترش یافت. پذیرش نهایی آتش‌بس توسط ایران گویی نتیجه‌گیری را تأیید می‌کرد: نیروی نظامی به آنچه پنج دور مذاکرات دیپلماتیک با میانجیگری عمان نتوانسته بود دست یافت.

زمانی که ملت بر پیمان چیره می‌شود: تمام تعهدات قابل فسخ هستند

شک در مورد احتمال «تمدید نکول» ایران بی‌اساس نیست. این شواهد حتی می‌توان آن‌ها را تا خود بنیان‌گذار رژیم ردیابی کرد. در ۸ ژانویهٔ ۱۹۸۸، شش ماه پیش از آتش‌بس، خمینی بیانیه‌ای صادر کرد. همان‌طور که طبار توصیف کرد، این «شاید روشنگرترین و سرنوشت‌سازترین اظهارات او» بود: دولت، به‌عنوان بخشی از «حکومت مطلق» پیامبر محمد، یکی از بنیادی‌ترین احکام اسلام است و جایگاه آن بالاتر از همه احکام فرعی، حتی بالاتر از نماز، روزه و حج قرار دارد... هرگاه توافق‌های موجود با منافع دولت و منافع کلی اسلام در تضاد باشند، دولت حق دارد به‌طور یک‌جانبه هر توافق قانونی انجام‌شده با مردم را لغو کند.

همین‌جا: جمهوری اسلامی بالاتر از نماز و روزه قرار دارد و قدرت لغو همه توافق‌ها را دارد. نوشته‌های اولیهٔ آیت‌الله خمینی دولت را وسیله‌ای برای اهداف الهی می‌دانستند، اما این حکم آن رابطه را معکوس می‌کند—دولت خود به هدف تبدیل می‌شود و مجاز است قوانینی را که باید به آن‌ها خدمت می‌کرد، نادیده بگیرد.

این را می‌توان به‌عنوان منطق الهیاتی اصلی رژیم در نظر گرفت که تا امروز تحت «ولایت فقیه» ادامه دارد. همان‌طور که امین سیکال در «ایران رو به اوج» اشاره می‌کند، این الگو تکرار می‌شود: هرگاه با یک تصمیم مهم مواجه می‌شود، رهبر معظم انقلاب هم تصمیم را تأیید می‌کند و هم یک «تذکر مشروط» ضمیمه می‌کند تا در صورت لزوم امکان بازگشت فراهم باشد.

در سنت نبوی، نهادی محدود که ادعا می‌کند وفاداری تنها از آنِ خداست، نامی دارد: بت‌پرستی. در مورد معاهدات، پیامدها نیز مشخص هستند—شکل تعهد باقی می‌ماند، اما مبنای تحقق واقعی آن از بین رفته است، زیرا طرف متعهد حق خود را برای پس‌گرفتن آن اعلام کرده است.

حامیان «عملیات چکش نیمه‌شب» شاید این الگو را در تهران ببینند. اما سنت نبوی هرگز اجازه نمی‌دهد که «بت‌پرستی» را صرفاً در دشمنان بیرونی تشخیص دهیم.

زیر گلوله‌های آتش‌بس، اعتمادی وجود ندارد

پیش از «عملیات چکش نیمه‌شب»، پیش از این جنگ چهل‌روزه، پیش از آتش‌بس، ایالات متحده پیش‌تر از توافق هسته‌ای ایران (برجام) خارج شده بود. بر اساس این توافق، ایران ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ خود را به‌طور چشمگیری کاهش داد و راستی‌آزمایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را طبق پروتکل الحاقی پذیرفت. این آژانس در گزارش‌های پیاپی، پایبندی ایران را تأیید کرد. این توافق دارای نواقصی بود: برخی محدودیت‌ها دارای بندهای انقضای زمانی بودند و مسئله موشکی همچنان حل‌نشده باقی ماند؛ از منظر احتیاطی دلایلی برای خروج وجود داشت. اما خود سیستم تأیید کار می‌کرد.

با این حال واشنگتن همچنان خروج را انتخاب کرد. صرف‌نظر از قضاوت درباره خود آن تصمیم، پیامدهای ساختاری آن روشن است: همان کشوری که اکنون از ایران می‌خواهد در توافق جدید به تعهداتش عمل کند، همان کشوری است که توافق قبلی را پاره کرد. وقتی تلاش‌های دیپلماتیک بعدی در چارچوب «حداکثر مطالبات» آمریکا به نتیجه نرسیدند، پاسخ به سمت تشدید روی آورد.

ژوئن ۲۰۲۵: ۷ بمب‌افکن بی‌تو، ۱۴ بمب نفوذی به سنگر، ۷۵ سلاح هدایت‌شوندهٔ دقیق، با هدف قرار دادن سه تأسیسات هسته‌ای. رسماً «یک موفقیت نظامی باشکوه» نامیده شد. با این حال، ارزیابی آژانس اطلاعات دفاعی می‌گوید این حملات برنامه هسته‌ای ایران را تنها «چند ماه» به عقب انداخته‌اند. در هدف اصلی، فوردو، هیچ تخریبی توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یافت نشد. ذخیره اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی ایران (۴۴۰٫۹ کیلوگرم) همچنان سرنوشت نامشخصی دارد: یا هنوز زیر آوار است یا ۱۳ روز پیش از حملات اولیه به اصفهان منتقل شده است. پیشرفته‌ترین حمله هوایی از نظر فناوری در سال‌های اخیر، اما سؤال باقی‌مانده این است: واقعاً به چه چیزی برخورد کردیم؟

فوریه ۲۰۲۶: جنگی تمام‌عیار آغاز شد که ۲۶ استان را درگیر کرد و به مرگ رهبر معظم انجامید. بر اساس گزارش هرا، در مجموع ۳۵۹۷ نفر جان باختند که از این میان ۱۶۶۵ نفر غیرنظامی بودند. چهل روز بعد، آتش‌بس برقرار شد — اما مسئله غنی‌سازی اورانیوم همچنان حل‌نشده باقی ماند و هیچ توافق رسمی به‌طور علنی اعلام نشد.

پس از حملات هوایی، ایران همکاری خود را با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تعلیق کرد. مدیرکل رافائل گروسی به هیئت مدیره اطلاع داد که این آژانس «پیوستگی دانش» خود را در مورد ذخایر اورانیوم ایران از دست داده است و این فقدان «غیرقابل بازگشت» است. در حال حاضر، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی «نمی‌تواند هیچ اطلاعاتی در مورد مقیاس، ترکیب یا محل ذخایر اورانیوم با غنای بالا ایران ارائه دهد.» ایران همکاری را به‌طور کامل متوقف کرد. اما از خروج از توافق و اعمال تحریم‌ها گرفته تا حملات نظامی — این همان حزبی بود که اکنون خواستار توافق جدیدی شده و این زنجیرهٔ رویدادها را به راه انداخت.

یک رهبر بی‌دقت ممکن است اشتباه محاسبه کند؛ اما یک جهت‌گیری ساختاری، از سوی دیگر، همان منطق را در هر گره تصمیم‌گیری تکرار می‌کند: خروج از توافق، اعمال حداکثر فشار از طریق تحریم‌ها، بمباران تأسیسات و سپس درخواست از کشوری که به‌تازگی «نامطمئن» ثابت شده است تا از توافق کناره‌گیری کند. در هر گره، انتخاب بر پیمان تحمیل می‌شود و ویرانی بر معماری اعتماد. آنچه این ثبات آشکار می‌کند، باوری است: قدرت نظامی ایالات متحده می‌تواند آن نظمی را که می‌بایست بر پایهٔ ساختار اخلاقی باشد، به‌دست آورد.

دستور خمینی دولت اسلامی را بر نماز و روزه مقدم داشت؛ الگوی رفتار آمریکا برتری نظامی را بر پیمان مقدم می‌دارد. آنها اساساً یکسان‌اند: هر دو قدرت محدود را به‌عنوان تکیه‌گاه نهایی در «بت‌پرستی» می‌پندارند.

در اینجا است که این دو شکل از «بت‌پرستی» با هم تلاقی می‌کنند: ایالات متحده دیگر نمی‌تواند اعتمادی را که خود سست کرده است، مطالبه کند؛ ایران نیز نمی‌تواند تعهدی ارائه دهد که حق فسخ نظام خود را حفظ کند.

سیستم راستی‌آزمایی که زمانی شکاف میان دو طرف را پر می‌کرد، در سلسله تصمیماتی از سوی هر دو کشور نابود شده است. آنچه اکنون باقی مانده، پوستهٔ توافقی است که شکل خود را حفظ کرده اما از حمایت اخلاقی برخوردار نیست.

هر دو طرف در حال بحث بر سر متنی از یک توافق هستند که هرگز به‌طور عمومی افشا نشده است. شورای عالی امنیت ملی ایران درخواست کرده است که ملزم به اجرای قطعنامه‌ای از سوی شورای امنیت سازمان ملل شود؛ و تنها چند ساعت پیش از اعلام آتش‌بس، روسیه و چین قطعنامه‌ای ملایم‌تر درباره تنگه هرمز را وتو کرده بودند.

از سوی ایران، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس که عضو شورای رهبری موقت نیز هست، نمایندهٔ ارشد مذاکرات اصفهان است. او در اواخر مارس گفته بود که هرگز با آمریکا مذاکره نکرده است، اما اکنون مذاکره‌کننده ارشد است — کسی که هم توافق را اجرا می‌کند و هم آن را تدوین می‌نماید.

در طرح پیشنهادی «طرح ده‌نقطه‌ای» ایران، نسخهٔ فارسی شامل بیانیه‌ای دربارهٔ «اعتراف به غنی‌سازی اورانیوم» است، در حالی که نسخهٔ انگلیسی این جمله را حذف کرده است؛ ترامپ اعلام کرده است که «اجازهٔ هیچ‌گونه غنی‌سازی را نخواهد داد.» تسلیم اجباری هرگز بت‌پرستی را شفا نداده است. تاریخ از سال ۱۹۸۸ بارها این را ثابت کرده است.

در «تراکوئیلیتاس اوردینیس»، جورج وایگل این سازوکار را «جایگزینی بی‌نهایت» نامید — یعنی اتخاذ یک نظم سیاسی محدود به‌عنوان نهایی، و بدین ترتیب نابود کردن بنیانی که نظم یک جامعه سیاسی بر آن متکی است.

دیدن این آتش‌بس به‌عنوان پیروزی قدرت آمریکا یا صرفاً پذیرفتن اینکه قصور ایران اجتناب‌ناپذیر است، در واقع یک اشتباه است: هر دو حکم بر یک توافق موقت به‌عنوان حکم نهایی می‌دهند.

«بازهای» جنگ‌طلب که باور دارند زور می‌تواند اطاعت را تحمیل کند و «کبوترهای» صلح‌طلب که باور دارند دیپلماسی می‌تواند روابط را دگرگون سازد، در اصل بازتاب‌های آیینه‌ای یکدیگرند — هر دو از پذیرش یک حقیقت ساده سر باز می‌زنند: هیچ ابزار انسانی به خودی خود نمی‌تواند رستگاری را به ارمغان آورد.

سنت هرگز چنین قطعیت‌هایی را ارائه نکرده است. این مسیر دشوارتری را می‌طلبد.

در کتاب مقدس، پیامبر همواره با اسرائیل آغاز می‌کند. فقط یک «قوم عهدی» مفهوم «بت‌پرستی» را دارد؛ و هنگامی که از به‌کار بردن این مفهوم دربارهٔ خود امتناع می‌کنند، گناهشان به‌ویژه سنگین است. مذمت عاموس با دمشق آغاز می‌شود، نه به‌خاطر پارسایی‌اش، بلکه چون مخاطبان در محکومیت «دیگری» سر تکان می‌دهند — سپس به یهودا و بعد به اسرائیل می‌پردازد و سر تکان دادن متوقف می‌شود.

تشخیص یک الگوی مشترک در این دو مورد به معنای استفاده متوالی از این ابزارهای داوری است: ابتدا شناسایی «بت‌پرستی» خود، سپس ارزیابی دیگری.

این سنت به «انضباط توبه» معروف است و اشکال عملی روشنی دارد: چه در کلیسا، چه پشت میز شام، یا در گفتگوی خبری، بحث در مورد این آتش‌بس باید با یک «اعتراف» آغاز شود — اینکه طرفی که خواستار پیمان جدیدی است، ابتدا پیمان قدیم را شکست؛ عملیات «چکش نیمه‌شب» تجسم یک باور است: اینکه اگر ویرانی به اندازه کافی کامل باشد، می‌توان نظم را بنا نهاد؛ جنگی چهل‌روزه، ۱۶۶۵ کشته غیرنظامی، ۱۷۰ کودک کشته شده در یک حمله به مدرسه، در حالی که نقطه شروع — مسئله غنی‌سازی اورانیوم — حل‌نشده باقی مانده است. قبل از آنکه به مشکلات تهران اشاره کنید، ابتدا این حقایق را بپذیرید. مسائل تهران کم‌اهمیت نیستند، اما اگر قضاوت همیشه از اشتباهات دیگران آغاز شود، دیگر صادقانه نیست.

ناامنی ایران مدت‌هاست در الهیات نهادی آن ثبت شده است، بررسی شرایط آتش‌بس همچنان ضروری است. اما یک ارزیابی صادقانه از آمریکا باید در اولویت باشد. تنها با به‌رسمیت‌شناختن هم‌زمان هر دو شکل «بت‌پرستی» می‌توان چهرهٔ واقعی این ترتیب را درک کرد، نه اینکه آن را تأیید مجدد مواضع موجود پنداشت.

این آتش‌بس اساساً یک ویرانی است. ممکن است این تنها میز مذاکره‌ای باشد که هنوز پابرجاست. سنت جنگ عادلانه گرایش واقعی به صلح دارد، که به این معناست مردم باید با این ساختار تهی‌شده درگیر شوند، نه اینکه صرفاً آن را رها کنند.

آگوستین صلح را «آرامش نظم» تعریف کرد. واقعیت کنونی یک وقفه دو هفته‌ای است که توسط پاکستان مدیریت می‌شود: هیچ متن مشترکی وجود ندارد، هیچ راستی‌آزمایی مؤثری انجام نمی‌شود و هر دو طرف بر نسخه خود از توافق اصرار دارند. ویرانه‌ها را می‌توان بازسازی کرد، اما تنها در صورتی که آن‌ها را با یک کلیسای جامع اشتباه نگیریم.

[لینک مقاله اصلی]

قیمت --

--

ممکن است شما نیز علاقه‌مند باشید

هایپر بیت، برای راه اندازی یک "بانک" در هایپر مایع

زنجیره‌ای که برای تراکنش‌ها ساخته شده، اکنون می‌خواهد شما حقوق خود را در آن ذخیره کنید.

تحقیقات کلان بازار ارزهای دیجیتال: آتش‌بس ایران و آمریکا، زمان ارزیابی مجدد دارایی‌های ریسک

آتش‌بس ایران و آمریکا چگونه بر دارایی‌های ریسک تأثیر می‌گذارد؟

تحقیقات ببر: تحلیل جامعی از سودآورترین کسب‌وکارها و مدل‌های کسب‌وکار آنها در حوزه کریپتو

هزینه‌های پرداخت، زیرساخت‌های مشترک و تقاضای فراساحلی به میدان‌های نبرد جدیدی تبدیل شده‌اند.

ارزش استیبل کوین‌ها در سال ۲۰۲۶ به ۳۱۵ میلیارد دلار رسید: چرا این بزرگترین روند در حال حاضر در کریپتو است؟

بیت کوین ممکن است در حال تشکیل کف قیمتی خود در سال ۲۰۲۶، نزدیک به ۶۵ هزار دلار باشد. ببینید چگونه شوک‌های تعرفه‌ای، ورود ETFها و سیگنال‌های ژئوپلیتیکی می‌توانند جهش بعدی بیت‌کوین به سمت ۷۵ هزار دلار را شکل دهند.

آیا بیت‌کوین در حال شکل‌گیری کف خود در سال 2026 است؟ چگونه شوک تعرفه و آتش‌بس می‌تواند BTC را به سمت 75 هزار دلار سوق دهد

بیت‌کوین ممکن است در حال شکل‌گیری کف خود در سال 2026 نزدیک به 65 هزار دلار باشد. ببینید چگونه شوک‌های تعرفه، ورود ETF و آتش‌بس ایران می‌تواند شکل‌دهنده‌ی شکست بعدی BTC به سمت 75 هزار دلار باشد.

چرا آتش‌بس بین ایالات متحده و ایران به طور حتمی ناپایدار است؟

تحلیل عمیق: چرا آتش‌بس ایالات متحده و ایران به عنوان "صوری" مورد انتقاد قرار می‌گیرد؟ وقتی هر دو طرف به قرار دادن قدرت خود بالاتر از توافق‌ها عادت کرده‌اند، این صلح کوتاه‌مدت که فاقد اعتماد است، به جز ویرانی چیزی نخواهد بود.

رمزارزهای محبوب

آخرین اخبار رمز ارز

ادامه مطلب