50 سال تلاش در هفئی: یک دانشگاه، یک صفحه نمایش، یک خودرو، یک چیپ حافظه
نویسنده: Sleepy، Menmen
در گذشته، هفئی چند خط راه آهن مناسب نداشت.
خط آهن پکن-شانگهای از مرز آنهویی عبور میکند، از شوشو، بنگبو و نانجینگ میگذرد، اما به هفئی نمیرسد. مردم هفئی برای سفرهای دور باید ابتدا به بنگبو بروند و سپس قطار عوض کنند. در ایستگاه بنگبو در نیمه شب، مسافران از هفئی در حال انتظار هستند و بلیط تعویض قطار را در دست دارند. برای مدت طولانی، مردم هفئی برای سفر به دوردستها باید از ایستگاههای دیگر استفاده کنند.
قطارهای زیادی از دور میآیند و به دور میروند. هیچ یک از آنها برای هفئی توقف نمیکند.
هفئی به هیچ کجا دور نیست. به عبارت دیگر، جوانان میخواهند دنیا را ببینند و به راحتی میروند، هفئی نمیتواند آنها را متوقف کند و هرگز هم به فکر متوقف کردنشان نبوده است.
به طور منطقی، چنین شهری باید دارایی خاصی نداشته باشد. اما هفئی به طور غیرمنتظرهای دارای یک دارایی است که از یک دانشگاه به دست آمده است.
دست نیافتنی
در سال 1969، دانشگاه علم و فناوری چین (چینکسا) تصمیم به انتقال از پکن گرفت و چندین مکان را بررسی کرد، اما همه آنها را مشکلساز دانستند. چند هزار نفر، نیاز به ساختمانهای آموزشی، غذا و تأسیسات آب و برق داشتند. در آن دوران خاص، یک دانشگاه بار سنگینی بود.
در نهایت، آنهویی آن را پذیرفت. در سال 1970، اولین گروه از استادان و دانشجویان به هفئی آمدند و در ساختمانهای قدیمی دانشگاه معلم و بانک مستقر شدند. زمستانهای هفئی سرد و مرطوب است و هیچ گرمایی وجود ندارد. یک استاد قدیمی به یاد میآورد که در حین نوشتن روی تخته، انگشتانش یخ میزدند و فقط میتوانستند آنها را مالش دهند و نفس گرم خود را به آنها بدمند و دوباره بنویسند. گرد و غبار گچ به آرامی بر روی زمین زرد رنگ میافتاد.
در آن زمان، هیچکس فکر نمیکرد که زیر این کف، بنیاد یک شهر برای پنجاه سال آینده دفن شده است.
با آمدن چینکسا، رنگ و بوی هفئی تغییر کرد. نه شلوغی یک شهر تجاری و نه روشنایی یک شهر بندری. دیگر شهرها مشغول جذب سرمایه، فروش زمین و ساخت مراکز تجاری بودند، در حالی که در هفئی بر سر میز غذا درباره تجهیزات، آکادمیسینها و آزمایشگاهها صحبت میشد.
در شمال غربی هفئی، دریاچه دونگپو وجود دارد که جزیرهای به نام جزیره علم دارد. در این جزیره تعدادی از مؤسسات تحقیقاتی آکادمی علوم چین وجود دارد که به مسائل ملی مانند همجوشی هستهای، میدانهای مغناطیسی قوی و اطلاعات کوانتومی پرداخته میشود. در این جزیره دستگاهی به نام "خورشید مصنوعی" وجود دارد که میخواهد واکنشهای داخلی ستارهها را در زمین شبیهسازی کند و دما میتواند به بیش از صد میلیون درجه برسد. داراییهای تحقیقاتی هفئی در سطح ملی بسیار ارزشمند است.
اما ارزشمند بودن به معنای تغییر یک شهر نیست.
چراغهای جزیره علم تا نیمه شب روشن است و مقالات و جوایز را روشن میکند، اما نمیتواند صبحانههای خیابانی را روشن کند. مردم محلی میدانند که این چیزها مهم هستند، اما مهم بودن با خوب بودن زندگی خودشان دو موضوع متفاوت است. ابزارهای ملی در دریاچه غوطهور هستند و زندگی روزمره در کنار خیابان قرار دارد و هیچکدام به دیگری دسترسی ندارند.
تحقیقات چینکسا به سمت پایهای و پیشرفته متمایل است، اما هفئی نمیتواند صنعتی مناسب برای ورود آنها به واقعیت ارائه دهد. نتایج در آزمایشگاهها تولید میشوند و سپس از آزمایشگاهها خارج شده و به خطوط تولید دیگران در شنژن، سوژو و شانگهای منتقل میشوند. پایه صنعتی ضعیف هفئی با نتایج تحقیقاتی چینکسا همخوانی ندارد و فارغالتحصیلان تمایل کمی به ماندن در هفئی دارند.
هرچقدر هم که مسائل زیبا حل شوند، در نهایت فقط شهرت است. این شهرت هفئی را در تلویزیون محترم میکند، اما نمیتواند به یک جوان باور دهد که ماندن در هفئی نیز میتواند او را به عصر برساند. دانشجویان چینکسا پس از فارغالتحصیلی، به راحتی میروند، در امتداد خط راهآهنی که معلمانشان روزی وارد آن شدند، به پکن، به مثلث اقتصادی یانگتسه و به دوردستها میروند.
هفئی یاد گرفته است که چیزهای شگفتانگیز را به خانه بیاورد. اما چگونه میتوان آنها را در زندگی این شهر جا داد، این مرحله هفئی نزدیک به چهل سال است که در حال انجام است.
یک صفحه نمایش
در سال 2008، بحران مالی، صنعت پنل جهانی به قعر سقوط رفت.
روزهای بینهایت سختی برای جیدیپانل بود. پنلهای LCD یک تجارت با سرمایهگذاری سنگین هستند، هزینهبر، نیاز به تجهیزات و زمان طولانی دارند. در زمانهای خوب، درآمد کمی کسب میشود و در زمانهای بد، خطوط تولید هنوز در حال استهلاک هستند و وامها باید پرداخت شوند.
در این زمان، جیدیپانل تصمیم به ساخت خط تولید TFT-LCD نسل ششم در هفئی گرفت. یک محاسبه اولیه نشان داد که به 175 میلیارد یوان نیاز دارد.
175 میلیارد چه مفهومی دارد. در آن سال، کل درآمد مالی هفئی 301 میلیارد یوان بود، اما تنها 161 میلیارد یوان به جیب محلی رسید. سرمایهگذاری برای یک خط تولید بیشتر از کل پولی است که هفئی میتواند در یک سال خود مدیریت کند.
با این حال، این پول در نهایت جمعآوری شد. ساختاری که هفئی در نهایت ایجاد کرد، 90 میلیارد یوان به عنوان سرمایه پروژه بود که 60 میلیارد یوان آن از پلتفرم دولتی هفئی تأمین شد و به صورت افزایش سرمایه به سهام جیدیپانل تبدیل شد؛ 30 میلیارد یوان باقیمانده از طریق جذب سرمایهگذاران استراتژیک به هفئی وارد شد؛ و 85 میلیارد یوان دیگر از طریق وامهای بانکی تأمین شد. اما بعداً، افزایش سرمایه بیش از حد پیشبینی شد و هفئی در واقع تنها 30 میلیارد یوان پرداخت کرد.
هفئی به عنوان "سهامدار" وارد میدان شد، پول را سرمایهگذاری کرد و در عوض سهام دریافت کرد، که در آینده میتوانستند از آن خارج شوند، نقد کنند و دوباره سرمایهگذاری کنند.
گزارشهای بعدی این را به عنوان نقطه شروع "مدل هفئی" نامیدند و در آن کلمات زیبا وجود داشت. اما اگر به سال 2008 برگردیم، این موضوع اصلاً زیبا نبود. صنعت در نقطه انجماد، شرکت در حال ضرر، و هفئی با یک مشکل بزرگ مواجه بود. هم گران بود و هم سنگین و هنوز نمیدانست آیا موفق خواهد شد یا نه.
بعداً جیدیپانل چندین خط تولید در هفئی راهاندازی کرد. از یک پنل شروع شد و به شیشه، فیلتر پلاریزه، IC درایور و سپس به دستگاه و پایانه رسید و هفئی به تدریج یک خوشه صنعتی نمایش را جمعآوری کرد.
هفئی پول مالیات را به سهام تبدیل کرد، سهام را به خط تولید تبدیل کرد و سپس خط تولید را به مشاغل، مالیات، اجاره و چراغهای یک منطقه جدید تبدیل کرد و دلیلی برای ماندن جوانان فراهم کرد.
هفتاد میلیارد
در سال 2020، نیو در بحران عمیقتری فرو رفت. در سال گذشته بیش از صد میلیارد ضرر کرد و قیمت سهام به بیش از یک دلار افت کرد. در آن زمان، خودروهای برقی هنوز به مرحلهای نرسیده بودند و اینکه آیا نیو نسل بعدی صنعت خودرو است یا فقط یک بازی پیشرفتهتر، هیچکس مطمئن نبود.
هفئی 70 میلیارد یوان ارائه داد.
اما نیو با جیدیپانل متفاوت است. شرکتهایی مانند نیو، نیمی از فروش خودرو و نیمی از فروش یک تصور درباره آینده هستند. ایستگاههای تعویض باتری، جوامع کاربری و روز نیو، همه بخشی از آن تصور هستند.
در پایان آوریل 2020، توافق نهایی شد، و بازیگر اصلی فقط هفئی نبود، بلکه چند سرمایهگذار استراتژیک مانند هفئی جیتی و سرمایهگذاری ملی، که 70 میلیارد یوان را جمعآوری کردند و به یک شرکت مشترک جدید به نام نیو (آنهویی) سرمایهگذاری کردند، که بعداً به "نیو چین" تبدیل شد.
نیو همچنین باید 42.6 میلیارد یوان نقدی پرداخت کند و همچنین تمام داراییهای کلیدی خود در چین را شامل تحقیق و توسعه خودرو، زنجیره تأمین، تولید، فروش و انرژی به این شرکت جدید منتقل کند. سرمایهگذاران استراتژیک در مجموع 24.1 درصد سهام را در اختیار دارند و نیو 75.9 درصد.
هفئی با پول واقعی سرمایهگذاری کرد و فقط سهام کمی را به دست آورد و کنترل را به دست نگرفت و کارهای تخصصی را به افراد متخصص سپرد. نیو توانست فرمان را حفظ کند و همچنین داراییهای کلیدی و دفتر مرکزی خود را به هفئی منتقل کند.
دفتر مرکزی نیو به هفئی منتقل شد و نزدیک به هشت هزار نفر را به همراه آورد. پارک صنعتی جدید پلنو به وجود آمد و چندین تأمینکننده نیز به آن پیوستند. از زمان شروع ساخت کارخانه دوم تا زمان تولید آن، هفده ماه طول کشید.
مهمتر از همه، ذهن جوانان تغییر کرد.
قبلاً برای اینکه به عصر برسید، باید بروید. نانجینگ، هانگژو، شانگهای، شنژن، هر چه دورتر بروید، موفقتر خواهید بود. اکنون این معما یک راه حل جدید دارد. میتوانید بمانید. نه به این دلیل که والدینتان در اینجا هستند و نه به این دلیل که نمیتوانید در بیرون ادامه دهید، بلکه به این دلیل که واقعاً کار وجود دارد و جنگی برای پیروزی وجود دارد.
میز کارت
هفئی در سال 2016 تصمیم به تولید چیپهای حافظه گرفت. در طول سی سال گذشته، این صنعت از دهها شرکت به چند شرکت محدود کاهش یافته است. شرکت آلمانی Qimonda در سال 2009 ورشکست شد. شرکت ژاپنی Elpida در سال 2012 ورشکست شد و توسط Micron خریداری شد. تعدادی از تولیدکنندگان تایوانی در این چرخه بارها و بارها دست و پنجه نرم کردند. در نهایت، سامسونگ، SK Hynix و Micron در این صنعت مستقر شدند.
سامسونگ یک روش معروف به نام "ضد چرخه" دارد. وقتی دیگران در حال ضرر و کاهش تولید هستند، آنها به جای آن کارخانههای جدیدی را راهاندازی میکنند. هر چه قیمت پایینتر باشد، آنها به دنبال این هستند که چه کسی ذخایر نقدی بیشتری دارد، تجهیزات را به روز میکند و نرخ تولید را پایدارتر میکند. وقتی رقبای دیگر نمیتوانند ادامه دهند، آنها به بازی ادامه میدهند و وقتی چرخه بهبود مییابد، تعداد کمتری در میز بازی وجود دارد و آنهایی که باقی ماندهاند شروع به کسب درآمد میکنند.
این صنعت به افرادی که میتوانند صبر کنند پاداش میدهد.
شخصی که در این میز بازی در هفئی رهبری میکند، ژو ییمینگ نام دارد. او فارغالتحصیل رشته فیزیک از دانشگاه تسینگهوا است و در اوایل در آمریکا در زمینه حافظه کار کرده و در سال 2005 به چین بازگشت و شرکت Zhaoyi Innovation را تأسیس کرد و NOR Flash را به عنوان رهبر داخلی تبدیل کرد.
در سال 2016، او تصمیم گرفت تمام دارایی خود را به هفئی و DRAM اختصاص دهد. در سالی که Changxin راهاندازی شد، پلتفرم سرمایهگذاری دولتی هفئی سهم عمدهای را تأمین کرد و تیم او سهم کمتری را تأمین کرد و به این شرکت کمک کردند. او از سمت CEO Zhaoyi Innovation استعفا داد و به هفئی منتقل شد و تمام وقت خود را صرف Changxin کرد و گفته میشود که قبل از سودآوری پروژه، هیچ حقوقی دریافت نکرده است.
این عزم راسخ پشت این صنعت دشوار است.
در سال 2016، تولید چیپهای حافظه تقریباً سختترین مسئله در چین بود. کارخانههای سیلیکون مانند هیولای بلعنده طلا هستند و تجهیزات، اتاقهای تمیز و استهلاک هر کدام هزینهبر هستند. فرآیند تولید چیپ باید بارها و بارها بهینهسازی شود و نرخ تولید باید به تدریج بهبود یابد. اگر یک پارامتر اشتباه باشد، یک دسته کامل از ویفرها از بین میرود. تولید نمونهها در آزمایشگاه یک چیز است و تولید انبوه و پایدار در خط تولید چیز دیگری است. در این میان، مهندسان، تجهیزات، مواد و مدیریت وجود دارد که نیاز به زمان و تلاش دارد.
فرآیند و دیوارهای پتنت DRAM در دست چند شرکت محدود است و هیچکس آنها را نمیفروشد. Changxin بعداً از یک شرکت کانادایی، مدارک فنی و مجوزهای پتنتی را که Qimonda سالها پیش ورشکسته شده بود، به دست آورد. به جز اینها، حتی مهندسان با تجربه نیز باید از خارج به صورت جداگانه دعوت شوند. وقتی Qimonda منحل شد، Changxin کهنهکاران آن را به عنوان مشاور دعوت کرد. یک بازیکن جدید که میخواهد به میز بیاید، تقریباً تمام چیزهایی را که در دست دارد، از دیگران باقی مانده و رد شده است.
در سال 2019، اولین دسته چیپهای DRAM تولید شد. سپس به تدریج از DDR4 به LPDDR، از الکترونیک مصرفی به سرور و از لیست جایگزینی داخلی به چرخه بزرگ ذخیرهسازی جهانی رسیدند.
Changxin در چند سال گذشته بیش از 30 میلیارد یوان ضرر کرده است. تا سال 2025، درآمد کل سال به 61.8 میلیارد یوان رسید و به سودآوری بازگشت. تا سه ماهه اول امسال، درآمد سه ماهه به 50.8 میلیارد یوان و سود خالص به 24.7 میلیارد یوان رسید.
با آمدن چرخه بزرگ ذخیرهسازی، پس از ده سال تلاش، درآمد یک فصل تقریباً به اندازه کل درآمد سال گذشته است. پشت Changxin، سهام دولتی هفئی بیش از 30 درصد است. در ژوئن امسال، ثبت IPO Changxin Technology در بازار STAR تأیید شد و قصد دارد 29.5 میلیارد یوان جمعآوری کند.
بنابراین بسیاری از مردم میگویند که هفئی دوباره "شرطبندی" را برد.
من فکر میکنم این کلمه اشتباه است. قماربازان هر زمان میتوانند از میز خارج شوند، اگر برنده شوند میتوانند بروند و اگر بازنده شوند نیز میتوانند بروند و فقط یک مکان دیگر را انتخاب کنند.
اما یک شهر نمیتواند از میز خارج شود. اگر یک شهر اشتباه کند، آنچه باقی میماند، کارخانههای خالی، پارکهای متروکه، جوانان ناامید و اعتبار عمومی است که سالها جمعآوری شده است، همه با هم از بین میرود.
هفئی یک شهر با استعداد نیست. کمی احمق، کمی سرسخت و کمی تسلیمناپذیر است، مانند فرزند یک خانواده بدون پیشینه، که میداند فقط میتواند مسائل دشوار را حل کند، مسائل آنهایی که دیگران از آنها متنفرند، از آنها که کند، سنگین و غیر اقتصادی هستند.
این شهر میداند که راه سخت است، میداند که کند است، میداند که اگر اشتباه کند نمیتواند برگردد، اما همچنان قدم به قدم پیش میرود. زیرا اگر پیش نرود، سرنوشتش همیشه در دستان دیگران خواهد بود.
کسانی که ماندند
یک شهر را میتوان زنده دانست، به نوع زندگی جوانان آن بستگی دارد.
تا پایان سال گذشته، Changxin نزدیک به بیست هزار کارمند داشت که از سرتاسر کشور به هفئی آمده و در آنجا کار میکنند، خانه اجاره میکنند و خانواده تشکیل میدهند. این صحنه، هفئی قدیم هرگز ندیده بود.
در گذشته، جزیره علم برای هفئی شهرت به ارمغان میآورد، اما اکنون Changxin زندگی را برای هفئی به ارمغان میآورد. این شرکت حقوق میدهد، اجازه اقامت میدهد و به فرزندان کارمندان اجازه میدهد در هفئی تحصیل کنند. مردم هفئی برای اولین بار احساس میکنند که آن چیزهای شگفتانگیز با زندگی خودشان مرتبط است.
کارمندان Changxin از سرتاسر کشور به هفئی میآیند، خانه اجاره میکنند، عاشق میشوند، در تعطیلات به کوه بزرگ شوشان میروند یا به کنار دریاچه چائو میروند و یک بعدازظهر را میگذرانند.
در سالهای گذشته، شبهای هفئی ساکت بود. اما اکنون متفاوت است. خوابگاههای پارک صنعتی پلنو تا نیمه شب روشن است، پیکهای تحویل غذا در خیابانهای علم تا دیروقت مشغولند و در زیر ساختمانهای منطقه جدید همیشه خودروهای زیادی پارک شده است. این شهر شروع به داشتن یک حس جوان و پرمشغله کرده است.
اگر بتوانید مردم را جذب کنید تا بمانند، آنها خانواده تشکیل میدهند و اینجا را به عنوان مکان خود میدانند. آنها در اینجا یکدیگر را ملاقات میکنند، ازدواج میکنند، فرزندانشان را به مدارس هفئی میفرستند. با گذشت یک نسل، چینکسا و جزیره علم در چشم این کودکان دیگر فقط "داستان دیگران" نخواهد بود.
این است داراییای که هفئی در طول پنجاه سال جمعآوری کرده است. نه یک خط تولید خاص و نه یک شرکت خاص، بلکه یک چیز کندتر. از آن کلاس در سال 1969، به تدریج اعتماد به نفس جمعآوری شده است. مردم هفئی شروع به باور کردند که جایی که زندگی میکنند نیز میتواند بخشی از عصر باشد.
ژا ژانگکه فیلمی به نام "ایستگاه" ساخته است که درباره جوانان دهه هشتاد در فنیان شانشی است.
گروهی از افراد در یک گروه هنری شهرستان، هرگز واقعاً دوردستها را ندیدهاند. یک روز صدای بوق قطار را میشنوند و دیوانهوار به سمت آن میدوند و سایه قطار را صدا میزنند. قطار نمیایستد. دوردستها از کنار آنها با سرعت میگذرد، مانند سرنوشتی که هرگز نمیتوانند به آن برسند.
در پایان فیلم، چویی مینگلیانگ در حال چرت زدن روی مبل است، کتری روی اجاق به صدا درآمده و صدایش مانند بوق قطار است. دوردستها به یک کتری آب جوش تبدیل شده است.
این وضعیت، دنیای نسل قبلی جوانان داخلی را به تصویر میکشد. متولد در داخل، زندگی بسیاری از افراد در انتظار گذشت و صرف میشود و تمام عمر خود را صرف تعقیب قطاری میکنند که هرگز برای آنها توقف نمیکند.
راهی که هفئی رفته، معکوس است. این شهر به دریا وابسته نیست، هیچ بادی ندارد و در ابتدا حتی یک ایستگاه مناسب هم نداشت، فقط یک زمین خالی بود. بنابراین آنها خم شدند و آجر به آجر، خودشان را ساختند. این ساخت و ساز بیش از پنجاه سال طول کشید.
امروزه ایستگاه جنوبی هفئی روزانه صدها قطار سریعالسیر را به سمت شمال به پکن، به سمت شرق به شانگهای و به سمت جنوب به گوانگژو و شنژن میفرستد. همه خطوط از این شهری که قبلاً دور افتاده بود، عبور میکنند. دهها سال پیش، قطارهایی که از هفئی خارج میشدند، پر از افرادی بود که فقط میخواستند بروند. اکنون، قطارهایی که به هفئی برمیگردند نیز پر از مردم است.
صدای بوق هنوز به گوش میرسد. جوانان هفئی آن را شنیدهاند و دیگر نیازی به تعقیب نیست. زیرا این بار قطار برای هفئی توقف کرده است.
سلب مسئولیت: این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی و برندینگ ارائه شده و به منزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیگردد. هیچیک از رویدادها، جوایز، رویدادهای آنلاین یا اطلاعات مرتبط ذکرشده در اینجا نباید بهعنوان توصیه، درخواست یا دعوت برای خرید، فروش، معامله یا هرگونه اقدام دیگر در رابطه با داراییهای رمزارزی یا استفاده از خدمات تلقی شوند. داراییهای رمزارزی با نوسانات بالایی همراه بوده و ممکن است منجر به زیان شوند. خدمات WEEX و رویدادهای آنلاین ممکن است در تمام مناطق در دسترس نبوده و مشمول قوانین، مقررات و شرایط احراز صلاحیت مربوطه هستند. شما مسئول رعایت قوانین محلی در استفاده از خدمات WEEX هستید و باید پیش از انجام هرگونه فعالیت مرتبط با ارزهای دیجیتال، ریسکهای آن را بهدقت بررسی کنید.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

آیا واش به دنبال کاهش نرخ بهره با «جبهه متحد» است؟

مقایسه وایتپیپر اتریوم و سولانا (۲۰۲۶)

فناوری فرانسه: افزایش هوش مصنوعی و کوانتوم، غیبت ارزهای دیجیتال

ربات انساننما NEO با "دستهای چابک": چگونه دستها به API ورود به دنیای فیزیکی تبدیل میشوند؟

SCEX چیست؟ بازار داراییهای رمزنگاری برای بازار ویتنام از Sacombank

بهروزرسانی بزرگ ChatGPT: قابلیت کار در چند پلتفرم، ساخت وبسایت با یک کلیک و کاهش هزینهها

BTC پس از عبور از 63,000 به چالش 64,000 میپردازد، بازار در حال معامله «ریسک قابل کنترل» است

با ترکیدن حباب، چه کسی در عصر هوش مصنوعی توجه را به خود جلب میکند؟ راهنمای 2026 برای KOLهای تأثیرگذار هوش مصنوعی در چین و بریتانیا

پولهای قدیمی رمزنگاری تغییر مسیر میدهند: Paradigm 1.2 میلیارد دلار جمعآوری کرد، نیمی از آن را به هوش مصنوعی و رباتیک اختصاص داد

Bitdeer کارخانه 36 میلیون دلاری در نوادا را برای تغییر در استخراج بیت کوین رونمایی کرد

پرپلکسی یک مدل هوش مصنوعی چینی را به گونهای تنظیم کرد که با هزینه یک سوم کلود اوپس ۴.۸ مطابقت دارد

بانک کره جنوبی از طرح استیبل کوین مبتنی بر بانک دفاع میکند در میان بن بست لایحه

جیپیمورگان میگوید ریسک اصلی بیتکوین استراتژی نیست، بلکه پذیرش بلاکچین است که به زنجیرههای عمومی و توکنها سود نمیرساند

نمایندگان کارگری فشار میآورند تا ممنوعیت کمکهای مالی رمزارزی در بریتانیا دائمی شود

حکم دیوان عالی کشور که اختیارات ترامپ را بر آژانسهای فدرال گسترش میدهد، سوالاتی را برای SEC و CFTC در حالی که قوانین مربوط به ارزهای دیجیتال پیشرفت میکند، ایجاد میکند

'پایین آوردن در حال انجام است': تحلیلگران میگویند تسلیم دارندگان بیتکوین نشانهای از بازار خرسی در مراحل پایانی است

مقالهای طولانی: از سال 1996 شروع میشود، چه کسی در حال ایجاد زیرساختهای بازار سرمایه نسل بعدی است

لوک دَشجِر، بزرگترین ضد اسپمر بیتکوین، در سال ۲۰۱۱ جملاتی را در شبکه ثبت میکرد

نهنگها ۲۷۰,۰۰۰ BTC خریدند در حالی که ETFها ۷ میلیارد دلار ضرر کردند. یک طرف اشتباه است

کلاس عرضه اولیه عمومی ارزهای دیجیتال 2025-26 تا 89% کاهش یافته است. کالبدشکافی یک رونق فهرستگذاری

راهنمای استخراج Robinhood Chain: آموزش کامل از زنجیرههای متقاطع تا Memecoin

مدیرعامل BitGo میگوید درصدهای تکرقمی از عرضه بیتکوین برای دارندگان بزرگ "احتمالاً درست است" در میان فروش Strategy

فراتر از کلید خصوصی: چگونه مرزهای امنیتی Web3 را از کیف پول، L2 تا زنجیره تأمین محافظت کنیم؟

ورود گروه پیشگام، باز کردن در جدیدی برای 50 میلیون سرمایهگذار سنتی به دنیای ارزهای دیجیتال

چرا OUSD ائتلاف ۱۵۰ شرکت نمیتواند USDT و USDC را تکان دهد؟

تحلیل سیتی: آیا انویدیا هنوز ۴۷٪ فضای رشد دارد؟ آیا روبین و CPO میتوانند به وعدههای خود عمل کنند؟

کاهش ذخایر مبادلات بیتکوین دیگر همان تأثیر صعودی را ندارد

مرگ یک شرکت سهامی: قمار 14.6 میلیارد دلاری برای خرید WLFI، 5.4 میلیارد دلار به جیب خانواده ترامپ رفت

شرکای Dragonfly: BTC ثروت بین نسلی است، به ETH و SOL خوشبین هستیم









